چهارشنبه، 30 مهر 1399 | 2020 Wednesday 21 ,October  
به بهانه انتخاب استاندار آینده گیلان؛
نگاه ایران/مانیا شیرین بخش کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک این روزها بحث قالب نشستهای مجازی و حقیقی، آینده ساختمان سفید رنگ خیابان معلم رشت است. عمارتی که خیر و صلاح گیلانیان، در احتمالا چهار سال آینده، در گرو تصمیم گیری های کلید دار آن خواهد بود و گمان میرود که امروز، روند سپردن این کلید بیش از همیشه حساس و نفسگیر شده است! دولت تدبیر و امید، در اردبیبهشت 96، برای دومین بار و بی تردید با پشتیبانی بی چون و چرای اصلاح طلبان، عهده دار اداره کشور شد. در گیلان نیز، میان افراد تعیین کننده در کمپین 96 دکتر روحانی، اکثریت با اصلاح طلبان بوده است. لذا "دست یاری فشرده اند و طلب وفاداری دارند". و این شاه بیت غزلی است که برای سرودنش خون دلها خورده شده است و به هیچ وجه یک بام و دو هوای قبل و بعد انتخابات را برنمیتابد. با نگاهی به آنچه تلاش می شود به اغراق، تحرکات فعالین سیاسی استان و حمایت پایتخت نشینان ذینفوذ اصلاح طلب نامیده شود، حال آنکه به رخوت ماننده تر است(!)، به نظر می رسد ضرورت اینکه گیلان، تشنه یک استاندار "لایق اصلاح طلب بومی" است، آنطور که باید و شاید از سوی نقش آفرینان احساس نشده است. در حیات سیاسی افراد، گاهی حتی انتخاب بین تعجیل یا تردید در ابراز عقیده، میتوانند نقطه عطفی باشد و مرز میان اوج و حضیض سیاستمداران، شوربختانه یا خوشبختانه، از مو باریک تر است. مناسبات امروز گاهی یادآور انقلاب مشروطه و داستان معروف فتح تهران به دست مجاهدین گیلانی و آذربایجانی و بختیاری می شود که "فاتحین جمعه" بودند اما فردای تهران به دست "مجاهدین شنبه" تعیین و تکلیف شد! در همین راستا با کمال تاسف مشاهده می شود که مطالبه گری پس از انتخابات در ایران، عمدتا گرفتار ساز و کارهای معیوب و رودربایستی های سیاسیون و ترجیح منافع فردی می شود و آنچه به اشتباه معمول است، مذمت احزاب در تلاش برای سهم خواهی های پس از انتخابات است. معرفی استاندار در گیلان _ که یکی از بالاترین آرای دکتر روحانی در این استان محقق شد_ نه تنها برای سیاسیون گیلانی که برای دولت هم به نقطه عطفی تبدیل شده است. انتظار می رود دولت اعتدال برای اثبات وفاداری به کسانی که شور و شعور انتخابات و رای بالای اردیبهشت 96 را بی اغراق وامدارشان است، در تصمیم استراتژیک انتصاب استاندار، معطوف به مطالبه بر حق اصلاح طلبان باشد. از میان گزینه هایی که به دلیل قرابت سیاسی و لیاقتمندی های اجرایی، از سوی احزاب اصلاح طلب برای استانداری تعرفه می شوند، شرط تعقل، تلاش برای رسیدن به فردی است که تمامی ویژگی های لازم برای احراز پست مربوطه را داشته باشد و خوشبختانه اصلاح طلبان دست پری دارند برای رو کردن. از میان نامهای مطرح شده، به گواه سبقه مدیریتی، دکتر هادی حق شناس، معاون سازمان بنادر و دریانوردی کل کشور و نماینده پیشین مجلس، یکی از نزدیکترین افراد به ایده آل های مورد توافق خواهد بود. به نظر میرسد مجموعه عواملی چون شجاعت و پایایی در موضع گیری ها، دانش آکادمیک و تجربی مثال زدنی در حوزه مسائل اقتصادی، شخصیت کاریزماتیک مورد نیاز برای همگرایی بین نیروهای سیاسی مختلف استان، رزومه مدیریتی قابل اتکا در توسعه و کارهای زیربنایی، کارنامه مدیریت شفاف و درخشان و بدور از فساد و لابی گری و از همه مهمتر به دلیل بومی بودن، اشراف کافی به زیر و بم های مدیریتی گیلان با توجه به فرصت ها و تهدیدهایی داخلی و خارجی استان، ایشان را به قابل دفاع ترین گزینه برای معرفی تبدیل کرده است. در روزهای اخیر بی اخلاقی های بسیاری در حوزه رسانه مشاهده می گردد. در میانه میدان، دوستان همرزمی هستند که سودای چرخش به سوی کسانی دارند که زعمشان به کرسی استانداری نزدیک تر هستند و در این راه حتی از تخریبهای سخیف و کودکانه نیز، رویگردان نیستند. دکتر حق شناس بومی استان است. سالها مدیر کل سازمان بنادر بوده است. سابقه نمایندگی مجلس دارد و پختگی و تعهدی که از خود نشان داده است، توافق بر سر او را آسان میکند. احترام کلیه احزاب موافق و مخالف و نمایندگی ولی فقیه در استان را به دنبال خود دارد و هرگز به انفعال متهم نشده است. به گواه کسانی که وی را از نزدیک می شناسند، یک نخبه است. در زمانه ای که رییس جمهوری پیشین کشور در اعتراض به رد صلاحیت نور چشمی اش رای باطله به صندوق می اندازد، سیستمداران و مدیرانی چون او، گوهران کمیابی هستند. کسانی که هرگز زیر میز بازی نخواهند زد! در برهه کنونی تلاش اصلاح طلبان برای استفاده از سرمایه های انسانی نزدیک به گرایش سیاسی مطلبوبشان، میتواند آینده سیاسی آنها را تضمین کند و به مانند گذشته در انتخابات های آتی نیز، آنها میتوانند به اعتبار آبرویشان سرنوشت صندوق های رای را تغییر دهند، ولی این تنها یک روی سکه است. روی دیگر، تصمیم گیرندگان مربوطه در هیات دولت هستند، که شاید نیم نگاهی به بهار 1400 دارند و شایسته است وفای به عهد را به بهترین شکل ممکن به گیلانیان اثبات کنند. حتی اگر وفایی باشد نانوشته بین به مقصود رسیدگان اعتدال طلب و خوبانی که کوشندگان پیش از انتخابات بوده اند و صبوران پس از انتخابات! در این میان روی سخن با کسانی نیز هست، که سودای همیشگی پیروزی در سایه "لیست" های انتخاباتی اصلاح طلبان دارند. در هر انتخابات و انتصاباتی که باشد. دولت اعتدال به خوبی میداند که گیلانیان هوادار رییس جمهوری هستند و به "تدبیر" او "امید" بسته اند و به گواه نظرسنجی ها و موضع گیری نمایندگان و احزاب، چشم به راه استاندار اصلاح طلب بومی هستند که با پیچیدگی های این شغل آشنا و در مدیریت های کلان از آزمونهای پیشین سربلند بیرون آمده باشد. آنچه مهم است مطالبه جدی تمامی کسانی است که به نوعی سرنوشتشان با این تصمیم گره خورده است، از شهروندان عادی گرفته تا بزرگان و فعالین سیاسی. چرا که گرچه در طریقت اصلاح طلبان " کافریست رنجیدن"، اما "ملامت کشی" نیز حدی دارد... نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code