چهارشنبه، 09 مهر 1399 | 2020 Wednesday 30 ,September  
نگاه ایران/خدیجه عیسی پور هفتخوانی مشاور و سرگروه مطالعات اجتماعی استان گیلان دختری با ابروهای پیوسته، قدی بلند و قامتی خیزرانی وارد اتاق مشاوره شد که از پوشش وی به نظر می رسید ظاهرا مذهبی باشد. خیلی زود اصطلاحا بر سر اصل ماجرا رفت و پس از سلام و احوال پرسی مختصری حرفهایش را اینگونه آغاز کرد. - من رومینا هستم و روانشناسان رو قبول دارم، حتی بچه ها رو هم تشویق می کنم واسه رفع مشکلاتشون پیش شماها بیان. با خوشرویی پرسیدم: - خب دوست دارید چی صداتون کنم؟ - رومینا - پس رومینا خانم آماده ام که با هم صحبت کنیم،اول شما بفرمایید. - خانم من اومدم که به " خود آگاهی " برسم! - می تونم بپرسم منظورت از " خود آگاهی " چیه؟ - می خوام خودمو بهتر بشناسم، می خوام بدونم چرا بعضی چیزای پیرامونم لذت بیشتری دارند و چرا بعضی رفتارها ازم سر می زنه که بعد از انجامشون عذاب می کشم؟ - رومینا خانم لازمه که بیشتر بشناسمتون تا بعدش به بحث " خود آگاهی " ادامه بدیم، موافقی؟ رومینا قبول کرد و من حین پرسیدن " سوالات مصاحبه تشخیصی " متوجه شدم وی در کودکی از تنهایی و رها شدگی رنج برده است. اما مهم آن است که بدانیم چه عواملی این وضعیت را در او ایجاد کرده که " خلق و خوی ذاتی " می تواند تنها یکی از دلایل باشد چرا که پژوهشگران اثبات کرده اند با فرض یکسان بودن محیط ، دو کودک می توانند واکنش های متفاوتی به این محیط یکسان نشان دهند اما ممکن است هر دو کودک وقتی با بد رفتاری مواجه شوند یکی از آنها منفعلانه برخورد کند و دیگری از حقش دفاع نماید که احتمالا شرایط زیستی و بیولوژیکی رومینا نیز یاریگر وضعیت بحرانی اش بوده است. درادامه با توجه به شواهدی که رومینا بیان می دارد عامل اصلی بروز مشکلات، بستر خانواده است که مهمترین عامل محیطی به حساب می آید. " رها شدگی " که تنها یکی از تله های متعدد زندگی است و در محیط مخرب و ناخوشایند - دقیقا زمانی که کودک مراحل ابتدایی رشدی روانی و جسمی خود را سپری می کند - شکل می گیرد. عوامل " خود آسیب رسان " از طریق عوامل محیطی نقش خود را به دردناکترین حالت ممکن ایفا می کنند و هویت، سلامتی و ارتباط اجتماعی او را نشانه می گیرند. چنانچه مشاهده می شود آسیب وی از نوع رها شدگی است، آسیب رها شدگی که مستقیما به شیوه رفتار خانواده بر می گردد و این در حالی است که تهدید به رها شدگی و بد رفتاری، زمانی آزار دهنده تر می شود که کودک از سوی افراد صمیمی خانواده رها گردد و جای آنکه او را دوست داشته باشند و از او حمایت کنند وی را تهدید یا با وی بد رفتاری می کنند. رومینا ادامه می دهد: - تنهایی های وحشتناکی را پشت سر گذاشته ام، از زمانی که به یاد دارم محیط خانه ما بسیار ساکت بود و افراد خانواده ام تفاوتی با در و دیوار نداشته اند. معنای واقعی سکوت تلخ را با تمام وجودم حس کرده ام و یادم می آید کلاس چهارم دبستان به دلیل مسافرت نتوانستم دو روز به مدرسه بروم. بعد از دو روز غیبت بلاخره به مدرسه رفتم و خانم علت غیبتم را پرسید که جواب دادم همراه خانواده مسافرت بودیم. معلم عصبانی معترضانه ادامه داد که باید اطلاع می دادید. در این فاصله مدیر نیز با مادرم تماس گرفته بود تا به مدرسه بیاید. مادرم علت غیبتم را بیماری من عنوان می کند و مدیر نیز جواب می دهد دخترتان دلیل غیبتش را مسافرت ذکر کرده که مامان جواب می دهد دخترم دروغ می گوید. مدرسه تعطیل شد و من به خانه برگشتم، مامان بسیار خشمگین شده بود و بلافاصله شروع به داد زدن کرد. - رومینا الهی بمیری، آبروی منو بردی، چرا گفتی مسافرت رفتیم؟ من آخرش از دست تو سکته می کنم. تازه فهمیدم اشتباه کردم که حرف راست را گفته ام. مامان کیفم را از دستم قاپید، محکم به پشتم کوبید و به داخل اتاق خواب پرت کرد.او غرغر می زد و من گریه می کردم، با همان لباس مدرسه زیر پتوی تختم خزیدم و های های گریه کردم. از آن روز تاکنون حسرت آن را داشته ام که ای کاش می شد زمان را به عقب برگردانم و همان چیزی را بگویم که مادرم دوست داشت تا آبرویش پیش اولیای مدرسه نرود و این موضوع به حسرت بزرگ زندگی ام تبدیل شده است. رومینا ادامه داد که از تناقض رفتاری مادرش دلخور است، هرچند که مدام تکرار می کرد از دست او ناراحت نیست، چون نمی دانست " باید " با من صمیمی باشد، مسائل مربوط به خودم را با من در میان بگذارد و همیشه سرگرم کارهای خودش بود. مدتهاست او بخشیده ام چون زن بسیار ساده ای بود. - اما الان چکار کنم؟ بلافاصله پرسیدم چیو چکار کنی؟ آه بلندی کشید و سراغ موضوع خود ارضایی اش رفت و با گریه ادامه داد: - از بچگی یعنی از کلاس دوم دبستان این کار را شروع کردم، احساس دوگانه ی " لذت و گناه " امانم رو بریده، نه می تونم بخوابم و نه می تونم رو درس هام تمرکز کنم. البته نمره هام خوبن، چون یادگیری کار مورد علاقه منه و از اون غافل نمی شم و معدل خوبی دارم.مدتهاست با فیلم های پورن آشنا شدم اما دوست ندارم دیگه اینو ادامه بدم. تو یکی از کانالهای تلگرامی عضوشدم که به همدیگر کمک می کردند عادت بد خود ارضایی و دیدن فیلم پورن رو کنار بزارن، مدتی با روش های اونا جلو رفتم و تا حدودی هم موفق شدم. اما از همان کانال با خانمی آشنا شدم که به من گفت روانشناس است و از مریضی سختی رنج می برد. دوست دارد به دیگران کمک کند و خیلی خوشحال می شود که بتواند به من هم کمک دهد تا درمان شوم. من هم پذیرفتم و مدتها ی طولانی با هم تماس تلفنی داشتیم، دیگر تماس با او جز عادت هام شده بود و اگر یک روز با او ارتباط نداشتم بی قرار می شدم، گریه می کردم و حتی از فرط عصبانیت و پرخاش با مادرم کتک کاری می کردم. یک روز که با او صحبت می کردم، از من خواست جای دیدن فیلم و عمل خود ارضایی با ذهنم لذت ببرم و برام حرفهای محرک می زد وهمش زنان زیبا را توصیف می کرد. نمی دانم چرا او را به عنوان روانشناس قبول کرده بودم در حالیکه هر روز مرا به سمت پلیدی و گناه بیشتر هدایت می کرد اما انگار راهی نبود چون تنها بودم، همصحبتی نداشتم و ناچارا باید بر حسب عادت این مسیر را ادامه می دادم. روزها سپری می شدند و من روز به روز احساس غرق شدگی را بیش از پیش حس می کردم. از خودم متنفر بودم و از پدر، مادر و برادرم هم تنفر داشتم. علاقه ای نداشتم زن داداشم را ببینم. تنفر، گناه و آلودگی بخش اعظم وجودم شده بود که نهایتا پدرم مرا پیش یک روانشناس برد و او کمک کرد تا از وابستگی ام به آن خانمی که به ظاهر خودش را روانشناس معرفی کرده بود رهایی یابم. برنامه هایی برای ترک خود ارضایی و دوری از دیدن فیلم ها داد که در حال اجرایشان هستم، حالا اومدم تا خود خودم رو بشناسم، خانم من چکار کنم؟ چرا چنین حس هایی با منه؟ ... ... اکنون چنانچه مشهود است مراجعه کننده علاوه بر رها شدگی و تنهایی، از برقراری ارتباط سالم با اطرافیان، تجربه عزت نفس و خود ابراز گری همچنین پذیرش محدودیت های واقع بینانه در مراحل ابتدایی زندگی اش نیز محروم بوده است. جایی که با توجه به شرایط محیطی که رومینا در آن زندگی اش را آغاز نموده - و ما گوشه بسیار کوچکی از آنرا از نظر گذراندیم - لازم است به نیازهای کودکان برای رشد سالم اشاره شود. کودکانی که برای داشتن رشد روانی و جمسی سالم به محیطی نیاز دارند که : * امنیت بنیادین را برای آنها فراهم کند. * ارتباط سالم با دیگران را به آن ها بیاموزاند. * خود مختاری را در آنان تقویت کند. * پرورش دهنده عزت نفسشان باشد. * خود ابرازگری مناسب را به آن ها آموزش دهند. *بیاموزد که محدودیت های خود را واقع بینانه بپذیرند . حال شما خواننده گرامی قضاوت کنید کدامیک از زمینه های رشدی برای رومینا و رومیناهای متعدد سرزمینمان فراهم است؟ آیا والدین رومینا برای مسئولیت مهم والدگری آمادگی داشته اند؟ مگر مسئولیت والدگری ، مسئولیت همسری آمادگی نمی خواهد؟ به راستی سیستمی که مجوز این مسئولیت را واگذار می کند می داند سکان کشتی زندگی، مسئولیت و تعهد جوانه زدن و رویش اشرف مخلوفات را به چه کسانی سپرده است؟ قدر مسلم آنکه همه ی ما مسئولیم، چه با آمادگی و چه بدون آمادگی مسئولیت والدگری را پذیرفته باشیم لازم است بدانیم کودکانمان مایملکمان نیستند بلکه امانت الهی اند که در کنارمان پذیرفته ایم لایق مراقبت و توانمند سازیشان باشیم بنابراین با لحاظ نمودن تمام جوانب، بر تمام کسانی که در کسوت والدین هستند واجب است که : * به پایش سبک والدگری خود بپردازند و نسبت به اعمالشان در ارتباط با کودکان تحت مراقبت خود، آگاهی داشته باشند. * مولفه ها و آموزه های صحیح فرزند پروری را از منابع مختلف جستجو و تحلیل نموده و با توجه به مقتضیات کودک آنها را بکار گیرند. * متقاضی تشکیل کارگاه های فرزند پروری از سازمان های مختلف همچون بهزیستی، شهرداری و... باشند و در آن شرکت نمایند. * مشاهده گران قوی باشند و از روابط والدین موفق به تناسب شرایط الگو برداری کنند. در پایان سازمانها و متولیان ترویج امر مقدس ازدواج و آموزش های قبل از ازدواج (شامل چگونگی تنظیم هیجانات، چگونگی انتخاب همسر، برقراری ارتباط موثر، فرزند پروری و والدگری مثبت، آشنا یی با مراقبت های روانی و جسمی قبل از شروع بارداری، آشنایی با مراحل رشد از دوره جنینی تا نوجوانی و پایان عمر) را بصورت جدی در کنار آزمایش خون، اعتیاد و غیره دنبال نمایند. بکار گیری تجارب موفق بسیاری از کشورهای دنیا نیز خالی از لطف نیست و به عنوان مثال در کشور استرالیا علاوه بر آنکه برای والدین کارگاه های فرزند پروری تشکیل می گردد، بسیاری از مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها نیز خود را ملزم می دانند تا در در اینگونه کارگاه ها شرکت کنند. نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.  
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code