| پنجشنبه، 29 مهر 1400
کلید حل مشکلات محلی، توجه به فرهنگ در ساختار جامعه است؛
       کد خبر: 74915
سحر-اخوان-3نگاه ایران/ سحر اخوان کاظم زاده * این روزها شهر ما پر شده از خبرهای بد، هر روز در جایی از شهر اتفاق غم انگیزی می افتد، تصمیمی به اشتباه گرفته می شود، دوباره کاری در پروژه ها دیده می شود، شورای شهر قابلیت شورایی خود را از دست داده و به کارزار نبرد تن به تن برای استفاده از آخرین فرصت های حضور در شورا تبدیل شده است، هر روز کسی در حال تخریب دیگری به بهانه انجام شدن یا نشدن کاری است. کارهای خوبی که در گذشته انجام شده با بی تدبیری مدیران میانی از بین می رود، کارهای خوبی انجام می شود که در هیاهوی فریاد ای وای من بر ما چه رفته... نادیده انگاشته می شود. از هر سو موافقین و مخالفینی به ارائه نظرات خود در خصوص مسائل شهری می پردازند، گاهی با تخصص و گاه بدون تخصص لازم، یکی شهردار را مقصر می داند، دیگری استاندار را زیر سوال می برد، یکی رئیس جمهور فعلی را مسبب همه این اتفاقات می داند و افرادی هستند که دولت های پیشین را متهم می کنند. مسئولی در جایی کار فرهنگی را مقدم بر عمران می داند و مسئول دیگری عمران را مقدم بر فرهنگ می داند. واژه فرهنگ به دلیل سهل و ممتنع بودن مفهوم آن، دستاویز صحبت های همگان می شود، خواه در این حوزه تخصص داشته باشند یا خیر. خواه مطالعه ای بر سیر تحول تاریخی این واژه در ایران و سایر کشورها داشته باشند یا خیر. بیشتر اطلاعات عوام(عوام در منظور نگارنده به معنی افراد فاقد تخصص خاص در زمینه فرهنگ و مطالعات فرهنگی است.) اطلاعات روزنامه ای و محتوای تولید شده در فضای مجازی است. رسانه های امروز سبب شده اند که همه افراد از هر قشری با هر سطح سوادی حرف هایی برای گفتن داشته باشند و بدون واهمه نظرات خود را اعلام کنند(فرصت بررسی کارکردهای رسانه های نوین در این یادداشت نیست) با مرور این اخبار و نظرات و رفتار افراد و جنبش های اجتماعی در قالب تشکیل گروه ها و راه اندازی پویش ها(کمپین) به سادگی می توان دریافت عنصری که مورد غفلت و بی توجهی قرارگرفته فرهنگ است. واژه فرهنگ در ادبیات عوام کارکرد جدید پیدا کرده و از مفهوم اصلی خود دور شده، این کارکرد ابزاری باعث شده که فرهنگ سد راه عمران تلقی شود، فرهنگ مانعی در راه اقتصاد باشد، فرهنگ واژه ای برای فریب تلقی شود. واژه فرهنگ به دلیل سیاستگذاری اشتباه در سطح ملی از بافت جامعه خارج شده و به عنوان کالایی لوکس تنها جهت فخرفروشی عده ای و تخطئه عده ای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد. حتی در سطح مسئولین استانی این واژه کارکرد اشتباهی پیدا کرده است. ساخت مسکن مهر آغاز فاجعه نیست، پیاده راه فرهنگی رشت آغاز فاجعه نیست، شهر خلاق در زمینه خوراک فاجعه نیست، گوهررود و زرجوب فاجعه نیست، سراوان فاجعه نیست، الماسی و خلیلی و ثابت قدم و سایرین فاجعه نیستند، ترافیک خیابان ها فاجعه نیست، فاجعه از آن زمانی شروع شد که ما بی توجه به ساخت جامعه ، فرهنگ مردم، اقدام به عمران کالبدی کردیم، فاجعه از زمانی شروع شده است که ما بی توجه به بافت فرهنگی شهر و استان اقدام به اجرای برنامه ها به نام رشد و پیشرفت کرده ایم. فاجعه از زمانی شروع شد که فرهنگ فقط یک واژه لوکس شد و ما فراموش کردیم که بر اساس بیانات مقام معظم رهبری(در 17 آذر 86)، پیوست فرهنگی لازمه هر اقدامی در کشور است. پیوست فرهنگی به زبان ساده یعنی این که هر کسی چه یک فرد معمولی در زندگی روزمره، چه مدیر حوزه اجرا و چه سیاستگذار در سطح کلان در هر برنامه ای فرهنگ را ببیند، طرح و اجرا و کنترل هر برنامه ای با در نظر گرفتن فرهنگ باشد نه اینکه واژه فرهنگ صرفا برچسبی بر کارها و طرح های اجرا شده برای استفاده از فضای جدید تبلیغاتی این واژه نوظهور در ادبیات عامه باشد. اگر می خواهیم مسائل محلی به مشکل تبدیل نشوند، اگر می خواهیم شاهد فاجعه هایی مانند سراوان و ... نباشیم، اگر می خواهیم گامی  برای حل بحران های موجود برداریم باید فرهنگ را در ساختار جامعه بشناسیم تا سیاست ها و یا راه حل ها برای حل بحران خود تبدیل به معضل دیگری نشود. * دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی  
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code