چهارشنبه، 05 آذر 1399 | 2020 Wednesday 25 ,November  

نگاه ایران/بابک مهدی زاده

حال که روزهای هیجانی و احساسی انتخابات تمام شد راحت تر می توان این انتخابات را تحلیل کرد. در این مقاله اما روی سخنم با اصلاح طلبان است و تحلیل آرای اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر. سه کاندیدای لیست ائتلاف اصلاح طلبان موفق به تصاحب سه کرسی شورای شهر 11 نفره رشت شدند. احمد رمضانپور با نزدیک به 28 هزار رای نفر اول. اسماعیل حاجی پور با 26هزار رای نفر دوم وفرهام زاهد با 21 هزار رای نفر چهارم. همچنین 4 کاندیدای دیگر لیست امید نیز به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند. بهراد ذاکری با بیش از 15 هزار رای نفر دوازدهم ، اسماعیل عبداللهی با 13هزار و 800 رای نفرپانزدهم ، عبدالرضا بی آزار با 13هزار و 700 رای نفر شانزدهم و عبدالرضا ابراهیمی با 13هزار و 500 رای نفر هفدهم شدند. حتی محمد کهنسال و مازیار صیادی و عماد ولیزاده هم توانستند بین 11 تا 13 هزار رای کسب کنند. با این اوصاف می توان گفت لیست امید آرای بدی نیاورده است اما سوال اینجاست که آیا این لیست نمی توانست حائز اکثریت آرا شود ، آن گونه که در تهران و مشهد و دیگر شهرهای بزرگ اتفاق افتاد؟ با نگاهی به اختلاف آرای کف اصلاح طلبان با یازدهمین کاندیدای راه یافته درخواهیم یافت که بهراد ذاکری به عنوان اولین عضو علی البدل تنها نیاز به هزار رای و ابراهیمی به عنوان نفر آخر علی البدل به 2500 رای نیاز داشتند تا اکنون عضو شورای شهر رشت باشند. این آمار نشان می دهد که تصاحب اکثریت کرسی های شورا توسط کاندیداهای لیست امید مسئله ای دور از ذهن نبود. اما چطور می شد این مهم را تحقق بخشید؟ پاسخش کاملاً روشن است؛ تنها با کمی اتحاد و همدلی بیشتر. 1- لیست امید در شرایطی توانست کرسی های اول و دوم و چهارم را کسب کند و چهار کاندیدا را هم جزو اعضای علی البدل ببیند که لیستش به خاطر اهمال و اختلافات درونی شورای اصلاح طلبان یک روز بعد از آغاز زمان تبلیغات تکمیل و تبلیغات خود لیست امید هم تازه از روز یکشنبه شروع شد. یعنی تنها 4 روز فرصت تبلیغات. به عنوان یکی از یاری دهندگان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به صراحت اعتراف می کنم در این چهار روز زمان تبلیغات، لیست امید توسط همان اصلاح طلبانی که این لیست را با تمام ایرادات و انتقادات وارده بستند ، حمایت نشد. به طوری که لیست امید تا روز آخر انتخابات نه تنها یک ستاد واحد برای هماهنگی ها و اتخاذ تصمیمات واحد نداشت و اعضای پراکنده ستاد مجبور به برگزاری جلسه در رستوران ها و کافه ها بودند که حتی فاقد رئیس ستاد بود که این نشان از عدم جدیت اصلاح طلبان برای رای آوردن بود. 2- این لیست همچنین از سوی دو نماینده لیست امید در مجلس هم حمایت چندانی نشد. نه تنها حمایت که بعضا با لیست های موازی هم روبرو شد. بنده ارادت زیادی به آقای جعفرزاده دارم و او را نماینده مستقل و شجاعی می دانم اما ای کاش ایشان در مقابل انتشار لیست موازی منتسب به خود جلوگیری می کرد و با ارائه یک لیست دیگر موجبات تشتت آرا فراهم نمی شد. 3- نه فقط جعفرزاده که اکثریت قریب به اتفاق بزرگان اصلاحات در گیلان نیز از این لیست حمایت نکردند. آقایان زالفی و احمد حسینی و اسحاق راستی و سروش اکبرزاده و خانم ژاله حساس خواه به دلیل مشغله کاری شان در ستاد روحانی قادر به کمک به لیست نبودند و خبری هم از آقای هرمز ربانی به عنوان ریاست شورای اصلاح طلبان نبود. قصدم گلایه از دوستان نیست که مطئمنا آن ها نیز همانند بنده برای هویت اصلاح طلبی خود و پیروزی اصلاحات ارزش زیادی قائل هستند.هدف آسیب شناسی شکست لیست امید در رشت ، آن هم در دوره ای که این لیست در شهرهای بزرگ اقبالی صددرصدی داشت، است. 4- در بین خود کاندیداهای لیست امید هم اتحاد و همراهی لازم وجود نداشت. کمبود زمان تبلیغات برای این کاندیداها و عدم تشکیل ستاد واحد برای هماهنگی های لازم مانع کار جمعی مناسب شد. به طوری که پوسترها و تراکت های تبلیغاتی این لیست تنها در دو روز آخر چاپ و در سطح شهر به صورت محدود پخش شد. تکمله: لیست امید رشت باوجود زمان کم تبلیغات ، عدم تبلیغات مناسب ، عدم حمایت لازم از سوی بزرگان اصلاح طلب  ،عدم هماهنگی های لازم مابین 11 کاندیدایش در دوران تبلیغات و وجود لیست های موازی و کاندیداهای اصلاح طلب خارج از لیست که آرای خوبی هم کسب کردند ، تنها با تکیه بر چند جوان رسانه ای و مانور تبلیغاتی در فضای مجازی و دو ، سه سایت خبری اصلاح طلب توانست کف آرای 9 هزارتایی را برای خود به ارمغان آورد. آرایی که اگر نبود هیچ گاه احمد رمضانپور و حاجی پور را نفرات اول و دوم انتخابات نمی کرد و احتمالا فرهام زاهد را نیز به کرسی شورا نمی رساند. این انتخابات نشان داد که کف آرای اصلاح طلبان در رشت 9هزار رای است و سقفش را می توان با توجه به انتخابات مجلس و رای 30 هزاری به واحدی ، سومین کاندیدای لیست امید ، 25 تا 30 هزار نفر برآورد کرد. حال اصلاح طلبان در قبال این جامعه رای 9 الی 30 هزارنفره می توانند دو رویکرد را اتخاذ کنند؟ یا مانند انتخابات شورای پنجم توجه چندانی به این قابلیت بالای رای آوری نداشته باشند و با تک روی شاهین بخت را از شانه شان پر دهند یا اینکه به مانند شهرهای بزرگ کشور با همدلی و برنامه ریزی دقیق و صدالبته فداکاری و ایثار برای یک هدف مشترک به جای رقابت و خودبینی تبدیل به یک رقیب دست نیافتنی برای دیگر گرایشات و کاندیداها شوند؟ برای اصلاح طلبان گیلان تا انتخابات آینده مجلس ، دو سال زمان وجود دارد که کدام راه حل را انتخاب کنند. یا طبق روال گذشته شان عمل کنند و از اعتبارشان بازهم کاسته شود یا ترک عادت کنند و محبوب شهرشان شوند. اصلاح طلبان به یک بازنگری اساسی چه در سطح ترکیب شورای عالی هماهنگی و چه جذب نیروهای جدید خوددارند. این شروع کارشان است. آن ها باید بدانند که همواره نمی توانند از همای سعادت خاتمی استفاده و حتی با این نام هم نتوانند اکثریت آرا را کسب کنند. نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code