| چهارشنبه، 13 اسفند 1399
سیدرضا سیددانش  فعال فرهنگی و رسانه ای هزار باغ از آواز قناری، هزار پرده از باران بهاری، هزار بیت از غزل های بیقراری می بارید، هنگام که عشق از چشمه جوشان پنجه شیرین تو، نت هایی همایون، سر می کشید، تا جهان و جان آدم را، خرّم کند. تو از کدامین اردیبهشت طربناک، آمده بودی که تمام نغمه های ناب و نادره در چمدانت بود؟! تو از کدامین کوچه باغ پاییز گذشتی، که هزار ترانه، هزار تصنیف، در گوشه گوشه ی «بیداد» طنین انداخت؟! بی تو نه تنها باد، که نسیم نیز، شروه های دشتستانی سر می دهد؛ و ساز ها حتا چهار مضراب را، غمگنانه می نوازند. تو آن خاطره ی هماره سبزی هستی که عطردلاویزتر از سبزت، در کوچه باغ های شورو ماهورو اصفهان و چهارگاه و سه گاه ... تا ابد جاریست. نام تو را، نت به نت، پرندگان عاشق، در هر بهار ترانه ای می کنند، در مایه ی همایون، تا خرّم شود، روزو روزگار عاشقان.

به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code