چهارشنبه، 09 بهمن 1398 | 2020 Wednesday 29 ,January  
ایمان رنجکش چندی پیش یادداشتی انتقادی با عنوان "خالتورها در شبکه باران" در یکی از رسانه ها منتشر شد که واکنش های بسیاری را بدنبال داشت. این مطلب بنابر ادبیات و الفاظ غیرمتعارف نگارنده اش نتوانست در مقابل برخی فشارها تاب بیاورد و پس از مدتی از خروجی سایت مربوطه حذف شد. اما در پس پرده مطلب فوق که می توانست با ادبیات ملایم تری به بیان انتقادات خود بپردازد، قصه تامل برانگیزی از حضور خالتورها در مرجع ترین رسانه استان را بازگو می کرد که حاوی نکات جالبی بود. پیش از هر چیز جا دارد به صورت خیلی مختصر به مفهوم "خالتور" اشاره کنم. خالتور واژه ای است که در جامعه هنری به کاری کم ارزش و با کیفیت پایین اطلاق می شود و مفهوم سرهم بندی شده از مجموعه یک کار هنری را می رساند. حال این کار هنری می تواند موسیقی باشد، تئاتر باشد یا هر چیز دیگری. خالتور حکایت شخصی است که بگوید من برای خنده شما خودم را از بالای پشت بام به پایین پرت می کنم. عکس العمل شما از تماشای پرت شدن یک نفر از پشت بام شاید خنده دار باشد و تا مدت ها با یاد این مسئله به خنده بیفتید. ولی مسلما از پشت بام پرت شدن نمی تواند یک کار هنری شناخته شود؛ بلکه زمینه ای برای در معرض دید، نمایان شدن شخصی است که می خواهد به شهرتی برسد و هیچ استعداد یا ذکاوتی در پشت آن نیست و نمونه بارز آن را هر روز در فضای مجازی از سوی اشخاص مختلف مشاهده می کنید. مشکل اصلی جایی است که ما این مسئله را در رسانه ملی خود مشاهده کنیم. شبکه تلویزیونی باران که از اواخر دهه 70 به مجموعه شبکه های سازمان صدا و سیما اضافه شد، در طول این دو دهه فعالیت رسانه ای خود از جایگاه خاصی در میان مردم گیلان برخوردار است. البته منظور از جایگاه خاص به تبع انحصار آن است و به جهت تنها متولیت قانونی پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی، قاعدتا مرجع دیگری در داخل کشور وجود نداشته که کارکرد آن ها را با هم قیاس کنیم. به تیتر یادداشت باز میگردیم. چندی پیش بود که مصاحبه ای از یکی کارگردانان نام آشنای گیلانی خواندم که پس از کسب مقام برتر در یکی از جشنواره های خارجی در گفتگویی، گلایه های جالبی را نسبت به کارکرد شبکه باران ایراد کرده بود. او گفته بود: (متاسفانه در صدا و سیمای گیلان فضا بسته است و تنها نویسندگان سازمان می توانند برای صدا و سیمای گیلان بنویسند. نتیجه این کار  تولیدات بسیار ضعیفی است که شاهدش هستیم. تولیدات بی کیفیتی که متاسفانه گیلانی ها را بسیار بد به تصویر کشیده است. متاسفانه شبکه باران گیلانی ها را به عنوان افرادی بی ادب، خلافکار و لوده معرفی کرده است، هنر نیاز به استقلال و خلاقیت دارد.) آنچه مسلم است شبکه باران شدیدا از نبود نیروی انسانی کاربلد و  حرفه ای در درون مجموعه خود رنج می برد و نتیجه اش هم تولید سریال ها و نمایش های بی کیفیت و فاقد بار حرفه ای است. شبکه ای که وقتی می خواهد یک سریال کوچک خانوادگی بسازد، نقش اول آن را یک شیرین عقل بازی می کند و با کج کردن لب و دهان و مثلا گیلکی صحبت کردن، سعی در بازتولید سرمایه های فرهنگی دارد. این مصداق بارز همان از پشت بام پریدن است که ما مخاطبان را به قهقهه وا می دارد درحالی که قرار نیست مردم به لودگی بخندند و انتظارها از این غول بزرگ رسانه های استان فراتر از این حرف هاست! این یادداشت هیچ جسارتی به هیچکدام از زحمتکشان شبکه باران نمی کند چرا که هنوز هم هستند کسانی که با وجود پیشنهادها و فضاهای رشد بهتر در جاهای مختلف، به ارتقای فرهنگ عمومی استانشان پایبند هستند؛ بلکه تلنگری است که سر و کله خالتور ها در لباس های مختلف در شبکه باران هم می تواند پیدا شود! به هر حال هر تغییری به زمان احتیاج دارد و شبکه باران برای نخستین بار در تاریخ خود دارد یک مدیرکل بومی را تجربه می کند که فرصت بزرگی است حالا که برای اولین بار فردی آشنا به فرهنگ و رسوم گیلان این کرسی مهم رسانه ای در استان را دراختیار گرفته؛ آستین ها را بالا بزنیم و زمینه های رشد و بالندگی گیلان را با همفکری تمامی سلیقه ها فراهم سازیم. نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تائید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code