شنبه، 10 آبان 1399 | 2020 Saturday 31 ,October  
نگاه ایران/ سیاوش پورعلی: روزهای سخت و دشوار ورزش گیلان ظاهرا تمامی ندارد و هر چه زمان می گذرد ورزش استان درگیر مشکلات مختلف می شود. فعالیت های مثبت و منفی یک مجموعه مدیریتی را می توان تا حدود پس از دو سال به قضاوت نشست و اینکه آیا مدیر مربوطه توانسته جواب اعتماد مقام بالادستی را بدهد یا خیر. با توجه به وضعیت نابسامان ورزش استان با مدیریت فردی که پیش از این هیچ سابقه در این سطح را در کارنامه خود نداشته ؛ می توان گفت که عملکرد گزینه انتخاب شده از سوی دولت برای ورزش استان عملکرد مثبتی نداشته است. زیرا هر کجا را که بخواهیم زیر ذره بین نقد قرار دهیم اتفاق مثبتی با توجه به امکانات و پتانسیل های موجود دیده نمی شود. اینکه انتقاد می کنند چرا روزنامه نگاران استان به صورت پیاپی به مشکلات حوزه ورزشی می پردازند و انگشت اشاره خود را به سوی رهنما نگاه داشته اند به نظر واکنشی عجیب است. اگر یک خبرنگار درباره مسایل روز استان ننویسد چه کسی باید اطلاع رسانی کند؟ روابط عمومی اداره ورزش و جوانان؟ اگر بر فرض مثال هیچ روزنامه نگار یا رسانه ای از عملکرد مدیرکلی همانند رهنما و حامیانش در سطح استان خبر رسانی نکند چه کسی از احوال این روزهای ورزش و امثال آن با خبر می شود؟ وضعیت حاکم بر ورزش استان گیلان روز به روز به شایعات مختلف درباره ارتباطات خاص افزوده و علاقه مندان به این عرصه را نگران کرده ولی تاکنون نشانی از اعتراض و یا تذکر (حداقل به صورت علنی) از سوی مسوولان کشوری و استانی به وضعیت ورزش استان دیده نشده است. شاید مدیر کل ورزش و جوانان به شکل کنونی توانسته رضایت مسوولین بالا دستی را جلب کند و همچنان به صندلی مدیریت تکیه بزند که اگر چنین است ما از برخی مسایل بی خبریم و متاسفانه هرچه جست و جو می کنیم خبر خوشحال کننده ای از ورزش استان به ما نمی رسد یا ما نمی جوییم و یا کانال هایی که خبرهای خوشحال کننده را پخش می کنند به ما متصل نیستند. شاید خبرهایی که به استاندار گیلان یا دیگر مدیران تصمیم گیر می رسد با خبرهایی که ما می بینیم و به مردم منتقل می کنیم فرق می کند و وارونه خوانده می شود. اگر بخواهیم مجموعه ای از حکایت های ورزش استان بعد از انتصاب مدیرکل کنونی که بدون سابقه مدیریتی کافی از روی تاتامی با آسانسور به اتاق مدیرکل رسید را جمع کنیم شاید مجموعه جالبی گردآوری شود. این مجموعه، بی تفاوتی نسبت به برنامه ریزی صحیح برای ورزش استان تا لج بازی و انتخابات نادرست و برگزار نکردن مجمع فوق العاده و مسایلی از این دست را در بر می گیرد. شاید در برگزاری هر یک از انتخابات هیات ها بتوان مسایلی را پیدا کرد که برای آیندگان مطلوب باشد و آموختنی ولی آن چیزی که از همه مهم تر است اینکه کدام موضوع و یا کدام فاکتور توانسته هنوز رهنما را در صندلی مدیریتی نگاه دارد؟ (سوالی که بسیاری در پی پاسخ آن هستند) در تیم های فوتبال استان گیلان که هواداران بی شماری دارند رفته رفته با نزدیک شدن به هفته های انتهایی لیگ نشانه های سقوط و یا عدم صعود هویدا شده است. از وضعیت ملوان گرفته که هفته پیش اگر نیروی انتظامی دخالت نمی کرد مشخص نبود هواداران عصبانی از نتایج هفته های اخیر تیم چه می کردند تا داماشی که در جمع فانوس به دستان حضور دارد. همچنین است وضعیت چوکا و سپیدرود که پرنوسان ظاهر شده اند. وقتی از مسوولین ورزش استان سوال می کنیم و جواب می خواهیم با جوابهایی تکراری مانند کمبود بودجه، عدم هماهنگی بین عوامل استانی و... مواجه می شویم. تو گویی استان اصفهان، آذربایجان شرقی، خوزستان و... از سیستم ورزشی کشور جدا هستند که نه تنها در فوتبال بلکه در اکثر ورزش ها و مهم تر از همه در «مدیریت ورزشی» توانسته اند جوابگوی انتظارات مردمشان باشند. مگر سیستم مدیریتی آن ها متفاوت است و یا از خارج کشور هدایت می شود؟ آیا مسوولین آن ها را به چشم دیگری می بینند؟ آیا می تواند دلیلش این باشد که مدیرکل ما سابقه مدیریتی لازم را ندارد و مدیران آن ها از سوابق درخشان مدیریتی و تحصیلی برخوردارند؟ به هر ترتیب آنچه از احوال ورزش استان برمی آید فرضیه عدم توجه کافی به مشکلات این عرصه از سوی مدیریت ارشد استان و وزیر ورزش به عنوان متولی ورزش کشور است. اگر این فرضیه را بپذیریم باید این سوال را مطرح کرد که آیا کارنامه عملکرد مدیران برای ادامه کار یا عدم همکاری با آن ها تاثیری ندارد؟
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code