به نام حکیم حکمت آموز اینجا زادگاه سرداران و سر بداران است اینجا دیار مبارز آزادی خواه، میرزا کوچک جنگلی است اینجا تبلور عرفان و معرفت، دیار بهجت فومنی است اینجا پایگاه فقه و فقاهت، دیار سلار دیلمی است اینجا قلمرو حکومت والیان دادگستر، دیار صاحب قابوس، کیکاووس زیاری است اینجا آسمانش ابری است اما دیار اخترشناسانی قدر همچون کوشیار گیلانی است اینجا سرزمین معلمانی خرد ورز که دامانشان گهواره حرکت سازانی همچون شیخ صفی بوده، اینجا دیار شیخ زاهد گیلانی است اینجا شهر فرهنگ و شعر و ادب، دیار حزین لاهیجی است اینجا محل رشد پایه گذاران ترویج علم نوین، دیار محمد علی مجتهدی گیلانی است اینجا مهد طبیبان و حکیمان، خاستگاه پزشکان جسم و جان مردمان، دیار سمیعی و بهزاد است اینجا مدفن منادیان حقوق شهروندی و عدالت اجتماعی، دیار شیون فومنی است. اینجا، آری همینجا، پشت درختان سر به فلک کشیده و بوستانهای لطیفش، زیر آبی دریا و سبزی زمینش، گنجهای مدفونی است که به زیر پای نا آگاهان ریشه تنفسیشان آرام آرام قطع می شود آری اینجا شهری است که  در پس آسمان همیشه ابریش، نه یک خورشید بلکه هزاران خورشید آماده احیای جامعه و گرمابخشی فرهنگ و تمدنند اما افسوس و هزاران افسوس خورشید پشت ابر دیده نمی شود آری اینجا گیلان است، صدای آزادی، فرهنگ و علم و ادب، رییس جمهور محترم به گیلان خوش آمدید اکنون در طلیعه بهار و حلاوت  نوروز، بار دیگر چشمان ما به شکوفه های زیبای بهاری روشن گردید و جانمان از شنیدن آواز پرندگان به شور و شعف آمد؛  و حضور گرم و سبزتان در گیلان نشاطی مضاعف به همراه داشت همچون 24 خرداد 92 که بهار دیگری برای ملت ایران رقم خورد تا منادیان دروغین بهار که با بهار، بهار کردنشان زندگی ملت را خزان کردند دست از گلوی ملت بردارند و همه ی ما کمر همت را محکمتر بسته و با اتکا به قدرت لا یتناهی، خدای سبحان  با تمام توان  در مسیر خدمت  و اعتلای ایران عزیز و گیلان غریب گام بر می داریم رییس جمهور منتخب مردم جناب دکتر روحانی سخن بسیار است اما در این مجال اندک به کلید واژه ها می پردازم تا با تدبیر و احیای فرهنگ اعتدالی که پیش گرفتید اثبات نمودید دینتان را از فیضیه  گرفته و شاگرد خلف روح الله اید نه از انگلستان پیامبر اکرم، فریادگر اعتدال است، اعتدال پیام دین بوده و پیامبر در باب عقیده می فرماید: اعتدال داشته باشید من را آنقدر بالا نبرید، به من بگویید: عبده و رسوله، من در ابتدا بنده ی خدا هستم بعد فرستاده ی او؛ حسین شهید تفکر اعتدال است، امامی که در محبت و علاقه پدر، فرزندی دچار افراط نگردید. آری عشق به علی اکبر آرمانش، منش اعتدال را از وی جدا نکرد فرزندی که بارها گفت هرگاه دلتنگ دیدار روی جدم رسول خدا شوم چشم به شمایل اکبرم می دوزم؛ زودتر از همگان راهی میدان و کشتارگاه جاهلان بی اندیشه و تکبیرگویان بی توحید و مسلمانان بی اسلام نمود و بین جوان خود و دیگران نه تنها تفاوتی قائل نشد بلکه او را زودتر از همگان به سوی میدان تجهیز نمود ما به این نوع نگاه حاکم می بالیم اما اعتدال در جامعه حاکم نمی شود مگر با اصلاح در تحریفات و بدعت ها و سنت های ناصواب اما مطالب را در 8 محور عرض می کنم: مطلب اول: مدیریت شور و هیجان سیاسی جامعه برای تحول و انقلابی در سطح زندگی فردی و اجتماعی مردم جوانان بمسائل سیاسی علاقه وافر دارند و آن را از ارزشهای مهم زندگی میدانند. اگر در این راه تند روی نکنند و تصمیم‏های مضر نگیرند میتوانند با بررسی مسائل سیاسی و مطالعه نظریات سیاستمداران بشر، فهم خود را تقویت کنند و موجبات رشد شخصیت خویش را فراهم آورند. بر عکس اگر دچار زیاده‏روی و افراط گردند و از کارهای اساسی همچون تامین معاش یا تحصیل علم باز مانند یا عناصر فاسد آنان را آلت دست خود سازند در راه خطا قدم گذارده‏اند و ممکن است مایه تباهی وسقوطشان گردد. بسیاری از جریانات به دنبال موج سواری و بهره برداری از مردم و احساسات جوانان هستند و دین و اعتقادات مردم را فدای مطامع نا زیبای خود می کنند کاری همچون امویان و عباسیان این نگاه به طور کاملا مشخص در نامه امام سجاد به محمد بن مسلم زهری می درخشد که می فرماید: بنی امیه تو را چون میله آهنی ساختند تا بوسیله تو آسیاب ستم خود را بگردش درآورند و منویات ظالمانه خویش را بر مردم تحمیل نمایند، تو را چون پلی قرار دادند تا از پشت گذر کنند و بهدفهائی که برای مردم، مصیبت‏بار و رنج‏آور است برسند، تو را نردبانی ساختند تا از آن بالا بروند و بگمراهیهای خویش دست یابند. گمان مدار که میخواهم تو را توبیخ کنم و بکارهائی که مرتکب‏شده‏ای ملامت و سرزنشت نمایم. بلکه مقصودم اینست که خداوند آراء ناصوابت را جبران نماید و چیزهائی که از دینت دور شده بتو باز گرداند. حمایت از احزاب و نظارت و مطالبه مستقیم راهی است که دولت خدمتگزار می تواند آینده ایران را از این استعمار نوین نجات دهد مطلب دوم: بسترسازی مناسب برای ترویج اندیشه گرایی و خرد ورزی برای نجات جامعه ای که مورد هجمه احساس خالی از عقل است سلیمان بن خالد گوید: از امام باقر علیه السّلام در باره «مستضعفین»  ذیل آیه إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِپرسیدم؛ فرمود: کودنهایند از کاهلی و تنبلی کردنشان، و خدمتگاری است که به او گفته می‏شود: نماز بخوان! می‏خواند، و درکی ندارد مگر همان چیز که به او گفته‏ای، و مأموری که جز آنچه به او گفته شود چیزی نمی‏داند و پیر مردان و کودکان، آنان «مستضعفانند»، و امّا آیا مرد گردن کلفت جنگجوی دشمن که معامله انجام می‏دهد، و نمی‏توانی در هیچ موقعیّتی او را فریب دهی، «مستضعف» است؟! خیر، و به این شرافت و بزرگواری نیست جناب رییس جمهور دوران تقلید کورکورانه و به فرمایش برخی از علمای متاخر که همچون پیرزنان دین داری کنید به سر آمده، ما باید با همت اساتید و نخبگان عرصه خرد و اندیشه و با به راه انداختن گفتمان اندیشه گرایی که مجموعه معراج مجمع علمی رشد اندیشه جوان این راه را آغاز نموده بتوانیم با ابزار نوین و خلق ابتکاراتی جدید در عرصه بین المللی خرد و اندیشه را به کام مردمان ببریم که بنیاد اندیشه به مراتب بیشتر موردن نیاز جامعه هست تا بنیاد مستضعفان مطلب سوم: بیکاری عامل فساد است، حمایت از صنعت و معدن و فیلتر نمودن مجاری ورود سارقان سرمایه ملی به جای فیلتر نمودن فضای مجازی عده ای مدام فریاد می زنند که شبکه های اجتماعی را فیلتر کنیم که عامل فساد است در پاسخ به این افراد باید عرض کرد بیکاری که شما در پس مدیریت نا صحیحتان به جوانان هدیه کردید فساد را به جامعه آورده همانطور که على علیه السّلام فرموده: اگر تن دادن بشغل مایه زحمت و تعب است بیکارى دائم نیز باعث نادرستى و فساد است. و گرنه انسان مشغول و با رفاه و امید که  محصور فضای مجازی نمی شود حضرت رضا (ع) فرمود سه چیز وابسته بسه چیز است، یکی از آنها محرومیت زیاد است براى کسى که در صنعت‏ عقب مانده باشد. هرچه محرومیت و فقر در این مملکت ناشی از عقب ماندگی در صنعت است. تا کی باید فریاد بزنیم که قجر هرزه و پهلوی خائن مملکت را تا صد سال عقب راندند، در این 37 سال ما چه مقدار از این عقب ماندگی را برطرف کردیم؟! آیا آنچنانی که باید رشد حاصل می شد انجام پذیرفت؟!. تا کی باید چشم انتظار مواد اولیه  از خارج کشور باشیم و خام فروشی کنیم؟! چه زمانی انقلاب صنعتی باید در ایران عززیزمان رخ دهد؟! راهکار ارتقای صنعت را در بخشی از روایت توحید مفضل از فرمایشات امام صادق (ع) به روشنی میتوان دریافت نمود. «اى مفضل! در این معدن‏ها و گوهرهاى گوناگونى که از آن‏ها به دست مى‏آید، بیندیش! گوهرهایى همانند گچ، ساروج [/ بتون‏]، قلع، سرمه، جیوه، مس، سرب، نقره، طلا، زبرجد، یاقوت، زمرد و سنگ‏هاى گوناگون و همچنین موادى مانند قیر، مومیا، گوگرد، نفت و چیزهاى دیگرى که مردم در نیازهاى‏شان استفاده مى‏کنند. پس آیا بر انسان اندیشمندى پوشیده است که همه اینها گنجینه‏هایى است که در زمین براى انسان ذخیره شده است، تا آن‏ها را استخراج کند و هنگام نیاز به کار گیرد. ولى با همه حرص و تلاشى که انسان در این راه به کار مى‏برد، چاره‏اندیشى وى در ساختن آن‏ها ناچیز است. اگر انسان در صنعت به آنچه مى‏خواهد دست یابد( که به زودى پیروز خواهد شد ) و این دانش در جهان گسترش یابد به طورى که طلا و نقره در جهان زیاد گردد و ارزش آن‏ها نزد مردم سقوط کند، دیگر طلا و نقره قیمتى نخواهند داشت و در معاملات از آن‏ها استفاده نخواهد شد و حکومت‏ها به انباشته کردن اموال نمى‏پردازند و هیچ‏کس براى فرزندانش ذخیره نمى‏کند. و از این صنایع، صنعت‏ ساختن مس زرد از مس و شیشه از ماسه و نقره از سرب و طلا از نقره و مانند آن به انسان عنایت شده است. صنعت‏ هایى که در آن زیان نیست، پس بنگر که چگونه خواستشان در موارد بى‏زیان برآورده شده است و در موارد زیانبار ممنوع گردیده‏اند.» مطلب چهارم: نابود کردن فرهنگ گداپروری و راه اندازی بنیاد مشاوره و همت ملی برای کارآفرینی حضرت امیر می فرماید کسى که آب و خاک یعنى نیروى طبیعى در اختیار دارد و نیروى انسانى خود را براى بهره‏بردارى بکار نمى‏بندد و با فقر و گدائى میگذراند نفرین و لعنت بر او باد. اما پیش از اینکه او مورد غضب و لعن قرار بگیرد کارگزارانی که مردم را به گدایی عادت دادند و با خواندن اینکه پول نفت است و حق مردم، فرهنگ کار و اشتغال را نابود کردند در پیش خداوند چه جایگاهی دارند؟ زراره میگوید مردى بحضور امام صادق علیه السّلام آمد عرض کرد دست سالمى ندارم که با آن کار کنم، سرمایه ندارم تا با آن تجارت نمایم، مرد محروم و مستمندى هستم چه کنم؟ امام صادق علیه السّلام که میدید سر آن مرد سائل سالم است و میتواند طبق رسوم محلّى با آن کار کند راضى نشد عزّ و شرفش با گدائى از مردم درهم بشکند. بوى فرمود با سرت باربرى کن و خود را از مردم مستغنى و بى‏نیاز بدار. جناب رییس جمهور بیایید تا بار دیگر طبق نگاه اهل بیت سنت شکنی کنیم و در بدنه ی وزارت کار از نیروهای متخصص جهت مشاوره برای ایجاد اشتغال و اعطای تسهیلات هدفمند بهره بگیریم، آقای دکتر ما در متن جامعه ایم و می بینیم بیشتر تسهیلات اشتغال صرف همه ی اموری می شود به غیر از کارآفرینی مطلب پنجم: پیاده کردن حق شهروندی به معنای واقعی کلمه و همه بدانیم آزادی بیان نیاز به اجازه ندارد پیامبر مدینه را مبلمان شهری نکرد مدینه را زیبا سازی نکرد پیامبر ابتدا شریعت را معماری کرد، برچه اساسی ؟ امام موسی کاظم می فرماید بر ویرانه های جاهلیت، جامعه را بر مبنای عدالت ساخت، طوری که اگر یک پولدار در کنار یک فقیر می نشست احساس ذلت و خواری نمی کرد با افتخار می نشست، انسان دارای کرامت است. کرامت اجتماعی، سیاسی، خانوادگی، اخلاقی در تمامی حوزه ها او دارای کرامت است باید با کرامت اجتماعی مدیریت افکار خود و دیگران را به دست گرفت.  برخی حقوق شهروندی را در این می بینند که ساعت 9 شب زباله جمع شود! زباله های فکری واندیشه ای برخی افراد که موجب آزار فکری دیگران است را چه ساعتی  باید جمع آوری کرد؟ حق شهروندی چهار چوبی برای تعامل است درحقوق شهروندی باید نگاه بردگی  برداشته  شود . زیر بار ظلم و جور نرفتن بیعت با ناحق نکردن، نباید حق حیاتمان را پایمال کنند نباید حق زیستنمان  را بگیرند نباید استفاده ابزاری از اندیشه ی دینی داشت، شما یک حقوقدان هستید و قبل از اینکه ما شما را حقوق دان بپنداریم به عنوان یک مجتهد و اسلام شناسی توانا با شما سخن می گوییم دکتر روحانی نمی توان با منت و خواهش، حق شهروندی را در جامعه ایجاد کرد، نمیتوان از مخالفان خواست تا اجازه دهند که موافقان دولت یا هر آزادی خواهی بتوانند به آزادی سخن بگویند، این حق تک تک افراد جامعه است، نیازی به اجازه آزادی ندارد!! لذا سیدالشهدا کشته شد تا به مردم بیاموزد که چه طور زندگی کنند و چطور برای احقاق حق خود تا ریختن خونشان هم بایستند او بنیانگذار دفاع از حق شهروندی است او دید آزادی در جامعه تغییررنگ داده، تغییرلباس داده،  هیچ کس جرات حرف زدن ندارد نمادهای عدالت از معنای اجرایی به معنای شعاری خودش تغییر مکان داده است و حاکم نا عادلی همچون یزید را عادل می پندارند ! 80 نفر را در یک مجلس کشتند که چرا با یزید بیعت نکردید! 100نفر را در یک مجلس دست بریدند چون یزید میمون باز دستور داد دستی که با من بیعت نکند لیاقت بودن ندارد فلذا دستها را ببرید... او برای زنده کردن حق شهروندی قیام کرد و ایستاد و تا آخرین لحظه هم ایستاد .... در گوشه و کنار گفته می شود در پس عظمت نظام اسلامی، افراد با امنیت در طول شبانه روز تردد می کنند اگرچه نسبی است. اما رییس جمهور ما از شما می خواهیم این امنیت را برای آزادی بیان و اندیشه و استفاده از حقوق شهروندی مردمان کشور عزیزمان ایران برپا کنید مطلب ششم: بیماری مزمن در عرصه فعالیت تشکل های مدنی و سازمان های مردم نهاد بستر فعالیت سمن ها و تشکل های مردم نهاد بیمار است، هم از جهت استقلال در رأی و اجرای اهداف، هم از جهت  تامین منابع مالی و اقتصادی در مورد اول حتی سمن ها نمی توانند اساسنامه را با توجه به نگاه خود نگارش کنند ادارات مربوطه جهت دادن مجوز یک اساسنامه از قبل تدوین شده را با جاهای خالی به متقاضیان می دهند و متقاضی حق دستکاری و اضافه بند مورد نظر را ندارد این یعنی عدم استقلال، در باب اجرای اهداف وجود بدنه ای از کارشناسان بیمار و فرسوده مانع آزادی رفتار تشکل های مدنی و اجتماعی است این درد را شخصی از جامعه می گوید که خود سابقه ی حوزوی و حضور و فعالیت در مباحث فرهنگی و انقلابی دارد و همیشه با مانع تراشی سدی در برابر برگزاری برنامه ها هستند با ما که رفتار این چنین است وای به حال جوانان ما هنوز دردهای یک جوان دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تهران در گوشم طنین انداز است که از عدم امکان برای انجام فعالیت های اجتماعی و فرهنگی محزون بود اما در مورد دوم دستگاه های مربوطه موقع گزارش کار و انعکاس فعالیت های سمن ها که می شود خود را متولی امور تشکل ها می دانند اما هنگام حمایت مالی کلامشان اینست که شما مردمی هستید انتظاری از کمکهای دولتی نداشته باشید چطور یک سمن خود را مدیریت کند وقتی بستر اقتصادی جامعه بیمار است و افراد در تامین نیازهای خانواده خود مانده اند حال ما نیز برای فعالیت های مدنی باری به دوششان شویم خواهشا جریان محرم و مناسبت های مذهبی را از این موضوع مستثنی کنید، اما با تمام مشکلات همچنان این مردم هستند که در صحنه اند اما مشکل سمن ها همچنان باقی است  هم از جهت استقلال در رأی و اجرای اهداف، هم از جهت  تامین منابع مالی و اقتصادی، مطلب هفتم: شیوه صحیح برای انتخاب کارداران فرهنگی در انتخاب مسولان فرهنگی در طول انقلاب غالبا از میان سه طیف برگزیدیم 1-افراد مذهبی افراطی و به اصطلاح عامیانه حزب اللهی 2-افراد شعارگرای تفریطی و به اصطلاح ملی گرای روشن فکر 3-افراد غیر منفعل و بی اراده طیف اول همه چیز را در مناسبت ها و آیین های دینی خلاصه می کند و گویا فرهنگ و تمدن فقط از تولد اسلام شکل گرفته و همه ی میراث ملی را فدای عقیده ی تند دینی خود می کند، راه اندازی یک ایستگاه صلواتی نزدش نیکوتر ازبزرگداشت یک آیین ملی است طیف دوم نه آشنا به میراث و فرهنگ باستانی است و نه قائل به صیانت از فرهنگ دینی است فلذا فرهنگ اسلامی و حتی تمدن ایرانی را فدای برداشت ها و تحلیل های ناصواب خود می کند، راه اندازی یک کارنوال رقص و آواز در افکارش اوج یک حرکت فرهنگی است طیف سوم آشنا به فرهنگ ملی و دینی هستند، نحوه تعامل مابینشان و چگونگی احیای ارزشها و سنت ها را واقفند اما به دلیل عدم شجاعت و کفایت کافی توان گام نهادن در میدان جهت کنار زدن جریانهای افراطی و تفریطی را ندارند فلذا همه ی آن آرمانها را فدای ناکارآمدی و حب مسندشان میکنند، و خوش رقصی در برابر هر طیف جهت راضی نگهداشتنشان به عنوان انجام تکلیف می دانند هر سه گروه برای بدنه ی فرهنگی کشور مضرند اما زیان گروه سوم از دو گروه قبل بیشتر بوده و متاسفانه خود را به عنوان اعتدال گرایان معرفی می کنند و این خود جفایی دیگر به گفتمان اعتدال است آقای رییس جمهور  برای نجات فرهنگ کشور باید به خوبی از این لایه عبور کنیم و افرادی را برازنده ی گفتمان اعتدال برگزینیم. عرصه فرهنگ نیاز به پادگان و قرارگاه و توپ و تانک ندارد، باید به لطافت حریر و نرمی پرنیان فرهنگ را به کام دل مردم نهاد، نه با چوب و چماق و زور و تزویر جناب رییس جمهور اگر قرار باشد افراد با پای منبر نشینی، متصدی امور فرهنگی شوند پس همه مردم ایران کارشناسان فرهنگی هستند، افرادی که با افتخار می بالند که ما در دوران تصدی دولت هزاران نفر افراد متناسب با منش فکریمان را وارد دولت کردیم حال می توانید بیرونشان کنید جناب آقای دکتر چه تدبیری برای اینها دارید؟ مگر مدیریت ارشاد و نهاد های فرهنگی، مجلس روضه گردانی است که هر کس ایستگاه صلواتی را بهتر چرخاند مدیر ارشاد و یا نهاد های فرهنگی گردد؟؟ با این بدنه بیمار چطور می خواهید اهداف مد نظر دولت را پیش برید؟ اگر توان تغییر در نگاه  نیرو نیست، جا دارد همه افرادی که اکنون باری برای دولت هستند و منویات و آرمانهای دولت را پیش نمیبرند به بخش های جزیی منتقل داده شده و با جذب نیروهای جدید و پرتوان در پست های کلیدی حتی با هزینه ای مضاعف مسیر رشد را سریعتر طی نماییم مطلب هشتم: فدا نکردن نگاه و منافع عمومی جهت رضایت عده ای محدود و جریانی خاص و دوری از افراط در تسامح و تساهل و تغافل پیامبر اعظم فرمود در شب معراج مشاهده کردم فرشته ای خارق العاده را نیمی از یخ نیمی از آتش نه یخ بر آتش مستولی می شد نه آتش بر یخ و مدام این ذکر را دعا می کرد ای خدایی که یخ را بر آتش مستولی نمی کنی و آن را از بین نمی بری ، ای خدایی که یخ را بر آتش مستولی نمی کنی و گرمای آتش را از بین نمی بری دلهای مومنین را متحد بفرما، جناب رییس جمهور این پسندیده است که در میان نظرات مخالفان اتحاد و دوستی برقرار کرد اما برای این امر نباید به نام اعتدال دچار افراط در تسامح، تساهل و تغافل گردید، همانطور که سعدی علیه الرحمه می فرماید: رحم آوردن بر بدان ستمست بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جورست بر درویشان خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی                                   به دولت تو گنه می کند به انبازی معشوق هزار دوست را دل ندهی                                  ور می دهی آن دل به جدایی بنهی این کسان هنوز صدای 24 خرداد، صدای تغییر، صدای آزادی خواهی، صدای بازگشت به عزت، صدای حق طلبی مردم را نشنیده اند و از این حماسه ی مردم کینه در دل دارند، جناب رییس جمهور تا قیامت هم با اینها مدارا کنید به گفتمان اعتدال اعتقاد پیدا نخواهند نمود و رایشان به سبد این گفتمان ریخته نخواهد شد مردم و دوستان را دریابید که توده مردم دردمند با هزار امید از شما حمایت نمودند، مردم را دریابید، مردمی که  تا پای جان ایستاده اند و عقب نشینی در مرامشان نیست، ملتی که بیدار شده و هرگز به خواب نخواهد رفت، اگر خدا بخواهد. اگر داغ دل بود ما دیده ایم / اگر خون دل بود ما خورده ایم اگر دل دلیل است آورده ایم/ اگرداغ شرط است ما برده ایم   نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code