| پنجشنبه، 14 اسفند 1399
نگاهی به عملکرد عابدینی و پورمحسن در فوتبال گیلان
       کد خبر: 28496
نگاه ایران/گروه ورزشی: در جوامع امروزی «مدیریت» مهم ترین اصل در اداره امور می باشد از مدیریت یک فروشگاه کوچک تا بزرگ ترین کمپانی های دنیا و یا حتی یک ساختمان مسکونی، طبیعتا کسی باید مدیر باشد که از سابقه مدیریتی و از شخصیت کاریزماتیکی برخوردار باشد تا همه ذینفعان آن مجموعه را متقاعد کند؛ نه اینکه تنها روابط عمومی کمپانی یا همان فروشگاه کوچک از وی دفاع و تعریف کند. در ایران معنی مدیریت از زمانی شکل گرفت که بحث حرفه ای بودن به میان آمد اما بیشتر در همان حد لغوی خود باقی می ماند و تنها با یدک کشیدن نام حرفه ای گری خود را یک مدیر ورزشی یا... می دانند. فارغ از هر گونه ریشه یابی از سوی مسوولین بالا دست، چند سالی است که ما در زمینه مدیریت ورزشی به مدیریت افرادی که هیچ گونه تخصصی در این زمینه ندارند عادت کرده ایم. می توان گفت که «رابطه» در خصوص بسیاری از عزل و نصب ها دخیل است که متاسفانه در چند سال گذشته ورودشان شدت بیشتری پیدا کرده است. از افراد سرمایه دار گرفته تا فرماندهان نظامی و... ولی هرچه به جلو رفتیم با ثابت شدن عدم توانایی مدیریتی در عرصه ورزش از سوی این اشخاص رفته رفته ریزشی چشم گیر و پرحاشیه داشتند؛ از سردار رویانیان گرفته تا بابک زنجانی. اگر بخواهیم درباره مدیریت اصولی در زمینه ورزش صحبت کنیم شاید انگشت شمار مدیرانی باشند که چه ورزشی و چه غیر ورزشی در این عرصه حضور دارند. برای اینکه راه کوتاهی طی کنیم به استان ورزش خیز خودمان گیلان بسنده کرده و تقابل دو مدیرعاملی که در رشت سکان هدایت داماش و سپیدرود را در دست دارند ارزیابی می کنیم. امیر عابدینی جز مطرح ترین مدیران ورزشی بعد از انقلاب در ایران است. با تیپ مدیریتی مشخص و کاریزمای شخصیتی و همچنین مرد میدان بودن این شخص از بارز ترین ویژگی های او است، تقریبا عابدینی را همه می شناسند و نیاز نوشتن بیشتر در مورد سوابق او نیست با احترام به نظرات منتقدین عابدینی باید یادآور شویم با آمدن عابدینی فوتبال رشت احیا شد، مردی که با پرسپولیس تهران افتخارات زیادی را رقم زد با معرفی بازیکنان بزرگی به دنیای فوتبال جهان مانند علی دایی، مهدی مهدوی کیا، علی کریمی و... توانایی های مدیریت فوتبالی خود را نشان داد.   عصاره شیرینی به نام جهانبخش زمانی که امیر عابدینی از رشت با گروه اقتصادی داماش وارد صحنه ورزشی کشور می شد افراد زیادی می دانستند این تیم، تیم «نتیجه» است و به همین دلیل بود که خیلی سریع موجی از جوان گرایی در تماشاگران رشتی شروع شد و از همین رو امیر عابدینی کار بلد، تیمی قوی در امور رسانه ای برای داماش مهیا نمود و حضور پر رنگ در جامعه باعث همه گیر تر شدن حضور جوانان در ورزشگاه شد و با رنگ و لعاب گرفتن سکو های ورزشگاه و تشویق های جانانه ۹۰ دقیقه ای ورزشگاه عضدی رشت جهنمی برای تیم های میهمان شد اما حرفه ای بودن به همین جا تمام نشد چون امیر عابدینی الفبای مدیریت را می دانست و با آوردن بازیکنان بزرگی مثل مهدی مهدوی کیا به رشت شور و هیجان در میان جوانان را بیشتر و حضور آن ها را در ورزشگاه پر رنگ تر کرد. نظم و یکپارچگی تیمی باعث تولد بازیکنانی جوان و موثر در فوتبال کشور شد؛ در این میان می توان علیرضا جهانبخش بازیکن باکلاس فوتبال کشور را عصاره شیرین این نسل از بازیکنان داماش تعریف کرد. اما با بروز مشکلاتی که گریبان مالک داماش را گرفت رفته رفته تیم تضعیف شد تا این روز ها حال داماش را اینگونه ببینیم و شعار ایران – آسیا- امیر عابدینی در سکوت هواداران روی سکو ها یخ بزند.   تب تندی که به عرق نشست اما دیگر تیم رشتی یعنی سپیدرود، از آن روز ها مدت زیادی نمی گذرد که تیم قدیمی و اصیل رشت یعنی سپیدرود با پوست اندازی به دست تیم مدیریتی جدید افتاد، تیمی که فرمانده آن سرهنگ محمد پورمحسن شد، مدیر عاملی که اطلاعات چندانی از سابقه مدیریت او در دست نیست تا بخواهیم وی را با عابدینی در عرصه مدیریت ورزشی مقایسه کنیم و تنها شباهت آن ها به داشتن پست مدیرعاملی باز می گردد. در روزهای اول همه امیدوار به صعود بی دردسر سپیدرود بویژه با حضور جمشید غلامی، یکی از چهره های خوشنام و قدرتمند اقتصادی گیلان به عنوان حامی مالی باشگاه به لیگ دسته اول بودند تا شاید بعد از سال ها نام سپیدرود بر سر زبان ها جاری شود و سیل فوتبال دوستان سنتی به ورزشگاه بریزد. با ورود کادر فنی جوان به سرمربیگری افشین ناظمی این گمانه زنی ها بیشتر می شد اما کسی از آخر فصل خبری نداشت.   عدم صعود و تشنج بریز و بپاش های غیر اصولی و خارج از عرف برای تیمی تازه احیا شده به نام سپیدرود و نداشتن سابقه مدیریتی کافی در هیچ بخشی از باشگاه و تبلیغات بیهوده رسانه ای و عدم انتقال روحیه تیمی و احساس همدلی در بین اعضای کادر فنی و بازیکنان باعث عدم صعود و تشنج در بازی آخر در رشت شد تا ما باز هم خودمان را تنها تر از پیش ببینیم و تیم محبوبمان را در لیگ دسته دوم! سپیدرود صعود نکرد، اسپانسر تیم شاید به عنوان قهر حاضر به حمایت تیم در سال جدید نشد، روز از نو روزی از نو؛ بی پولی به سپیدرود برگشت و تیم دچار حاشیه شد. در جایی که مدیریت تیم و اتاق فکر این مدیر باید به دادش می رسید اینچنین نشد. پیدا نکردن اسپانسر جدید و تزریق پول به تیم باعث می شود این فکر به ذهنمان برسد آیا واقعا بعضی از افراد لایق پست مدیریت در امور ورزشی هستند یا خیر؟ نتیجه حضور مدیری مانند پورمحسن که به گفته بسیاری عدم قدرت مدیریتی وی باعث شد تا سرمایه گذاری میلیاردی اسپانسر بی نتیجه بماند و با دلزدگی و ضرر مالی اکنون یک قدرت اقتصادی استان که ریسک سرمایه گذاری در فوتبال را پذیرفت هم از ورزش دوری کند برای ورزش گیلان چه بوده است؟ با این تفاسیر نمی توان امیدواری زیادی برای موفقیت در فصل جاری داشت مگر آن طوری که هواداران می گویند: شاید معجزه ای شود تا صعود کنیم!
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code