شنبه، 03 آبان 1399 | 2020 Saturday 24 ,October  
ایران پس از تحریم و گسترش آموزش بین المللی:
دکتر مسعود عسگری * نقش آموزش و به ویژه آموزش عالی در جهت تربیت نیروی انسانی کارآمد به منظور نیل به توسعه پایدار بر هیچکس پوشیده نیست. امروزه و در دهه آغازین قرن بیست و یکم که آن را قرن دانایی و عصر انقلاب اطلاعات می نامیم می توان عمومی سازی را شاخصه اصلی امر آموزش دانست. حال که با پیشرفت علم و تکنولوژی و از میان رفتن فاصله های فیزیکی و جغرافیایی و نیز شکوفایی ارتباطات مجازی و الکترونیکی، امکان بهره گیری از دانش و فن آوری تسهیل شده است، بی گمان آموزش و نقش آن در توسعه آتی دهکده کوچک جهانی اهمیتی بیش از پیش خواهد یافت. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و با توجه به پائین بودن جمعیت دانشجویی کشور در آن زمان و در پی تدوین برنامه های پنج ساله توسعه، تلاش گردید به مقوله آموزش عالی در کشور بهای بیشتری داده شود؛ چرا که در برنامه های نخستین توسعه، فعالیت غالباً بر محوریت توسعه کمی استوار بود؛ لیکن در برنامه های بعدی و به خصوص برنامه چهارم نگاهی ویژه به کیفیت و تنوع بخشی به آموزش عالی معطوف گردید. این که گفته می شود جمعیت دانشجویی کشور طی هشت سال گذشته 5برابر و در مقایسه با آمار دانشجویی جهان طی سی و پنج سال گذشته شش برابر گردیده گویای رشد فزاینده در کمیت دانشجویی کشور در سال های اخیر است. در نوشتاری که پیش روی شماست، به تبیین جایگاه توسعه آموزش عالی در مناطق آزاد جمهوری اسلامی ایران پرداخته و سعی شده است با تکیه بر قوانین و مقررات جاری کشور در بخش آموزش عالی، اهداف تأسیس مناطق آزاد، آموزش عالی کشور در برنامه چشم انداز و برنامه های توسعه کشور- به ویژه برنامه چهارم- و همچنین باورهای نویسنده بر اساس تجربه شخصی در بخش آموزش عالی دولتی و غیرانتفاعی و نیز مسئولیت چند ساله اخیر ش در آموزش عالی در مناطق آزاد، رویکردی مناسب برای توسعه آموزش عالی در این مناطق ارائه گردد. به دلیل گستردگی و چند وجهی بودن قضیه، این مقاله در دو بخش ارائه می گردد که نوشته حاضر بخش نخست آن با عنوان "مناطق آزاد و تعامل با دانشگاه های معتبر خارجی" می باشد. در بخش دوم، فعالیت های بین المللی دانشگاه های داخلی در مناطق آزاد کالبد شکافی خواهد شد. سابقه فعالیت های آموزش عالی در مناطق آزاد هرگاه سخن از فعالیت در مناطق آزاد جمهوری اسلامی ایران و مزایای آن در مقایسه با سرزمین اصلی به میان می آید، عموماً این عناوین پرطمطراق در اذهان متبادر می گردد: - معافیت 20 ساله مالیاتی - عدم نیاز به روادید برای ورود اتباع خارجی - آزادی کامل خروج ارز و عدم محدودیت در خرید و فروش و تبدیل ارز - انعطاف پذیری بیشتر عملیات پولی و بانکی - وجود بانکها، شرکت های بیمه خصوصی و نمایندگی بانک های خارجی - نبود محدودیت در حجم سرمایه گذاری و مشارکت خارجی - نقل و انتقال آسان سرمایه به داخل و خارج و سایر مناطق آزاد - معافیت های عوارض گمرکی و سود بازرگانی برای - واردات مواد اولیه، تجهیزات و ماشین آلات - امکان سرمایه گذاری خارجی تا سقف % 100 - ضوابط حاکم بر روابط کارگر و کارفرما بر مبنای قرارداد منعقده طرح تأسیس دانشگاه بین المللی در مناطق آزاد لااقل پیشینه ای به میزان حیات مناطق مزبور دارد. در طرحی که به همین منظور در سال 1372 در کیش تهیه گردیده، موضوع توسعه این جزیره به عنوان شهر دانشگاهی برای فعالیت های بین المللی آموزشی از سه جنبه اقتصادی، سیاسی – فرهنگی و اجتماعی مد نظر قرار گرفته و محتوای طرح بیانگر آن است که احداث قطب علمی، تأثیر شگرفی در رونق منطقه بر جای می گذارد. از سوی دیگر از جنبه سیاسی، ایجاد پتانسیل با ثبات جمعیتی و جذب دانشجوی خارجی و تشکیل هسته اساتید مسلمان منطقه ای مطرح گردیده است و از جنبه فرهنگی – اجتماعی، مبحث صدور تفکر انقلاب به جهان اطراف از طریق تربیت نیروی انسانی ماهر برای منطقه هدف گذاری شده است. ضمناً این طرح در زمان خود با توجه به حرکت رو به رشد فعالیت های آموزشی رقبا در دنیای اطراف، اقدام شتابناک در این خصوص را توصیه نموده است. اما پرسش این است که آیا روند و سرعت یک رشد چهارده ساله در حوزه ای که بدین سان رقابت در آن فشرد گشته، قابل توجیه و پذیرش است؟ تا پیش از سال 1380 ، فعالیتی جدی در زمینه ی آموزش عالی بین المللی در مناطق آزاد مشاهده نشده و پس از آن هم با سرعتی نامتناسب رشد نموده است. ما از یکسوی با حرکت بطیء توسعه آموزش عالی در مناطق آزاد مواجه و از سوی دیگر تحولات بسیار سریع و ناباورانه فرا مرزی را نظار هگر بوده ایم. به لحاظ کیفی و کمی حرکت های شک لیافته در مناطق آزاد گرچه امید بخش، جذاب و در خور تقدیر است، ل کین با افقی که م یبایستی هدف قرار م یگرفت فرسنگ ها فاصله دارد. نگاه منطقی به آنچه گذشته است، بازنگری جدی در عملکرد قبلی و تدوین ی ک برنامه جامع راهبردی را طلب می کند.   وضعیت کنونی چنانچه با امعان نظر، به فراز و فرود فعالیت های دانشگاهی در مناطق آزاد بنگریم، متوجه می شویم که این حرکت از آغاز خواستار حضور بین المللی در منطقه بوده است؛ لکین به دلایل مشکلات متعدد درون و برون تشکیلاتی، روند بسیار آهسته ای داشته است. سال ها به طول انجامیده تا اولین حرکت های مشتر کبی نالمللی آغاز شود؛ چرا که اولاً هیچ زیرساخت آماده ای از ابتدا برای فعالیت آموزش عالی در منطقه موجود نبوده است و ثانیاً هر حرکت بین المللی و با هر دانشگاه خوشنامی نیازمند دارا بودن یک پیشینه قوی برای اقناع طرف مقابل به همکاری مشترک بوده است. بسیاری از دانشگاه های خارجی هنگامی که برای فعالیت در مناطق آزاد دعوت می شدند و برای آنان از مزایای فعالیت های آموزشی در مناطق آزاد سخن می رفت، از چرایی عدم حضور دانشگاه های داخلی سؤال می کردند. منظور این بود که اگر قرار باشد فعالیت ی کدانشگاه خارجی از آن سوی چنانچه با امعان نظر، به فراز و فرود فعالیت های دانشگاهی در مناطق آزاد بنگریم، متوجه م یشویم که این حرکت از آغاز خواستار حضور بین المللی در منطقه بوده است؛ لیکن به دلایل مشکلات متعدد درون و برون تشیکلاتی، روند بسیار آهسته ای داشته است مرزها در منطقه توجیه پذیر باشد، چگونه است که هیچ یک از دانشگاه های داخلی در منطقه حضور ندارند. همگی اذعان داریم که عمده توان واقعی و پتانسیل علمی ک شور در شرایط کنونی در بخش آموزش عالی دولتی نهفته بوده و متأسفانه بخش غیردولتی، طی سال های گذشته رشد مناسبی نداشته است و تنها در سال های اخیر نظار هگر رشد تدریجی در این بخش بوده ایم. از سوی دیگر، نمی توان از بخش دولتی آموزش عالی انتظار داشت که با توجه به نیازمندی های رفع نشده داخلی بتواند در این عرصه به طور مؤثر مشارکت گزیده و سرمایه گذاری کند. علاوه بر آن، به طور کلی حرکت های دولتی به تنهایی از سرعت لازم برخوردار نیستند. با این توضیحات می توان توجیه نمود که چرا در سال های نخستین، توسعه آموزش عالی بین المللی با کندی مواجه بوده است. فراتر از مطالب فوق، عدم وجود قوانین و مقررات و مهمتر از آن فقدان یک متولی خاص برای انجام این وظیفه مزید بر علت بوده اند. به ناچار، سازمان های مناطق آزاد با ورود به این جرگه و از طریق تأسیس مؤسسات غیرانتفاعی و غیردولتی سعی نمودند موتور مولد این عمل گردند و لذا، هم به دلیل عدم تناسب این وظیفه خطیر با ماهیت سازمان های مذکور و هم به جهت عدم تجربه کافی نتوانستند با سرعت مورد نظر، عملیات را راهبری کنند. اما با در کتدریجی و ایجاد اولین زیر ساخت های لازم توسعه آموزش عالی و برقراری ارتباطات دانشگاهی با دانشگاه های معتبر داخلی و به دنبال آن استفاده از این بستر برای ترغیب دانشگاه های معتبر خارجی به منظور حضور در مناطق آزاد، کم کم کنش های موضعی مؤثری رقم خورد. به عنوان نمونه می توان از راه اندازی دوره های مشتر ک با دانشگاه های موناش استرالیا و مالتی مدیای مالزی در منطقه آزاد کیش، کارلتون در قشم و دانشگاه لندن در چابهار نام برد. همین حرکت ها و مشاهده سرعت توسعه آموزش عالی در فرا مرزها مسئولین را بر آن داشت تا ایده های توسعه آموزش عالی بین المللی و به ویژه آموزش عالی در مناطق آزاد را در قالب برنامه های توسعه کشور متشکل سازند. این روزها دانشگاه های دولتی به تدریج سعی می کنند با ایجاد استقلال عملکردی و کسب اختیارات حوزه ای از رکود به درآیند. ماده 49 برنامه چهارم توسعه برای اولین بار موضوع استقلال دانشگاه ها و تفویض اختیارات به آنها را مورد تصویب قرار داده است؛ ل کین تا حصول این استقلال و امکان تصمیم گیری و سیاست گذاری و جهت گیری در مسیر راهیابی به بازارهای جهانی، راهی طولانی پیش روی دارند. در نقطه مقابل، بدون تردید دانشگاه های خصوصی نیز با توان فعلی، ک ارایی لازم را برای ورود به این بازار پُر رقیب ندارند. از این روی، چنانچه تعامل و مشارکت مجموعه ی مؤسسات غیرانتفاعی و غیردولتی با توانمندی دانشگاه های دولتی تراز اول داخلی عجین شود، بی گمان در سایه ی چنین حمایت و برنامه ریزی ای آنان بهتر می توانند این مسیر دشوار را طی نمایند. تشکیل مثلث همکاری آموزشی متشکل از طرف خارجی، دانشگاه غیرانتفاعی حاضر در منطقه آزاد و یک دانشگاه دولتی توانمند به عنوان پشتیبان، می تواند الگوی مناسبی تلقی شود. حضور دانشگا ههای پیشگام در فعالی تهای بین المللی در مناطق آزاد، دانشگا ههای دیگر داخلی را برای را ه اندازی واحدها و یا شعب خود در مناطق آزاد ترغیب نموده که بسی امیدبخش است؛ ل کین بایستی این حضور با دقت و ظرافت خاصی بررسی، کنترل و راهبری شود تا نتیجه بخش باشد که در مقاله آتی، به پردازش آن خواهیم نشست.   افق مطلوب توسعه فعالیت های بین المللی از طریق همکاری های مشتر ک دانشگاه های داخل و خارج، بسترسازی برای حضور مؤسسه ای غیرانتفاعی که بتواند بدون عبور از پیچ و خم های طولانی و اداری دولتی و با تکیه بر توانمندی های دانشگاه های پرآوازه داخل، به سرعت این فعالیت ها را جاری سازد، الگوی مناسبی برای آماده سازی ما جهت ورود به جرگه آموزش جهانی و گرفتن سهم متناسب از بازار است. در این رهگذر، آن دسته از جوامعی که بتوانند از منابع نیروی انسانی آموزش داده شده بهتر بهره گیرند و توان آنان را در جهت نیل به اهداف ملی و جهانی خود فعال سازند، قطعاً سهم بیشتری برای خویش رقم خواهند زد. رئیس جمهوری چین در سال 2006 گفته است: "تجربه توسعه علمی و تکنولوژیکی دنیا نشان می دهد که تنها جوامعی که قدرت و ظرفیت بالایی از نوآوری و خلاقیت را از خود بروز می دهند قادرند در جهان امروز رقابت کنند " این خود نشانگر رقابتی فشرده و سخت در دنیای امروز است و قاعدتاً تشکیل و استفاده از این چنین ظرفیت هایی تنها در گرو تربیت نیروی انسانی قوی و توانمند میسر می گردد. سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران چهره ایران 1404 را ای نگونه آرما نگرایانه به تصویر می کشد: "ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن آوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی که الها مبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین الملل، برخوردار از دانش پیشرفته و توانا در تولید علم و فن آوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی، دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن آوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی )شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه( با تأکید بر جنبش نرم افزاری و تولید علم به رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل ... " . این افق، حرکت جهت دار ما برای ورود ایران به قرن پانزدهم هجری تلقی می شود. افقی که برای نیل به آن بایستی قالب های سنتی موجود را شکست و با سرعتی چشمگیر به جلو رفت. تدوین این سند معطوف به اطلاعات موجود در زمان تهیه آن صورت گرفته است و به نظر می رسد شتاب ناباورانه در حوزه آموزش بین المللی منطقه ای در دهه اخیر، ما را ملزم می سازد که با صرف انرژی بیشتری به بازنگری رویه ها پرداخته و با اصلاح مسیر حرکت و تسریع فرآیندهای اجرایی، نیل به تحقق چنین آرمانی را در وقت موعود مهیا سازیم.   وضعیت بازار جهانی و منطقه ای نبایستی از نظر دور داشت که امروزه بازار دانشجویی بین المللی پر تلاطم است؛ چرا که کمیت متقاضیان دوره های کارشناسی روی به نقصان نهاده و به عکس، تعداد متقاضیان دوره های تحصیلات تکمیلی روزافزون است؛ امری که ما نیز در این ایام لااقل در بخش آموز شهای غیردولتی و غیرانتفاعی در داخل کشور شاهد آن هستیم. از سوی دیگر، تعداد جمعیت دانشجویی اروپا و آمریکا نسبت به سهم دانشجویی موجود در حوزه آسیا و اقیانوس آرام، کم کم رنگ می بازد و ما سیل متقاضیان را در منطقه آسیا و اقیانوس آرام شاهد هستیم. این پدیده باعث شده است که توجه بسیاری از جهانیان به توسعه آموزش عالی بین المللی در این منطقه جلب شود و همین هجمه روزافزون رقبا است که یافتن سهم بازار مناسب را هر روز دشوارتر می سازد. رشد ناباورانه سا لهای اخیر آموزش عالی بین المللی در منطقه آسیا حرف و حدیث فراوان دارد. در بخش آسیای غربی و خاورمیانه توسع ههای روزافزونی را شاهد هستیم؛ در امارات متحده عربی با طرح دهکده دانش و سرمای هگذاری بسیار گسترده در شهر دانشگاهی، ب ههمراه تأسیس شعب دانشگا ههای معتبر جهانی و را هاندازی دانشگا ههای اروپایی و آمریکایی نظیر دانشگاه آمریکایی شارجه، دوبی و امثالهم حرکت شتابداری را می بینیم. بیش از پانزده سال است که همه ساله نمایشگاه بین المللی دانشگاهی در دوبی و در سال های اخیر ابوظبی با هدف ایجاد مرکزیت حرکت های آموزش عالی منطقه ای در امارات و گسترش قطب علمی در این منطقه برگزار می شود. آمار و ارقام حضور مؤسسات در این نمایشگاه ها در طی این دوران بیانگر حرکت های سریع و تحولات شایان توجهی است. ایجاد قطب های آموزشی در شرق آسیا در مالزی، سنگاپور، چین و هندوستان و سرمایه گذاری عجیب دولت های این منطقه در ایجاد زیر ساخت های توسعه آموزشی نیز شگفت انگیز است. دولت مالزی در دوره نخست وزیری دکتر مهاتیرمحمد، در سال 1982 و توسط ایشان ایده ایجاد «دانشگاه بین المللی اسلامی » را عنوان ساخت و به سرعت، یکسال بعد با تصویب لایحه ای در مجلس به دانشگاه های این کشور اجازه داد تا خارج از مرزهای جغرافیایی خود فعالیت کنند و در همان سال با کسب مجوز از پادشاه مالزی این دانشگاه را راه اندازی نمود ک ه اولین گروه دانشجویان این دانشگاه در سال 1987 فارغ التحصیل گردیدند. این شاید نخستین حرکت بین المللی مالزی برای حضور در بازارهای جهانی بود و اکنون شاهد آن هستیم که دولت این کشور هدف دو برابر کردن دانشجویان غیر بومی و پذیرش یکصد هزار دانشجوی خارجی در مؤسسات آموزش عالی این کشور را برای سال 2010 در دستور کار خود دارد. دولت سنگاپور در قالب برنامه راهبردی" " schoolhouse strategy Global و با هزینه کردن میلیون ها دلار در صدد آن است که تعداد دانشجویان خارجی خود را تا سال 2012 به سه برابر افزایش داده و به مرز یکصد و پنجاه هزار نفر برساند. در قالب این برنامه راهبردی قرار است ظرف مدت ی کدهه، ده دانشگاه درجه ی کجهانی در سنگاپور روع به فعالیت نمایند. دولت چین با صرف میلیاردها دلار ضمن دگرگون کردن زیر ساخت های آموزش عالی خود بنا دارد که تا سال 2020 تعداد دانشجویان خارجی خود را از 140 / 000 نفر فعلی به 280 / 000 نفر برساند. این امر با تدریس دروس به زبان انگلیسی و استفاده از سیستم های چند رسانه ای تحقق خواهد یافت و از سوی دیگر افزایش تعداد بورس های چین به دانشجویان خارجی از 6700 به 10 / 000 ، از دیگر راهکارهای نیل به این هدف تلقی می شود. این حجم عظیم منابع مالی تنها در بُعد توسعه آموزشی صرف می شود و در کنار آن بایستی به چنین ارقامی، بودجه های بسیار گزاف این دولت ها در حمایت های مالی از تحقیقات را نیز افزود. همین سرمایه گذاری ها است که راه خروج برای جوانان فرهیخته جویای نام از کشور را بیش از پیش گشوده است. این شتاب علمی و تکنولوژی کناشی از در کواقعی از قدرت و موتور محرکه علم و تکنولوژی در قرن بیست و یکم است. مطلب مزبور را می توان از سخن نخست وزیر هند دریافت که ذات و ماهیت توسعه پایدار را در آن کشور به این شکل عنوان می کند: «علم و تکنولوژی بایستی با روح ما عجین شده و رویه تفکر و اندیشیدن ما و راه و رسم کار کردن ما به حساب آید .» بر همین مبنا است که ظرف ی ک سال گذشته در ک شور هندوستان، میلیون ها دلار به سمت تحقیقات سرازیر شده است.   چه باید کرد؟ حضور خیل دانشگاه های اروپایی، آمریکایی، استرالیایی و ... در منطقه جنوبی خلیج فارس، با توجه به نکاتی که ذکر گردید، بسیار معنادار است و می تواند برای ما زنگ خطری تلقی شود. بایستی این تهدیدات را به فرصت مبدل نمود. قطب علمی در حال شکل گیری در آسیا توانمندی های علمی دنیا را به سمت این بازار کشانده است. آنانی هم که هنوز نیامده اند، دیر یا زود خواهند آمد و با ترفندهایی نظیر ایجاد همکاری های منطقه ای سعی در مشارکت و بهره گیری از این بازار بالقوه خواهند نمود. همین موضوع می تواند فرصتی باشد تا با ایجاد ظرفیت در قلمرو سرزمین خود از این فضا به نحو احسن بهره مند شویم. ما در جنوب کشور در منطقه ای قرار داریم که جمعیتی بالغ بر سیصد میلیون نفر در آن زندگی می کنند و غالب آنها جوان هستند. کشور ما نیز با جمعیتی بسیار جوان و بالغ بر هفتاد میلیون نفر بازار هدف مناسبی برای دانشگا ه های بین المللی محسوب می گردد. جمعیت بالای متقاضیان آموزش عالی در ایران و خروج تعداد زیادی از این جوانان به خارج از کشور که همه ساله صورت م یگیرد از دغدغ ههای اصلی مسئولین نظام محسوب می شده است. لذا سعی گردیده با افزایش ظرفیت جذب دانشجو در داخل، از نرخ این مهاجرت کاسته شود. از سوی دیگر، ایران اسلامی با سابقه طولانی و بیش از هفتاد ساله خود در امر آموزش عالی و وجود اساتید متخصص دانشگاهی که آن را از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و منطقه بسیار متمایز می سازد قطعاً می تواند از سهم بسیار بالایی از بازار دانشجویی منطقه بهر همند باشد؛ لیکن متأسفانه در حال حاضر چنین نیست و اگر فرصت اندک باقیمانده را نیز به غفلت طی نماید، با توجه به سرعتی که رقبای منطق های در اینگونه فعالیتها از خود نشان می دهند، دیگر نخواهد توانست رقیبی جدی در بازار آموزش عالی منطقه به حساب آید. نگاه ما به آموزش عالی در مناطق آزاد باید بین المللی و برو نگرایانه باشد و بیش از آ نکه سعی در رفع بخشی از نیازهای روز داخلی نماید، بایستی در اندیشه ورود به بازار جهانی و کسب سهم از بازار بین المللی سعی و تلاش کند. ما بایستی در مناطق آزاد به آموزش عالی بین المللی بیندیشیم و در حوز ههایی فعالیت کنیم که با بهره گیری از مزایای مناطق آزاد، آن فعالیتها را، هم از جنبه های اجتماعی و فرهنگی و هم از جنب ههای اقتصادی توجیه پذیر نمائیم؛ در غیر این صورت حرک تها پایدار نخواهد بود. هر گونه فعالیت آموزش عالی که صرفاً با هدف رفع نیاز داخلی تعریف شود و در داخل کشور قابل انجام باشد قطعاً در مناطق آزاد توجیه نخواهد داشت. مناطق آزاد ما در وضعیت فعلی چه از جنبه کمی و چه از لحاظ زیر ساخ تهای موجود در وضعیتی نیستند که حجم زیادی از دانشجو را در خود جذب نمایند. از سوی دیگر دانشگا ههای داخلی ما نیز به دلایل مختلف امکان حرکت بین المللی سریع را نداشته و برای اقدام در این خصوص نیازمند وقت هستند؛ لذا حرکت شتابدار در مناطق آزاد بایستی در جهت تقویت فعالیتهای بین المللی و به ویژه از نوع مشترک با دانشگا ههای معتبر خارجی و یا حتی تشویق و ترغیب دانشگا ههای خارجی برای حضور در مناطق آزاد ما صورت پذیرد. اگرچه در برنامه چهارم توسعه از ترغیب حضور دانشگا ههای خارجی برای فعالیت در ایران سخن رانده شده لکین نویسنده معتقد است که پیش از آغاز این فعالیتها ما بایستی حضور و فعالیتهای مشترک دانشگاه های خارج و داخل را نهادینه نموده و با تقویت و توسعه هم هجانبه حرک تهای آغاز شده قبلی سعی نمائیم با رفع مشکلات موجود زمینه حضور تما معیار دانشگا ههای طراز اول جهانی را در کشور فراهم سازیم. ضمناً همچون گذشته مناطق آزاد ما م یتوانند پایلوت مناسب این عملیات قرار گیرند تا با اطمینان خاطر بتوان ایرادات، مشکلات و کسر یها را یافت، آنها را رفع نمود و الگوی مناسب توسعه در این حوزه را تدوین و اجرا کرد.   قوت ها و کاستی ها برای نیل به هدف برای نیل به این هدف و تسریع در تحقق این امر بایستی به خوبی از مزیت های حضور در مناطق آزاد مطلع بود و هر گونه فعالیت آموزش عالی که صرفاً با هدف رفع نیاز داخلی تعریف شود و در داخل کشور قابل انجام باشد قطعاً در مناطق آزاد توجیه نخواهد داشت تصویر واضحی از وضعیت آموزش عالی در منطقه خلیج فارس داشت و حرکت رقبا در منطقه را زیر نظر گرفت. شاخص های مؤثر موجود در خصوص وضعیت آموزش عالی در کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس را می توان در موارد زیر دسته بندی نمود: - فراهم بودن زیر ساخت های ارتباطات بین المللی - امکان زندگی با استانداردهای بالای اروپایی و ... - حضور پرشمار دانشگاه ها و مؤسسات آموزش بین المللی و یا نمایندگی های مستقر آنها در منطقه - بودجه بسیار بالای مصروفه در حوزه آموزش عالی در منطقه - به روز بودن تکنولوژی های آموزشی و سیستم های آموزشی غالب مؤسسات حاضر - وجود زیر ساخت های مورد نیاز متقاضیان ورود به جرگه آموزش عالی بین المللی در منطقه، نظیر مراکز آزمونTOEFL ، IELTS و ... و همچنین مدارس بین المللی متعدد برای مقاطع تحصیلی قبل از دانشگاه - حضور بانکها، مؤسسات پولی و اعتباری و بیمه های بین المللی - ایجاد جذابیت های بعضاً کاذب در اذهان جوانان برای زندگی در خارج از مرزهای میهن اسلامی زبان مشترک محاوره )عربی( برای متقاضیان کشورهای منطقه خلیج فارس - ظرفیت نسبتاً بالای ایجاد شده و سهولت جذب متقاضی ورود به آموزش عالی در مقابل چنین شاخص هایی، کاستی ها و نقاط ضعف رقبا را عمدتاً در موارد زیر م یتوان جستجو نمود: - هزینه بالای ثبت نام و اقامت در این کشورها در مقایسه با سطح زندگی در ایران - تأمین هیأت علمی کارآزموده محلی و منطقه ای که رقبای خارجی را مجبور به تأمین تقریباً کامل هیأت علمی می سازد - تمرکز رشته های موجود در حوزه های خاص فعالیتی نظیر IT و مدیریت - جوان بودن سیستم مدیریت کلان آموزشی در این کشورها به دلیل سابقه بسیار کمتر آنها در حوزه آموزش عالی - توانمندی بسیار محدود آنان در مقاطع تحصیلات تکمیلی اما فعالیت مشترک علی دانشگاه های داخلی با دانشگاه های صاحب نام خارجی می تواند از مزیت های آموزش عالی در مناطق آزاد ایران به شرح زیر بهره مند گردد: - دسترسی آسان به تجهیزات و امکانات به ویژه امکانات و تجهیزات وارداتی در مقایسه با فعالیت مشابه داخل کشور - سهولت دسترسی به نیروهای کار خارجی - امکان استفاده از توان علمی داخل کشور با توجه به سابقه طولانی آموزش عالی در ایران - جذابیت منطقه برای دانشگاهیان و به ویژه خارجیان و متقاضیان ورود به آموزش عالی - محیط آرام و ایده آل برای فعالیت های آموزش عالی - حضور دانشگاه های داخلی صاحب نام در منطقه - قرار داشتن در محدوده ای با حدود 300 میلیون نفر جمعیت )در کل منطقه( - امنیت نسبی مورد درخواست اتباع خارجی در مقایسه با داخل کشور - قابلیت کنترل فعالیت های برون مرزی در قیاس با داخل کشور - ارزان و اقتصادی تر بودن فعالیت آموزشی در مقایسه با کشورهای همسایه - مبادلات ارزی آسان برای فعالیت های بین المللی نسبت به داخل کشور - محیط فرهنگی اسلامی جهت آن دسته از متقاضیانی که شرایط محیطی خارج از کشور را مناسب تحصیل فرزندان خود نمی دانند و یا اتباع مسلمان دیگر کشورهای منطقه و جهان - جمعیت بسیار بالای جوان و مستعد کشور برای ورود به جرگه آموزش عالی - دستیابی به ارائه خدمات آموزشی برای آن دسته از متقاضیان ذکور ایرانی که امکان خروج از کشور را به دلیل مشمولیت خدمت نظام وظیفه ندارند - ارائه خدمات آموزشی در سطوح تحصیلات تکمیلی با تکیه بر توانمندی های علمی داخل کشور در کنار این مزایا بایستی توجهی ویژه به کاستی ها و نقاط ضعف نسبی این حضور در مناطق آزاد نیز داشته باشیم. اهم این نقایص را می توان در عناوین زیر تا حدی خلاصه نمود: - آزادی محدودتر متقاضیان خارجی ورود به آموزش عالی در مقایسه با کشورهای دیگر منطقه - عدم وجود زیر ساخت های کامل ارتباطی و مخابراتی در مناطق آزاد در مقایسه با کشورهای همسایه - عدم حضور مؤثر مؤسسات پولی و اعتباری و بیمه بین المللی - بالا بودن نرخ زمین و یا اجاره بهای آن برای فعالیت آموزشی در کیش به رغم اعطای تسهیلات هشتاد درصدی تخفیف بهای زمین آموزشی - عدم دسترسی به وام های دراز مدت کم بهره برای - تأسیس فعالیت های آموزش عالی که هم سرمایه بالا لازم دارند و هم برهه رسیدن به نقطه بازگشت سرمایه در آنها طولانی مدت خواهد بود - عدم اعتماد کامل سرمایه گذاران خارجی به سرمایه گذاری آموزشی در ایران در مقایسه با کشورهای همسایه - عدم احراز مالکیت زمین برای سرمایه گذاران خارجی - روال اداری طولانی مدت برای اخذ مجوزهای آموزش عالی برای شروع فعالیت - عدم حضور مدارس بین المللی در مناطق آزاد که فارغ التحصیلان آنان قاعدتاً متقاضیان بالقوه ورود به دوره های آموزش عالی بین المللی محسوب می شوند - عدم دسترسی آسان به آزمون های بین المللی زبان نظیرTOEFL و IELTS - نیاز به معافیت مالیاتی طولانی مدت برای فعالیت آموزش عالی )به مراتب بیش از 20 سال( - عدم دسترسی به خدمات پشتیبانی برای متقاضیان خارجی آموزش عالی نظیر اخذ سریع ویزای دانشجویی، - مشکلات استفاده از خدمات بانکی و غیره.   نتیجه گیری روند کنونی توسعه آموزش عالی در مناطق آزاد عمدتاً بر مبنای خلاقیت های حوزه ای و اهداف کوتاه مدت، با افقی غالباً درو نگرایانه و با شعار رفع نیازهای داخلی دنبال شده است که این امر با توجه به مشکلات و موانع موجود و رقبای سرسخت نمی تواند چشم انداز روشنی را از آنچه می توان حاصل کرد نوید دهد. توسعه آموزش عالی در مناطق آزاد جمهوری اسلامی ایران بایستی فراگیر بوده و با هدف فتح بازارهای بین المللی آموزشی تعریف شود. توسعه آموزش عالی بین المللی در مناطق آزاد نیازمند عزم و طرح ملی مدون و همه جانبه است و می بایستی با سرعت بالایی پیگیری شود. سرعت تحولات شگرف بوده و رقبا سرسخت هستند؛ لذا تقویت حضور دانشگاه های داخلی متقاضی فعالیت بین المللی در مناطق آزاد با مکانیزم پرهیز جدی از توسعه دولتی توصیه می گردد. ایجاد بستر غیرانتفاعی و غیردولتی با حمایت دولت و دانشگاه های معتبر داخلی، سرعت فعالیت های مشترک با دانشگاه های معتبر جهانی در مناطق آزاد را تسریع خواهد نمود. در افق بلند مدت طرح، دانشگاه های قوی و توانمندی که با چنین توصیفی تشکیل شده اند، مأموریت حضور جمهوری اسلامی ایران در عرصه کارزار و رقابت آموزش عالی جهانی را عهده دار خواهند بود. وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فن آوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بایستی دارای ی کبرنامه راهبردی ویژه و قابل اجرا برای توسعه همکاری های بین المللی دانشگاه ها در مناطق آزاد باشند و این مناطق را به مثابه آزمایشگاهی برای آماده سازی دانشگاه های داخلی جهت ورود به جرگه رقابتی در بازار جهانی بنگرند. مناطق آزاد هما نگونه که قرار است پایگاه صادرات سرزمین اصلی باشند در اینجا نیز می توانند برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان ویترین توانمندی ها و سکوی صادرات محصولات آموزشی کشور ایفای نقش نمایند. پس "بازنگری قوانین حوزه های آموزشی و پژوهشی در جهت بین المللی کردن این فعالیت ها" که از سیاست ها و اقدامات )فرابخشی( برنامه چهارم توسعه محسوب می شود، به صورت جدی برای نیل به این امر ضروری می نماید. بسیاری از کمبودها و فرصت سوزی های چهارده سال گذشته که از عدم وجود چنین برنامه راهبردی ناشی گردیده، ابتدا در وزارتین مسئول و در مرحله بعدی در بُعد کشوری بوده است. در مورد تشویق بر حضور شعب دانشگاه های خارجی نیز بهتر است این حرکت ها ابتدا با کسب تجربه متقابل دانشگاه خارجی و دانشگاه داخلی همکار و در قالب یک مشارکت آموزشی و پژوهشی آغاز شود. شاید از بهترین نقاط عملیاتی کردن یکی از فرازهای سیاست فرابخشی آموزش عالی مندرج در برنامه چهارم توسعه تحت عنوان "حمایت از تأسیس شعب دانشگا ههای خارجی در کشور ،" استفاده از مناطق آزاد باشد تا در آن امکان بررسی، کنترل و الگو سازی بهتر حرکت میسر شود. نقش سازمان های مناطق آزاد نمی تواند در حد مساعدت محدود و کوتاه مدت در راه اندازی یک فعالیت دانشگاهی در منطقه خلاصه شود. سازمان های مذکور بایستی دستورالعمل مدون، مشخص و از همه مهمتر مستمری از نحوه حمایت ها و اعطای تسهیلات ویژه برای به ثمر نشستن این حرکت اصیل داشته باشند. این پشتیبانی بایستی تنها برای حضور دانشگاه هایی که قصد فعالیت بین المللی و ورود به بازار جهانی را دارند مصروف گردد.   *رییس سابق دانشگاه صنعتی شریف واحد بین الملل کیش
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code