| پنجشنبه، 20 مرداد 1401
سهم گیلانی‌ها از شادی کجاست؟
       کد خبر: 23742
نگاه ایران/فرشته رضایی* به تازگی ویدیویی از رقص غیرمنتظره «جان تراولتا» خواننده و بازیگر معروف آمریکایی را با «پریانکا چوپرا» ستاره زیبا و مشهور بالیوود در شبکه های اجتماعی دیده ام. این فیلم مربوط به بهار سال گذشته و مراسم آکادمی بین المللی فیلم هند (آیفا) بود که برای نخستین بار در ایالات متحده آمریکا و شهر فلوریدا انجام شد. آنچه که بیش از همه برای من جلب توجه کرد، نه مراسم و نه رقص این دو هنرمند مشهور، که مفهوم شادی بود. اینکه سهم ما ایرانی های «غمگین» از شادی کجاست و بالتبع سهم ما از گیلانی ها از شادی کجاست؟ از ما گیلانی ها که با انواع و اقسام بدهکاری و گرفتار مالی روزگار می گذرانیم و ما که سال ها و دهه ها به عنوانی مردمانی خوش مشرب در بین هموطنانمان تعبیر می شدیم، اکنون چرا آمار پرونده های دادگستری از رتبه دوم گیلان در آمار نزاع کشور خبر می دهد؟ باید اول این را بپرسیم که چرا مردم هند نباید شاد باشند؟ و چرا مهم ترین آکادمی خود را در کشوری توسعه یافته برگزار نکنند؟ آمار می گوید میزان رشد اقتصادی هند در سال ۲۰۱۵، به عدد 7/5 درصد رسیده است. هندی ها توانستند طبق پیش بینی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی از رقیب خود یعنی چین که رشد اقتصادی 7/3درصد دارد پیشی بگیرند. البته عدد ۷ در برنامه های اقتصادی ما رقمی آشناست. همان ۷ درصد معروفی که در قالب برنامه های توسعه کشور قرار بوده به آن برسیم اما هیچوقت نرسیدیم. از آن بد تر حتی طبق جدید ترین گزارش بانک جهانی در سال۲۰۱۵، به رقم ۶ دهم درصد رشد اقتصادی هم اکتفا کرده ایم. همان رشدی که تحریم ها هم برداشته شود با نفت ۳۷ و ۴۰ دلاری هم نمی توانیم کاری از پیش ببریم، پس چرا همسایه شرقی و قوم ۷۲ ملت هند از این پیشرفت و ثبات خوشحال نباشند؟ اساسا اگر رشدی هم نداشته باشند، چرا شاد نباشند؟ مگر نه اینکه در سینما و موسیقی هم گوی سبقت را از مابقی همسایگان شرقی ربوده اند و آوازه فیلم ها با رقص های مشهورشان همه دنیا را فراگرفته؟ آنوقت ما ایرانی ها و البته گیلانی های «غمگین» و البته سیاست زده و خشمگین، چرا باید شادی کنیم؟ چرا باید روزی به عنوان «رشت» برای شهر خود انتخاب کنیم و بعد برای آن شادی کنیم؟ به مثابه: «خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی»! پس هنرمند مدیریت شهری، و شهرداری رشت نیست که می خواهد به زبان هنر، شهروندان را کمی نسبت به موضوع فرهنگ حساس کند، تا به یاد بیاورد که رشت و گیلان چقدر در تئا تر و فرهنگ زبانزد عام و خاص بودند، هنرمند گویا برخی از اعضای پارلمان نشین شورای شهر رشت و شماری از فعالین سیاسی با جهت گیری مشخص سیاسی هستند که به بهانه اختلافات با فلانی و بهمانی و صرفا محض رضای اختلاف، شادی مردم رشت را مورد هجمه قرار می دهند. آنان که می خواهند بگویند مردم غمگین، بی کار، بی پول و بی جیر و مواجب رشت، حالا که چند دوره از مدیریت شهری همواره شاهد جدل و نزاع بین مدیریت شهری و شورا و شهرداری بوده اید، پس هنوز هم همین تنازعات را مشاهده کنید و غمبار معجزه ای به نام «توسعه» در رشت باشید تا بالاخره بتوانید حق و حقوق از دست رفته خود را در استانی که همیشه از آخر اول است را کسب کنید. گویی هنرمند همین آقایان اند که بهانه های مختلف دینداری را دست آویز می کنند تا از حرکات هنری و شادی های کنترل شده در عرف همشهریان رشت، میان آنهمه سیمان و سنگ و موزاییک که وسط میدان شهرداری نمادی از آرزوهای دور و دراز آنهاست، پرچم اتهام و انگ بسازند. از آن اسفناک تر که می گویند مشکل داریم، پس نباید شادی کنیم. پس در این قاموس هر گونه تولید شادی گناه کبیره است؛ ولو در چارچوب قانون. کاش این هنرمندان عزیز! بدانند شهر به جز نمایش نزاع های آنان که بحمدلله هر هفته از پارلمان شورا و ارگان های دیگر به گوش می رسد، آرامش و خوشی و سعادت می خواهند. همین مردمی که برای اولین بار آموزه های مربوط به فرهنگ شهروندی و مدیریت پسماند را با زبان تئا تر دیده اند. همین مردمی که دوست دارند آنقدر فرهیخته باشند که به جای گاری های کبابی سر میدان شهرداری، کتابفروشی هایشان مثل همیشه شلوغ باشد، همین مردمی که می خواهند با زبان بی زبانی بگویند، هنرمندان دلواپس عزیز! با همه مصیب و گرفتاری ها و نزاع ها، ما هنوز مردم رشت ایم، رشت روز ماست، روزی که «رقصی چنین میانه میدانم آرزوست»! *روزنامه نگار

به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code