| پنجشنبه، 29 مهر 1400
از میرزا حسن شیرازی تا نیما یوشیج، خسرو گلسرخی و اکبر اکسیر
       کد خبر: 49677
نگاه ایران/طاها عبداللهی: مدرسه حکیم نظامی بندر آستارا از جمله اولین مدارس ایران است که با تاریخ آموزش و پرورش کشورمان عجین شده است. تاسیس این مکان آموزشی به سال 1287 و حکومت قاجار بر می گردد که جمعی از فرهنگ دوستان آستارایی به دلیل موقعیت مرزی و تماس با افکار جدید از جمله مدرنیته در آن سوی مرز گامی را برداشتند که موجب شد این شهر موقعیتی ویژه پیدا کند. این مدرسه که با نام شهید یوسف مرحبا نیز شناخته می شود همچنان فعال است و به عنوان یک دبیرستان نمونه دولتی مشغول به کار است. طبق اطلاعات مرکز ملی آمار ایران، آستارا از جمله شهرهای ایران است که حداقل جمعیت بی سواد کشور را در خود جای داده و در استان گیلان دارای رتبه اول است. حکیم نظامی از اولین مدارس ایران و گیلان است که سبک جدید آموزش و گذر از مکتبخانه، در آن رعایت شده است. بررسی نقش این مدرسه نشان می دهد که این مدرسه جایی بیش از یک مدرسه – موزه، معماری و اسناد تاریخی است. نگاهی به فهرست افراد دست اندرکار و دانش آموختگان آن نشان می دهد نظریه های تاثیر محیط بر انسان و انسان بر محیط در اینجا به خوبی قابل بحث است. وجود این مدرسه باعث ریشه کنی بی سوادی شده و از سوی دیگر افرادی با سواد در این مدرسه مشغول به تدریس و تعلیم بوده اند که بعدها خود در جامعه تاثیر گذار بوده اند. حداقل تاثیر مدرسه حکیم نظامی را می توان در خیابان و میدانی به همین نام در نزدیکی گمرک این شهر مشاهده کرد. دانش آموختگان این مدرسه همچون اساتید بزرگش تحولاتی را در ایران ایجاد کردند که در این گزارش به آن پرداخته شده است. معلمین مدرسه اولین مدیر این مدرسه میرزا حسن شیرازی بوده که از ابتدای تاسیس در حکومت قاجار تا سال 1316  در حکومت پهلوی که آستارا به استان اردبیل الحاق شد این مسوولیت را بر عهده داشت. نیما یوشیج در زمان مدیریت وی در حکیم نظامی تدریس می کرد. علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج در ۲۱ آبان ۱۲۷۴ در دهکده یوش از توابع شهرستان نور استان مازندران زاده شد. نیما یوشیج با مجموعه تاثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده بود. دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفان های سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران همانند انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تاسیس جمهوری سرخ گیلان بود. نیما ازنظر سیاسی تفکر چپ گرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران  دهه ۱۹۲۰ که برادرش لادن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر می شد همکاری قلمی داشت. وی تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. نیما سال 1307 راهی رشت شد. پس از مدتی نیز مسیر آستارا را انتخاب کرد و در حکیم نظامی که اسم و رسمی در گیلان داشت مشغول به کار شد. حاصل کار نیما در این مدرسه تربیت شاگردانی بود که هر کدام برای خود ستاره ای در سپهر این کشور شدند. وی پس از مدتی تدریس از آستارا رفت و در ۱۳ دی ۱۳۳۸ در شمیران تهران درگذشت. دومین مدیر یوسف کلانتری فرزند میرزا صالح به سال ۱۲۸۳ هجری شمسی در حیدرمحله آستارا دیده به گیتی گشود. وی از جمله شاگردان همین مدرسه بود که در سال های ۱۳۱۸–۱۳۱۶ مدیریت دبیرستان حکیم نظامی را برعهده داشت. کلانتری در سال ۱۳۱۶ ریاست اداره فرهنگ آستارا را عهده دارشد، که در آذرماه ۱۳۲۴ شمسی توسط عوامل فرقه دموکرات آذربایجان از ریاست خلع و بجای او مرحوم میرزاحاجی نادری از طرف حکومت یکساله پیشه وری رئیس اداره فرهنگ آستارا شد. وی زمانی که نیما یوشیج در آستارا بود با وی معاشرت داشت و مأنوس. کلانتری در سرودن اشعاری به زبان های ترکی و فارسی مسلط بود و در سرودن غزل ید طولایی داشت. غزل گوزل آستارامئز به زبان ترکی از آثار گرانمایه اوست. یوسف کلانتری عمری در انجمن ادبی صائب تهران قلم می زد و از شعرای مطرح آن انجمن بود. بسیاری از اشعارش در مجله باغ صائب به صورت مجموعه جلدی نشر و چاپ شده است. وی در شعرهایش صالح تخلص می کرد.وی در نهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۸ شمسی وفات یافت. اشرف آقا حریری در سال ۱۳۰۴ در آستارا متولد شد. وی عنوان به دانش آموخته این مدرسه، از سال 1341 تا 1343 دهمین مدیر این مدرسه بود. حریری نویسنده کتاب های آستارا در گذر تاریخ و تاریخ آموزش و پرورش آستارا است. این دبیر بازنشسته آموزش و پرورش، نماینده آستارا و نمین در بیستمین دوره مجلس شورای ملی در دوره پهلوی از 1354 تا ۱۳۵۷ بود.  نشان فرهنگ و یک قطعه نشان پیکار با بیسوادی از جمله افتخارات دوران آموزشی اشرف آقا حریری محسوب می شود. وی در سال۱۳۹۳ در آستارا درگذشت. مدرسه حکیم نظامی آستارا1 شاگردان چریک روزنامه نگار خسرو گلسرخی نویسنده، شاعر، روزنامه نگار و چریک چپ گرای قبل از انقلاب از جمله شاگردان مشهور مدرسه حکیم نظامی است. وی در روز دوم بهمن ۱۳۲۲ در شهر رشت زاده شد. پدرش قدیر گلسرخی و مادرش شمس الشریعه وحید خورگامی، هردو از روشنفکران و آزادی خواهان گیلان بودند. هنگامی که خسرو هنوز بیش از ۵ سال نداشت، قدیر درگذشت و به ناچار مادرش همراه او و برادر دوساله اش، فرهاد به خانهٔ پدرش، محمد وحید خورگامی در قم، رفت. پدربزرگ خسرو، محمد وحید خورگامی، از یاران میرزا کوچک خان جنگلی در جنبش جنگل بود و در کنار میرزا در برابر نیروهای انگلیس جنگیده بود. این موضوع در سروده های خسرو گلسرخی نمود آشکاری دارد؛ به ویژه آنهایی که به نام مستعار «جنگلی ها» و «دامون» سروده شده اند. او آموزش متوسطه را در دبیرستان حکیم نظامی به پایان رساند. هنوز بیش از نوزده سال نداشت که پدربزرگش نیز درگذشت و بار گرداندن چرخ زندگی در خانواده به دوش او افتاد و همراه برادرش فرهاد، راهی تهران شد .او ضمن کار شبها را به آموختن زبان های فرانسه و انگلیسی و پژوهش های فرهنگی می گذراند. نوشته ها و سروده ها و بررسی هایش را با نام هایی مانند «دامون»، «خ.گ»، «بابک رستگار»، «افشین راد»، و «خسرو کاتوزیان» به چاپ می رساند. در سال ۱۳۴۷، هنگامی که سردبیری بخش هنری روزنامه کیهان را داشت، با عاطفه گرگین، شاعر، نویسنده و پژوهش گر، پیوند زناشویی بست. در نیمه نخست دهه ۱۳۵۰، جنبش چریکی در ایران استبداد زده آغاز شد و اعضای این گروه ها به مبارزه مسلحانه با حکومت شاه معتقد بودند. یکی از این سازمانها،چریکهای فدایی خلق بود. مشهورترین هسته ای که برخی از اعضای آن به فداییان گرایش داشتند، اما ارتباط مستقیم و آشکاری با آنان نداشتند. گلسرخی از اعضای هسته مرکزی این حرکت مسلحانه بود. وی به همراه 12 تن دیگر به اتهام توطئه برای آسیب رساندن به خانواده سلطنتی در سال ۱۳۵۱، بازداشت شدند. محاکمه این افراد در یک دادگاه نظامی در اواخر سال ۱۳۵۲، برگزار شد که از تلویزیون ملی اجازه پخش داشت اما به یک جنجال تبدیل شد. به نظر می رسید که گلسرخی ساواک را فریب داده باشد. خسرو گلسرخی در دفاعیات دادگاه شاه گفت: «من که یک مارکسیست- لنینیست هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آن گاه به سوسیالیسم رسیدم.» وی در مقایسه ای گفت:«زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می شویم. او در اقلیت بود؛ و یزید، بارگاه، قشون، حکومت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق ها تکرار کردند و می کنند راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است؛ و ما نیز چنین اسلامی را اسلام حسینی و اسلام علی را تأیید می کنیم». جسارت گلسرخی در دفاع  و نهایتاً اعدامش، محبوبیت بسیاری را در جامعه به ارمغان آورد. وی به همراه دو تن دیگر در 28 بهمن ماه 1352 با حکم دادگاه نظامی که به دستور محمدرضا پهلوی در روزنامه ها منتشر شد، تیرباران شد. پدر روابط عمومی نوین ایران دکتر حمید نطقی دیگر شاگرد معروف این مدرسه است. حمید نطقی در اواخر دوران قاجاریه به سال ۱۲۹۹ در تبریز زاده شد، وی پس از طی تحصیلات ابتدایی در شهر خود، با خانواده اش به آستارا مهاجرت کرد و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان حکیم نظامی ادامه داد. وی در همان دوران با نیما یوشیج که در آستارا تدریس می کرد، آشنا شد. سپس جهت ادامه تحصیلات در رشته حقوق وارد دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۱ با اخذ لیسانس دانش آموخته شد، حمید نطقی بلافاصله جهت تحصیل در رشته دکتری حقوق قضایی به ترکیه رفت و در دانشگاه استانبول مشغول تحصیل شد. همزمان در این دانشگاه فعالیت ها و همکاری هایی با نشریه های ادبی نیز داشت. وی پس از اتمام تحصیل از سال ۱۳۲۷ به عنوان مشاور هیات مدیره کنسرسیوم و در شاخه ارتباط با مطبوعات اداره اطلاعات و انتشارات شرکت نفت استخدام شرکت نفت ایران-انگلیس شد. و از سال ۱۳۳۰ در امور روابط عمومی شرکت نفت مشغول فعالیت شد. پس از تاسیس موسسه عالی روزنامه نگاری و روابط عمومی بنا به درخواستی که از وی جهت مدیریت روابط عمومی و تدریس دروس تخصصی موسسه شد، از ادامه فعالیت در شرکت نفت استعفاء داده و به صورت تمام وقت با موسسه عالی روزنامه نگاری و روابط عمومی همکاری داشت، نطقی در سال ۱۳۵۰، کتاب «مدیریت و روابط عمومی» را تالیف کرد. و سفری کوتاه به آمریکا جهت بررسی نحوه آموزش رشته روابط عمومی داشت، حمید نطقی تا پایان دوران دودمان پهلوی رئیس گروه آموزشی روابط عمومی بود. و در پی تلاش های وی و کاظم معتمدنژاد رشته علوم ارتباطات اجتماعی را در سال ۱۳۶۸ در داخل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی احیاء کرد. حمید نطقی عنوان بنیان گذار و پدر روابط عمومی نوین ایران شناخته می شود. حمید نطقی از بنیان گذاران و همکاران جواد هیات، در نشریه وارلیق بود و علاوه بر آثار فراوانی که در رشته روابط عمومی و ارتباطات دارد، در زمینه شعر و نثر نیز آثار زیادی به یادگار گذاشته است. کنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران، جایزه دکتر نطقی که یک جایزه علمی در دو سطح ملی و بین المللی است. این جایزه به منظور تقدیر از خدمات و تلاش های علمی، تحقیقاتی و نوآورانه افراد موثر در توسعه و اعتلای روابط عمومی، اعطاء می شود. عبدالله جاسبی، محمدباقر قالیباف و میرزا بابا مطهری نژاد استاد و پیشکسوت روابط عمومی و عضو هیات مدیره انجمن روابط عمومی ایران از جمله کسانی هستند که جایزه ملی دکتر نطقی را گرفته اند. از سرشناس ترین دارندگان جایزه بین المللی دکتر نطقی نیز می توان به کاظم معتمدنژاد پدرارتباطات نوین ایران، علی اکبر جلالی پدر علم فناوری اطلاعات در ایران و پروفسور جیمز گرانیگ استاد ممتاز روابط عمومی در گروه ارتباطات دانشگاه مریلند کالج پارک آمریکا اشاره کرد. نطقی در ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۷۸ درگذشت. پدر شعر فرانو اکبر اکسیر متولد 4 اسفند ۱۳۳۲ آستارا  آموزگار بازنشسته زبان و ادبیات فارسی، شاعر طنزپرداز معاصر ایرانی و صاحب نظریه شعر فرانو، طراح نشان واره و صاحب آثاری در حوزه شعر فارسی و ترکی است. شعرهای در «سوگ سپیداران»، «بفرمایید بنشینید صندلی عزیز»، «زنبورهای عسل دیابت گرفته اند»، «پسته لال سکوت دندان شکن است»، «ملخ های حاصلخیز»، «مالاریا»، «ما کو تا اونا شیم» و «من هارا شورا هارا» است. کتاب «زنبورهای عسل دیابت گرفته اند» برگزیده کتاب سال طنز از سوی دفتر حوزه هنری و از نامزدهای کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش شعر بوده است. پدر شعر فرانو ایران همچنان ساکن آستاراست. از ویژگی های شعری او می توان به علاقه فراوان در سروده هایش نسبت به همسرش ملیحه و فرزندانش عرفان و ایثار اشاره کرد. دومین شهید یوسف مرحبا در سال ۱۳۲۹ در آستارا دیده به جهان گشود. به کتاب و کتاب خوانی علاقه ی فراوانی داشت و حجم قابل توجهی از خرج روزانه اش را به خرید کتاب اختصاص می داد. تحصیلات متوسطه را در مدرسه حکیم نظامی گذراند و در سال 1345 به خدمت سربازی که آن روزها اجباری خوانده می شد رفت. موقعیت مرزی آستارا و استقرار اداره ساواک بارها توسط این سازمان امنیتی دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفت. دلیل این دستگیری ها فعالیتهای اسلامگرایانه او بود. مرحبا در دانشگاه مشهد مشغول به تحصیل در رشته ی فقه و مبانی حقوق اسلامی شد و مبارزات سیاسی خود را در این دوران پی گرفت. انتقال تصاویر شخصیت های انقلابی همچون امام خمینی و آیت الله طالقانی، اعلامیه ها و نوارهای صوتی از جمله فعالیت های وی در زمان دانشجویی بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت کمیته انقلاب اسلامی و سپس سپاه پاسداران درآمد و مدتی مسوول عملیات و قائم مقام این نیروی تازه تاسیس در آستارا بود. وی از موسسین بسیج مستضعفین و سپاه آستارا بود. وی کتاب قرآن در اسلام را نوشت که در شهریور سال ۱۳۶۱ توسط بنیاد شهید انقلاب اسلامی چاپ و منتشر شد. پس از شروع جنگ مدتی را در جبهه ها گذراند و به آستارا بازگشت و به عنوان نمایندگی دادگاه انقلاب اسلامی در آستارا مشغول به کار شد. چند کتاب نیمه تمام را آغاز کرده بود که ظهر  یک مهر 1360به ضرب گلوله اعضای منافقین (سازمان مجاهدین خلق ایران) در آستارا ترور شد. وی دومین شهید آستارا و از نخستین شهدای ترور(هابیلیان) استان گیلان است. معماری مدرسه آستارا شهری است که بام های سفالیش شهرتی برایش فراهم آورده اند. این مدرسه هم با سقف چهار طرفه با اسکلت چوبی و پوشیده از سفال با شیب تند اصالت معماری این سامان را به رخ می کشد. درب و پنجره های چوبی و آجرهای قرمز رنگ و شمینه های چدنی آن، هنوز یادآور خاطرات است. این بنا به دلیل قدمت ساخت و اصالت بنا به عنوان یک نماد فرهنگی از از 24 اسفند 1384 با شماره 15220در فهرست آثار ملی ثبت شده است. ترمیم آن نیز بخشی از فرایند حمایتی ان بوده است که توسط سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری انجام شده است. این ساختمان 650 متر مربع زیربنا دارد. اولین مدرسه - موزه شمال کشور ساختمان قدیمی این مدرسه پس از ساخت یک ساختمان جدید تبدیل به موزه تخصصی  فرهنگ و آموزش شد که در نوع خود در شمال کشور همانندی ندارد. این موزه کارنامه ها، دفاتر مدارس، کتاب های قدیمی آموزشی و آزمایشگاهی، وسایل تکنولوژی آموزشی قدیمی، تابلوهایی از متون و نقاشی های دروس و کتاب های قدیمی، دفاتر انضباطی و اسناد تاریخی مدرسه و افراد تاثیرگذار در هویت تاریخی و آموزشی شهر آستارا را در خود جای داده است. موزه حکیم نظامی در هفته میراث فرهنگی افتتاح شد. مسیر دسترسی چندین مسیر برای دسترسی به حکیم نظامی وجود دارد. با پیمودن مسیر بلوار بسیج، میدان نماز و خیابان امام خمینی به خیابان حکیم نظامی و در نهایت این موزه رسید.

به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code