| جمعه، 03 بهمن 1399
اصلاح طلبان و تحریمیان؛
       کد خبر: 31252
بابک مهدیزادهنگاه ایران/ بابک مهدیزاده * حقیقت آن است که بزرگ ترین رقیب اصلاح طلبان در این انتخابات نه جریان اصولگرایی که جریان معتقد به عدم شرکت است. همان جریانی که هرگاه به پای صندوق های رای آمد اصلاح طلبان را پیروز ساخت و هرگاه با حق خود قهر کرد شکست را برای اصلاح طلبان به ارمغان آورد. همان جریانی که در ناامیدی اش عملکرد اصلاح طلبان هم بی تاثیر نبود. در واقع اصلاح طلبان اکنون مزد اشتباهات خود را به تلخی خواهند گرفت. اما حقیقت بزرگ تر آن است که اکنون وقت مناسبی برای قهر و تسویه حساب بخشی از مردم با اصلاح طلبان نیست. واقعیت تلخی است که این بار لزوم انتخاب اصلاح طلبان یک انتخاب سلبی و صرفا به خاطر ترس از به قدرت رسیدن رادیکال هاست اما واقعیتی است که پذیرش آن شجاعت می خواهد و حد زیادی توسعه یافتگی. بسیاری از تحریمی ها از قضا شادمان می شوند که اصلاح طلبان در این انتخابات شکست بخورند تا انتقام آرایی که سالیان گذشته به آن ها دادند و ثمری از آن ندیدند را بگیرند. شاید حق داشته باشند اما این رفتار درست همانند همان رفتار اهالی برره است که به وقت اعتراض شیشه پنجره های خانه خود را می شکستند. مردم حق دارند کلافه باشند، حق دارند بی اعتماد باشند، حق دارند خسته باشند اما حق ندارند که ناامید باشند. زیرا ناامیدی همسایه مرگ است و میرایی در قاموس عاشق به مام میهن نیست. بزرگ ترین رقیب اصلاح طلبان یعنی طرفداران عدم شرکت معتقدند که رایشان خوانده نمی شود ،یا فرقی میان دو جناح قایل نیستند ، یا همه این فرآیند را یک بازی و تقسیم دوره ای قدرت بین دو جناح سیاسی می دانند، یا حتی بالاتر به رایشان به چشم یک مهر تایید می نگرند، بسیاری از آن ها به لیست اصلاح طلبان در شهرهای مختلف معترض اند و بسیاری دیگر به کلیت عملکرد اصلاح طلبان. بسیاری از آن ها آنچنان متعصب در اعتقاد خود هستند که بحث با آن ها آب در هاون کوبیدن است اما مگر چاره دیگری هم وجود دارد؟ مگر می توان سکوت کرد و بی خیال شد اگر عاشق این خاک بود؟ این درست که تنها یک روز دیگر به زمان تبلیغات مانده و تحرک تبلیغاتی گسترده ای از سوی اصلاح طلبان نشده است. این درست که اصلاح طلبان در جدالی نابرابر گرفتار شده اند و بسیاری از کاندیداهای احتمالی شان عضو احزاب اصلاح طلب نبوده اند و حتی امکان دارد بعد از ورود به مجلس بازهم حکایت آن عضو خانم شورای شهر تهران تکرار شود. این درست است که به اصلاح طلبان و اعتدالیون هزاران نقد وجود دارد و آدم بعضا کلافه می شود از عملکرد بعضی هایشان. اما مگر چاره ای مانده است در این وانفسا. تنها و تنها یک روز مانده. ستادها رونقی ندارد و آن شور دیگر دیده نمی شود. بخش بزرگی از حامیان بالقوه اصلاحات ناامیدند. اما چاره ای نمانده. همین یک راه وجود دارد چه خوشمان آید چه دل به خون باشیم. دل همه مان خون است اما عاشق را طریقت عاشقی زنده بود و عشق را هزاران افسوس که با درد و گداز همراه است. ما عاشق خود و خانواده و میهن مان هستیم و برای پاسداشت این تثلیث و در نغلتیدن در ایام ناخوشایند وظیفه است امیدواری. ما محکوم به امیدیم. با امید زنده ایم تا دانه محبت و فداکاری بکاریم بلکه آیندگانمان زیر سایه این نهال برخاسته از شجاعت و ایثار لختی بیارامند و ما شرمنده خود و خدای خود و آیندگانمان نشویم. پس دلبستگان این خاک دامن گیر بشتابید که تنها یک روز فرصت دارید. گفتمان از کف خیابان و ستادها به فضای مجازی منتقل شده است. در این 24 ساعت دهکده کوچک جهانی را درنوردید و بزرگ ترین رقیب اصلاحات یعنی طرفداران عدم شرکت را قانع کنید. قانع کنید به فداکاری و ایثار و از خودگذشتگی. این رسالتی است تاریخی که سرزمین غمگینمان بر دوش لاغر و نحیفمان نهاده است. تنها یک روز فرصت داریم تا بپرسیم از دوستان و خویشان و آشنایانمان که چه سودی می بینند در رای ندادن؟ باید کمی به تعمق وادارشان کرد. توسعه در هر کشوری از راه تفکر می گذرد. رمز توسعه همان است که رنه دکارت گفت: «فکر می کنم پس هستم». برای یک روز هم که شده طرفداران عدم شرکت را وادار به تفکری بیشتر کنید...خسته نشوید که خستگی رسم عاشقی نیست... فردا روز دیگری خواهد بود برای عاشقان این سرزمین. به یاری خدا... *روزنامه نگار
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code