| شنبه، 04 تیر 1401
یک تیم و یک هویت:
       کد خبر: 45578
رضا-زمانی2نگاه ایران/ رضا زمانی یک شنبه ای که گذشت، ورزشگاه عضدی تنها شاهد یک بازی حساس لیگ دسته دوم بین سپیدرود و نفت گچساران نبود، روز اشتیاق هزاران نفر از فوتبال دوستان رشت در حمایت از یک تیم ریشه دار فوتبال بود. آن روز تقریبا تمامی سکوهای ورزشگاه پیر عضدی پر شده بود از هوادارانی که نه برای یک «اسم» بلکه برای یک «هویت» آمده بودند. «سپیدرود» تاریخ فوتبال این شهر است؛ تیمی که سابقه باشگاه بودنش نیز به سال 1347 بر می گردد، تیمی که نسل های مختلف با آن گریستند و شادی کردند و با آن خاطره دارند. شاید تعداد تیم هایی چنین ریشه دار در سطوح مختلف فوتبال ایران به تعداد انگشتان دست هم نرسد. یک شنبه روزی بود که سه نسل با هم به تشویق  تیمشان شهرشان پرداختند. من دوستانی را دیدم که همراه پدر و پسرشان آمده بودند. روز «خاطره بازی» در ورزشگاه عضدی بود؛ هر که را دوست داشتی میتوانستی پیدا کنی؛ بچه محل های قدیم، همکلاسی ها و دوستانی که شاید سالها ندیده بودی؛ همه به یک عشق آمده بودند: «سپیدرود کبیر». اما افسوس و صد افسوس که این همه اشتیاق بی نظیر در این شهر هیچگاه سازمان نیافت و حتی هرگز آن طور که باید دیده نشد. و یک سوال همچنان باقی است که چرا تیمی که در رقابت های لیگ دسته دوم ایران می تواند چنین شور و اشتیاقی  بین پیر و جوان ایجاد کند و تیمی که دارای چنین سرمایه اجتماعی است که هنوز زنده است و در سینه ها می تپد، سالهاست از رقابت های لیگ برتر دور مانده است!؟ فکر میکنم پاسخ همین سوال  برای عقب افتادگی های چند دهه اخیر شهرمان روشن کننده باشد که دیگر فوتبال ورزش صرف نیست، پدیده ای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مدیریتی است. اگر سپاهان اصفهان پیش از انقلاب در لیگ دسته دوم جز رقبای سپیدرود بود، چگونه است که می تواند چندین دوره جز مدعیان قهرمانی شود ولی حال و روز تیم های گیلانی از ملوان،چوکا و داماشِ این روزها گرفته و... چنین است؟ به هر حال امیدوارم ستاره های سرخ گیلان که به همت دلسوزانی که در این مدت برایش زحمت کشیده اند و در یک قدمی راه یافتن به دسته اول است، اینبار امیدش ناامید نشود؛چرا که به قول هوادارانش: «سپیدرود بخشکد؛ ماهی ها می میرند».  
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code