یکشنبه، 18 خرداد 1399 | 2020 Sunday 07 ,June  
بررسی پرونده‌های زنانی که دست به قتل شوهران خود می‌زنند
نگاه ایران: مریم احساس می کند که زندگی مشترکش به بن بست رسیده؛ می خواهد برای همیشه از شوهرش جدا شود. قلبش برای مرد دیگری می تپد. برای رسیدن به عشقش حاضر است دست به هر کاری بزند. تصمیمش را می گیرد. او برای جدایی، سناریوی خطرناکی را اجرا می کند. نه با صحبت، نه دعوا و نه از راه قانون نمی خواهد به زندگی مشترکش پایان دهد. نقشه سیاهی را انتخاب کرده است. او نه تنها به زندگی مشترکش بلکه می خواهد به زندگی شوهرش هم برای همیشه پایان دهد. تردید ها هم نمی تواند او را از این تصمیم خطرناک منصرف کند. چند بار نقشه اش را در ذهن مرور می کند. هرچه فکر می کرد برای اجرای نقشه اش مصمم تر می شد. او می خواهد نفس های شوهرش را قطع می کند تا بتواند خودش راحت تر نفس بکشد. هیچ راهی به جز جنایت برای رسیدن به معشوق پیدا نمی کند. تصور می کند که اگر مُهر یک جنایتکار را تا ابد روی پیشانی خود بزند، می تواند در آسایش آن هم در کنار معشوق خود زندگی کند. نقشه اش آن قدر سیاه بود که ٣ دختر ١٩، ١۵ و ٨ ساله اش را هم فراموش کرده بود. آذرماه سال ٩٢ بود که نقشه هولناک مریم برای قتل شوهرش، در پارکینگ خانه شان کلید خورد. مجید وقتی از خانه شان بیرون آمد تا به محل کارش برود، نمی دانست که معشوقه همسرش با میلگرد در پارکینگ خانه انتظارش را می کشد تا او را به قتل برساند. مریم نقشه قتل شوهرش را به همراه پسردایی ۵٠ ساله اش اجرا کرد. این زن ۴٢ساله که عاشق پسردایی اش شده بود، با همدستی او و برای ازدواج، شوهرش را کشت و جنازه اش را به آتش کشید. مریم یکی از ده ها زنی است که به خاطر خیانت، همسرش را تا پای مرگ کشاند؛ او را کشت و با همدستی معشوقه اش جسد همسرش را به آتش کشید. وقتی مریم پس از یک سال پنهان کاری، دستگیر شد، حسین همدست و پسردایی این زن در بازجویی ها پرده از ماجرای قتل برداشت. او ادعا می کرد که از زمان مجردی به یکدیگر علاقه مند بودند و حتی قصد ازدواج با یکدیگر را داشتند اما به علت مخالفت های شدید، موفق به ازدواج نشدند. از یکدیگر هیچ اطلاعی نداشتند تا این که در مراسم بزرگداشت یکی از بستگان همدیگر را ملاقات کردند. ازآنجا بود که ارتباطشان بیشتر شد. مریم در صحبت هایش می گفت که از زندگی اش راضی نیست و قصد دارد از شوهرش طلاق بگیرد، اما وی حاضر به این کار نشده است. همین موضوع انگیزه ای شد تا برای رسیدن به یکدیگر، طرح نقشه قتل را بریزند. مریم کلید در ورودی مجتمع محل زندگی شان را تهیه کرد و در اختیار حسین گذاشت. او نیز روز حادثه در انباری داخل پارکینگ پنهان شد. زمانی که مجید قصد داشت سوار خودرو شود، از پشت سر به او حمله کرد و با میلگردی که آماده کرده بود، چند ضربه به ناحیه سر و گردنش زد. پس از چند دقیقه، مریم به پارکینگ آمد و با کمک یکدیگر جسد را داخل صندوق عقب گذاشتند. حسین نیز خودرو سمند مقتول را درحالی که جسد در داخل صندوق عقب آن بود، از مجتمع خارج کرد. پس از تاریک شدن هوا، خودرو را به تهران برد و در تاریکی شب آن را آتش زد. با توجه به اعترافات حسین در خصوص طراحی جنایت و معاونت همسر مقتول در جنایت، مریم نیز که چاره ای جز بیان حقیقت نداشت، سرانجام لب به اعتراف گشود و همه اظهارات پسردایی اش را تأیید کرد. این در حالی است که رویای ١٩ ساله، یکی از دختران مقتول، وقتی شنید پدرش به دست مادرش کشته شده است، گفت: «وقتی متوجه قتل پدرم شدیم، حتی به ذهنمان هم نمی رسید که کار مادرمان باشد. آن روز مادربزرگم گفت که باید برای انجام کارهای پرونده مرگ پدرم به آگاهی برویم. او گفت که قاتل پدرم دستگیرشده و باید به آنجا برویم. وقتی به آگاهی رفتیم و مادرم را دستبند به دست دیدم از شدت ناراحتی بیهوش شدم. بعدازآن چند روز در بیمارستان بستری شدم. اصلاً باور نمی کردم مادرم چنین کاری کرده باشد. روزهای اول وقتی این خبر را شنیدم خیلی از او کینه به دل گرفتم ولی حالا اوضاع واحوالم کمی بهتر شده است. راحت تر می توانم با این موضوع کنار بیایم و درواقع عادت کرده ام. برای همین دیگر از مادرم کینه و خشم به دل ندارم ولی این را می دانم که هیچ وقت احساسم و روابطم با مادرم همانند سابق نخواهد شد. او را بخشیدم ولی کاری هم با او ندارم. از طرفی مرتب می گوید که بی گناه است. دلم برایش می سوزد. همیشه احساس می کنم نکند مادرم بی گناه باشد. اما بازهم به قانون اطمینان دارم و با توجه به مدارک و دلایل ماموران پلیس آگاهی نمی توانم حرف های مادرم را باور کنم. من ٧ سال است که نامزدم را می شناسم و با او در ارتباط هستم. وقتی این اتفاق افتاد او رفتارش را با من تغییر نداد و گفت که این موضوع نمی تواند تاثیری در روابطمان داشته باشد. خانواده اش هم همین حرف را زدند و به من آرامش دادند. ولی الان بعد از گذشت این مدت خانواده نامزدم رفتارشان تغییر کرده و از من دوری می کنند. فکر می کنم به خاطر حرف مردم است که کم کم روی آن ها هم تاثیر گذاشته است. قتل شوهر با همدستی پسرخاله روی میز بازپرسان و کارآگاهان جنایی کم نیست پرونده هایی که در آن خیانت ها به جنایت هایی تلخ تبدیل می شود. زنانی که با همدستی معشوق خود نقشه یک قتل هولناک را اجرا می کنند و شوهران خود را مستحق مرگ می بینند. زنانی که با تباهی زندگی خود تصور می کنند که می توانند به خوشبختی برسند، اما به جای خوشبختی آینده ای سیاه را برای خود رقم می زنند. بسیاری از این زنان ناتوانی در جدایی از همسر را علت اصلی می دانند و در یک رابطه نامشروع با وعده ازدواج بعد از مرگ همسر، مرد دیگری را به این کار وادار می کنند. آن ها به مرحله ای می رسند که جنایتی چون شوهر کشی رقم می خورد اما عدم آگاهی به قوانین در جامعه به خصوص ناآگاهی زنان از حقوق قانونی خود نقش مهمی در تصمیم آن ها برای قتل شوهران دارد. درست مانند پرونده ای که دیروز روی میز بازپرس دادسرای جنایی پایتخت قرار گرفت. پرونده ای که در آن مرد ۴٨ ساله قربانی یک دسیسه شد و به خاطر ارتباط پنهانی همسر ٣۵ ساله اش کشته شد. ماجرای این پرونده به سه ماه پیش برمی گردد. درست ساعت ٣ بامداد ١۶ تیرماه بود که وقتی وقوع آتش سوزی یک خودرو سمند در جاده ورامین به مرکز امدادی اعلام شد، امدادگران پس از اطفای حریق، با جسد مردی روی صندلی شاگرد راننده روبه رو شدند. در همان بررسی های نخست آثار اصابت ضربات جسم تیز شبیه به چاقو روی بدن متوفی شناسایی شد. ادامه تحقیقات نشان داد که جسد متعلق به «پژمان» متولد ١٣۴٧ است که در منطقه فلکه سوم تهران پارس زندگی می کرده و دارای همسر و دو دختر ١٠ و ١٢ ساله است. در ادامه مشخص شد که همان شب حادثه جوانی حدودا ٣٠ ساله با یک خودرو پژو ٢٠٧ به خانه مقتول مراجعه کرده و پس از قرار دادن خودرو ٢٠٧ در محل پارکینگ متعلق به مقتول، با خودرو سمند سفیدرنگ مقتول و به همراه وی از ساختمان خارج شده است. با توجه به اطلاعات به دست آمده، کارآگاهان در تحقیقات از اعضای خانواده مقتول اطلاع پیدا کردند که مقتول به همراه پسرخاله همسرش به نام «ناصر» ٢٣ ساله و به صورت مشارکتی در زمینه خریدوفروش خودرو فعالیت داشته و به تازگی اقدام به خرید یک خودرو پژو ٢٠٧ کرده اند. در تحقیقات پلیس بود که الهام به داشتن رابطه عاطفی با ناصر اعتراف کرد و مشخص شد که با همدستی پسرخاله اش نقشه قتل شوهر خود را اجرا کرده اند. ناصر در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: «یک روز قبل از جنایت و طی تماس تلفنی با الهام متوجه درگیری شدید بین الهام و همسرش شدم. بسیار عصبانی شدم و تصمیم گرفتم تا این بار پژمان را بکشم. به بهانه تحویل دادن پژو ٢٠٧ به خانه مقتول رفتم. مقتول قصد داشت مرا به خانه مان برساند اما با طرح این موضوع که با یکی از دوستانم در شهرک حکیمیه قرار ملاقات دارم، از وی خواستم تا مرا به حکیمیه برساند. زمانی که به بهانه پیاده شدن از پژمان خواستم تا خودرو را نگه دارد، به محض توقف با چاقو به وی حمله ور شدم و چندین ضربه به او زدم و او را به قتل رساندم. جسد مقتول را به صندلی شاگرد راننده منتقل کردم و بی هدف به راه افتادم. مسیر اتوبان امام علی را ادامه دادم تا این که ناگهان خودم را ابتدای جاده ورامین دیدم. ابتدا قصد آتش زدن خودرو را نداشتم اما پس از چندمتری که از خودرو دور شده بودم، تصمیم به آتش زدن آن گرفتم. با بنزین داخل صندوق عقب، صندلی راننده و شاگرد راننده را به آتش کشیدم و به سرعت از محل دور شدم». با اعترافات این دو متهم، صحنه جنایت هم بازسازی شد و صبح دیروز پرونده نیز برای رسیدگی از دادسرای کهریزک به دادسرای جنایی پایتخت ارسال شد.   دسیسه پسرخاله و دخترخاله برای جنایت این تنها پرونده ای نیست که روی میز بازپرس جنایی بررسی می شود. پرونده های مشابه زیادی داشتیم که در آن مردان قربانی دسیسه های همسرانشان شده اند و به خاطر یک مثلث عشقی به قتل رسیده اند. در پرونده دیگری نیز پنجم مهر سال ٩٢ عشرت با همدستی پسرخاله خود، شوهرش به نام رحمان علی را به قتل رساند. متهم در رابطه با این جنایت به مأموران گفت: «من ١۵ سال بود که ارتباطی با عشرت نداشتم تا این که او را در خانه مادرم دیدم. به او گفتم وضع مالی خوبی ندارم. عشرت هم قبول کرد کمکم کند. او چند قطعه زمین را به نام من کرد تا آن ها را بفروشم. پس از فروش زمین ها، او ٢٠ میلیون تومان به من داد. چند روز بعد عشرت با من تماس گرفت و مدعی شد زمین ها متعلق به شوهرش بوده و او متوجه فروش غیرقانونی زمین ها شده است. او مرا ترساند و گفت که باید رحمان علی را بکشیم. من ابتدا قبول نکردم اما اصرارهای عشرت و ترس از شوهرش باعث شد که قبول کنم. روز حادثه به خانه آن ها رفتم. وقتی رحمان علی وارد خانه شد با چوب ضربه ای به سرش زدم. باهم درگیر شدیم که عشرت با لوله آب چند ضربه به شوهرش زد و باعث مرگش شد. او سپس از من خواست ازآنجا بروم تا با صحنه سازی قتل را در جریان سرقت نشان دهد.»   دسیسه چینی برای قتل شوهر ۱۷ تیر سال ٩٠ نیز مردی ۳۷ ساله به نام کیوان کشته شد و تحقیقات نشان داد که مینا همسر کیوان از سال ها قبل با مردی به نام نیما رابطه دارد. بنابراین قتل باانگیزه رقابت عشقی موردبررسی مأموران قرار گرفت. در نهایت مینا اعتراف کرد که با همدستی نیما دو آدمکش اجیر کرد تا شوهرش را بکشد. تنها دختر مقتول درباره قتل پدرش از سوی مادرش گفت: «نمی دانم دقیقا چه اتفاقی بین پدر و مادرم می افتاد چون آن ها هیچ وقت در مورد مشکلاتشان با من صحبت نمی کردند؛ اما بار ها شاهد کتک کاری آن ها بودم. چند روز قبل از حادثه هم پدرم، مادرم را کتک زد. بیشتر اوقات این درگیری ها در اتاقشان اتفاق می افتاد اما هیچ کدام در مورد این که از هم جدا شوند، چیزی نمی گفتند. من در جریان رابطه مادرم با نیما نبودم، البته می دانستم باکسی صحبت می کند و برای او هدیه می فرستد؛ اما نمی دانستم این فرد کیست. من خودم هم با پدرم اختلافاتی داشتم اما بیشتر اختلاف سلیقه بود و ما مشکل خاصی باهم نداشتیم تا این که باخبر شدم پدرم کشته شده است و حالا هم درخواست صدور حکم قصاص برای عاملان قتل رادارم».   فروریختن اخلاق در خانواده اما عوامل مختلفی در بروز خیانت زوجین دخیل است؛ به عبارت دیگر مجموعه ای از باید ها و نباید ها باعث می شود تا زن یا مردی یا هردوی آن ها در زندگی مشترک به سمت خیانت و برقراری رابطه خارج از چارچوب خانواده گرایش پیدا کنند. سعید خراطها دراین باره می گوید: «دوستی های قبل از ازدواج، حاد شدن بیماری سوءظن، بددلی و اختلافات خانوادگی از عوامل مهم در ایجاد روابط با غیراست. این ها مواردی است که در بسیاری از پرونده های خیانت زوجین دیده می شود». اما به گفته این آسیب شناس اجتماعی آنچه بیش از همه باعث شکل گیری و گسترش این پدیده در جامعه امروز ایرانی شده است، فروریختن پایه های اخلاقی در خانواده هاست. او این فروریزش اخلاقی را این گونه توضیح می دهد: «متأسفانه حرمت خانه و خانواده ها مانند گذشته پاس داشته نمی شود، انواع و اقسام هتک حرمت و رد شدن از خطوط قرمز خانواده از سوی زن و مرد به خصوص زوج های جوان آن هم به دفعات زیاد باعث شده تا پایه های اخلاقی خانواده متزلزل شود. خانواده ای که در آن اخلاق وجود نداشته باشد دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.» او اضافه می کند: «ازدواج های اجباری و زود هنگام و اختلالات جنسی از دیگر مواردی است که می تواند زمینه ساز بروز خیانت در خانواده باشد؛ اما این موارد در شرایط امروز چندان عامل تعیین کننده ای نیست».   تزریق خیانت به جامعه این آسیب شناس اجتماعی در پاسخ به این پرسش که برای جلوگیری از انحطاط اخلاقی خانواده ها چه باید کرد، می گوید: «نمی توان در حوزه اخلاق بخشی عمل کرد؛ وقتی اصول اخلاقی در همه شئون و مناسبات اجتماعی خدشه دار می شود؛ وقتی خیانت درامانت در اداره ها و موسسات مالی بانکی تکرار می شود، چطور می توان بچه ها را به امانت داری تشویق کرد. متأسفانه همه سطوح جامعه ما دچار بی اخلاقی شده است. در ابعاد اقتصادی این بی اخلاقی ها خودش را با ارتشا و اختلاس نشان می دهد و در حوزه خانواده خیانت زوجین نمود عینی این بی اخلاقی است». او اضافه می کند: «البته مسأله خیانت در خانواده از منظر دیگری هم قابل بررسی است. وقتی زن ها می بینند که مرد ها اجازه خیانت دارند، خوب آن ها هم احساس بی عدالتی می کنند. این که قانون چنین اجازه ای را به مرد ها داده یک چیز است و رضایت زن ها از این قانون مسأله دیگر. هیچ زنی به تعدد همسر برای مردش راضی نمی شود. قانون گذار باید قوانین را از دل جامعه استخراج کند. جامعه ایرانی گرایش به سمت تک همسری دارد».
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code