| سه شنبه، 25 خرداد 1400
ولی‌ الله شجاع‌پوریان عضو حزب اتحاد ملت:
       کد خبر: 33838
نگاه ایران: دوگانه عارف لاریجانی به احتمال زیاد در صورتی که در مرحله دوم تعداد قابل توجهی از اصلاح طلبان به مجلس راه یابند، به نفع عارف تمام خواهد شد ولی اگر اصلاح طلبان در اقلیت باشند، به یقین در مقابل یک گزینه اصولگرا از لاریجانی حمایت خواهند کرد. «اصلاح طلبان در یک رقابت نابرابر با همت عالی مردم و توجه دقیق احزب اصلاح طلب توانستند به یک پیروزی باورنکردنی دست یابند. تا این لحظه اصلاح طلبان و لیست امید توانسته اند حدود ۵۰ درصد کرسی های پارلمان را به دست آورند. البته تکلیف حدود ۶۹ کرسی در مرحله دوم انتخابات معلوم می شود. به نظر می رسد اصلاح طلبان باید به طور دقیق در این حوزه ها فعالیت کنند. حتی از دست دادن یک کرسی از تعداد باقیمانده می تواند سرنوشت ریاست پارلمان را تغییر دهد. دوگانه عارف - لاریجانی به احتمال زیاد در صورتی که در مرحله دوم تعداد قابل توجهی از اصلاح طلبان به مجلس راه یابند به نفع عارف تمام خواهد شد ولی اگر اصلاح طلبان در اقلیت باشند به یقین در مقابل یک گزینه اصولگرا از لاریجانی حمایت خواهند کرد. البته رای مردم به لیست های واحد اصلاح طلبان و اصولگرایان ثابت کرد تفکر حزب محوری در حال رشد در سطوح مختلف جامعه ایران است. برای بررسی موارد فوق با دکتر ولی الله شجاع پوریان، عضو شورای شهر تهران و عضو حزب اتحاد ملت به گفت وگو پرداخته ایم که در ادامه می خوانید: در انتخابات هفتم اسفند شاهد هماهنگی اصلاح طلبان بودیم. اصلاح طلبان مانند هر جناح دیگری دارای اختلافات سلیقه ای درون جناحی هستند. چه مولفه هایی باعث شد اصلاح طلبان در انتخابات ۷ اسفند به وحدت برسند؟ عوامل متعددی در شکل گیری اجماع اصلاح طلبان نقش داشت. برخی از آنها سلبی و برخی ایجابی بودند. آرای بالایی که به نفع اصلاح طلبان به صندوق های رای واریز شد به دلیل برخی تندروی های جناح رقیب در چند سال اخیر بوده است. این تندروی ها در تقابل مجلس نهم و دولت یازدهم به اوج رسید و متاسفانه به ویژه در ماجرای برجام مردم بعضا شاهد برخوردهای اخلاق مدارانه ای از سوی جریان رقیب با تیم دیپلماسی و دکتر روحانی نبودند. اصولگرایان در دو، سه دوره اخیر با توجه به شرایطی که در انتخابات به نفعشان رقم می خورد، خود را برنده بلامنازع انتخابات می دانستند که رای مردم و حضور گسترده آنها در این انتخابات نشان داد آنها اشتباه می کنند. از سویی تداوم مسیر انتخابات ۹۲ و روزنه های امیدی که در جامعه شکل گرفته بود از عوامل ایجابی اجماع اصلاح طلبان بود. هم خواص و سیاسیون و هم عوام تغییر شرایط کشور در عرصه های مختلف بین المللی، سیاست داخلی و اقتصادی را در دو، سه سال گذشته درک کردند و متوجه بودند که فضای جدید می تواند کشور را از گردنه ها و بحران هایی که در پیش دارد عبور و در مسیر توسعه قرار دهد. از این رو بسیاری از مردم تفکر اصلاحات و اعتدال را برای برون رفت از شرایط فعلی ترجیح دادند. در این میان نباید از نقش موثر و راهگشای بزرگان اصلاحات و اعتدال گذشت که نقش زیادی در کمرنگ کردن اختلافات و رسیدن به اجماع ایفا کردند. بی تردید انتخابات سال ۹۲ و چشیدن طعم پیروزی بعد از وحدتی که در آن انتخابات به وجود آمد نیز در تداوم این روند در انتخابات ۹۴ بی تاثیر نبود. سهم وحدت درون جناحی اصلاح طلبان در پیروزی حوزه تهران و سایرحوزه ها تا چه میزان بود؟ اگر اصلاح طلبان در تهران با چند لیست به میدان می آمدند، آن گاه شاهد پیروزی یکپارچه اصلاح طلبان در تهران بودیم؟ به یقین اگر این وحدت میان اصلاح طلبان و اعتدالیون شکل نمی گرفت، چنین پیروزی چشمگیر و بزرگی در تهران رقم نمی خورد. ارائه لیست های مختلف مطمئنا باعث چندپارگی و ریزش آرای اصلاح طلبان می شد و در این شرایط امکان داشت با توجه به وحدت اصولگرایان عکس شرایط فعلی اتفاق بیفتد. ضمن این که این نکته را نباید نادیده بگیریم که اجماع اصلاح طلبان انگیزه مشارکت آرای خاکستری جامعه را افزایش داد. یعنی این وحدت یک عامل انگیزشی مهم برای بخش هایی از جامعه بود که پیش از این به هر دلیلی در انتخابات شرکت نمی کردند. اگر این اجماع شکل نمی گرفت امکان داشت میزان مشارکت نیز کاهش پیدا کند و تجربه نشان داده همیشه کاهش مشارکت به نفع اصولگرایان و به ضرر جریان اصلاحات است. درباره موفقیت اصلاح طلبان در سایر حوزه ها هم باید به این نکته توجه داشته باشیم که در انتخابات مجلس به جز تهران و برخی کلان شهرها، جدای از گرایش سیاسی، عوامل مختلفی چون مسائل قومیتی و منطقه ای، عوامل طایفه ای و فامیلی نیز در نتیجه انتخابات تاثیرگذار هستند و نتایج سایر حوزه ها به ویژه حوزه های انتخابیه کوچک را نمی توان تنها با مولفه های سیاسی تحلیل و تبیین کرد ولی با وجود موانعی که پیش روی اصلاح طلبان وجود داشت از جمله رد صلاحیت برخی چهره های اصلی نتیجه انتخابات حتی در سایر حوزه ها نیز رضایت بخش و امیدآفرین بوده است. رویکرد وحدت آفرینی که منجر به پیروزی اصلاح طلبان شد قابل تبدیل به اندیشه ای واحد برای تشکیل حزبی واحد اصلاحات است؟ شرایطی که در تهران اتفاق افتاد و لیست امید پیروز انتخابات شد نشان داد ریشه های تحزب در جامعه تا حدودی شکل گرفته و مردم دیگر می توانند به احزاب اعتماد کنند. ما باید از تجارب کشورهای موفق استفاده کنیم. چندین قرن است در کشورهای پیشرفته این موضوع تجربه شده که احزاب در جامعه نقش آفرین هستند و به احزاب اعتماد می شود. در تهران دقیقا رقابت بین دو گفتمان اصولگرا و اصلاح طلب شکل گرفت. جالب این که بعد از ۳۰ نفر گروه اول که همگی از لیست امید بودند، ۳۰ نفر دوم همه از لیست رقیب بودند و این نشان می دهد مردم تهران این دوره به احزاب رای دادند. فاصله فاحش نفر شصتم و شصت و یکم که در لیست حضور نداشتند این نکته را ثابت می کند افرادی که در لیست حضور نداشتند اختلاف بسیار معناداری با نمایندگانی که در لیست بودند، داشتند. این تجربه می تواند ما را به سمت تحزب تشویق کند. در اکثر کشورهای پیشرفته هم وضع به همین منوال است. حزب هم نمایندگان خود را معرفی می کند هم در قبال عملکرد آنها پاسخگوست. وقتی نمایندگان از سوی احزاب معرفی شوند، می توان امیدوار بود اتاق فکر احزاب به کمک نمایندگان بیایند. آرایش سیاسی مجلس آینده را چگونه ارزیابی می کنید؟ با توجه به اینکه تکلیف ۶۹ نماینده به دور دوم انتخابات کشیده شده است، آرایش سیاسی مجلس آینده هنوز به طور کامل مشخص نیست اما با قاطعیت می توان گفت مجلس دهم در مقایسه با مجالس هفتم، هشتم و نهم از نیروهای تندروی کمتری برخوردار است. در واقع نمایندگانی که با برچسب اصولگرایی برنده انتخابات مجلس دهم شدند هم اغلب نمایندگانی معتدل هستند و می توانیم امیدوار باشیم که بعضی رفتارها و پدیده هایی که در مجالس دو، سه دوره اخیر با آن مواجه بودیم، تکرار نشود. در اکثریت قریب به اتفاق حوزه هایی که انتخابات به مرحله دوم کشیده شده، رقابت بین یک اصولگرا و یک اصلاح طلب است و این شانس وجود دارد که تعداد اصلاح طلبان حاضر در مجلس دهم افزایش یابد. در تعداد کمی از آنها رقابت بین دو اصولگرا و در سه چهار مورد هم رقابت بین دو اصلاح طلب است. لذا به یقین ما شاهد افزایش تعداد اصلاح طلبان در انتخابات خواهیم بود و حضور این تعداد از اصلاح طلبان و وجود نمایندگانی معتدل از جناح اصولگرا نویدبخش مجلس بهتری نسبت به دو، سه دوره اخیر است. از سویی این امکان نیز وجود دارد نمایندگانی که به صورت مستقل وارد مجلس شده اند هم با توجه به جو عمومی کشور به سمت جریان اصلاحات و اعتدال متمایل شوند ولی در شرایط فعلی به نظر می رسد مجلس دهم ترکیب متعادلی از نمایندگان اصولگرا، اصلاح طلب و مستقل است و هیچ جریانی اکثریت قاطع ندارد. در فضای سیاسی قبل از انتخابات شایعاتی مبنی بر توافق اصلاح طلبان با دکتر لاریجانی برای ریاست بر پارلمان منتشر شد. اصلاح طلبان تا چه اندازه ممکن است آرای خود را در سبد لاریجانی بیندازند، در صورتی که وزن اصلاح طلبان برای ریاست عارف بیش از حد تصور است؟ تردیدی نیست گزینه مطلوب اصلاح طلبان برای ریاست مجلس دکتر عارف است اما آرایش نهایی مجلس امکان دارد اصلاح طلبان را به سمت گزینه های دیگر از جمله لاریجانی سوق دهد. خبرهایی در حد رسانه ها و بعضی محافل درباره توافق اصلاح طلبان و لاریجانی به گوش می رسد اما توافق رسمی در این باره وجود نداشته، هر چند نمی توان منکر بود که موضع گیری های دکتر لاریجانی و نحوه تعامل ریاست مجلس در دو سال گذشته باعث محبوبیت آقای لاریجانی در میان بخش هایی از اصلاح طلبان شده اما تردیدی نیست آقای لاریجانی یک نیروی اصلاح طلب نیست و خود را متعلق به جریان اصولگرا می داند. از این رو گزینه مطلوب اصلاح طلبان برای ریاست مجلس نیست اما اگر مرحله دوم انتخابات به گونه ای رقم بخورد که اصلاح طلبان حائز اکثریت مجلس نشوند، امکان دارد حمایت از ریاست آقای لاریجانی در مجلس در دستور کار اصلاح طلبان قرار گیرد. تکلیف حدود ۶۹کرسی پارلمان در مرحله دوم مشخص می شود. چگونه باید در حوزه های کوچک بدنه اصلاح طلب را به حضور گسترده تر در پای صندوق های رای ترغیب کرد؟ تجربه نشان داده مشارکت در مرحله دوم انتخابات به ویژه در شهرهای بزرگ به صورت معناداری کاهش می یابد و این نکته ای است که اصلاح طلبان باید به آن توجه کافی داشته باشند. چون عدم حضور مردم در مرحله دوم به معنای پیروزی رقیب است و این شرایط می تواند آرایش سیاسی مجلس دهم را تحت تاثیر قرار دهد. لذا به نظر می رسد رسالت اصلاح طلبان در انتخابات تمام نشده و بزرگان، نخبگان و فعالان سیاسی به ویژه رسانه های اصلاح طلب باید اهمیت مرحله دوم انتخابات مجلس در ۶۹ حوزه باقیمانده را به افکار عمومی گوشزد کنند. البته در حوزه های کوچک کماکان مشارکت مردم بالا خواهد بود اما در کلان شهرها و حوزه های پرجمعیت حضور مردم در مرحله دوم نیاز به برنامه ریزی دارد و چنانچه این اتفاق حادث نشود، شرایط به ضرر اصلاح طلبان خواهد بود. خوشبختانه فضای مجازی تاثیر خوبی در این انتخابات داشت و اگر همان شرایط انتخابات در مرحله اول در شبکه های اجتماعی پیگیری شود، موفقیت اصلاح طلبان در مرحله دوم انتخابات نیز محتمل خواهد بود. اگر اصلاح طلبی را اصلاح ساختارهای فسادآفرین توسط اصلاح طلبان بدانیم آن گاه اصلاح طلبان برای مقابله و اصلاح این ساختار ها چه برنامه ای دارند؟ اگر به برنامه جامع انتخاباتی اصلاح طلبان که با عنوان «برجا» پیش از انتخابات ابلاغ شد نگاهی داشته باشیم، اغلب بندهای حاضر در ۲۶ بند برنامه های اقتصادی اصلاح طلبان بر موضوع اصلاح ساختار اقتصادی، شفاف سازی اطلاعات اقتصادی، الزام دولت به انضباط پولی و مالی، قانونمند کردن بودجه، به روز رسانی قوانین اقتصادی، توسعه زیرساخت ها و فرآیندهای الکترونیک سازمان امور مالیاتی و... تاکید دارد. در واقع یکی از راه های جلوگیری از فساد، اصلاح ساختار و تصویب قوانین دقیق و موثر است که این موضوع می تواند به جد از سوی نمایندگان پیگیری شود. البته در بعضی موارد قوانین خوبی وجود دارند ولی متاسفانه در مرحله اجرا و نظارت مجلس بعضا عملکرد خوبی نداشته که امیدواریم در مجلس دهم هم در حوزه تقنین و هم نظارت شاهد اقدامات مثبت تر و سازنده تری باشیم. حضور و عملکرد اصلاح طلبان را در عرصه سیاسی چگونه ارزیابی می کنید؟ یکی از عواملی که باعث شد در چند سال اخیر با مشکلات و معضلات متعددی در کشور مواجه شویم این بود که اصلاح طلبان به عنوان بخش تاثیرگذار و توانمند جامعه از عرصه سیاسی و تصمیم گیری کنار گذاشته شده بودند. این شرایط باعث دوری هر چه بیشتر اصلاح طلبان با فضای سیاسی و ایجاد شکاف شد. خوشبختانه بعد از انتخابات ۱۳۹۲ تا حدودی این شکاف ها ترمیم شد. از این رو به یقین حضور اصلاح طلبان در مجلس نیز می تواند قدرت چانه زنی آنها را در عرصه سیاسی افزایش دهد. با توجه به حضور اصلاح طلبان در دولت و مجلس، حالا دیگر اصلاح طلبان بخشی از بدنه تصمیم گیری نظام هستند و طبیعی است نمی توان نظرات و ایده های آنان را نادیده گرفت. مجلس آینده تا چه اندازه به مجلس پنجم شباهت دارد و آیا می توان امید داشت این مجلس سرآغاز ورود پررنگ و دوباره اصلاح طلبان به عرصه سیاسی تلقی شود؟ مجالس پنجم و دهم از جهاتی شباهت هایی به هم دارند اما نقاط افتراقی هم دارند. در مجلس پنجم ما شاهد ردصلاحیت نیروهای موسوم به چپ بودیم، همچنین در مجلس پنجم تعادل نسبی بین دو گرایش اصلی مجلس برقرار بود به طوری که گزینه جناح راست یعنی ناطق نوری با اختلاف ۱۱ رای نسبت به عبدا... نوری صندلی ریاست مجلس را به دست آورد. در مجلس دهم گر چه مثل مجلس پنجم با ردصلاحیت نیروهای اصلاح طلب مواجه بودیم اما اصلاح طلبان سیاست تحریم را در پیش نگرفتند و شبیه مجلس پنجم به نظر می رسد ترکیب متعادلی از نیروهای دو طیف در مجلس آینده شکل بگیرد. اینکه این مجلس می تواند باعث شکل گیری مجلسی شبیه مجلس ششم در مجلس یازدهم شود، بستگی به عملکرد دولت یازدهم و کارنامه مجلس دهم دارد. در واقع مجلس پنجم زمینه شکل گیری مجلس ششم و دولت اصلاحات را فراهم کرد، در مجلس دهم نیز حتما شرایطی شکل خواهد گرفت که اصلاح طلبان می توانند به بخشی از خواسته های خود برسند، اما سطح خواسته ها و نحوه تحقق این مطالبات تا حدود زیادی بستگی به نتایج مرحله دوم انتخابات و وزن اصلاح طلبان در مجلس دهم دارد. شاهد بودیم دکتر روحانی افراد برجسته ای را برای تصدی وزارت علوم معرفی کرده بودند ولی آنها رای نیاوردند. تا چه میزان این احتمال وجود دارد آقای روحانی با وجود مجلس به مراتب معتدل تری از مجلس نهم دست به اصلاحات در کابینه خود بزند؟ بدیهی است برخی از اعضای کابینه فعلی دولت یازدهم اولویت اول دکتر روحانی نبودند و نحوه ترکیب مجلس نهم باعث شد دکتر روحانی به سراغ گزینه های بعدی برود. برای مثال در وزارت علوم بسیاری از گزینه های دلخواه دکتر روحانی از مجلس نهم رای اعتماد نگرفتند یا در برخی دیگر از وزارتخانه ها دولت به دلیل شرایط مجلس مجبور به تغییر گزینه ها شد، لذا دور از انتظار نیست در مجلس دهم شاهد تغییر تعدادی از وزرا و اعضای کابینه باشیم. زمان زیادی تا پایان دوره ریاست جمهوری چهار ساله دکتر روحانی نمانده و این احتمال نیز هست که دولت ترجیح دهد با همین ترکیب کابینه فعلی و نهایتا با حداقل تغییر به فکر تغییر کابینه در دوره ریاست جمهوری احتمالی بعدی باشد.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code