چهارشنبه، 30 مهر 1399 | 2020 Wednesday 21 ,October  
نگاه ایران/ طا ها عبداللهی: شروع فصل گرما در غرب گیلان همواره خبر از تابستان داغ و شرجی می دهد که برای مزرعه داران و باغداران خبر خوشی محسوب می شود. اما این رویداد آب و هوایی- اقتصادی با ملزومات زندگی نوین چندان سازگاری ندارد. افزایش سطح کشت محصولات کشاورزی نیاز به آب را طلب می کند و در جایی که آب جاری به درستی مورد استفاده قرار نمی گیرد فعالان این بخش به سراغ ذخایر زیر زمینی می روند. این ذخایر به طور معمول توسط پمپ های برقی و دیزلی به سطح زمین هدایت می شوند که سهم پمپ های برقی در این بین بیشتر است. واقعیت این است که بیشتر این انرژی مصرفی از بخش خانگی تامین می شود. نرخ این برق مصرفی بر اساس مصرف یک خانوار تعیین شده و از طرف دیگر برای تهیه یک کنتور کشاورزی باید دوندگی بسیاری صورت گیرد تا یک کنتور فصلی – اجاره ای، نصیب یک کشاورز شود. وجود همین کنتور هم تفاوتی در میزان کلی مصرف برق ندارد و تمام انرژی مورد نیاز از یک شبکه مصرف تامین می شود که در روستا ها قطع مکرر و ضعف ولتاژ بیشتر احساس می شود. این ضعف کار را به جایی می رساند که علاوه بر وسایل برقی پرمصرف، یخچال خانه ها نیز توان کافی برای روشن شدن ندارند. همه اتفاقات پیش رو فقط به برق مربوط نمی شود و با قطع برق، چاه های شبکه آب خانگی هم تحت تاثیر قرار گرفته و مشکل پمپاژ جریان آب به وجود می آید. از این هم که بگذریم مشکل دیگری خودنمایی می کند که استفاده از شبکه آب خوردنی برای آبیاری مزارع در مواقع بحران و باغهاست. وجود بازرسی های مکرر هم فقط به تشکیل پرونده های قضایی و برخوردهای میان مردم و مسوول مربوطه منجر شده و می شود. حلقه مفقوده ماجرا این است که سردهنه های رودخانه های غرب گیلان در طی بیش از یک دهه از شروع فعالیت شرکتهای ساختمانی و برداشت بی رویه شن و ماسه رودخانه ای و عدم رسیدگی سازمان مربوطه، از دست رفته محسوب می شوند. برداشت شن رودخانه گرکانرود تالش (3) آب الفبای آبادانی است و نبودش در شمال کشور کمی طنز گونه به نظر می رسد. اینجاست که فریاد کشاورزی که تولید می کند بلند است ولی آنچه باید گفت این است که «داد اگر داد تو و ناله اگر ناله من/ آنچه به جایی نرسد فریاد است». آب و زمین اصلیترین فاکتورهای کشاورزی هستند که در طی اقدامات دخالت گونه انسانی دچار خدشه شده و با کمبود آب، این بخش که غذای جمعیت کشور را تامین می کند با کمبودهای فراوان یا دست از کار می کشد و با فروش زمین به افراد غیر بومی که بجای محصول ویلا کشت می کنند به دنبال راه نجات از این ورطه است. گزینه دیگر دنبال کردن کشت جایگزین است که با تغییر الگوی کشت مقاومت دولت در مقابل کشاورز شروع می شود. ثمره حضور شرکت های ساختمانی، نبود شبکه مستقل انرژی مصرف کشاورزی، عدم اجرای طرح های آبخیزداری و موارد دیگر تا اینجا رنجش کشاورز را موجب شده است. استقلال غذایی از جمله شعارهایی بوده که همیشه پس از انقلاب سر داده شد تا استقلال سیاسی کشور مخدوش نشود ولی انگار فعالین استقلال غذایی فراموش شدند و این یک شعار در حد سخنرانی و مصاحبه باقی مانده است. به دنبال راه چاره مشخص نیست که چرا گزینه های بومی مردم مورد بی توجهی قرار می گیرد و هزینه های هنگفتی برای سدسازی بدون مجور و تا اینجای کار بی سرانجام در منطقه صورت می گیرد ولی آب بندان که ساخته و علم سنتی همین مردم است با بی مهری به محل تلمبار خاک تبدیل می شود. اگر برداشت های مردم از ذخایر آب زیرمینی را با کمی دقت، زیر ذره بین بگیریم می بینیم که برای فردا دیگر آبی نخواهیم داشت. با وجود بارش های متعدد رودخانه های غرب گیلان به دلیل برداشت و هدایت آب از اکنون که ابتدای تابستان است خشک شده محسوب می شود که برگ دیگری را به نام نابودی زندگی رودخانه و موجودات آن را به دنبال دارد. بحران اجتماعی – فرهنگی دیگری هم وجود دارد و آن این است که این کشاورز «دهاتی» نامیده می شود. توهین دهاتی بودن برای خستگان از کشاورزی مهاجرت را سبب می شود که در واقع انتقال مشکل از روستا به شهر محسوب شده و تا سازگاری روستایی با شرایط نه چندان مساعد یک شهر ادامه می یابد. اینجاست که باید همچنان مانند یک بیماری سرایت کننده به معضلات بخش کشاورزی نگریست. فراموشی میراث روستا ها موجب شده که در دهه ۹۰ شاهد یک فروپاشی ارزشی هم باشیم. نبود کار و مشاغل کاذب را نباید از نظر دور داشت. هر چند غرب گیلان جمعیت زیادی ندارد ولی همین چند ۱۰۰ هزار نفر استعداد تبدیل شدن به یک نقطه بحرانی را دارند. بحرانی به نام مصرف کننده بودن درد کمی نیست. دیدن رنج مردمی که در گل و لای فرو می روند ولی دسترنج خود را تحویل دلال و واسطه می دهند و باید چندین ماه دوندگی برای دریافت پول محصول داشته باشند بسیاری را از فرهنگ کار و کوشش بازداشته است. تا سالهای قبل دلارهای نفتی و یارانه منبعی برای تامین زندگی محسوب می شد ولی امروز با فروپاشی قیمت نفت احساس نیاز به بخش کشاورزی احساس می شود. باید دید افق های ترسیم شده تا چه اندازه ای برای یک منطقه قابل پیاده شدن است و چه نتیجه ای در بر دارد.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code