چهارشنبه، 07 آبان 1399 | 2020 Wednesday 28 ,October  
[caption id="attachment_4576" align="alignnone" width="175"]مجید تفرشی * مجید تفرشی *[/caption] این روزها با نزدیک شدن توافق قطعی میان ایران و شش قدرت بزرگ جهانی، مخالفان داخلی و خارجی این توافق نیز بر شدت ضدیت خود با این مصالحه افزوده اند. مخالفانی که ظاهرا در دو جبهه کاملا متضاد و متنافر قرار دارند، ولی در عمل بر یک طبل می کوبند و یک هدف مشترک را دنبال می کنند. سال ها قبل «آندره فونتن» مدیر فقید موسسه رسانه ای فرانسوی لوموند کتابی درباره رقابت های اردوگاه شرق و غرب در دوران جنگ سرد نگاشت که با عنوان «یک بستر و دو رویا» به فارسی برگردانده و منتشر شد. انتخاب این عنوان بر اساس یک حکایت قدیمی بود که دو نفر در یک بستر به خواب می روند، در حالی که دو رویای متفاوت در سر دارند. اکنون این حکایت در موضوع مناقشه هسته ای ایران، کاملا برعکس شده است. دو دسته نگران در دو سوی عالم که ظاهرا با هم دشمنی بنیادین و حل ناشدنی دارند، با انگیزه های ظاهرا مختلف و دیدگاه هایی ظاهرا متضاد، در عمل و به خصوص طی دو سال اخیر، برای یک هدف مشترک در تلاش بوده اند: جلوگیری از توافق هسته ای میان ایران و شش قدرت جهانی. حدود دو ماه قبل موسسه «همکاری و مشارکت امریکایی- اسراییلی (ای. ای.سی.ای) که یکی از اندیشکده ها و لابی های تاثیرگذار و پرنفوذ اسراییلی در امریکا است، با انتشار یک گزارش تحلیلی٢٧ صفحه ای، با عنوان «افسانه و واقعیت درباره چارچوب توافق با ایران»، نوشته «میشل بارد» تلاش کرده که با ٢٥ دلیل نشان دهد، چگونه در مذاکرات جاری هسته ای، ایران موفق شده تا سر طرف دیگر مذاکرات را کلاه گذاشته و به خواسته های خود دست یابد. آنان معتقدند که این توافق ایران را به قدرت برتر و بلامنازع منطقه خاورمیانه و خلیج فارس تبدیل خواهد کرد. این در حالی است که برخلاف این گروه اسراییلی- امریکایی و دیگر دشمنان غربی، عرب و اسراییلی توافق هسته ای، مخالفان مذاکرات و توافق در داخل ایران مدعی و معتقدند که دولت حسن روحانی و مذاکره کنندگان ایرانی، با دادن امتیازهای بیش از حد به طرف دیگر، در واقع از منافع ملی و مصالح نظام گذشت کرده و قافیه را به امریکا و متحدانش باخته اند. لابی های نومحافظه کاران اروپایی و امریکایی، اعراب و اسراییل معتقدند که دولت اوباما و پنج قدرت بزرگ دیگر، در واقع با نشستن پای میز مذاکرات با ایران و کوتاه آمدن از مواضع ١٢ سال اخیر خود، به ایران فرصت بازسازی اقتصادی، سیاسی و هسته ای را داده و این مذاکرات و توافق، قادر به توقف برنامه هسته ای ایران، و به ادعای آنان ساخت بمب اتمی، نیست. حال آنکه منتقدان داخل ایران مدعی هستند که این توافق دستاوردهای صلح آمیز هسته ای ایران را به کلی بر باد خواهد داد. لابی اعراب، نئوکان ها و اسراییل مدعی هستند که این توافق بیشترین امتیاز را از ایران نگرفته و طرف غربی قادر بوده که به مراتب بیشتر بر تعهدات ایران بیفزاید. منتقدان ایرانی هم بی توجه به تجربه ناکام یک دهه مذاکره در مذاکرات دولت محمود احمدی نژاد قبل از دولت کنونی ایران، مدعی هستند که طرف ایرانی در مذاکرات چندان قوی عمل نکرده و می توانست از طرف مذاکره کننده غربی امتیازهای بیشتری را بگیرد. لابی اسراییل و نئوکان ها مدعی است که در توافقات اخیر، دولت اوباما از مواضع و مطالبات پیشین خود دست کشیده، خطوط قرمز غرب علیه ایران را رد کرده و به ایران باج داده است. عین همین ادعا و اتهام از سوی منتقدان ایرانی به تیم مذاکره کننده ایرانی به سرپرستی جواد ظریف وارد می شود که مذاکره کنندگان خطوط قرمر ایران و نظام را زیر پا گذاشته و به غرب باج داده اند. لابی اسراییل و تندروان غربی مدعی است که ادعای اوباما در این مورد که حمله نظامی به ایران قادر به توقف برنامه هسته ای ایران نیست، نادرست است و گزینه نظامی بدیلی قابل اجرا برای مقابله با ایران است. منتقدان ایرانی نیز معتقدند که حتی با وارد شدن به جنگ و رویارویی نظامی نیز نباید در مذاکرات بده بستان داشت و صرفا باید امتیاز گرفت و هیچ امتیازی نداد. لابی اسراییل تبعات جنگ با ایران را فاجعه بار نمی داند و منتقدان ایرانی نیز مدعی هستند که در مناقشه هسته ای، نهایتا ابایی از جنگ با امریکا و متحدانش نباید داشت و از آن نباید گریخت. این گروه اسراییلی- امریکایی به شدت تبلیغ می کنند که حتی با رسیدن به توافق کامل، ایران هرگز از ساخت بمب اتمی دست نحواهد کشید. در مقابل، منتقدان ایرانی نیز عنوان می کنند که قدرت های غربی و متحدان امریکا، هرگز راضی به توانایی جدی فناوری صلح آمیز هسته ای توسط ایران نیستند. واقعیت این است.   که در ابتدای طرح جدی پرونده هسته ای ایران، دولت جورج بوش مکررا عنوان می کرد که ایران اساسا نیازی به فناوری هسته ای (چه صلح آمیز و چه نظامی) ندارد و باید به ذخایر غنی فسیلی خود اتکا کند. از آن زمان تاکنون تلاش های بین المللی ایران و مقاومت در برابر تحریم های ظالمانه و ضد مردمی مواضع متحدان امریکا را به جایی رسانده که ضمن به رسمیت شناختن اساس حقانیت فعالیت هسته ای ایران، در اغلب موارد از مواضع و سنگرهای قبلی خود عقب نشسته و در برابر ایران کوتاه آمده اند. چرا که برنامه هسته ای ایران در حال حاضر بومی بوده و برخلاف تجربه هایی چون عراق و لیبی، امکان بازگشت آن به نقطه شروع یا نابودی آن وجود ندارد. موج اخیر تحریم های گسترده و بی نظیر یک جانبه و بین المللی ضدایرانی نیز اگرچه ایران را به دردسر انداخته و مشکلات جدی برای ایران مهیا کرده، ولی قادر به از پا انداختن ایران نبوده است. در مقابل، ایران نیز که در دوران دولت هشت ساله قبلی، به جامعه بین المللی و مصوبات شورای امنیت، اتحادیه اروپا و امریکا بی اعتنایی می کرد و خود را در برابر تحریم های جهانی مصون و ضد ضربه می پنداشت، دریافته که این روش و سیاست بیش از این جوابگو نبوده و هزینه ادامه مناقشه با غرب و جامعه بین المللی و بی توجهی به کارکرد دیپلماسی در حال افزایش و فرسوده کردن توان کشور و مردم است. مذاکرات کنونی ایران و شش قدرت بزرگ جهانی بی گمان یکی از مهم ترین فرازهای تاریخ ایران و بلکه تاریخ دیپلماسی جهان است. به ندرت پیش آمده که کشوری خارج از رده ابرقدرت های اقتصادی، سیاسی و نظامی این گونه با عزت و با پافشاری بر اصول خود با همه قدرت های بزرگ مذاکره کند. تردیدی نیست که در ١٢ سال اخیر، هم ایران و هم طرف مقابل مذاکرات، در تاکتیک ها و راهبردهای خود در قبال یکدیگر اشتباهاتی مرتکب شده اند، ولی برمبنای اصل تبیین شده توسط بیسمارک که سیاست را هنر امکانات می داند، ایران با توجه به امکانات و محدویت های خود بهترین و پربارترین اقدامات را برای خروج از این بحران و رسیدن به یک توافق و تفاهم با جامعه بین المللی انجام داده است. توافق ایران و غرب در موضوع هسته ای، در یک شرایط رویایی شاید می توانست بهتر از این صورت گیرد و امتیازهای بیشتری برای ایران کسب کند، ولی در شرایط کنونی این بیشترین و بهترین توافقی است که می تواند نصیب ایران شود. یک مرور ساده و کوتاه در تاریخ مذاکرات ایران با هر یک از قدرت های بزرگ طی دست کم دو سده اخیر نشان می دهد که رویکرد عزتمندانه ایران در مذاکرات طی دو سال اخیر، آن هم در مواجهه همزمان با همه قدرت های بزرگ جهانی، یکی از درخشان ترین نمونه های فن دیپلماسی ایرانی و هنر امتیازگیری در زمانه بحران و مخمصه است. آن هم در شرایطی که دولت های قبلی کشورمان، که کمتر کسی امید داشت ایران تا این حد بتواند به نتایج نسبتا مطلوب خود نزدیک شود. تردیدی نیست که ایران در حال حاضر در حال تجربه یکی از مهم ترین و حساس ترین فرازهای تاریخ خود است. صرف نظر از توفیق در گفت وگو و توافق که هدف اصلی ایران در این چالش بود، همگامی و هدف یکسان تندروان داخلی و لابی اسراییل و نومحافظه کاران امریکایی و اروپایی برای تخریب و توقف مذاکره و توافق نیز امری عبرت آمیز و تاریخی است. ٭تاریخ نگار و تحلیلگر امور بین المللی

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code