| سه شنبه، 28 اردیبهشت 1400
ساعاتی در تریاژ بیمارستان رازی رشت که این روز‌ها به دلیل ازدحام عجیب بیماران با کمبود امکانات روبه شده است؛
       کد خبر: 86647
نگاه ایران/فاطمه صابری: صدای ناله بیماران در هم آمیخته است. بعد از وارد شدن به سالنی کوچک چشمانت گرد می شود؛ تخت ها با فاصله ی نزدیک کنار هم قرار گرفته و همراه بیماران به زحمت کنارشان ایستاده یا روی صندلی پلاستیکی نشسته اند. به دلیل کمبود تخت بستری تزریق سرم به بعضی بیماران در حالت نشسته روی صندلی انجام می شود و همراه بیمار نقش پایه سرم را بازی می کند. دو اَنترن، سه پرستار به همراه یک بهیار مدام به درخواست همراهان بیش از ۴۰ بیمار مشغول سرکشی به تخت ها هستند. ازدحام بیماران و استیصال همراهان در پس چهره های نگرانشان پیداست. دختر جوانی که همراه یک بیمار است به کسی که پشت خط موبایلش است می گوید: فکر می کنم ما اشتباهی آمده ایم چون اینجا «بیمارستان رازی رشت» نیست و بیشتر شبیه بیمارستان صحرایی مناطق جنگ زده است. «تریاژ بیمارستان رازی رشت» که عنوان بزرگ ترین بیمارستان از نظر وسعت در گیلان را یدک می کشد در شرایطی طی روزهای گذشته با چنین وضعیت توصیف شده ای روبه رو است که عموم بیماران مراجعه کننده به این مرکز دارای مشکلات عفونی، ریه و آسم و آلرژی هستند. تعدادی از همراهان ماسک به صورت دارند و بعضی از پرستاران و نیروهای خدماتی کم تعداد هم گاهی بدون دستکش یا بدون ماسک به این سو و آن سو می روند تا شرایط بیشتر از کنترل خارج نشود. حالت فوق العاده و «کف خوابی» در بیمارستان رازی بیمارستان رازی مرکز خدمات عمومی، مسمومیت، داخلی و جراحی مرکز استان در بیشتر ایام سال با ازدحام بیمارانی رو به رو است که تنها ساکن رشت نیستند به همین دلیل حضور پرتعداد بیماران در اینجا چندان عجیب نیست. اما چند روزی است تعداد بیماران از حد تراکم معمول و بیش از ظرفیت هم خارج شده است و طبق گزارشات رسیده به نگاه ایران و مشاهدات عینی در بیمارستان حالت فوق العاده وجود دارد. حالت فوق العاده ای که منجر به افزایش تخت در اورژانس و تریاژ شده است و بیش از ۲۴۰ تخت بستری ۱۳ بخش بیمارستان هم پر از بیمار است. از بگو ومگوهای همراهان بیماران با کادر درمان مشخص می شود که حداقل طی یک هفته ی گذشته بیمارستان رازی با ازدحام بیماران روبه رو بوده و بیمارستان در بعضی از ساعات کمبود سرم و تخت داشته و حتی بیماران بدحال در شرایط بحرانی «کف خوابی در بیمارستان» را هم تجربه کرده اند. وقتی معنای اورژانس تغییر می کند به گزارش نگاه ایران،ظاهر امر نشان می دهد که شیوع هیچ بیماری خاصی در استان باعث این موضوع نشده است و طبق مشاهدات و طرح پرسش از همراهان، اکثر بیماران عمدتا به دلیل مشکلات ریه و آسم در اورژانس حضور داشتند. اورژانسی که به دلیل کمبود فضای بیمارستان طی بیش از یک هفته ی گذشته خود به یک «بخش بستری» تبدیل شده و بعضی بیماران بیش از ۵ روز بروی تخت های نامناسب با شرایط محیطی نامطلوب و خطرناک روز را به شب می رسانند تا کار برای پرسنل دشوار و باعث کلافگی همراهان و انتظار بی پایان بیماران بد حال برای انتقال به بخش شود. در رازی همراهان بیماران باید دعا کنند یا بیمارشان آنقدر بدحال شود که درِ بخش رویشان باز شود یا آنقدر حالش بهبود پیدا کند که راه خروج نشانشان داده شود. اگر بیماری حد وسط این دو باشد در برزخ می ماند. برزخی به نام «تریاژ بیمارستان رازی» با کمبود امکانات و پرسنل در مقابل حجم بالای بیماران که نفس ها را به شماره انداخته است. اورژانسی که تنها یک دستگاه فشارسنج دارد همراه یکی از بیماران با گلایه از وضعیت حاکم بر این بخش می گوید: واقعا دستگاه فشار سنج در میان تجهیزات پزشکی چقدر قیمت دارد که از مردم دریغ می شود؟ او با عصبانیت ادامه می دهد دو روز است در همین راهرو گرفتار هستیم اما برای اندازه گیری فشارخون بیمارمان هم باید منتظر خالی شدن دستگاه فشار سنج باشیم. چون به ما می گویند این بخش تنها یک دستگاه فشارسنج دارد. این همراه که بیمارش با آسم شدید دست به گریبان است به ازدحام بیماران و تخت های نزدیک به هم و تنش موجود در سالن اشاره می کند و می گوید واقعا با این وضعیت باید انتظار سلامت بیمارمان را داشته باشیم؟ رگ های ناپیدا و کبودی های نشسته بر جان بیماران زن دیگری که ۴ روز در انتظار انتقال به بخش در وضعیت نامناسب به سر برده هم از عدم حضور پزشکان متخصص و کمبود نیرو می گوید و دست کبود شده و ورم کرده اش را نشان می دهد و می گوید: ببینید برای گرفتن یک رگ ساده، برای تزریق سرم دانشجوی پرستاری چه بلایی سرم آورده است؟ درست است که ما پول کافی برای بستری شدن در بیمارستان های خصوصی را نداریم اما موش آزمایشگاهی هم نیستیم. او می گوید کمبود نیرو باعث شده است تا بعضی از دانشجویان پرستاری برای کمک به این بخش فرستاده شوند. آیا مدیر بیمارستان نمی داند این محیط پر از استرس با شرایط اورژانسی بیماران برای دانشجویی که هنوز الفبای کار را یاد نگرفته جای مناسبی برای یادگیری نیست؟ زن دیگری با اعتراض به سراغ یکی از پرستاران جوان می رود و به او می گوید سِرم مادر پیرم از نیم ساعت قبل تمام شده است و من بار ها به ایستگاه پرستاری اطلاع دادم چرا کسی برای جدا کردن سِت سرم به سراغ مادرم که نگران این موضوع است نمی آید؟ پرستار می پرسد: پرستار بیکاری در ایستگاه حضور داشت و نیامد؟ زن جواب نداد: نه. پرستار گفت خودتان دارید می بینید که هیچکدام از همکارانم دقیقه ای امکان استراحت ندارند و مدام در حال چک کردن وضعیت بیماران هستند پس شما هم صبور باشید. همراه دیگری از فرصت استفاده می کند و درباره زمان انتقال بیمارش به بخش با گذشت سه شبانه روز از حضور در تریاژ می پرسد که پرستار می گوید هر وقت تخت خالی شد حتما به شما اطلاع داده می شود چون هیچکدام از ما نمی توانیم بدون دلیل شما را اینجا نگه داریم. او می گوید حداقل کاری که پزشکان می توانند در این مواقع انجام دهند این است که برای ویزیت بیماران در اورژانس هم حاضر شوند چون اینجا تبدیل به بخش بستری شده نه اورژانس. در حالی که سه شبانه روز است چشم من و بیمارم به جمال هیچ پزشکی روشن نشده است چون می گویند وطیفه ی آن ها ویزیت بیمار در بخش است. همراه دیگری در پاسخ او می گوید وضعیت غیرعادی فقط برای ما معنا دارد و نه پزشکان و مسئولان. در جستجوی بالش برای پدر در بیمارستان زن میانسال دیگری با عصبانیت وسط سالن طلب یک بالش برای پدر پیرش می کند. بهیاری که مشغول چک کردن سوند یک بیمار است می گوید برو از خدماتی ها بگیر. که زن با دستش به اطراف اشاره می کند و می گوید شما اینجا نیروی خدماتی می بینید؟ او غرولندکنان و در حال نفرین به بخت و اقبالش بابت بی پولی و گرفتار شدن در چنین بیمارستانی به کنار تخت پدرش برمی گردد و تلاش می کند کاپشن تا شده ی زیر سرش را مرتب تر کند تا پدرش که با صدای بلند نفس می کشد شرایط بهتری برای استراحت پیدا کند. عدم رعایت فاصله ی استاندارد در چیدمان تخت های بیماران مرد جوانی هم که کنار بیماری ایستاده است می گوید ۵ روز است وسط این همه بیمار و تخت هایی که آنقدر به هم نزدیکند که دم و بازدم بیماران را احساس می کنم، گرفتار شده ام. نه پول انتخاب بیمارستان دیگر را دارم و نه اجازه ی ورود به بخش را صادر می کنند و هر روز ما به امید بهتر شدن اوضاع می گذرانیم در حالی که می بینم عملا وضعیت بهتر نمی شود و بعضی بیماران به دلیل کمبود تخت نشسته روی صندلی مشغول سرم تراپی می شوند و یا بیمار بد حال دیگری را از تخت پایین می آورند تا بیمار بیهوش را به جایش بخوابانند. نارضایتی کادر درمان و پرستاران رازی کمی که در لابی بیمارستان و تریاژ و راهروی رازی قدم بزنی و گوش تیز کنی نارضایتی کادر درمان و پرستاری و خدماتی به وضوح روشن می شود. کسانی که از حجم بالای ارجاع بیماران به رازی ناراضی هستند و می گویند با امکانات محدود در دسترسشان چه کمکی می توانند به جز تزریق سرم به بیماران داشته باشند؟ آن ها بخشی از مشکلات را نتیجه ی اجرای طرح تحول نظام سلامت بی توجه به وضعیت بیمارستان ها و اضافه نکردن پرسنل و امکانات می دانند که به دلیل هزینه ی بسیار پایین خدمات باعث سرازیر شدن بیماران به مراکز درمانی دولتی شده است. شیفت کاری تعدادی از آن ها از ۶صبح تا دو بعد از ظهر روز بعد است و این روز ها برایشان دشوار تر از هر زمان دیگر شده است. چون بسیاری از بیماران و همراهانشان اعتماد کافی به کادر پزشکی و پرستاری ندارند و در صحبت هایشان نه کمبود امکانات و فضای بیمارستانی که نزدیک ترین سفید پوش به خود را مقصر می دانند و وضعیت بوجود آمده در رازی را محصول ناکارآمدی آن ها می دانند و نه مشکلات زیرساختی و کمبود نیرو و تجهیزات پزشکی در مقابل حجم بالای بیماران. سفیدپوشانی که در میان ازدحام بیماران و فضای فیزیکی نامناسب محل کار، خسته و مستاصل نشان می دهند و کسی از آن ها در پاسخ به اعتراض بیماری برای عدم رسیدگی سریع و صحیح می گوید شما هم روزی با ۲۰۰-۳۰۰ بیمار سروکله بزنید بهتر از ما عمل نمی کنید. تعویض ملحفه؛ شاید وقتی دیگر در میان بگو مگوی همراه بیمار و پرستار مرد نیمه بیهوش بدون برانکارد با استفاده از ویلچر در وسط سالن کوچک رها می شود و دختر و پسر همراهش با نگرانی صدایش می کنند و از او می خواهند اگر صدایشان را می شنود حرکتی انجام دهد. دراتاق احیا (CPR) هم مدام باز و بسته می شود و تنها پزشک و سه پرستار به طور مداوم میان بیش از ۴۰ مریض و اتاق احیا در رفت و آمد هستند. پرستاری با عجله نبض بیمار نیمه بیهوش را بررسی می کند و اشاره می کند که او به سمت مقابل اتاق احیا برده شود جایی که تنها چند دقیقه قبل بیمار بدحال دیگری سه شبانه روز را در آن گذرانده بود و دقایقی قبل به بخش منتقل شده بود و نیروهای خدماتی هنوز فرصت تعویض ملحفه های آن را پیدا نکرده بودند. اما گوش همراهان مریض بدحال در این لحظات بیشتر از چشمانشان کارآیی داشت و نگران شنیدن صدایی از پدر بودند و نمی توانستند یا نمی دیدند تا بتوانند به وضعیت نادرست بهداشتی در اورژانس بیمارستان رازی اعتراض کنند. همراهان بیمار دیگری از قطع چند دقیقه یکبار سرم تزریقی به بیمارشان گلایه می کنند که به آن ها گفته می شود لوله پلاستیکی سرم را با دستشان نگه دارند که با اعتراض روبه رو می شود تا در نهایت با استفاده از یک تکه چسب ماجرا فیصله پیدا کند. از نوسازی تا بزک یک بیمارستان فرسوده بیرون از اورژانس، اتاق تزریقات و نوار قلب هم پر از بیمار است و بیش از ۲۰ نفرهم در تریاژ منتظرویزیت بیمارانشان هستند. در طرف مقابل همین مکان کارگران مشعول کارند تا بخش دیگری از این بیمارستان فرسوده بهسازی شود. بیمارستانی که حدود نیم قرن سابقه ی فعالیت دارد و طی سال های گذشته بعضی از بخش های آن بازسازی شده است اما به دلیل تزریق قطره چکانی اعتبار عملیات ساخت و ساز سرعت لازم را ندارد تا نوسازی بعضی از بخش ها در مقابل فرسودگی اکثر قسمت های بیمارستان نوعی بزک ظاهری به حساب آید. هنوز از در خارج نشده صدای آژیر آمبولانس از حضور بیمار بدحال دیگری در رازی خبر می دهد. «پاسخگو» در دسترس نمی باشد تلاش نگاه ایران، برای طرح پرسش چرایی شرایط پیش آمده در رازی با مدیران مربوطه بی فایده است چون طبق مقررات ابلاغ شده از سوی دانشگاه علوم پزشکی به تمام مراکز درمانی آن ها بدون اجازه ی این دانشگاه اجازه صحبت کردن با رسانه ها را ندارند و بعد از درخواست طرح گفت و گو توصیه می کنند با خانم طلعت کاویانی مسئول امور رسانه و شبکه های اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی گیلان هماهنگی های لازم انجام شود. اما مانند ماههای گذشته پیامی جدید تر از «مخاطب در دسترس نمی باشد؛ تماس شما از طریق پیامک به ایشان اعلام می گردد» از شماره موبایل این مسئول شنیده نمی شود. کسی که طی ماههای گذشته هرگاه خود تمایل داشته با رسانه ها تماس برقرار کرده و به ندرت خبرنگاری موفق شده است از طریق او پاسخ سوالات خود پیرامون مشکلات دانشگاه علوم پزشکی را دریافت کند.

به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code