سه شنبه، 01 بهمن 1398 | 2020 Tuesday 21 ,January  
نگاه ایران/فاطمه صابری:حاضر نیست از منتقدانش در شورای شهر رشت با ذکر نام یاد کند. می گوید برای تعدادی از آن ها تفاوتی ندارد عملکردم چگونه باشد چون ساز آن ها فقط با مخالفت کوک شده است. محمدعلی ثابت قدم که 12 بهمن 93 با کسب 9 رای از مجموع 15 رای شورای شهر به عنوان شهردار انتخاب شده حالا حدود 23 ماه است که مشغول فعالیت است. حضوری که در نوع خود رکورد محسوب می شود. چون میانگین عمر حضور شهرداران در رشت کم است. او البته در این مدت دو بار استیضاح شد و بارها هم از سوی مخالفان شورانشین تهدید به برکناری شد. بهمن ماه اما نام شهردار رشت به خاطر اختلاف نظر فرسایشی با برخی اعضای شورای شهر رسانه ای نشد. بارش برف 14 بهمن ماه در رشت با «بهمن» انتقادات از سوی شماری از شهروندان و تعدادی از مدیران و نمایندگان مجلس در رشت همراه شد. جدال لفظی محمدصادق حسنی نماینده رشت در مجلس با محمدعلی ثابت قدم شهردار رشت ناگهان همه چیز را علیه ثابت قدم کرد. چون مدافعان همیشگی اش در جبهه اصلاحات طی 23 ماه گذشته علیه او کمپینی برای عذرخواهی راه انداخته بودند و نامه ی او به حسنی نماینده رشت را بی احترامی به نماینده انتخابی شان در جریان انتخابات مجلس دهم فرض می کردند.ثابت قدم طی گفت وگویی تفصیلی با حضور در تحریریه نگاه ایران از مشکلات ساختاری، علت واکنش عجیب علیه حسنی، مخالفان شورا نشین،حکم زندان و گرایش های سیاسی اش سخن گفته است.       آقای ثابت قدم چه تفاوت هایی بین آغاز به کارتان در سال 94 با سال 91 در زمینه منتقدان و مخالفان در شورا وجود داشت. باورتان این بود که ادامه حضورتان می تواند مخالفت ها را کاهش دهد ؟ نه تصور می کردم که با حضورم بار دیگر شاهد برخی مخالفت ها خواهم بود. ریشه ی این مخالفت ها را با شخص ثابت قدم می دانستید و می دانید ؟ یعنی اگر بهترین کارنامه را هم طی یک سالی که به عنوان شهردار رشت مشغول کار بودید از خود بر جای می گذاشتید،  بازهم شاهد مخالفت ها بودید؟ شاید من نتوانم درباره اینکه ریشه این مشکلات چه بوده اظهارنظر کاملی داشته باشم و باید از منتقدان پرسیده شود. اما اگر از خط فکری حاکم بر نوع مکالمات، مذاکرات یا مباحث پنهان شده ای  که بعدها آثارش دیده شد تحلیل نسبی داشته باشیم ، ریشه بخشی از مخالفت ها برمی گردد به شکستن ساختارهای سنتی که سال ها به آن عادت شده بود. چون در آن یک سالی هم که به عنوان شهردار مشغول فعالیت بودم نمودهایی پیدا کرده بود. بعد از تشکیل شورای چهارم هم اقلیتی احساس کرد که فضای قبلی باید احیا شود. درنتیجه شاهد شکل گیری مخالفت هایی بودیم که به فواصل مختلف تکرار می شود. بنابراین این یک ریتم ادامه دار است که توسط تعداد اندکی انجام و ادامه پیدا می کند. هرچقدر هم که مستندات و مدارک رسمی برای اثبات این موضوع باشد چون بودن آن فضا و یک مخالفت دائم و پیوسته به حیات این منتقدان کمک می کند حتی با بودن همه مستندات قانونی، این مخالفان مخالفت های خود را ادامه می دهند.   جریان مخالف شما در شورا مشخصاً یک سخنگو دارد که عامیانه سخن می گوید – آقای باقری- از همان زمان روی این نظر اشاره می کند که آقای ثابت قدم اهل معامله و بده بستان است. چون ما چنین روحیه ای نداریم (روحیه انقلابی یا هر اسم دیگری که روی آن می گذارند) بر اساس آن باورها اهل بده بستان نیستیم و نمی توانیم پشت یک میز بنشینیم و باهم به تفاهم برسیم. از همان موقع که بحث بودنتان مطرح شد این موضوعات وجود داشته. با توجه به اینکه دو استیضاح را هم به خاطر همین مخالفت ها پشت سر گذاشته اید . در آخرین اظهار و نظر این منتقد که از طریق ضبط صدا و انتشار در شبکه های اجتماعی صورت گرفت او تأکید داشت که شهرداری رشت به خاطر مدیریت ثابت قدم یک ارگان کاملاً ورشکسته است و میلیاردها تومان بدهی دارد و آخرین کار ثابت قدم هم این خواهد بود که ساختمان های تاریخی شهرداری را بفروشد تا بتواند این بدهی را بپردازد . این ادبیات بین بخشی از مردم هم خریدار دارد. توضیح شما درباره این مسائل چیست؟ ترجیح می دهم دراین ارتباط توضیحات کلی ارایه بدهم و درباره اشخاص صحبت نکنم. نهادهای مدنی عمومی غیردولتی که در کشورهای مختلف به نام شهرداری شناخته می شود در دنیا دارای ترکیب شهرداری و مجلس شهری متفاوت است. به طور مثال در آمریکا و اروپا شهردار و شورا فعالیت دارد یا در تعدادی از کشورها شهردار با رای مستقیم مردم انتخاب می شود. در ایران هم بعد از تجربه ی چندساله از مدتی قبل موضوع بحث جامع مدیریت شهری واحد است که در مجلس شورای اسلامی در قالب 5 لایحه بررسی می شود و دولت مراحل آخرش را بعد از قریب یک دهه ازنظر می گذراند. اما به طورکلی نهادهای مدنی عمومی در دلشان ذاتاً به دنبال توسعه هستند. این توسعه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در نهادهای مدیریت شهری ظاهراً توسعه سیاسی کم وزن ترین است اما به واسطه اینکه پروزن ترین توسعه اقتصادی، به واسطه منافع عمومی و حتی تولیدکننده منافع خصوصی است ما خروجی های این منافع عمومی و خصوصی را به صورت توسعه های اجتماعی و فرهنگی مشاهده می کنیم. چون توسعه اقتصادی یک قدرت اقتصادی ایجاد می کند و چرخه ثروت، قدرت و منزلت به یکدیگر متصل می شود. هنگامی که ثروت یکجا متمرکز می شود قدرت ایجاد می شود و با قدرت بازتولید منزلت می شود و این یک چرخه ایجاد می کند. منزلت ما به ازای توسعه اجتماعی، قدرت ما به ازای توسعه سیاسی و ثروت ما به ازای توسعه اقتصادی است. شما وقتی این سه مورد را کنار هم می گذارید و می خواهید به توازن بخشی برسید، هرکجا وزن یکی از این ها بالا برود توازن توسعه ای به هم می خورد. ذاتاً مبنای شهرداری ها توسعه اقتصادی است چون هدف یک بده بستان اقتصادی است. در کشور ما بخصوص چون سهم میزان مشارکت در تأمین عوارض شهروندی آن قدر بالا نیست هزینه تمام شده خیلی از موضوعات از دل مشارکت درنمی آید.اگر از دل منابع  دولتی باشد از طریق فروش نفت است و اگر دولتی نباشد مثل شهرداری از طریق منابع تراکم ساختمانی به دست می آید. بنابراین متأسفانه با این معضل مواجه می شویم که این تولید ثروت خودبه خود مبتنی بر ایجاد رانت در طول زمان می شود. ساختارهای ما هنوز مشارکت پذیر نیست یعنی هزینه تمام شده خدمات با درآمد ارائه  خدمات یکی نیست. نتیجه آن که گرایش های مدیریت شهری به سمت نحوه مدیریت این فرصت به سمت اقشار مختلف بوده است. در طول زمان هم این موضوع دوقطبی هایی در شهرها مانند شمال و جنوب یا پایین شهر و بالای شهر، برخوردار و کم برخوردار ایجاد کرده است. در همه شهرها این موضوعات به یک نسبتی وجود دارد اما در شهرهای کشورهای پیشرفته به گونه ای معنادار است که نیاز نیست تأکید کنید بر این نوع درآمدها و ارائه خدمات که به مشکل برنمی خورد. برای مثال شهرداری توکیو با 18 میلیون جمعیت 400 پرسنل دارد و شهرداری تهران با حدود 12 میلیون نفر جمعیت 75 هزار پرسنل دارد. چرا این اتفاق می افتد؟ چرا هزینه های 75 هزار نفر نیرو روی دوش شهرداری است؟ حقوق این افراد باید از کجا تأمین شود؟ شما این دو را که مقایسه می کنید می بینید که یک بروکراسی دیوان سالارانه هزینه جاری شهر را بالا برده است. هزینه های جاری آن شهر به لحاظ ارائه خدمات مستقیم و غیرمستقیم شهرداری را به سمت هزینه های بی دلیل می برد. این تنها در بعد نیروی انسانی است. این نیروی انسانی هزینه های دیگر مثل ساختمان و ...هم دارد. دراین بین مشارکت مردم در اداره شهر و همچنین عوارض پایین است. وقتی با شهروند تمرین نشود مانند کودکانی است که به مدرسه نرفته اند. پس دانشگاه هم نمی تواند برود و کیفیت زندگی پایین می آید. در ادامه یک ما به ازایی باید این شهر داشته باشد که این کمبودها جبران شود. این ما به ازا به سمت رانت های منابع خصوصی می رود و آن منابع یک ثروت متمرکز را تولید می کند و شما دوقطبی ها را در شهرها می بینید. بیشترین فاصله دهک ها به خاطر عقب افتادگی های تاریخی شهرها و کلان شهرها در رشت است. دهک های برخوردار و کم برخوردار چه به لحاظ درآمد جاری، چه به لحاظ سرمایه تجمیع شده اش در طول زمان. البته در گیلان و رشت این موضوع دلایل مختلف دارد و صرفاً به ضعف مدیریت شهری در طول زمان بر نمی گردد. بخشی از این مشکل هم به سیاست های اصلاحات ارضی، کمبود زمین، بالا بودن سطح اراضی منابع طبیعی بوده است. چون 25 درصد اراضی در گیلان کاربری غیر منابع طبیعی دارند. بالا بودن سطح آب های زیرزمینی هم که تبدیل به یک تهدید شده است هم بخش دیگر مشکل است.همچنین وجود اراضی کشاورزی در  هم جواری یک شهر مادر مثل رشت بوده است که مانع توسعه افقی شهر شده است. این ها همه عواملی است که ثروت یک گیلانی متمرکز به زمین می شود.  اقتصاد زمین در گیلان یک رکن است. این زمین تنها در روستا مهم نیست و در شهر هم اهمیت بالایی دارد. قیمت زمین به قیمت بنا در رشت خیلی بالا است. و تقریباً هم ردیف تهران به جز مناطق بالای شهر است. حتی می توان گفت که زمین در بعضی مناطق رشت قیمتی مشابه پاریس و لس آنجلس دارد. این موضوع نشان می دهد که کیفیت زندگی و کمیت منابع مالی صادق نیست. یعنی شما اگر با همین ثروت آنجا زندگی کنید شاهد کیفیت مناسبی خواهید بود اما شاهد این کیفیت در شهری مانند رشت نیستید. چرا؟ چون ما عموماً انسان محور فکر نمی کنیم. و تنها به دنبال افزایش ثروت هستیم. این ها همه نشان می دهد که آن تفکر هم در ثروتمند و هم در کم برخوردار به خاطر فقر مالی و احساسی که ارکان متفاوتی دارند  دیده می شود و جامعه دچار چندقطبی در بحث رسیدگی به امورات متعدد می شود. نتیجتاً:نقش مدیریت شهری هم سخت و هم مهم می شود. سخت به خاطر اینکه فاصله این دهک ها را جبران کند و تعادل بخشی کند (که وظیفه اصلی  مدیریت شهری است) به خاطر اینکه نمی توانی از ثروتمند « خدمت» بگیری و به منطقه کم برخوردار که در طول زمان ضعیف شده است بدهید. تمام این موارد باعث ایجاد نوعی مقابله می شود. مقابله ترکیب ثروتمند و قدرتمند. وقتی شما می خواهید با آن مقابله کنید و فاصله را بشکنید با واکنش آن ها مواجه میش وید. وقتی به واسطه ثروت قدرتمند شده اند و یا به واسطه قدرت ثروتمند، دشمن پیدا می کنید. ساختار سنتی به همان فضا عادت کرده است چون در آن سیستم مدام بازتولید قدرت و ثروت شده است. پس در پاسخ به دوسوال شما می بینیم که شکستن این چرخه تبدیل به بزرگ ترین دشمن مدیریت اجرایی می شود و عملاً به نوعی ساختارشکنی نیازمند است. ابزارهایی که برای ساختارشکنی دارید چیست؟ فکر می کنید آن بستر برای شکسته شدن آماده است؟ در حال حاضر ابزارها را در داخل سیستم شهرداری در این موضوع را روی ریل می بینم. مخالفت ها به خاطر ساختارشکنی ها بوده و ممکن است مخالفت ها را ادامه دهد چون آن سیستم خود را از بین رفته نمی بیند. اما در بحث مربوط به بیرون شهرداری، مشارکت پذیری مردم باید در یک پروسه رخ دهد. پروسه اعتمادسازی محلی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی که اقتصادی برای اجرا مهم تر است یک پروسه چهارساله از ابتدای 95 تا پایان 98  است. این اعتمادسازی باید هم در نیروی انسانی و هم در خروجی ها رخ بدهد.  بر اساس نظرسنجی که در دانشگاه گیلان دراین ارتباط انجام شد اعتمادسازی مدنظر ما در یک سال گذشته رخ داده است.

نه «غر» می زنم و نه انتقاد می کنم

از شما این انتقاد وجود دارد علی رغم آن که در زمینه بی ثباتی و وضعیت کامل مدیریت شهری در رشت مطلع بودید و انجام کار را با این شرایط پذیرفتید پس در مواقع مختلف اصطلاحاً چرا این قدر «غر» می زنید؟ من غر نمی زنم. انتقاد هم نمی کنم . تلاش می کنم با گفتن واقعیت ها و تبدیل شدن آن به مطالبه، موضوعات مد نظر به سمت اجرایی شدن برود. ما درباره ساختمان پلاسکو هم که نامه ای 12،13 نفره به ریاست مجلس نوشتیم گفتیم که ده سال است موضوع مدیریت واحد شهری بدون نتیجه مانده است. یکپارچگی می تواند با ساختارهای مجزا شکل بگیرد البته آن هم کار سختی است و ما در حال انجام آن در شهر هستیم. در برف اخیر هم این موضوع اصلی ترین و زیربنایی ترین موضوع آسیب بود. نه کمبود امکانات مثلاً در فلان ساختار یا سازمان، بلکه نبود مدیریت واحد و داده ها. آمار اطلاع رسانی آن موجود است که این بحث چقدر می تواند باعث اتلاف زمان و کاهش کیفیت شود. ولی این موضوع به منزله آن نیست. به منزله اتفاق افتادن آن است حتی اگر ساختارهای ما در کوتاه مدت اصطلاحاً به نوعی کیفیت خدمات هم پایین بیاید. چون هزینه ها در طول زمان شرکت ها را به انفعال کامل رسانده است که نمی توانند هیچ خدمتی را ارائه دهند. آن ها بیشتر از محل درآمدها حقوق نیروهایشان را می پردازند یعنی کار توسعه محور نمی کنند. 15 سال است که شبکه فاضلاب همین گونه باقی مانده و تغییری نمی کند چرا؟ چون زیرساخت نیاز به منبع دارد و منبع هم تنها کفاف پرداخت هزینه های جاری را می دهد و عملاً اتفاقی نمی افتد.

تکاندهنده مثل تعداد حقوق بگیران شهرداری رشت

دریکی از نشست هایتان آماری ارائه داده بودید که شهرداری رشت در استان، بزرگ ترین سیستم حقوق بده را دارد . این آمار تکان دهنده است اما خیلی به آن توجه نشد. بله شهرداری رشت مثل یک بنگاه اقتصادی است که فقط پول می دهد و در استان با فاصله در رتبه ی اول قرار دارد. بزرگ ترین بنگاه اقتصادی در گیلان، کارخانه چوکا بود که سال ها درگیر مشکلات مختلف شد و در مقاطعی تعطیل و نیمه تعطیل بود. بعد از آن کارخانه فولاد قرار داشت. اما در حال حاضر بزرگ ترین سیستم حقوق بده در استان گلان شهرداری رشت است و بعد از ما به واسطه ی بیمارستان ها، دانشگاه علوم پزشکی قرار دارد که البته شهرداری عملاً مکلف است خود اقدام به درآمدزایی و پرداخت حقوق کند. این تعداد نیرو در شهرداری در حالی است که بسیاری از شهروندانی که به شهرداری های مناطق رجوع می کنند از کثرت حضور نیروها می گویند و اینکه خیلی ها واقعاً هیچ کاری انجام نمی دهند. ازنظر شما چه تعداد از این نفرات کافی است؟ در ایام اولین حضورم در شهرداری ساختاری را مدنظر داشتم که 2500 نیروی مستقیم و 1200 نیروی غیرمستقیم امکان انجام فعالیت ها را داشت. ما در بحث نیروی انسانی مطالعاتی در زمینه خصوصی سازی انجام داده ایم همان طور که مطالعاتی در خصوص درآمد پایدار انجام داده ایم، بحث تعریف برنامه های عملیاتی شهرداری، کنترل پروژه ها، معماری سازمانی و بحث شهر هوشمند هم از دیگر موارد مدنظر است. در این سؤالی که شما اشاره کردید بحث مربوط به خصوصی سازی فعالیت ها و معماری سازمانی یک رکن بود. در تمامی برنامه ها به ازای 120 تا 150 نفر از نیروهای ما با توجه به سنوات و موضوعات دیگر از 2400 نفره کم می شدند. عدد فعلی مدنظر ما حدود 2000 تن است. این عدد هم بر اساس چارت سازمانی، که تازه به تصویب رسیده به دست آمده است آن هم در شرایطی که الآن تعداد سازمان های ما کم شده است و بعضی ها ادغام شده و بعضی ها هم تشکیل شده به سمت ارائه خدمات به محلات در نواحی  رفته است. ستاد ما در مناطق هم باید از همه کوچک تر شود، توازن بر اساس اصول و نسبت بین ستاد و نواحی ما را به عدد 1600 نیروی ثابت می رساند. البته ساختار جدید سازمانی ما قابلیت تعداد بیشتر نیرو را هم دارد.   برنامه ی مدنظر شما برای چند سال آینده است؟ تمام این برنامه ها باید تا پایان 98 اجرا شود. در حال حاضر هم با برون سپاری های صورت گرفته یکسری از کارها مثل پروانه ساختمانی با خدمات الکترونیکی صادر می شود و یا انتقال برخی امورات به مناطق که به نواحی تسریع پیدا کند را صورت دادیم . ریشه تمام این ها برمی گردد به این که فاصله خدمت و آن مشکل کوتاه شود. درباره برون سپاری و انتخاب پیمانکار در رشت شاهد مشکلاتی هستیم. البته بخشی از این مشکلات در همه جای ایران وجود دارد.مثلاً می توان به انتخاب چند پیمانکار برای پایان زیرگذر رجایی اشاره کرد و یا شرکت های طرف قرارداد برای پرداخت حقوق پاکبانان که شهرداری را با چالش های همیشگی مواجه کرده است. گفته می شود شهرداری هنگام واگذاری ها مطالعه کافی ندارد و واگذاری ها براساس روابط صورت می گیرد. بله! سیستم های ارزیابی کیفی ما در بحث نیروی انسانی که شما اشاره کردید دچار مشکلات حادی بوده است. مثلاً مثالی که درباره زیرگذر رجایی زدید؛ این پروژه قبل از حضور ما آغازشده بود و طی یک سالی که از اجرای آن گذشته بود تنها 25 درصد پیشرفت فیزیکی داشت و عملاً ما مکلف بودیم حدود 80 درصد از کارهای باقیمانده اش را  طی یک سال انجام دهیم. طبیعتاً انتخاب بین افرادی که توانمندی کیفی و کمی و مالی و فنی داشته باشند یک اصل است. و سراغ این موضوعات هم رفتیم، ما در حوزه پسماند هم این کار را در دور اخیر انجام دادیم. در زمینه امورات فضای سبز هم این پایش را با سیستم جدید ارزیابی کیفی انجام می دهیم.در داخلی شهرداری هم تلاش شد تا نیروها به لحاظ تحصیلی به لحاظ نحوه انجام کار ساماندهی شوند. در بخش مربوط به نیروهای کارشناسی که قابلیت این را دارند که بتوانند به نحو بهتری خدمات ارائه کنند هم همین نگاه را داشتیم. شما انتخاب پیمانکار در بخش پسماند را مثبت می دانید درحالی که برای جمع آوری زباله های خشک تفکیک شده ی شهروندان از مبدأ تاکنون دو یا سه پیمانکار تغییر کرده است. و در حال حاضر هم در مناطق مختلف بر سر جمع آوری پسماند خشک مشکلاتی وجود دارد و مجریان برای جمع آوری زباله ها به صورت کژدار و مریز مراجعه می کنند . این در حالی است که طی دو سال گذشته از سوی سازمان پسماند شهرداری تلاش زیادی برای فرهنگ سازی تفکیک زباله از مبدأ صورت گرفته است. حالا اینکه چالش کجاست بعضی ها می گویند بحث های مالی در انتخاب پیمانکاران نامناسب دخیل است و برخی معتقدند این ضوابط شهرداری چندان روشن نیست. اگر شما به طرز گسترده تری این بحث برون سپاری را دنبال کنید فکر می کنم بازهم این چالش ها به شکل عمیق تری اتفاق می افتد. در این زمینه ما به صد در صد مطلوب خود نرسیده ایم و خیلی دور از ذهن است که به آن نقطه برسیم. یکی از مشکلات این است که ابتدا ما باید کارهای زیرساختی انجام دهیم. بحث های زیرساختی هم با آموزش زیاد حل نمی شود. نمی گویم که نباید آموزش دهیم ما خودمان هم بیس فکری مان بر مبنای خروجی های فرهنگی و ارتقای سطح فرهنگ است. اما وقتی در دفع، زیر ساخت مشکل دارید نمی توانید بگویید آموزش مشکل من را حل می کند. اگر صد در صد مردم رشت هم از مبدأ زباله را تفکیک کنند تنها  10 درصد از حجم زباله های شهر کم می شود. درحالی که می توان با ایجاد تصفیه خانه در کنار کار فرهنگی طبیعت را برای حال و آینده نجات داد و بسیاری از مشکلات زیرساختی را حل کرد. مشخصاً در این حوزه ها ضمن اینکه موضوع آموزش و فرهنگ را تزئینی نمی دانم اما اعتقاد شدید و قلبی من این است که ما باید در حوزه زیرساخت خیلی قوی کارکنیم و اولویت منابع ما باید به آن سمت برود. ضمن اینکه آموزش برای نسل جدید و به ویژه کودکان را هم  تأثیرگذار می دانم چون آموزش پذیری افراد از یک سنی به بعد دشواراست ولی در مورد شرکت و ارتقای کیفیت اتفاق در حال رخ دادن است. هم در پایش شرکت های حوزه های خدماتی و هم در بحث پایش شرکت های آسفالت. ممکن است الآن بگویید کیفیت آسفالت شهر خیلی پایین است من هم قبول دارم اما می گویم پایش ما برای این موضوعات خیلی دقیق است. الآن دقیق تر می دانیم مشکل در کدام بخش است. ولی خب این فقط فهمیدن مشکل موضوع است؟ خیر. سیستم های اطلاع رسان و سیستم های جمع آوری اطلاعات به لحاظ شبکه ای و آی تی نیازمند اصلاحات هستند. به طور مثال شما نمی توانید به یک شهروند بگویید یک بار با 137، یک بار 118، یک بار با 12 و 121 تماس بگیرد. در یک شهر بالغ بر 15،20 خط دارید که گاهی شهروندان نمی دانند برای کارهای مختلف باید با کجا تماس بگیرند. مثلاً در جریان برف  اخیر حدود 6 هزار تماس از سوی شهروندان با آتش نشانی رشت برقرار شد که 4500  تماس درباره برق بود یعنی ما شهروندان را سردرگم کرده ایم. خروج از این سردرگمی با سیستم های اطلاع رسانی درست امکان پذیر است. این ها موضوعاتی است که ما باید بااقتدار و مشارکت و درواقع  ترکیبی از این دو با محوریت زیرساخت ها جلو برویم.

صدور حکم حبس تعلیقی برای شهردار رشت

درباره لزوم اقتدار در بحث مدیریت گفتید که نگاه ایران مشخصاً بر سر تصمیم و پافشاری شما درباره ایجاد تصفیه خانه سراوان تمجید کرد. چون با حضور شما انصافاً گام های روبه جلوی خوبی برداشته شد. اما اکنون ماه هاست بحث قطع چند درخت برای ادامه کار، پروژه را مسکوت گذشته است. درحالی که ممکن است آن درخت ها دیر یا زود وسط شیرابه ها خشک شود.  ظاهراً استاندار دستور داده و مدیر منابع طبیعی  هم قول پیگیری می دهد ولی اتفاقی برای ادامه ی کار روی نمی دهد. گاهی شاهد هستیم که اقتدار مدیریتی هم در ایران با اتفاقات عجیبی مواجه می شود. نداشتن مدیریت واحد این مشکلات را در پی دارد. این موضوع را که شما مثال زدید فقط به مدیریت واحد شهری برنمی گردد. اداره منابع طبیعی در موضوع دخیل است. ما نمی توانیم آنجا به طور مستقیم کاری انجام دهیم. در گیلان این قبیل مشکلات زیاد است چون شما محدودیت زمین دارید و به خاطر اراضی کشاورزی و جنگلی امکان انجام کار با تمهیدات صرف مدیریتی ممکن نیست. وقتی نگاه می کنیم می بینیم که همین دلایل باعث باقی ماندن این زباله ها طی حدود 37 سال گذشته در سروان شده است. بعضی ها از شهرداران و مدیران مربوطه به دلیل هزینه های جانبی ترجیح دادند اصلا به سراغ موضوع نروند. مثلاً بعدازاین تصمیمات و پیگیری ها برای آغاز ساخت تصفیه خانه  برای من هم حبس تعلیقی صادرشده است. درحالی که من تلاش کردم موضوعی که حدود 4 دهه است در رشن به بحران تبدیل شده را حل کنم. حکم حبس شما با تائید دیوان بوده یا تخلفات اداری؟ دادستانی رشت. با شکایت کدام نهاد؟ این رای با اعلام شکایت اداره محیط زیست گیلان صادر شد و هم اکنون در مرحله بدوی است. در این میان نکته جالب این است که ما در شهرداری تلاش کردیم معضلی بزرگ مربوط به چند دهه را حل کنیم. اما از آن سو هم قانون گذار به اداره محیط زیست اجازه واکنش قانونی داده است.

شهردار رشت درخواست کمک از دیگران را دور از شأن خود می داند؟

در مسائل ازاین دست که خود شهرداری دیگر نمی تواند کاری کند و پروژه را تا یکجایی رسانده است نقش استاندار و مجموعه استانداری چگونه است؟ چقدر از آن ها کمک گرفته اید ؟ منتقدان شما می گویند آقای ثابت قدم در شأن خودش نمی داند و یا علاقه ای ندارد از مقامات بالادستی درخواستی داشته باشد.  شما تلاش کرده اید برای برون رفت از این مسائل از مقامات ارشد استان یا نماینده ولی فقیه کمک بگیرید؟ منافع فردی و جمعی ایجاب می کند که یک مدیر موضوعات را با روش های مختلف قانونی و استفاده از اهرم های مختلف پیش ببرد. این موضوع شرط عقل است. فکر می کنم این موضوعاتی است که باید عقلانی به آن نگاه شود و پاسخ ساده ای دارد. دراین ارتباط مستندات پیگیری های من قابل ارائه است و می توانم با جزییات منتشر کنم. اما مسائلی در ایران وجود دارد که چندان قابل تعریف نیست. مثلاً در شهرداری علی رغم وجود قانون و دستور درباره بعضی از کارها اگر تا مرحله نهایی خودم پیگیری نکنم مسائل حل نمی شود. من حاضرم برای کارهای اساسی هزینه هایش را هم بپردازم . مورد مشابه هم داشته اید که کارتان به حبس بکشد؟ پرونده های زیادی با شکایت علیه من باز هستند . درباره آن ها توضیح می دهید؟ من علاقه ای به بازگو کردن جزییات این قبیل پرونده ها ندارم چون حاشیه های جدیدی علیه ما  تولید می کند. بخشی از این شکایت ها هم نتیجه ی تصمیم های مدیریتی خاص در ایران است که عده ای باید در جاهایی که هستند حرف آخر را بزنند . ضمن اینکه یکسری مسائل پیچیده است. مثلاً برای قطع درختان و ادامه کار تصفیه خانه استاندار گیلان هم پا پیش گذاشت و جلساتی دراین ارتباط برگزار شد ولی اختیار نهایی در دست ایشان نیست و پرونده به خارج از استان فرستاده شد و در آنجا هم به روشنی مشخص نیست دلیل مخالفت ها چیست. سازمان جنگل ها مخالف قطع چند درخت برای ساخت تصفیه خانه سراوان و نجات چند هکتار جنگل است؟ شورای عالی جنگل، مرتع و آبخیزداری به عنوان بالاترین مرجع علمی و فنی سازمان جنگل ها که زیر نظر مستقیم معاون وزیر و رئیس سازمان انجام وظیفه می کند مخالفت خود را دراین ارتباط تا این مرحله اعلام کرده است. البته گاهی گفته می شود مخالفت نیست و بروکراسی اداری است. دلیل منطقی این مخالفت ها چیست؟ مثلاً اگر تصفیه خانه ی سراوان ساخته شود منافع کدام بخش و فرد به خطر می افتد؟ مشخصاً چند هکتار از جنگل های سراوان طی سه دهه گذشته از بین رفته است. سلامتی ساکنان 4 روستای هم جوار جنگل سراوان به خطر افتاده است  و بوی بد زباله زندگی روزمره را برای هزاران نفر دشوار کرده است واقعاً مدیران تصمیم گیر از چه زاویه ای به ماجراها نگاه می کنند که با چنین پروژه ای که نفع عمومی و ماندگاری آن بسیار است صرفاً به خاطر قطع چند درخت مخالفت می کنند؟ متأسفانه درک درستی از موضوعات در بعضی از لایه های تصمیم گیر وجود ندارد. به طور مثال آقای نجفی استاندار گیلان در جلسه خطاب به مدیران منابع طبیعی و محیط زیست گفتند که با وضعیت فعلی درختان سراوان در حال خشک شدن هستند حداقل مدیران می توانند تصمیمی بگیرند و  کار و تصمیم را به بخشی واگذار کنند تا وضعیت از شرایط کنونی بدتر نشود. اما استدلال بخش های طرف صحبت این قبیل مسائل این است که قوانین مشکل دارند یا بروکراسی حاکم است . عده ای هم هستند که مشکلات را می بینند اما نمی خواهند خود را متحمل هزینه کنند. گاهی هم فردی مانند من در شهرداری تصمیم می گیرد کارهایی که به آن اعتقاد دارد را با تلاش زیاد پیش ببرد اما عده ای با  تعبیرها و واژگان خاص مانند به حساب نیاوردن که شما اشاره کردید را درباره رفتار مدیریتی من دارند. مثلاً وقتی من وسط کار در پیاده راه سازی رشت با اداره میراث فرهنگی اختلاف نظر پیدا کردیم من باید چه تصمیمی می گرفتم؟ دست روی دست می گذاشتم و پروژه را رها می کردم و شاهد افزایش مشکلات برای شهروندان می شدم یا ادامه کار را طبق ضوابط پی می گرفتم  که ممکن است نتیجه آن بشود شکایت یک اداره از من و 10 بار رفت وآمد به دادگاه و احتمال محکومیت؟

وقتی پرسنل شهرداری علیه شهرداری عمل می کنند

بحث روز حاشیه های شهرداری رشت پس از بارش برف است.شهرداری در جریان بارش برف که از 14 بهمن آغاز شد درگیر مسائل مختلفی شد که بخش هایی از آن مانند بیانیه شما علیه نماینده رشت همچنان ادامه دارد... از ابتدا بگویم که چه انتقاداتی به شهرداری وارد است که تنها مربوط به این فصل خاص نیست و به نوعی ضعف داخل سیستمی مربوط است. پاییز سال گذشته من از بخش خصوصی فعال در زمینه ماشین آلات برای امضای قرارداد رفع نیازهای این بخش شهرداری دعوت کردم اما این قرارداد با موانعی در درون شهرداری روبه رو شد. به لحاظ قوانین اداری مشکل داشت یا کارشناسان و کارمندان شهرداری در ماجرا دخیل بودند؟ پرسنل خود شهرداری بودند که ادله می آوردند تجهیزاتمان برای مواقع این چنینی کافی است. طبیعتاً من به عنوان مدیری که در رسا این مجموعه قرار دارد نمی توانستم نظر کارشناسی مجموعه را به کناری بگذارم و طرف قرارداد از رشت خارج شد. نکته بعدی در این ارتباط آن است که مدیریت واحد شهری در رشت وجود ندارد. این به منزله انداختن توپ در زمین کس دیگری نیست. هرچند مسئولیت قانونی مسائل مانند بحران برف در شهرستان ها بر عهده فرمانداری ها است اما هیچ کدام از این موارد دلیل نمی شود که اگردر شهرداری کاری از دستمان بربیاید ازآنجام آن دریغ کنیم. بعد از پایان برف خروجی های بخش های مختلف نشان می دهد که هرکدام از دستگاه ها چه عملکردی داشته اند. عکس و فیلم بخش هایی از فعالیت شهرداری رشت هم موجود است . نکته مهم برف بهمن ماه رشت این بود که شدت برف به دلیل همراه شدن با باد و بوران به لحاظ زمان و حجم اضطرار موضوع را زیاد کرده بود. این درست نقطه مقابل تفکری بود که سال گذشته تجهیزات شهرداری را برای تمام مواقع و حتی مواقع اضطراری کافی می دانست. درحالی که مثلاً اگر مرکز مدیریت بحران در رشت وجود داشت امکان فعالیت به صورت موازی برای حل مشکلات هم بود. مرکز مدیریت بحران در تهران راه اندازی شده است و مطالعات ایجاد آن در رشت هم از چند ماه قبل آغازشده و در شرف راه اندازی است. ایجاد این مرکز هوشمند باعث تسریع درروند رسیدگی به امور در مواقع بحران می شود. مثلاً وقتی در کوچه ده متری یکی از خیابان ها به دلیل سقوط درخت، برق قطع شود با اطلاع رسانی سریع ابتدا مأموران شهرداری برای از میان برداشت درخت مزاحم به آن منطقه می روند تا مأموران شرکت برق اقدام به ترمیم برق شبکه کنند. مشکلات و کمبودهای مختلفی بعد از بارش برف در رشت وجود داشت اما هیچ کدام دلیل بر «خواب بودن» شهرداری نبوده است. چون تمام عوامل شهرداری از رفتگران ما تا آتش نشان تا سپیده ی صبح بیدار بودند و مشغول انجام وظیفه. درحالی که صبح جمعه شاهد مشکلات مختلف بخش هایی مانند برق و آب بودیم اما صبح جمعه 99 درصد مشکلات مربوط به شهرداری  در معابر اصلی حل شده بود. البته آفتاب هم به کمک تان آمد در شب که آفتاب نبود و ما به کمک پرسنل شهرداری در حال حل مشکلات بودیم. ما با استدلال می توانیم بگوییم که  چه کسی در چه مدتی چه کارکرده است. ولی قاعدتاً نتیجه ی کار ما با آن چیزی که مطلوب شهروندان است فاصله دارد و ممکن است برخی به دلیل مشکلاتی که برایشان پیش آمده ناراحت باشند. طبیعتاً من به عنوان مسئول و متولی شهر باید در آن فاصله مشکلات را حل کنم.  مهم تر از همه اینکه در آن مشکلات نمانم و دفاع یا حمله بی دلیل نکنم بلکه باید بمانیم و مشکلات گفته شده را  حل کنم.

چرا شب زنده داران متهم به خواب شدند؟

آیا وجود مشکلات ساختاری باید دلیلی برای صدور بیانیه ای با متن نامناسب علیه آقای حسنی نماینده رشت در مجلس شود؟ چند روز بعد آقای حسنی توضیح دادند که اظهارات ایشان متوجه شهرداری نبوده و بیشتر متوجه استانداری بود (اینجا بخوانید) اما باید توجه کنیم، وقتی کسی انتقاداتش را این گونه مطرح می کند که در هنگام برف، «شهرداری» خواب است؛ در این هنگام می توان به این نتیجه رسید که منظور از چنین بیانی تنها انتقاد از شهردار نیست بلکه انتقاد از ارگانی است که بزرگ ترین مجموعه حقوق بگیران را در گیلان دارد؛ من به عنوان شهردار مکلفم از ساختار مجموعه ای حدود سه هزارنفری دفاع کنم. اگر انتقاد خطاب به شخص شهردار بود حرفی نیست، اما نمی توانیم بگوییم سه هزار نفر خواب بوده اند یا زحماتشان را نادیده بگیریم. به هر صورت با توجه به ناراحتی آقای حسنی که طبق گفته ایشان، ناشی از شرایط محیطی و لمس مشکلات مردم در مسیرهای خارج شهر بود و بعداً توضیح دادند که نقدشان خطاب به استانداری بوده است، من هم می گویم اگر اشتباهی صورت گرفته و جسارتی متوجه ایشان شده از این رسانه استفاده می کنم و عذرخواهی می کنم.   ادبیات آن نامه که نمی دانیم نوشته شما بوده یا فرد دیگر قطعاً مورد تائید کسی نیست... ببینید من توضیح دادم.اما علاقه مندم این سؤالات هم مطرح شود که چرا لحن منتقد و منتقدان این گونه بوده که اگر شهرداری نبود اوضاع بهتر بود یا شهرداری خواب بود؟ چرا تنها این سوی ماجرا دیده می شود؟ باید دلیل آن نوع حمله به یک ارگان درست آن زمانی که وسط میدان درگیر حل مشکلات و خدمت رسانی است مورد سؤال قرار گیرد. انگیزه نگارش نامه از طرف من دفاع از کارکنان شهرداری بوده است چون اگر کسی حرمت خانه شما را نگه ندارد ممکن است شما هم با عصبانیت با آن فرد صحبت کنید. احترام به نمایندگان مجلس احترام مدنی است اما زحمت کشان شهرداری هم بخش کثیری از مردم هستند و باوجود آن که مشغول کار هستند اما دیده نمی شوند و زحماتشان نادیده گرفته می شود و باید توجه کنیم شهرداری هم نهاد مدنی و متعلق به مردم است و وقتی گفته می شود شهرداری و پرسنلش خواب هستند، یعنی به اعضای شورای شهر که منتخبان مستقیم مردم هستند هم توهین شده است.   بعدازاین اتفاقات و انتقادات همدیگر را جایی ملاقات کرده اید؟ بله در جلسه روز شنبه 16 بهمن ماه  در فرمانداری رشت همدیگر را دیدیم . گفت وگویی با یکدیگر نداشتید؟ خیر،در جلسه بودیم. جلسه ای که درباره برف با محوریت اداره برق و اداره کل حمل ونقل استان بود و درباره شهرداری رشت صحبتی پیش نیامد چون ظاهراً مشکل اصلا شهرداری نبود. شما در بخشی از اظهاراتتان نامه را دفاع از حریم اعضای شورای شهرهم دانستید . درحالی که تعدادی از آن ها معتقدند آقای ثابت قدم از اساس توجهی به جایگاه شورای شهر ندارد ما در حال صحبت درباره یک شخصیت حقوقی هستیم و نه شخصیت حقیقی. در مورد شخصیت حقوقی آیا این اتفاق افتاده است یا خیر؟  

جابه جا شدن «وزن حق ها»

شاید صحبت آقای حسنی اشتباه بود اما واکنش شما آن قدر تند بود که ناگهان مردم به سمت آقای حسنی رفتند. واکنش ناصحیح شما باعث شد که به نوعی «وزن حق ها» جابه جا شود وقتی شما وسط حل مشکل با انتقاد و تخریب مواجه می شوید  واکنش ها هم شاید خیلی حساب شده نباشد. مثلاً وقتی من مشاهده می کنم کارگران شهرداری ساعت ها مشغول کار هستند اما بعضی مدیران به جای انرژی دادن به آن ها، اصل کار را انکار می کنند واکنش نشان می دهم که ممکن است با چاشنی عصبیت و ناراحتی همراه باشد. معتقدم وسط بحران زمان غُر زدن نیست و باید کارکرد. من در جلسه ای که با مسئولین شرکت برق هم داشتم گفتم که در حال حاضر نباید باهم دیگر درگیر شد بلکه باید کمک کرد تا مشکل حل شود. معتقدم کیان یک سیستم را نباید زیر سؤال برد. کیان یک نفر با کیان یک سیستم خیلی متفاوت است. مردم از وجود آن سیستم در حال گرفتن خدمت هستند، اگر شخص ثابت قدم نباشد خیلی مهم نیست اما وجود شهرداری مهم است.  

در برابر انتقاد شهروندان تسلیم هستیم

آقای ثابت قدم شهروندان در فضای مجازی از ساعات اول بارش برف واکنش های زیادی داشتند که عموماً از سیستمی که شما در حال دفاع کردن از آن هستید، ناراضی بودند. مردم در مواقع بحران نمی توانند با یادآوری تئوری های وجود مشکلات ساختاری در ایران، خود را آرام کنند و مسلماً به مشکلاتی که می بینند واکنش نشان می دهند. ما هم از تمام بخش های عملکرد شهرداری راضی نبودیم.ما در شهرداری با انتقادات شهروندان مشکلی نداریم . اگر مردم به ما می گفتند که ما از شما ناراضی هستیم ما هم می گفتیم چشم! و برای انجام بهتر امور تلاش می کردیم. شهرداری  به ازای مشکلاتی که باید حل می کرد و نکرد، مشکلاتی که  حتی به گذشته مربوط است مسئول است و باید آن ها را حل کند و تمام تلاش ما هم برای حل همین مشکلات در ساعات بحرانی بود اما انتظار نداریم روی زخم هایی که ما هم می بینیم نمک بپاشند. آیا مفهوم این موضوع خواب بودن یک سیستم است؟ یا مثلاً اگر کسی در جاده ای  بین شهری در برف گیر کرد به این معنی است که شهرداری رشت در انجام وظایف خود ناتوان است؟ البته من دنبال محکوم کردن نیستم. ولی ای کاش آن اظهارات بیان نمی شد تا ما هم واکنش نشان بدهیم.

کم کاری نمایندگان و مقامات اجرایی رشت؛وقتی مرکز استان تنها سه اتوبوس داشت

آقای ثابت قدم نمایندگان گیلان در مجلس یا مدیران ارشد دولت برای حل مشکلات اساسی رشت چقدر به کمک شهرداری آمده اند؟ مسئول مدیریت بحران و خرید ماشین آلات دولت است. نمایندگان ما مسئولیت ملی دارند. من بارها این سؤال را مطرح کرده ام که سهم آن ها از بحران چقدر است؟ مسئولان شهر ساری با نصف جمعیت رشت موفق شده اند با مصوبه هیات وزیران 66 میلیارد تومان برای حل مشکل آب های سطحی اعتبار جذب کنند. چرا برای رشت این اتفاق نیافتاد؟ این موضوع وظیفه چه کسی است؟ شورای شهر باید پیگیری کند یا نماینده مجلس؟ 82/5 درصد از پول خرید هر اتوبوس را باید دولت بدهد. شهر رشت باید حداقل 160 اتوبوس داشته باشد. تأمین مالی آن را چه کسی باید بگیرد؟ دولت محلی یا دولت ملی؟ وقتی برج طاووس منطقه آزاد انزلی آتش گرفت و احتمال وضعیتی مشابه پلاسکو در آنجا وجود داشت طبق اظهارات مسئولان دولتی با استفاده از امکانات آتش نشانی رشت آتش خاموش شد. درحالی که آیا وظیفه شهرداری رشت بود که امکاناتش را به آنجا بفرستد؟ طبق ادعای برخی افراد شهرداری رشت که خواب است! طی سال های گذشته چند درصد از پول خرید ماشین آلات آتش نشانی از سوی دولت پرداخت شده است؟ چرا ما باید برای خرید این تجهیزات از پول مردم استفاده کنیم؟ اصلا مردم رشت اطلاع دارند  که ما به خاطر بی توجهی دولت و نبود اعتبار ملی از جیب آن ها ماشین آتش نشانی خریده ایم؟ مردم نباید حقوقشان را بدانند؟ موضوعات ازاین دست به کرات وجود دارد. روی سخنان من با آقای حسنی نیست، طرف صحبت من با نمایندگان استان گیلان و نمایندگان مردم کل کشور در مجلس است تا به این قبیل مسائل مهم بیشتر توجه کنند.   شاید به دلیل اغراق و مثبت نمایی عملکردها، مسئولان ارشد و نمایندگان از مشکلات برشمرده باخبر نیستند من در طی  20 ماه گذشته بارها این مشکلات را گفتم. کجا مثبت نمایی و اغراق کرده ام؟ وقت تعداد اتوبوس های رشت حداقل باید 170 دستگاه باشد ولی اواخر سال گذشته و اوایل امسال روزهایی را تجربه کردیم که در مرکز استان تنها 3 اتوبوس مشغول فعالیت بود، می توانیم از کدام پیگیری و عملکرد دفاع کنیم؟ این چه مدیریت بهینه ای است؟ ما چه کار ویژه ای در این زمینه انجام دادیم؟  

مورد عجیب مخالفت با نوسازی ناوگان تاکسیرانی رشت

شما چند بار در زمینه ی استفاده  از ظرفیت منطقه آزاد انزلی برای تعویض ناوگان تاکسیرانی رشت صحبت کردید و مدیریت منطقه آزاد هم دراین ارتباط اعلام آمادگی کرد. چرا ماجرا به سرانجام نرسید؟ 1500 تاکسی در رشت به دلیل فرسودگی مشمول تعویض هستند اما برای تعویض آن ها مجوزهای لازم صادر نمی شود. برای این کار نه نیاز به اعتبارداریم و نه پیگیری ملی و منطقه ای چون خود راننده تاکسی وجه این تاکسی ها را می پردازد. و ارگان های مسئول فقط قرار است به شهرداری مجوز بدهند تا ناوگان تاکسی فرسوده را تعویض کند. اما به ما می گویند این موضوع خلاف اقتصاد مقاومتی است. درحالی که طبق قانون راننده تاکسی مالک ماشینش است و می خواهد ماشین خارجی بگیرد. کجای این موضوع با اقتصاد مقاومتی در تضاد است؟ در کدام بخش از این ابلاغیه آمده است که پراید و پژوی داخلی بهتر از ماشین خارجی است؟ اصلا اگر با توجیه اقتصادی به این موضوع نگاه شود در زمینه مصرف سوخت، کیفیت و ... اتفاقاً نوسازی ناوگان عمومی با استفاده از این اتومبیل ها در راستای اقتصاد مقاومتی است. متأسفانه در بعضی از بخش ها،شماری از مدیران سلیقه ی خود را به جای قانون به کار می گیرند.همان افرادی که هرگز پاسخگوی تأمین نشدن مواردی مانند پرداخت نشدن  50 درصد سهم ما در ناوگان قطار شهری از ماده 215 نیستند.

برداشت آزاد؛آقای شهردار اصلاح طلب است یا اصولگرا؟

آقای ثابت قدم ازجمله حاشیه های نامه شما به آقای حسنی طرح دوباره این موضوع بود که شهردار رشت گرایش اصلاح طلبی دارد یا اصولگرایی؟ بحث های مختلفی در شبکه های اجتماعی ایجاد شد و کمپینی هم که در اعتراض به اظهارات شما تشکیل شد عموماً با حضور اصلاح طلبان بود که در مدت زمان فعالیتتان در شهرداری از شما حمایت کرده اند. اما اکنون آن دوستان از شما دلخور هستند.  شاید به خاطر نامه ای که ردوبدل شده و اظهارنظرهایی که در این مدت شده از شما ناراضی هستند. آیا مواضع شما تغییر کرده است؟   فرق اصلاح طلب و اصولگرا چه چیزی است؟ من در مورد اصل مفهوم آن چیزی نمی دانم. شما که قطعاً تکلیف خودتان را می دانید و می دانید که به کدام گرایش سیاسی تعلق خاطر بیشتری دارید . هرکدام از این جریانات فاکتورهای مشخصی دارند و ممکن است تعاریف مختلفی از آن ها وجود داشته باشد اما مهم این است که شما چه تعریفی از آن ها دارید باور بفرمایید مطمئن نیستم که تعلق خاطر من به کدام جریان بیشتر است! قرار نیست با تعریف هرکسی خط مشی جریان تغییر کند. من هر چیزی که بگویم مشمول یکی از این جریانات می شود وعده ای ناراحت و عده دیگری خوشحال می شوند که دیدید با اصلاح طلب ها است و با اصولگراها نیست. اما من 4 آیتم را ذکر می کنم و شما بگویید که این موارد نشانه اصلاح طلبی است و یا اصولگرایی؛ تا من بگویم که اصلاح طلب هستم یا اصولگرا یا هیچ کدام نیستم یا فراتر از آن هستم یا پایین تر از آن! من یاد نگرفتم سال 70 روی صورت مردم خط بکشم و در حال حاضر خودم را به عنوان مدافع ملت معرفی کنم. من یاد نگرفتم به خاطر حضور در جبهه رفتار طلبکارانه ای از مردم داشته باشم. من و خانواده ام در جامعه رفتارهای متظاهرانه و استانداردهای دوگانه رفتاری نداشته ام. خودم هم یاد نگرفتم که انسان ظاهرالصلاحی باشم و به دین داری تظاهر کنم هرچند در اعماق وجودم  به دین معتقدم.این موارد ازنظر شما اصلاح طلبی است یا اصولگرایی؟ به هر صورت بعدازاین نامه مخصوصاً با آوردن نام آقای آقازاده مقابل نماینده موردحمایت جریان اصلاح طلبی، محمدعلی ثابت قدم که تقریباً همسو با جریان اصلاح طلبی دانسته می شد و همفکران این جریان از برنامه ها و طرح هایش مانند طرح توسعه انسان محورش که یک آرمان اصلاح طلبی تلقی می شود،حمایت می کردند به نماد مقابله با اصلاح طلبی در گیلان تبدیل شد لازم می دانم برای پاسخ به این سؤال شما نقبی به گذشته بزنم و موضوع را بیشتر تشریح کنم. 108 سال پیش وقتی انقلاب مشروطه به وجود آمد با آورده هایی برای کشور همراه بود.این انقلاب هم عقبه هایی داشت که  به دوره قاجار برمی گشت. پس از آن هم شاهد تشکیل حکومت پهلوی بودیم. و سپس پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 بودیم. مشاهده می کنیم که این سیر تاریخی فارغ از اینکه تعابیر مختلفی در طول زمان و به ویژه بعد از انقلاب در مورد آن می شود دارای یک سری اصول معنادار در کشور است. البته افراد و ارکانی در این بین بوده اند که به نحوی به این سیستم ضربه زده اند مثلاً آقای خاوری که بعد از اختلاس از کشور فرار کرد، آقای بابک زنجانی که حکم اعدام گرفته، وزیری که معاند می شود و آقایی که «عالیجناب سرخ پوش» را می نویسد و از کشور خارج می شود و ... نمی توان با برشمردن این افراد گفت که کل این سیستم بد است. نکته اول، اصل سیستم نباید ضربه بخورد، چون اگر اصل سیستم ضربه بخورد، ایران ضربه می خورد. نکته دوم، اصل سیستم یک شاکله ای دارد که  قانون اساسی آن را تعریف کرد است و بر بعضی لایه های آنهم این ایراد مثل نداشتن مدیریت واحد شهری وارد است. اما به خاطر این ها هم نمی توان اصل سیستم و شاکله را زیر سؤال ببریم. من اگر توانایی آن را دارم به عنوان یک ایرانی در جایگاه خود بایستم، مبارزه کنم و آن را ارتقا دهم پس اصل بقای من باعث خروج از این سکون می شود.این هم دلیلی است بر اینکه افراد باید بمانند و برای ماندن نیز باید هزینه بدهند. این می شود اصول، اصولی که به معنای اصولگرایی نیست بلکه به معنای اصول مملکت داری است. حالا اگر اسم آن اصول گرایی یا اصلاح طلبی می شود ازنظر من مهم نیست، این ها سیستم وحدت در کشور است. هرکسی رئیس جمهور یا رئیس مجلس شود این اصول را باید رعایت کند. ما ریزتر می شویم و می رسیم به این که جریانات سیاسی در دهه های گذشته وارد این سیستم می شوند. در دوران جنگ اصولگرایی و اصلاح طلبی مهم بوده؟ از افراد منسوب به جریان اصلاح طلبی تعداد زیادی در جنگ تحمیلی جانباز و شهید شدند.

بخشی از اختلاف نظرات از زمانی شروع شد که یکی از ارکان توسعه سیاسی مقدم بر توسعه های دیگر معرفی شد. این جمله چه درست باشد چه غلط در شهرداری توسعه اقتصادی مهم تر از توسعه های دیگر است. چون ذات شهرداری مبتنی بر توسعه اقتصادی است و پایداری توسعه فرهنگی و اجتماعی و بعد سیاسی به توسعه اقتصادی و توانمندسازی جامعه ربط دارد. به این موضوع باید اضافه کنیم که غیر از شهر و شهرداری یک جامعه زمانی ارکان توسعه اش پایدار می ماند که دارای اقتصاد پایداری باشد.

کارنامه موفق دولت اصلاحات در اقتصاد

پس اقتصاد رکن اساسی هر فعالیت مثمر ثمری است. البته در همان دوره توسعه سیاسی کشور یعنی سال 76 تا 80 و 80 تا 84 را با دولت های قبل و بعدتر آن مقایسه می کنیم مشاهده می کنیم که موفق ترین دولت بر اساس شاخصه های جهانی اقتصاد و نظام ارتباطی در سال 80 تا 84 بوده است. اگر  شاخصه هایی که آن دولت را نسبت به سایر دولت ها موفق کرده است و کمترین عارضه و بیشترین فایده را داشته بسنجید متوجه می شوید که مشی حاکم بر دولت اصلاحات ایمن سازی ذهنی برای جامعه بوده و شاهد افراط و تفریط در مسائل فرهنگی و اجتماعی نبودیم که در نتیجه در مباحث اقتصادی شاهد بهترین شاخصه ها بودیم. باید بفهمیم که آن معیارها چگونه می تواند در ساختارها و جغرافیای مختلف نهادینه شود. هر  موقع دیدیم که آن معیارها توانسته در شاخصه های جغرافیای امروز ما به نتیجه برسد، درست است. حالا اسمش اصلاح طلبی اقتصادی است یا هر عنوان دیگر برایم تفاوت چندانی ندارد. من می گویم عنوانش مهم نیست و باید بگردیم و عیار قابل لمسش را پیدا کنیم، وگرنه اسمش را هرچه می خواهید بگذارید. سال 80 تا 84 دولت اصلاح طلب بوده و خروجی های اقتصادی اش بهترین خروجی برای مردم ایران طی دهه های گذشته بوده. ادامه آن روند منجر به نتیجه است. ولی قاعدتاً این نتیجه با زیرساخت هایی که دولت آقای هاشمی ساخته به دست آمده است و نه فقط با زیرساخت هایی که از سوی این دولت ایجاد شده بود. در عین حال جدا از بازی های سیاسی می توانم بگویم آقای آقازاده نماینده سابق رشت در مجلس، انسان صادقی است. هرچند ممکن است از نظر کاری، خروجی های او چندان قابل قبولی نباشد اما تلاش خود را برای بهبود اوضاع کرده است. من آدم سیاسی نیستم ولی می دانم اصلاح طلبی به حرف و شعار نیست. من با یک سری معیارهای عمل گرایانه خدمت شما عرض می کنم که مثلاً با این مقدار پول نفت در آن دولت این اتفاق افتاد ولی با فلان مقدار پول نفت 8 سال بعد از آن چه اتفاقاتی نیافتاد.  

منطق عباس آخوندی و یک میلیون خانه خالی در کشور

ممکن است به بخش هایی از عملکرد دولت کنونی انتقاد داشته باشم اما نمی توانم منطق عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی دولت حسن روحانی را در حوزه اجرایی نادیده بگیرم. حرف هایی که او در بحث مسکن مهر می زند، درست است.در حال حاضر یک میلیون خانه خالی در کشور وجود دارد که عموماً خانه های بی کیفیتی است که می تواند دو سال دیگر به یک ناهنجاری اجتماعی بزرگ تبدیل بشود. این که در یک زمین بایر زیرسازی های لوله آب و گاز و برق برای 20-30 هزار نفر  ایجاد شود درحالی که می شد بخشی از این ایده را در وسط شهر و در بافت فرسوده عملیاتی کرد. کسی با اصل رسیدگی به جمعیت کم برخوردار کشور مشکلی ندارد، اما تفکر اجرایی این کار ایراد داشت. اینکه شما بگویید من در کل ایران ساختمان ساختم مهم نیست چون ما برای آجر و مصالح زندگی نمی کنیم بلکه برای تفکر انسانی زندگی می کنیم. صاحبان آن ایده چقدر موفق شدند تفکر انسانی را در راستای توسعه خانواده ارتقا دهند؟ در حال حاضر در مسکن مهر فروش آزاد انجام  می شود. کجای این خریدوفروش به فلسفه ی کمک به قشر هدف که بخش کم برخوردار جامعه بوده مربوط است؟  چه تعداد تعاونی مشکل دار ایجاد شد؟ و چه تعداد تعاونی که درست کار می کرد یا می کند به واسطه آن تعاونی اعتبارش از بین رفت؟ شما وقتی ساختارها را نگاه می کنید متوجه می شوید که این موضوع ما به ازایش این نیست. کشور افراط وتفریط نمی خواهد و این به منزله بی خاصیت شدن در قامت شعار اعتدالگرایی هم نیست. معتقدم دولت احمدی نژاد زاییده ی تخریب هاشمی مرد باهوش، سیاس و عمل گرا در سال 78 از سوی اصلاح طلبان بود. هرگاه شاهد افراط وتفریط در ایران بوده ایم جریان توسعه آسیب دیده و روند آن در کشور کند شده است. در حالی که اندیشه های هاشمی رفسنجانی و نقش او طی حدود 4 دهه گذشته در ایران بی بدیل است. وضعیت فعلی شهرداری رشت به گونه ای تشابهاتی با دوران سازندگی دولت هاشمی دارد. من تلاش کرده ام به قدرت اجرایی و عملکرد افراد توجه کنم به همین دلیل ازنظر من عملکرد آیت الله هاشمی و قالیباف جدا از هم نیست. همان طور که نمی توان کرباسچی و قالیباف را از هم جدا کرد. آیا کاری که کرباسچی برای تهران کرد باکاری که قالیباف برای تهران می کند متفاوت است؟ من این مشی را قبول دارم حالا این مشی گاهی وزنه اش به سمت اصولگرایی بوده و گاه سمت مقابل. هر وقت هم که چهره های مورداشاره کمی سیاسی شدند آسیب دیدند. این نشان می دهد که کرباسچی و قالیباف وقتی به راست و چپ متمایل شدند به مشکل برخوردند.

فقط 5 مشاور رسمی دارم

بحث مشاوران شما هم به زعم منتقدان در شورای شهر و هم برخی دوستان رسانه ای، بحثی چالشی بوده.هنوز هم نمی دانیم تعداد مشاوران شما چه تعداد است. بعد از جریانات اخیر گفته شد که این نامه توسط مشاوران شما نوشته شد. مخالفان شما بارها گفته اند که آقای ثابت قدم بارها به خاطر مشاوره های بعضاً غلط این افراد به حاشیه رفته است آیا واقعاً تعداد مشاوران شما بالا است؟ کلمه مشاور در شهرداری به خاطر این است که ما نتوانستیم نیروی جدید بیاوریم و این در دوره آقای خلیلی و سایر سرپرست های شهرداری هم وجود داشته است. چون شهرداری نمی توانسته افراد جدیدی را در این ارگان جذب کند ، به عنوان مشاور از آن ها دعوت به  کار کرد. اما شهرداری رشت در حال حاضر نمی تواند بیشتر از 5  مشاور رسمی داشته باشد .اگر افراد طرف قرارداد با شهردار مدنظر شما است که همان 4-5 نفر هستند. ولی در ارتباط با قضیه ای که گفتید بیرون از شهرداری افرادی به من مشاوره می دهند که موضوع چندان عجیب نیست. این مشاوره را نمی توان به معنای عام آن مشاوره تلقی کرد و بگوییم که مشاور رسمی و تأثیرگذار است و شما را تحت تأثیر قرار می دهد. من مکلفم که حرفها را بشنوم و براساس جمع بندی بهترین سخن ها عمل کنم. حالا  در این میان ممکن است من گاهی با بعضی از مشاوران بیشتر و یا کمتر همکلام شود.   اما گفته می شود شما برای مشاوران غیررسمی از مجاری خاص پرداخت های مالی در نظر گرفته اید. در شورای شهر هم چند بار نسبت به این موضوع انتقاد شد و تعداد افراد ازاین دست را زیاد معرفی کردند من بالاخره متوجه نشدم آدم خودسر و مشورت ناپذیری هستم یا تعداد مشاوران من بالا است.طبق منطق نمی توان هم زمان هم خودرأی بود و هم تعداد زیادی مشاور داشت و به آن ها حقوق کلان پرداخت کرد. ولی خارج از شوخی من مشاورانی با مشخصاتی که منتقدان می گویند ندارم.    آقای ثابت قدم در اطراف شما چهره های مختلفی در حوزه گردشگری، رسانه، جذب سرمایه گذار و سیاسی  مشاهده می شود. که گاهی از جانب شما یا به نمایندگی از شما و یا میانجی گری صحبت می کنند. اشتراک زیادی در لیست منتشرشده منتقدان شما و  افرادی که در اطراف شما مشاهده می شود، دیده می شود. کسانی که شما می فرمایید در طول تصدی مدیران مختلف آمدند. اما به افرادی که اشاره کردید مثل سرمایه گذار و ... . این که شما یک سرمایه گذار داشته باشی و او را بیاوری و بعد کاری انجام بدهی و بگویی که من تو این کار با تو شریک هستم این موضوع بد است؟ اگر منفعت عمومی ایجاب کند و منافع خصوصی هم در نظر گرفته شود من خوشحال می شوم که همه ی شهروندان به نوعی مشاور من باشند تا منفعت آن به رشت برسد. شاید به خاطر عدم شفافیت لازم باشد که شاهد گمانه زنی و شایعه سازی ها هستیم. شفافیت هم موجود است وگرنه شما چطور فهمیدید؟ اما بخش هایی از مخاطبان از انتشار این اظهارنظرت استقبال می کنند و به اصل لیست دسترسی ندارد و با اشتیاق افشاسازی های پوپولیستی جریان مخالف را دنبال می کنند. من 5 مشاور رسمی دارم و به جز این هیچ مشاوری در شهرداری رشت جنبه رسمی ندارد. شنیدن صحبت های افراد مختلف هم به منزله مشاوره نیست بلکه به منزله شنیدن یک صحبت است. تلاش های من برای دستیابی به توسعه اقتصادی در رشت است. ازنظر من وقتی توسعه اقتصادی شکل بگیرد می تواند مباحث بعدی را پایدار نگه دارد. مردم به واسطه عدم توازن بین ثروت و منزلت درگیر مشکلات زیادی هستند.ما نباید با رفتارهای هیجانی خودمان فضا را سیاست زده تر کنیم و فاصله را زیادتر کرده و گرفتاری ها را بیشتر کنیم. این گرفتاری ها فقط برای قشر کمتر برخوردار نیست و ایمنی ثروت نزد افراد توانمند اقتصادی هم از بین می رود. امروز در دنیا اقتصاد یک اصل است. ترامپ  رئیس جمهور آمریکا چه می گوید؟ خرید کالای آمریکایی، کار آمریکایی و حضور خارجی ها در آمریکا ممنوع. مگر آمریکا نسبت به دول دیگر قدرتمندتر نیست؟ اما بازهم هم به گونه ای در حال ساختن پایه های اقتصاد مقاومتی در کشورش است ولی با متد خودش. او می گوید عملاً باید به داخل احترام بگذارید. من می گویم او به این درجه رسیده که بگوید به داخل احترام بگذارید اما ما اگر همین حرف ها را در کشور خودمان بگوییم می گویند اقتصاد مقاومتی چیست؟ تازه مقابله هم می کنیم. مقابله با این برای ما افتخار  می شود و بعد می گوییم اصولگرا این را گفته، اصلاح طلب آن را. درحالی که منافع ملی این است که این کار انجام شود.مثلا اگر با تدبیر و آینده نگری به موضوع نوسازی ناوگان تاکسیرانی در رشت نگاه شود ماجرا فیصله پیدا می کند. بله می توان استدلال آورد و با خرید خارجی مخالفت کرد ولی اگر بدون استدلال و به خاطر شعار و تبعات سیاسی احتمالی شهروندان را از حقوقشان محروم کنیم این فاجعه است. درهرصورت باید هزینه داد چون باید شفافیت وجود داشته باشد. قرار نیست جایی حضور داشته باشی و بگویی من قرار است فقط اینجا بایستم. وقتی هستی باید خاصیت داشته باشی. اگر قرار باشد خاصیت نداشته باشی که هر کس می تواند جای این قبیل مدیران باشد. عرض من این است که بزرگ ترین اصلاح طلبی از راه توسعه اقتصادی عمل گرا می گذرد که با خود شرایط پایدار ایجاد می کند.

وقتی حق انتخاب ندارم چگونه کالاهایم را از داخل استان تهیه کنم؟

انتقادی که در مورد خرید لوله های جمع آوری آب های سطحی و موزاییک های پیاده راههای رشت می شود را چقدر وارد می دانید؟ علاقه مندم دراین ارتباط نه از من که با مدیر پروژه نظارت و طراحی تصفیه خانه سراوان که چهره ای دانشگاهی است صحبت کنید. ایشان گیلانی و از جانب دانشگاه گیلان هستند اما تعدادی از اعضای تیمش افرادی غیر گیلانی است که به خاطر تخصص و سابقه مدیریتی در این تیم حضور دارد. اینکه بگویند آدرس شرکت در تهران است مهم است یا اینکه بگوییم از جانب دانشگاه گیلان آمده اند اما هیچ کدامشان گیلانی نیستند؟ درباره لوله ها هم باید بگویم 95 درصد لوله ها ازآنجا آمده به این دلیل که سایز لوله ها باید یک در دو باشد و این لوله ها در داخل گیلان 2 در 3 تولید می شود و خرید از داخل گیلان برای من هزینه مازاد ایجاد می کند. وقتی من حق انتخاب ندارم چگونه کالای مدنظرم را از داخل استان انتخاب کنم؟ چرا این توضیحات با جزییات منعکس نمی شود؟ چه چیزی را انعکاس بدهیم؟ ما تمامی این ها را به صورت مستند موجود داریم و قبلاً هم توضیح داده ایم. و گفته ایم که تولید داخل گیلان درباره ی این موضوع مشخص برای پروژه ی در حال اجرای ما کارکرد لازم را ندارد. این پاسخ ها را به صورت مصداقی به اعضای منتقد شورا ارایه کرده اید؟ من جواب های مبسوط و مشروح را به آن ها داده ام اما برای تعدادی از منتقدان اصلا پاسخ ها و استدلال های من مهم نیست و دوست دارند همیشه مخالف باشند.