| چهارشنبه، 01 بهمن 1399
به بهانه‌ی فهرست‌های مختلف انتخاباتی شورای شهر رشت:
       کد خبر: 114094
نگاه ایران/ فرشته صدیق معمار و فعال مدنی استان گیلان از دیرباز به مهمان نوازی و پذیرایی با آغوش باز و روی خندان معروف است. چه در جنگ جهانی دوم که خود در قحطی و کم محصولی بوده و چه هم اکنون که پربرکت است و مهربان. در طول همه ی سال هایی که بر  ما گذشت افکار بلند گیلانیان چنان ورای مرزها می اندیشید که از هر قوم مهمان، بسیاری ماندند و به مرور در جامعه ی میزبان حل شده و خود از میزبانان شدند. بدین صورت که وصلت ها صورت دادند و یا از خویشانشان نیز دعوت به عمل آورده؛ از خود تکثیر کردند. همه ی این ها با مدیریت  و با درایت گیلانیان و بخصوص رشتی ها به عنوان مرکز صورت گرفت. تا جایی که چنان آسودگی ای حاصل شد که بمانند و خود را از ما ببینند و ما نیز خوشحالیم که چنین است. به مرور بخصوص در دهه های اخیر ماجرایی دیگر اتفاق افتاده و آن این است که بر اساس این پذیرش، مهمان نوازی، خوش رویی( که همه خوب است) و متأسفانه انفعال از سویی؛ و نیز فعالیت افراد غیربومی از سویی دیگر؛ موجب اضمحلال و فروپاشیدگی جمعیت بومی شده است.  چنان که خطر کم رنگ شدن و حتی از بین رفتن فرهنگ غنی گیلکی کاملاً محسوس می نماید. نه حل شدن گروه مهاجر در فضای میزبان به خودی خود بد است و نه پذیرش آن ها از سوی میزبانان. موضوع بر سر چگونگی این حل شدگی و مدیریت نالایق و نیز برنامه های عمدی ست که بومیان را به انزوا بکشاند. و اگر این نیست؛ تاکنون چنین به نظر آمده. در رابطه با مدیریت شورایی باید گفت که صدالبته اصل بر سوابق و توان مدیریتی و شایسته سالاری است. و ظاهراً در مسیر توسعه، بومی و غیربومی نباید مطرح باشد. اما در این چند دهه و نیز از زمان ایجاد شورا تاکنون به طور ملموس دیده شده که قومیت گرایی ها و یا نگرش های سیاسی ویژه از احزاب و نیز جانب داری از فرد یا گروه خاص و یا علیه فرد یا گروه خاص بر مصالح امور شهری چنان سایه افکنده که صلاح عمومی شهروندان و حقوق شهروندی را خدشه دار کرده است. از مدیریت غیر سیستمی، فرد محور و بشدت متزلزل مدیران شهرداری گرفته تا شورای معلوم الحالی که جمع آوری شد؛ و از شهردار اصفهانی در این اقلیم تا سرپرستان متعدد و رنگ به رنگ و تا شوراهایی که ظاهراً نهادهایی اجتماعی هستند اما به میدان جنگ احزاب و یا باندهای اقتصادی تبدیل شد ؛ نتیجه ی چنین جریاناتی به اینجا رسید که رشت را به شهری آشفته ازاین دست که هست تبدیل کرد. متأسفانه با این رویکردها نه تنها امور توسعه ی شهری به زیر سؤال می رود بلکه تنها متضرران ماجرا شهروندان رشت خواهند شد. تأکید می کنم: کلیه شهروندان رشت -از هر قومیتی-. زیرا هر یک از موارد یادشده مدیریت را به ورطه ی قوم گرایی، سیاسی کاری و باندبازی و یا اقداماتی هیجانی، بی مطالعه، صرفاً تبلیغاتی و پوپولیستی می کشاند که نتیجه ای جز سقوط و عقب ماندگی نداشته و ندارد چنان که می بینیم. این روزها با توجه به داغ بودن تنور انتخابات؛ خبر از جمع های مختلفی از رشتی ها می آید که داعیه ی تعیین فهرست هایی از افراد اصلح داوطلب شورای  شهر را با ملاک های مختلف دارند. برخی از ایشان پیرو و دوستدار فرد یا گروه خاصی هستند و به نظر صلاحیت ها بر این ملاک بناشده است. برخی دیگر دشمن فرد یا گروه خاصی اند و صلاح دید ایشان بر این اصل بناشده است. برخی نیز وابسته به جریانات حزبی معلوم هستند. برخی نیز مستقل از همه ی این ها؛ داعیه ی تعادل و بی طرفی دارند و اصل را بر مدیریت کارآمد شهری گذاشته، حقوق شهروندان و توسعه ی شهری را در اولویت قرار داده اند. دراین میان به گوش می رسد که «از لیست نامزدهای منتخب آن قدر زیاد می کنیم تا لیست اصلح گم شود»! اما به نظر وجه مشترکی بین همه ی این ها وجود دارد: خروج از انفعال و مشارکت شهروندان. متأسفانه در مدیریت یادشده ی گذشته شهروندان به نوعی ناامیدی از پرسشگری، مطالبه گری و مشارکت رسیدند که گویا سرنوشت شهر برایشان چندان اهمیت ندارد. تا جایی که شاهد آسیب های جدی به زبان و فرهنگ گیلکی و حتی معیشت شهروندان و نیز گسترش آسیب های جدی اجتماعی هستیم. به طوری که می توان گفت امروز رشت شهری شده غیر رشت. حال آنکه در طول تاریخ، همواره شهر پیشتاز درحرکت های مدنی بوده؛ پس امروز چه بر ما گذشته که چنین به محاق رفته ایم؟ این ائتلاف ها از گروه های مردمی رشتی و گیلک زبان، که لیستی از کاندیداهای مطلوب خود نیز ارائه می دهند؛در نگاه اول تداعی کننده قوم گرایی های افراطی است. اما در بستر تاریخی و منفعل یادشده این حرکت ها اگرچه ممکن است به خطا نیز برود، اما شروع خوبی است برای مشارکت های مردمی در ساختن سرنوشت خود و شهرشان؛ که «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل..» و امیدواریم تداوم این حرکت جمعی را در نظارت، پرسشگری و مطالبه گری از اعضای شورای آینده، پس از مستقر شدن ببینیم. البته از برخی از این گروه ها نیز بوهای خطرناک سیاسی کاری و باندبازی می آید که مصداق بارز «آبَ طول کودَ تا ماهی بگیر» را دارند اما بازهم از آن نگاه تاریخی، ظهور چنین پدیده هایی دور از ذهن نبوده و معمول می نماید. پس امید داریم که در سایه ی آن مشارکت جمعی که اساساً آگاهی را در خود پرورش می دهد؛ با منطق گرایی، تعادل و شفافیت از این خطرها گذر کنیم. چنان که گویند «آب واسط طول به، تا صافِ به» به امید روزی که چنان انسانیت در ما رشد نموده باشد که دیگر نگران به کجا رفتن شورا و مدیرانمان نباشیم و آن شود که اصلح است و باید؛ به دوراز هر قومیت گرایی، سیاسی کاری، باندبازی و مرزی. به امید ساختن فردای بهتر برای کودکانمان. نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code