شنبه، 03 آبان 1399 | 2020 Saturday 24 ,October  
نگاه ایرانهیوا یوسفی: آقای شهبازی، مسئول کمیته نقل و انتقالات سازمان لیگ گفته:«یک بازیکن یا مربی تا زمانی که با یک باشگاه قرارداد رسمی دارد به هیچ عنوان تیم دیگری نمی تواند با آنها مذاکره کند و اگر باشگاه صاحب حق در این باره شکایتی کند، طبق بندی که وجود دارد، تیم مذاکره کننده حتی شامل محرومیت از نقل و انتقالات خواهد شد.» ۱- چند سوال: اول اینکه سازمان لیگ چرا نگران است؟ به فرض که یک تیم با بازیکن یا مربی تحت قرارداد یک باشگاه دیگر مذاکره کند، چه اتفاقی می افتد؟ اگر این بازیکن یا مربی قرارداد دارد و قراردادش از نظر سازمان لیگ هم معتبر است، چرا باید نگران بود؟ دوم اینکه چه ایرادی دارد دوستان سازمان لیگ وقتی دارند این قوانین را می نویسند، کمی هم مطالعه کنند، کمی هم لیگ های خارجی را ببینند. یک هفته است روزنامه های ایتالیایی و فرانسوی از تلاش باشگاه میلان برای جذب زلاتان ابراهیموویچ می نویسند. اتفاقا گالیانی قبل از اینکه با مدیران باشگاه پاری سن ژرمن حرف بزند، رفته سراغ خود زلاتان و مدیربرنامه هایش، که اگر آنها اوکی دادند، مذاکره با باشگاه پاریسی را شروع کنند. ۲- مهدی طارمی پسر خوبی به نظر می رسد. ساده و بی شیله پیله. شبی که آمد ۹۰، رفتارش و حرفهایی که زد، به دل نشست. درست مثل وقتی که ماشینی را که جایزه گرفته بود، بخشید به مجتبی محرمی، یا زمانی که بخشی از قراردادش با پرسپولیس را صرف کارهای خیرخواهانه کرد(فارغ از اینکه به قول بعضی ها می دانست روغن ریخته را نذر امامزاده می کند یا نمی دانست). همان شب ۹۰ گفت که نمی خواهد فوتبالش را در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ادامه دهد، اما حتی اگر آن جمله را هم نگفته بود، تصمیمش برای رفتن به لیگ کویت، با تصویری که در این چند ماه از خودش ساخته، نمی خواند. آن حرفها و رفتارها با این وسوسه و تصمیم احتمالی در تعارض است. آدم یا پول برایش در اولویت است یا نیست. برای علیرضا جهانبخش در اولویت نبود، به همین خاطر به جای پرسپولیس سر از لیگ هلند درآورد و حالا در این فوتبال کم ستاره ما مثل نگین می درخشد. قبل از جهانبخش، مهدی مهدوی کیا و وحید هاشمیان و چند نفر دیگر هم همین راه رفته بودند و امروز می توانیم مقایسه شان کنیم با دیگرانی که پول بیشتر و تمرین کمتر وسوسه شان کرد. مجتبی محرمی – که ظاهرا حالا رابطه خوبی با طارمی پیدا کرده- نصیحتش کرده که از سرنوشت او عبرت بگیرد و بی خیال تعصب به پیراهن و هوادار، برود دنبال زندگی اش. دنبال پول. اینکه آیا از مجتبی محرمی- با همه احترامی که باید برای کیفیت بازی اش قائل بود- ناصح بهتری پیدا می شود یا نه، حکایت مفصلی است. ما فرض می کنیم که ناصح بهتری پیدا نمی شود و طارمی حتما باید از سرنوشت محرمی عبرت بگیرد. محرمی می گوید طارمی باید برود دنبال زندگی اش. می گوید نباید پابند پیراهن پرسپولیس باشد،…خب برود دنبال زندگی اش، پابند پیراهن هم نباشد، ولی چه لزومی دارد حتما برود کویت؟ مگر فوتبالیست ها فقط در کویت و قطر و امارات پول خوب می گیرند؟ شایعه کرده اند که کویتی ها به طارمی یک میلیون یورو پیشنهاد داده اند، حتی اگر این رقم درست هم باشد، با رقم هایی که امروز در فوتبال اروپا به جهانبخش پیشنهاد می شود قابل مقایسه نیست، یا دستمزدی که مهدی مهدوی کیا از هامبورگ و اینتراخت فرانکفورت گرفت. مدافعان رفتن طارمی به کویت، از منتقدان می پرسند تا حالا ۱۰ میلیون تومان بهتان پیشنهاد شده که انتظار دارید طارمی پیشنهاد چند میلیارد تومانی را رد کند؟ سوال به جایی است، البته سال ها قبل مهدی مهدوی کیا و همین اواخر هم علیرضا جهانبخش به آن جواب داده اند.   ۳- مهدی تاج و دوستانش چند وقت پیش رفتند ایتالیا. گفتند سفر کاری بوده. هدف هم داشته:« گسترش همکاری های دو کشور برای توسعه و پیشرفت در بخش های مختلف فوتبال» تقریبا همه سفرهای دورهمی این مملکت که قرار نیست خروجی هم داشته باشد، با همین هدف انجام می شود. البته معلوم نیست چرا مدیران فوتبال ایران تا این اندازه به ایتالیا علاقه مند شده اند. قبل از آقای تاج، چند بار مدیران سابق اتحادیه باشگاهها و چند بار هم مدیران سابق باشگاه پرسپولیس و حتی رئیس فدراسیون فوتبال دنبال “گسترش همکاری های دو کشور” رفته بودند. راستی آقای تاج خبر دارند که لیگ ایتالیا خودش کلی مشکل دارد؟ خبر دارند همین فصل اخیر کار به جایی کشید که باشگاه پارما با آن همه سابقه و قدمت، اعلام ورشکستگی کرد؟ ظاهرا قرار است ایتالیایی ها بیایند و به مدیران ما بازاریابی یاد بدهند. بگذریم از اینکه از این قرارها که با گذشت زمان از یاد رفته، زیاد دیده ایم، سوالی که هست در مورد دلایل انتخاب لیگ ایتالیا و فدراسیون فوتبال ایتالیاست. چرا اسپانیا نه که در دو دهه اخیر لیگ موفق تری هم داشته؟ چرا آلمان نه که موفقیت های اخیر تیم ملی و باشگاههایی مانند بایرن مونیخ و دورتموند را نتیجه برنامه ریزی استثنایی مدیران لیگش می دانند؟ چرا انگلیس نه یا حتی لیگ آمریکا که حتما آقای تاج خبر دارند که در دنیای ورزش از نظر برنامه ریزی و مدیریت زبانزد است. خدا کند یکی پیدا شود به این سوال ها جواب دهد و ما را از این توهم نجات دهد که نکند “واسطه”ای بانفوذ تعمدا همه مدیران ما را به سمت ایتالیا می برد.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code