سه شنبه، 29 مهر 1399 | 2020 Tuesday 20 ,October  
​نکاتی درباره مراسم تجلیل شهرداری از خبرنگاران:
[caption id="attachment_6588" align="alignnone" width="136"]مجتبا پورمحسن * مجتبا پورمحسن *[/caption] سال هاست که در مراسم روز خبرنگار شرکت نمی کنم. دلایل متعددی برای شرکت نکردن دارم، اما یکی از مهم ترین هایش،ساختار مضحک این برنامه هاست. هر سال ارگان های مختلف دولتی، مراسمی به مناسبت روز خبرنگار برگزار می کنند و بعد مدیر ارگان متبوع و چند شخصیت اجرایی و سیاسی شهر به نوبت پشت تریبون می روند و خیلی اگر خوش شانس باشیم هر کدام حداقل نیم ساعت درباره این که خبرنگار چکار باید بکند و چکار نباید بکند، برای مدعوین داد سخن می دهند. یک سری حرف های کلیشه ای درباره اهمیت جایگاه خبرنگار و البته رسالت خبرنگاری. سرجمع می شود دو ساعت و بعد یکی یک کارت هدیه می دهند به خبرنگاران و تمام. شاید خبرنگاری، تنها شغلی باشد که همه فکر می کنند بیش از کننده کار درباره اش می دانند. در واقع این قبیل جلسات، به جلسات تدریس خبرنگاری از زبان مدیران تبدیل می شود؛ آن هم مدیرانی که نه تنها از خبرنگاری چیزی نمی دانند بلکه تمام طول سال، خبرنگار را به هیچ می گیرند و از او یک میرزابنویس می خواهند. این که مدیری از چندوچون خبرنگاری اطلاع نداشته باشد، بد نیست، بد این است که همه خودشان را استاد مسلم خبرنگاری می دانند! باری، یکشنبه این هفته، به دعوت و توصیه دوستی، سنت شکنی کردم و به مراسمی که شهرداری رشت و شورای شهر برای تجلیل از خبرنگاران برگزار کرده بود، رفتم. اعتراف می کنم که غافلگیر شدم. در این مراسم نه از سخنرانان همیشگی خبری بود نه از تدریس درس خبرنگاری توسط مدیران شهرداری و شورای شهر. شهردار و یک عضو شورای شهر و مدیران روابط عمومی شهرداری و شورا، هرکدام کمتر از پنج دقیقه حرف زدند و به جای حرف های تکراری و خمیازه آور درباره رسالت خبرنگار، با صدایی رسا به خبرنگاران تبریک گفتند. این سکوت صاحبان تریبون، این تماشای برنامه و شنیدن حرف دیگران، به هزار تُن هندوانه ای که مدیران هر ساله در چنین روزی زیر بغل خبرنگاران می گذارند، ارزشمندتر بود. یکی از جذاب ترین بخش های برنامه، اجرای موسیقی گیلکی بود. معمولاً در جلساتی از این دست، مسوولان صبح تفالی به چند تا جزوه و کتاب می زنند (تازه اگر حال همین کار را هم داشته باشند) و پشت تریبون آن قدر حرف می زنند تا پارچ آبی که کنار دست شان هست خالی شود. بعد برای جوری بار، پنج دقیقه موسیقی محلی اجرا می شود. اما در مراسم روز یکشنبه، نیم ساعت موسیقی کیلگی جذاب از سوی گروه جوان سنت اجرا شد و وقتی مدعوین تقاضای شنیدن ترانه «رعنا» را داشتند، گروه موسیقی اجرایش کردند. مراسم نقاط قوت دیگری هم داشت که شاید به مذاق من جور درنیامد، اما احتمالاً نظر خیلی از حاضران را جلب کرد. مثل دست به دست شدن تریبون بین خبرنگاران و شوخی های بی مزه مجری که باز هم احتمالاً برای خیلی ها بامزه بود. و البته که من تنها میهمان مراسم نبودم و همین که بقیه از این بخش ها خوش شان آمد، می توان آن ها را نقطه قوت مراسم دانست. شاید دو بخش پایانی مراسم، باعث شد، که این مراسم، اگرچه خوب بود، اما عالی نشود. اول خطابه حاجی پور عضو محترم شورای شهر که وقتی از او دعوت شد به روی سن بیاید دو دقیقه وقت خواست تا درباره خبرنگاران حرف بزند. حرف زد به زبان کیلگی هم حرف زد. در این که او خیرخواهانه از مشکلات خبرنگاران حرف زد شکی نیست، اما نمی دانم چرا عقربه ساعت حاجی پور روی یک دقیقه و پنجاه و نُه ثانیه گیر کرده بود و پس از گذشت ۲۰دقیقه، هنوز دو دقیقه اش تمام نمی شد. حرف های حاجی پور درباره مشکلات خبرنگاران، تازگی نداشت، از وضع بد معیشت خبرنگاران گفت و خواستار آن شد که با حضور مدیرکل ارشاد و استاندار و بقیه جلسه ای برای حل مشکلات معیشتی خبرنگاران برگزار شود و به قول او «فکری» برای خبرنگاران کرد. حاجی پور که چند سال پیش، در توصیف خدماتش به رشت خود را پدر رشت نامیده بود، نشان داد باز هم علاقه زیادی به پدری دارد و این بار می خواست برای خبرنگاران پدری کند. چند بار شیطان رفت زیرجلدم که بروم روی سن و بگویم بزرگ ترین خدمتی که مسوولان می توانند به خبرنگاران بکنند این است که نه تنها فکری به حال شان نکنند، بلکه اصلاً اصلاً به آن ها فکر نکنند. ما خاطره خوشی از این فکر کردن مسوولان به مشکلات نداریم.شیطان را از خودم راندم.آقای حاجی پور حتما خیر ما را می خواهد. و بخش آخر، داستان تشکیل صف برای تجلیل از خبرنگاران بود که صورت خوشی نداشت. اصلاً نیازی به لوح تقدیر نبود، اما وقتی لوح تقدیر را می دهید دست کسی که نامش در آن نیامده، کار خوشایندی نیست. اما یکی از تحسین برانگیزترین کارها در این جلسه، دعوت از همه مخالفان سرسخت شهردار در جلسه بود. آن ها هم در جلسه بودند و حتا یک کلمه طعنه یا انتقاد نشنیدند و این باعث شد حال و هوا به سمتی برود که یکی از خبرنگاران از همه بخواهد که فکر کنند چرا این فضای دوستانه جلسه بین همه حاضران، در خارج از سالن ادامه پیدا نکند. معمولاً در چنین جلساتی،غالباً از کسانی دعوت می شود که صرفاً آگهی بگیر هستند یا رپرتاژآگهی تهیه می کنند که البته وجود آن ها نیز برای هر رسانه ای مغتنم و کارشان اگر درست و سالم انجام شود،واجد ارزش است. اما حضور روزنامه نگارانی که در رسانه های محلی مطلب تولید می کنند،بدعت خوبی بود که امیدوارم در آینده هم ادامه پیدا کند. متاسفانه عملکرد روابط عمومی نهادهای عمومی و دولتی آن قدر غیرحرفه ای و بد بوده که وقتی می بینیم روابط عمومی شهرداری تلاش کرده مراسمی در شان خبرنگاران برگزار کند،سورپرایز شویم. سال ها بود که عملکرد روابط عمومی شهرداری و رسانه ها صرفا به آگهی های مناقصه محدود می شد، اما خوشبختانه مراسم تجلیل از خبرنگاران با همه ضعف هایش نشان داد که روح تازه ای به این بخش دمیده شده.انصاف حکم می کند به خاطر احترامی که به ما گذاشته شد، احترامی که حق خبرنگاران است و متاسفانه همان صاحبان تریبونِ حرف های کسالت آور دریغ می کنند،از روابط عمومی شهرداری تشکر کنیم. اگرچه این باعث نمی شود که پس از این چشم بر خطاها ببندیم، بلکه انتظارمان بیشتر خواهد شد،انتظاری که امیدواریم به نحو احسن به آن پاسخ داده شود. *سردبیر روزنامه گیلان امروز
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code