دوشنبه، 28 مهر 1399 | 2020 Monday 19 ,October  
به دلیل اختلاف بین سازمان میراث فرهنگی و آموزش و پرورش:
نگاه ایران/طاها عبداللهی: آستارا که نام رسمی آن بندر آستاراست و بر مرزی بودن آن تاکید می شود یکی از گنجینه های ارزشمند فرهنگ و آموزش کشورمان ایران را در خود جای داده است. با پیمودن مسیر خیابانهای باریک این شهر به چند ۱۰۰ متری مرز ایران و جمهوری تازه تاسیس آذربایجان نزدیک می شویم. می دانی با مجسمه ای که نماد حکیم و شاعر بلند آوازه کشورمان نظامی گنجوی است. میدانی نیز به همین نام در امتداد شرقی و غربی آن وجود دارد که سمت شرقی به دریا و سمت غرب آن به سایر خیابانهای شهر می رسد. مسیری پر از درختهای چنار و سایه هایی که دل انگیز است. اینجا با ظاهر نسبتا شیک و پر زرق و برقش ساختمان های اواخر دوره قاجار و ابتدای دوره پهلوی را در خود جای داده است و هر روز بر تعداد ساختمان های نوسازش که سنخیتی با هویت معماری اصیل شمال گیلان ندارند افزوده می شود. پرسان پرسان به سوی کوچه ای هدایت می شویم که نام حکیم نظامی بر روی آن حک شده است. گوشه ای از ساختمان مدرسه تاریخی حکیم نظامی به چشم می خورد. با پیمودن مسیر چند ۱۰ متری به دیوارهای آجری قرمز رنگی می رسیم که عبارت موزه فرهنگ و آموزش روی آن حک شده است. با کمی دقت متوجه می شویم که این ساختمان قدیمی در محوطه ای با کاربری آموزشی جای گرفته است و انگار چشمهایی پشت دوربینهای مداربسته مرا را نظاره می کنند. با فکر اینکه اینجا یک موزه برای بازدید است راهی شده ام ولی تنها می توان از بیرون، نمای آن را مشاهده کرد. ساز و کاری برای بازدید وجود ندارد و دربهای شیشه ای قفل شده است. با کمی پرس و جو از گوشه و کنار محله به دانش آموزانی قدیمی مدرسه می رسم و متوجه حقیقتی در پس اخبار منتتشر شده می شویم. دوستدارانی که در روز افتتاح در هفته میراث فرهنگی امسال، با ذوق و شوق تمام، کیف و کتاب و کارنامه که میراث تحصیلی خود و پدرانشان را بر ویترین های شیشه ای برای حفظ و نگهداری به نمایش عموم گذاشتند، ولی پس از گذشت چند ساعت اختلافات میان سازمان میراث فرهنگی و آموزش و پرورش موجب شد تا در عصر همان روز افتتاح همه این اسناد توسط صاحبانشان به صندوق خانه و طاقچه های خانه ها بازگردد. آن ها که که شاهد این موضوع بوده اند همچنان سر درگم هستند که چرا برای داشتن یک موزه در دیارشان باید منتظر باشند. مالکیت این ساختمان از آن آموزش و پرورش است و نداشتن نیروی متخصص دلیل این سازمان برای تحویل نگرفتن آن بوده و از سوی دیگر میراث فرهنگی هم پس از بازسازی سازوکاری برای آن نیاندیشیده است. این دانش آموخته ها از بازسازی ساختمان توسط میراث فرهنگی و بازگشتش به سبک و سیاق قدیم خشنود هستند ولی غمی در دل دارند. واقعیت این است که اینجا برای آن ها و همه کسانی که آن روز ها را دیده اند یک نوستالژی است. دوست دارند همکلاسی ها و معلم هایشان را دوباره ببینند و به راهیان شهر آستارا و احیانا گردشگران بگویند در روزهایی که در خیلی از شهر ها در زمانی که همه در پی نان بودن آن ها در پی دانش بودند و با بیسوادی چنان پیکار کردند که از شهرهایی هستند که با وجود کوچک بودنش کمترین نرخ بی سوادی ایران را دارد. سوالی که در ذهن همه اهالی این محله قدیمی شهر است این بوده و هست که حکیم نظامی روزی دیگر رونق خود را باز خواهد یافت یا فقط یک نام و یک ساختمان با دربهای قفل شده از آن باقی می ماند؟
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code