چهارشنبه، 07 آبان 1399 | 2020 Wednesday 28 ,October  
گفتگو با عامل قتل فجیع نوجوان 10ساله مشهدی:
نگاه ایران: التماس می کرد، فریاد می زد و از رانندگان عبوری کمک می خواست اما هیچ کس صدایش را نمی شنید و من هم توجهی به فریادهایش نمی کردم حتی التماس ها و گریه هایش نیز بی فایده بود! به همین خاطر ناگهان در یک جای خلوت توقف کردم لباس هایش را از تنش بیرون آوردم، دست و پاهایش را با طناب قرمز رنگ بستم و ...
 این ها بخشی از اظهارات جوان 27 ساله ای است که در پوشش راننده تاکسی تلفنی اینترنتی کودک 10 ساله را از مقابل منزلشان ربود و او را در جاده فرعی معروف به جاده شهرک صنعتی به قتل رساند. آن چه می خوانید گفت وگوی کوتاه خبرنگار خراسان با عامل این جنایت وحشتناک است.
نامت چیست و چند سال داری؟ سجاد «ر» هستم و خرداد 1370 به دنیا آمدم. تا کلاس چندم درس خوانده ای؟ سال 1392 و در رشته حقوق از دانشگاه پیام نور دانش آموخته شدم و مدرک کارشناسی دارم. در مشهد زندگی می کنی؟ بله البته قبلا در شاهرود بودیم و در سال 1388 در دانشگاه شاهرود پذیرفته شدم اما از 6 سال قبل به مشهد آمدیم. فرزند چندم خانواده هستی؟ دو خواهر بزرگ تر از خودم دارم که ازدواج کرده اند و من آخرین فرزند خانواده ام. پدرت چه شغلی دارد؟ بازنشسته است پراید مال خودت بود؟ نه مال پدرم است اما آن را در اختیار من گذاشته بود تا با آن کار کنم. مسافرکشی می کردی؟ بله در شرکت اینترنتی حمل و نقل... کار می کردم چون مشکل مالی داشتم. چرا آن کودک را کشتی؟ او مسافرم بود ولی کرایه اش را نداد من هم عصبانی شدم و او را به جاده شهرک صنعتی بردم لباس هایش را بیرون آوردم دست و پاهایش را بستم و او را داخل صندوق عقب انداختم. با چه وسیله ای او را کشتی؟ در یک جاده خاکی او را از صندوق عقب بیرون آوردم و با سنگ و چاقو به قتل رساندم! در آن لحظه چه احساسی داشتی؟ او التماس می کرد ولی خودش مقصر بود. چون به من فحش داد. روی داشبورد پراید تصویر مارمولک کشیده ای چرا؟ آن تصویر و حروفی که به لاتین مارمولک نوشته شده از قبل بود. حالا چه احساسی داری؟ پشیمانم وقتی او را کشتی دلت به حالش نسوخت؟ باید کرایه ام را می داد چون آدرس را بلد نبود و من در شهر دور زدم یا پدر و مادرش به او کارت بانکی می دادند که کارت هم نداشت. چگونه او را سوار کردی؟ من آن طرف خیابان توقف کردم او به سویم آمد و گفت آژانس هستی؟ من هم گفتم بله بیا بالا... مجردی؟ بله چرا لباس هایش را بیرون آوردی؟ می خواستم گرو نگه دارم تا پدر و مادرش پول مرا بدهند!
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code