پنجشنبه، 08 آبان 1399 | 2020 Thursday 29 ,October  
نگاه ایران:از همان ابتدا قرار می گذاریم خیلی صریح و شفاف حرف بزنیم. ابتدا کمی تردید دارد نکند حرف هایی که می زند حاشیه جدیدی برای «شهرزاد» ایجاد کند اما می گوییم یک جا بالاخره باید به حاشیه ها پاسخ داد. یک بار باید تکلیف برخی حرف و حدیث ها که درباره سرمایه گذاری سریال پربیننده «شهرزاد» وجود دارد مشخص شود. و غیر از خود او کسی نمی تواند پاسخگوی حاشیه ها و سوالات باشد. سوالاتی در خصوص اینکه این چهره جوان چند میلیارد سرمایه ساخت «شهرزاد» را از کجا آورده، چقدر نسبت او با یکی از چهره های اقتصادی جمهوری اسلامی در وضع مالی خوبی که دارد تاثیر داشته، آیا واقعا شهرزاد برای پولشویی ساخته شده؟ یا چرا با توجه به عقبه خانوادگی اش سریالی ساخته که برخی رسانه ها در خصوص حجاب و رعایت شئونات اسلامی در آن به او بتازند؟ سید محمد هادی رضوی که با سرمایه گذاری چند میلیاردی در ساخت «شهرزاد» تبدیل به چهره ای پرخبر در رسانه ها شد پیش از این به عنوان یک مدیر جوان در حوزه اقتصاد و بازرگانی شناخته می شد و همه او را در اتاق بازرگانی تهران می شناسند. هر چند این روز ها بیش از هر چیز به عنوان داماد محمد شریعتمداری وزیر بازگانی دولت اصلاحات و معاون اجرایی رئیس جمهور فعلی از او نامبرده می شود. خودش را بچه هیاتی می داند و از رگه های قوی مذهبی برخوردار است. از آن جوان هایی که داعیه عضویت در جبهه انقلاب فرهنگی را دارند و فقط به زعم خودش سعی کرده با نگاهی متفاوت تر نسبت به تولید خوراک فرهنگی وارد عرصه فرهنگی و جذب مخاطب داخلی شود. عرصه ای که به نظرش با کم کاری های جبهه انقلاب فرهنگی در سال های گذشته مخاطبش را دو دستی تقدیم به شبکه های ماهواره ای کرده است. با این حال به قول خودش مثل همه موتلفه ای ها به بازرگانی و تجارت علاقه مند است و اتفاقا خیلی خوشحال است که به عنوان یک آدم پولدار و مذهبی می تواند اثری تولید کند که مخاطب داخلی را حتی یک ساعت هم که شده از پای ماهواره جدا کند ولی خب تلاش او کم حاشیه برایش ایجاد نکرده. رضوی در گفتگویی مفصل به بسیاری از سوالات و حاشیه هایی که در ذهن مخاطبان و رسانه ها وجود دارد پاسخ گفته است. این گفتگو را در ادامه می خوانید. این روز ها خیلی از رسانه ها سعی در ایجاد مسئله برای شهرزاد کرده اند. یکی از آن ها رسانه منتسب به صدا و سیما بود. اما چند روز پیش دیدم در یک مصاحبه کوتاه از صدا وسیما و سریال هایی چون «معمای شاه» و «کیمیا» حمایت کردید. رفتارتان کمی عجیب نیست؟ خب ما مدعی ولایت مداری هستیم. این یعنی چه؟ یعنی آنچه دستور دادند حتی اگر خلاف میل شما بود به آن عمل کنید. حالا یک مجموعه ای از سازمانی که کلیت آن منتسب به رهبری است حرفی زده و انتقادی کرده خب اگر ما ولایت مدار هستیم باید با ملاحظه بیشتری رفتار کنیم. یعنی اگر انتقادی هم از نحوه برخورد صدا و سیما داریم باید خیلی بی صدا به خودشان و دور از حاشیه های رسانه ای بگوییم و در رسانه ها کاملا از صدا و سیما دفاع کنیم. اگر بنا به دفاع مطلق از هر نوع عملکرد صدا و سیما باشد پس نقد چه می شود؟ خب تا زمانی که نقد ها منصفانه باشد می توان وارد فضای نقد شد. اما وقتی می بینید نقد ها غیرمنصفانه و مغرضانه است و اگر در این مقطع شما هم شروع کنید به نقد کردن، ممکن است سوء برداشت های فراوانی از نقد شما شود، شخصا ترجیح می دهم در جبهه مخالفان قرار نگیرم و در قبال همه چیز سکوت کنم. همان کاری را انجام می دهم که ترجیح می دهم در شرایط مشابه دیگران همان کار را با خودم انجام دهند. خود من الان در زمینه انتقادات نسبت به «شهرزاد»» در وضعیتی قرار گرفته ام که شاید «معمای شاه» و «کیمیا» هم قرار دارند.  منظورتان بحث انتقادات کرمانی ها و داستان وضعیت حجاب بازیگران زن است؟ بله. مثلا نماینده عزیز استان کرمان می گوید در «شهرزاد» ما به مردم ولایت مدار کرمان اهانت کرده ایم. من یک سوالی از این عزیز دارم؟ آیا می داند این گونه بحث ها ممکن است باعث ایجاد درگیری های قومیتی شود؟ اگر به واسطه یک تحریک نا به جا خدایی نکرده یک اقدام خرابکارانه به همین بهانه انجام شود چه کسی می خواهد جوابگوی خدشه دار شدن امنیت بالای موجود در جمهوری اسلامی باشد؟ آیا نماینده کرمان به رخ دادن چنین اتفاقی راضی است؟ اینکه یک دیالوگ از زبان شخصیتی لوس و درباری و خودخواه در سریال بیرون آمده توهین «شهرزاد» به مردم ولایت مدار کرمان است؟ اصلا در خصوص همین جنجال برنامه «فیتیله »، واقعا دغدغه مردم عزیز آذری زبان چنین مسئله ای بود یا پشت چنین جنجال گسترده ای اهداف سیاسی و سرمایه گاری دشمن وجود داشت؟ به نظرم واقعا وقت آن است که در مورد این گونه حاشیه سازی ها یک فکر اساسی شود.  اگر اینقدر نسبت به این موضوع موضع دارید، پس چرا در کل ماجرا سکوت کردید؟ به هر حال مگر شما سرمایه گذاری نکرده اید؟ این جنجال ها اگر شدت پیدا می کرد می توانست سریال را با مشکل مواجه کند. من ترجیح دادم خود افراد در همان سطح پاسخ دوستان را بدهند. به نظرم باید در جواب نماینده مجلس یک نماینده مجلس جواب دهد که شنیدم یکی دیگر از نمایندگان کرمان از سریال کاملا دفاع کرده است. ببینید، من اصلا علاقه ای ندارم کارهای فرهنگی را سیاسی جلوه دهم، «شهرزاد» یک مجموعه عاشقانه و فرهنگی است که در جواب محصولات ماهواره ای و نفوذ آن ها در بین خانواده های ایرانی ساخته شده است و باید در همان قالب هم از آن دفاع کنم. بعد هم آقای فتحی یک بار در خصوص این مسئله توضیح می دهد که بحث توهین نیست. ما هم در آنونس قسمت جدید دیالوگ آقای نصیریان در دفاع از مردم خونگرم کرمان را ارائه می دهیم تا مردم بدانند ماجرا چیست و بهتر است مردم کمی برای قضاوت صبر کنند. اما خب چه کنیم که بعضی ها دوست دارند خودشان را به خواب غفلت بزنند در این شرایط ما واقعا نمی توانیم آن ها را از خواب غفلت بیدار کنیم. سریال شهرزاد شما می گویید دوست ندارید وارد مسائل سیاسی شوید اما خیلی طبیعی است که وقتی نامتان به عنوان داماد آقای محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس جمهور فعلی و وزیر بازرگانی دولت اصلاحات مطرح می شود، ناخودآگاه همه از جنبه سیاسی ماجرا را نگاه کنند. ضمن اینکه خیلی ها با توجه به جایگاه سیاسی آقای شریعتمداری و نسبت شما با ایشان می توانند گمانه زنی هایی در خصوص اینکه سرمایه سریال «شهرزاد» از چه طریقی تامین شده، داشته باشند و حتی یکی از مهم ترین صحبت هایی که در خصوص علت تولید «شهرزاد» مطرح می شود بحث پولشویی است. برای خیلی ها سوال است که یک فرد جوان چگونه می تواند ۱۲ میلیارد و به عبارتی ۱۷ میلیارد و حتی ۳۰ میلیارد پول سالم و حلال داشته باشد که برای ساخت یک سریال در بخش خصوصی خرج کند. آن هم در حالی که کار شناسان خبره این عرصه می گویند با توجه به هزینه های تولید و تبلیغات اثری مثل «شهرزاد» امکان بازگشت سرمایه و سودآوری وجود ندارد. آن هایی که آقای شریعتمداری را می شناسند به خوبی می دانند که ایشان تنها وزیر بازرگانی دولت اصلاحات نبوده، ایشان رئیس ستاد اجرایی فرمان امام (ره) و مأمور تأسیس معاونت نظارت و حسابرسی دفتر رهبری هم بوده اند، تا یک سال گذشته هم به حکم رهبری عضو شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی بوده اند و جزو معدود چهره های دولت آقای روحانی هستند که منصوب مقام معظم رهبری بوده و الان عضو هیات امنای ستاد اجرایی فرمان حضرت امام هستند. نسبت های ایشان با نظام و انقلاب را هم خیلی ها می دانند. پس ایشان وزیری مثل آقای مهاجرانی در دولت اصلاحات نیستند. ایشان هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ اخلاقی فردی ثابت شده در نظام جمهوری اسلامی هستند و از لحاظ مالی همینقدر کافی است که خانه امروز ایشان همانی است که سی سال پیش هم بوده است. بسیاری از بزرگان عرصه سیاست هم آقای شریعتمداری را به عنوان یک انسان معتدل می شناسند که مورد قبول جناحین است. حالا من یک سوال از شما بپرسم. آیا انتساب به ایشان به هر نحوی گناه است؟  قطعا نه. ولی آن چیزی که شما تا الان گفتید در خصوص آقای شریعتمداری بود. بحث اصلی خود شما هستید. خب برسیم به محمد هادی رضوی. خانواده مادری بنده و پدربزرگ بنده ناظم زادگان هستند از قدیمی ترین و مبارزان قبل از انقلاب ساکن در خیابان ایران و ۱۷ شهریور. پدر بنده قبل از انقلاب دو سال آمریکا بوده اند و با وقوع انقلاب به ایران بر می گردند. مدتی در جنگ بودند و بعد از سال ۱۳۶۴ در بخش خصوصی کارخانه تولید کننده ماشین های اداری و تجهیزات رسانه ای به راه انداختند. قبل از اینکه به عنوان داماد آقای شریعتمداری معرفی شوم همه من را می شناختند. پدر من از سال ۷۰ با همین صدا و سیمای جمهوری اسلامی خرید و فروش تجهیزات داشته است. پس وضع مالی ما از همان ابتدا مشخص بوده. من در مدرسه موتلفه درس خوانده ام. به هر حال موتلفه ای ها از قدیم به چه چیزی معروف بوده اند؟ تجارت و بازرگانی. یک جوری در مورد بنده حرف می زنند که انگار قبل از اینکه داماد آقای شریعتمداری بشوم در یتیم خانه بوده ام بعد یهو آمده ام و با چند میلیارد پول سرمایه گذار سریال «شهرزاد» شده ام!  بله. دقیقا این همان تصویری است که در مورد سرمایه گذار «شهرزاد» ایجاد شده و خیلی ها بر همین مبنا هم شما را قضاوت می کنند. ضمن اینکه جوان بودن شما هم مزید بر علت است. داشتن این میزان پول برای یک جوان کمی ایجاد سوال می کند. جوان بودن که خوب است ولی اصولا در کارهای اقتصادی یک عده شریک هم هستندکه در مسائل مالی شراکت می کنند و بنده به عنوان مدیر یک مجموعه اقتصادی شناخته شده و اسمم مطرح می شود. اصلا من یک سوالی از شما دارم. به هر حال همه قبول داریم که یک قشر ثروتمند در جامعه وجود دارد. حالا اگر این ثروتمند هیچ ربطی با نظام نداشته باشد خوب است و هیچ مشکلی هم ندارد ولی کافی است یک نسبتی با مسئولین نظام داشته باشد آن وقت ورق کاملا برمی گردد. چرا؟ حالا اگر من فرزند آقای شریتعمداری بودم باز یک چیزی. چون ایشان وضع مالی مشخصی داشتند و حق می دادم که در مورد سرمایه «شهرزاد» شبهه به وجود بیاید. ولی من که وضعیت مالی خانوادگی ام یک مسئله کاملا مشخص است و ربطی به الان و چند سال اخیر ندارد. ضمن اینکه یادتان باشد، کسی از حرف ها می ترسد که کار خلاف کرده باشد و بخواهد مخفیانه یک گوشه بایستد و کارش را انجام دهد. اتفاقا به نظرم بترسید از روزی که کسی با هزار مسئله به سرمایه ای رسیده باشد و جلوی من و شما با پراید رد شود بعد برود در خفا بنز سوار شود. آدم باید از نفاق بترسد. من که ظاهر و باطنم مشخص و قابل پیگیری است.  ولی باز هم من سوالم را تکرار می کنم تا جواب شفاف تری بشنوم، یک سری از کار شناسان شبکه نمایش خانگی با توجه به این میزان هزینه ای که «شهرزاد» کرده معتقدند این کار با توجه به ظرفیت های شبکه نمایش خانگی امکان رسیدن به سوددهی را ندارد. شما هم که به قول خودتان تاجر هستید و برایتان مهم است سرمایه کلانی که هزینه کرده اید بازگردانده شود. خب این اتفاق چگونه ممکن است؟ از یک دی وی دی که مردم به قیمت چهار هزار تومان می خرند تقریبا ۶۰ درصد آن صرف هزینه های تولید و بسته بندی می شود و کمتر از ۴۰ درصد به سرمایه گذار برمی گردد. این درست، اما چه کسی اعلام کرده به این دلیل «شهرزاد» ورشکسته است؟ آقای غلامرضا موسوی یک مصاحبه ای کردند که بعد گفتند من اصلا منظورم «شهرزاد» نبوده و یک جریان دیگری را مطرح کردند که شخصا به خود بنده هم گفتند و لزومی ندارد اینجا بیان کنم. ولی یادتان باشد کسانی که کار اقتصادی می کنند می دانند پول شویی این ها نیست. این رقم ها اصلا در حد پولشویی نیست. پولشویی متعلق به رقم های چند صد میلیارد و چند هزار میلیارد است. پول هایی که خیلی مخفیانه رد و بدل شده و ناگهان به برج و باشگاه ورزشی و هزار عنوان دیگر تبدیل می شوند. «شهرزاد» یک برنامه اقتصادی کاملا مشخص دارد. یک کار خوب تولید شده، مردم هم از آن استقبال کرده اند و حتی با توجه به همه دانلودهای غیرقانونی - که ما از مردم خواهش می کنیم برای کمک به ما و ادامه این مسیر دانلود غیرقانونی انجام ندهند - ولی باز هم خیلی خوب می فروشد. این رقم هایی که در مورد بودجه گفته می شود هم درست نیست. چرا که کار همچنان ناقص است و برایش هزینه صرف می شود. شهرزاد  ولی آقای فتحی رسما اعلام کردند که ۱۲. ۵ میلیارد هزینه صرف شده... بله. ولی آقای فتحی نسبت بخشی از هزینه ها مطلع بودند.  یعنی هزینه ها بیش از این بوده؟ من قول می دهم پس از پایان سریال در مورد هزینه ساخت این سریال شفاف سازی کامل انجام دهم. بعد هم فراموش نکنید من سال ها در حوزه اقتصاد کار کرده ام و به خوبی می دانم با توجه به برندی که برای «شهرزاد» ایجاد شده چگونه درآمدزایی کنم. متاسفانه اشکال دوستان این است که همه چیز را بر مبنای تیراژ نسخه های دی وی دی محاسبه می کنند در حالی که صد ها راه برای درآمدزایی از یک برند شناخته شده که جا بیفتد وجود دارد. خیلی نمی خواهم این مبحث را باز کنم ولی شما فقط به تبلیغات موجود در هر دی وی دی نگاه کنید. مگر هر کدام از این تبلیغ ها را مجانی به این و آن می دهیم؟ بعد هم چرا هیچ کس به این نکته اشاره نمی کند که به واسطه ساخت یک سریال در طول یک سال برای ۴۰۰ نفر آدم اشتغال ایجاد شده است؟ کسی تا به حال به تیتراژ سریال دقت کرده؟ نزدیک به ۳۰ هزار سوپر مارکتی در سراسر کشور این سریال را می فروشند. کسی تا به حال به اشتغال زایی در زمینه توزیع این سریال توجه کرده؟ چرا همیشه نیمه خالی لیوان را نگاه می کنیم؟ ضمن اینکه شما می دانید ما نه تنها برگشتی دی وی دی نداریم بلکه هر قسمت بیش از چند بار تجدید تیراژ می شود؟ حتی برای خود ما هم جالب است، با اینکه الان قسمت ۱۰ سریال است اما از ما درخواست توزیع قسمت های قبلی را می کنند. خب همه این ها یعنی سریال دیده می شود و در این شرایط دست من برای تبلیغ گرفتن از شرکت ها آن هم در قیمت مورد نظرم باز می شود. پس شما کاملا به قضیه تجاری نگاه می کنید... باید هم همین باشد. من سرمایه ام را برای یک اثر جذاب و مخاطب پسند و با کیفیت گذاشته ام، طبیعی است که بخواهم جدا از احساس وظیفه ای که در زمینه جذب مخاطب به سمت محصولات داخلی و دور کردن یک ساعته آن ها از ماهواره و تهاجم فرهنگی موجود دارم به فکر منافع مالی خودم هم باشم. اصلا اگر غیر از این بود شما باید به عملکرد من شک می کردید نه الان که علاوه بر نگاه فرهنگی نگاه اقتصادی هم بر تولید و ارائه این سریال وجود دارد. مثلا بر اساس همین نگاه بود که محسن چاوشی را به کار اضافه کردیم. کسی که در توانایی آقای علیرضا قربانی شک ندارد. اصلا افتخار ما این است که آقای قربانی بپذیرند برای کار ما اثری ارائه کنند ولی خب احساس کردیم در مقطع فعلی حضور محسن چاوشی با این میزان توانایی و محبوبیتی که دارد می تواند به دیده شدن «شهرزاد» خیلی کمک کند پس این کار را کردیم و جواب هم گرفتیم. بعد هم به نظرم شما تا آخر عمرتان بگویید داماد شریعتمداری خودش پول داشته کسی باور نمی کند، هر چقدر هم اصرار کنید کسی باور نمی کند چون نمی خواهند باور کنند کاری هم از دست من بر نمی آید. همین الان من از همه مخاطبان شما می خواهم در خصوص فروش «شهرزاد» از سوپر مارکت محل خود سوال کنند ببینند چه جوابی می شنوند. مطمئن باشید همه آن ها می گویند خیلی خوب می فروشد پس این یعنی از نظر اقتصادی مغز من کار می کرد و در درجه اول روی کار باکیفیتی سرمایه گذاری کرده ام که مردم می خرند. خیلی ها می گویند این رضوی فلان و به مان ولی باز «شهرزاد» را می خرند و می بینند و لذت می برند. همان لذتی که می برند برای من کافیست.  کمی برویم سمت انتقادهایی که این روز ها برخی رسانه ها در خصوص حجاب بازیگران سریال ابراز می کنند. می گویند در «شهرزاد» پوشش ها خلاف عرف ارزش های فرهنگی نظام جمهوری اسلامی است. می گویند با این وضع پوشش تلویزیون قطعا این کار را پخش نمی کرد و معنی ندارد که وقتی خط قرمز ها در یک جا به یک شکل است در جای دیگری به شکل دیگر باشد. شما هم که خودتان تاکید بر بچه هیئتی بودن و مذهبی بودن دارید و طبیعتا این انتقاد به سمت شما که سرمایه گذار سریال هستید بیشتر است. این انتقاد را چگونه پاسخ می دهید؟ بگذارید وضعیت خودم در این زمینه را با یک مثال واقعی توضیح دهم. آمدند در جشنواره «شهرزاد» عکس از خانم های سریال انداختند. بعد روزنامه ایران با فوتوشاپ حجاب بازیگران را درست کرده، فردای آن روز خودشان به خاطر این حرکت عذرخواهی کرده اند آن وقت یک روزنامه ای می نویسد عذرخواهی دولت از داماد معاون رئیس جمهور. شما جای من، در این وضعیت واقعا باید چه بگویم؟ بگویم خانمی که موی ات بیرون بوده اشتباه کردی؟ به من چه ربطی دارد؟ بگویم آقایی که آمدی عکس را اصلاح کردی و به زعم خودت کار درستی انجام داده ای، حالا بعد چرا می آیی از کاری که به نظرت درست بوده عذرخواهی می کنی؟ خب باز به من چه ارتباطی دارد؟  اتفاقا آن دسته از رسانه های اصول گرا که این انتقاد ها را می کنند می گویند شما از صدقه سر نظام به اینجا رسیده ای و باید حواست به خط قرمز ها و اصول نظام باشد. البته بگویم بسیاری از رسانه های اصول گرا اتفاقا بسیار منطقی و درست با سریال برخورد کرده اند (و بعضی توقع ها به جاست چون من خودم از اردوگاه اصولگرایی کشور در مسایل سیاسی حساب می شوم) و انتقاد خود را نسبت به برخی مسائل عنوان کرده اند ولی از اینکه مخاطب ایرانی را برای یک ساعت هم که شده از ماهواره دور کرده ایم تشکر کرده اند. بعد هم اگر من شخصا نویسنده، کارگردان و همه کاره سریال بودم قطعا چیز دیگری می ساختم. من زمانی وارد کار شدم که شاکله اصلی سریال بین آقای امامی و آقای فتحی شکل گرفته بود. ضمن اینکه بنده به عنوان سرمایه گذار که نمی توانم وارد مباحث این چنینی شوم. آقای فتحی سال ها در سینما و تلویزیون این کشور کار کرده اند و به خوبی با خط قرمزهای ما آشنا هستند. اگر نبودند نمی توانستند این همه فیلم و سریال فاخر و خوب در این مملکت بسازند. من که از ممیزی های رایج در این زمینه اطلاع ندارم، اگر قرار بود براساس اعتقادات شخصی من کار ساخته شود که همه باید چادر سرشان می کردند (می خندد)  اتفاقا نکته همین جاست. صدا و سیما بسیاری از این ممیزی هایی که امروز شما متهم به زیر پا گذاشتن آن ها شده اید را در سریال های خود به شکلی بسیار سخت گیرانه اعمال می کند و نتیجه اش می شود سریال هایی غیر واقعی که مردم نمی بینند ولی شما به عنوان سرمایه گذاری که همانقدر اعتقادات مذهبیتان قوی است می آیید سریالی می سازید که با کمی تعدیل بعضی سخت گیری ها واقعی تر و دیدنی تر می شود و مردم ارتباط خوبی با آن برقرار می کنند با این حال متهم به زیر پا گذاشتن ارزش ها می شوید. جوابتان در این زمینه چیست؟ عرض کردم ما در کلیات به تفاهم رسیدیم و به نظرم این کار در زمینه کلیات هیچ مغایرتی با هیچکدام از ارزش های ما ندارد. در زمینه حجاب هم نظر شخصی من کاملا در زندگی و اخلاقیات من مشخص است و همه می دانند که در این زمینه ها نظرم چیست و حتی ممکن است در بعضی زمینه ها با دوستان منتقد موافق هم باشم اما ما آمدیم گفتیم با رعایت اصلیترین اصول مشخص شده در چارچوب نظام کمی سخت گیری را کمتر کنیم. چرا؟ خب تعارف که نداریم، مخاطب ما در کوچه و خیابان همین شهر و کشور حرکت می کند و خیلی چیز ها را می بیند. آیا اگر کسی در خیابان یک تار مویش بیرون بود مخالف نظام است؟ دوستان ما در جبهه انقلاب فرهنگی مسیرهای مختلفی رفته اند، ما گفتیم بیاییم کمی مسیر متفاوت تری انتخاب کنیم مسیری که شاید صد در صد در چارچوب های جایی مثل صدا و سیما نباشد اما کلیت قابل قبولی دارد. این خیلی مهم است که ما در قالب جمهوری اسلامی آثاری بسازیم که با رعایت کلیات بتواند مخاطب را از پای برنامه های پر زرق و برق ماهواره دور کند. اگر یک کاری با نقاط ضعف این چنینی توانسته این قدر مخاطب جذب کند به جای اینکه به سمت آن حمله کنیم تلاش کنیم با حفظ همین کیفیت در کارهای بعدی این نقاط ضعف را برطرف کنیم نه اینکه بخواهیم ار ریشه همه چیز را نابود کنیم.  جالب است که مشابه چنین انتقادهایی در خصوص حجاب و پوشش بازیگران حتی در زمان پخش سریال «پاییز صحرا» در دهه شصت هم رخ داده بود که امام خمینی (ره) در پاسخ به اعتراض برخی نسبت به پخش این سریال در آن زمان، ضمن تایید پخش «پاییز صحرا» گفته بودند: «من در این فیلم نشانه هایی از خلاف عفت یا عوامل انحراف و تحریک نمی بینم.» و «شهرزاد» هم از نظر پوشش و حجاب اعتراضی خیلی شبیه آن سریال است. بله، اما یک چیزی هم بگویم، من به برخی ها برای این انتقاداتی که می کنند حق می دهم. به هر حال یک سری در جمهوری اسلامی برای حفط و ثبات یک چارچوبی خون داده اند. من باید به آن کسی که از آن دید به مسئله نگاه می کند حق بدهم و اگر به من ناسزایی هم بگوید من سکوت می کنم چرا که این اعتراض را می پذیرم. بگذارید او تصور کند من در زمینه کوتاهی کرده ام. اشکالی ندارد ولی من به همان عزیزان هم می گویم، ما به واسطه برخی کوتاهی ها و برخی عملکرد ها در زمینه های فرهنگی از مردم جدا شده ایم. متاسفانه بسیاری از آقازاده های ما که مردم دل خوشی از آن ها ندارند بیشتر از اینکه به فکر انجام یک سری کار فرهنگی باشند در سواحل چرخیدند. کسانی که منتسب می شوند به بزرگان نظام هم یک موهبتی نصیبشان شده و هم یک وظیفه ای بر دوششان دارند. چرا فقط از موهبت استفاده کرده اند و به وظیفه شان عمل نکردند؟ می ترسم از آن روز که مردم به این نتیجه برسند نسل دو و سه مسئولین نظام هیچ قدمی در زمینه های فرهنگی برای مردم برنداشته اند. من فقط خواستم آن مردم کف جامعه که در اثر این بی توجهی ها سوق داده شدند به سمت ماهواره و از خوراک فرهنگی غربی تغذیه می شوند با یک محصول داخلی مواجه شوند که در عین جذابیت تمام حداقل های نظام را هم رعایت کرده باشد. من از نظر محتوا کاملا «شهرزاد» را قبول دارم ولی از نظر این ایراداتی که می گیرند خب شاید من هم انتقاداتی داشته باشم اما چرا نیمه پر لیوان را نگاه نکنیم؟ البته برخی ایراد ها هم برای من خیلی جالب و عجیب است. دوستی نوشته مرد دارد بچه دار می شود و به زنش می گوید «قربون شکل ماهت بشم»، این ها دیالوگ های کاملا شخصی و خصوصی است و بیان این ها یعنی نفوذ فرهنگی. آخر این حرف است؟ خب وقتی مردی از زنی که دوستش دارد بچه دار می شود چه باید به او بگوید؟  احتمالا باید بگوید خانم خیلی ممنون و مرسی که بچه به دنیا آوردی! خب اگر قرار به این گونه ایراد گرفتن باشد که کلا نباید بچه دار شدن را نشان دهیم. در یکی از این انیمیشن ها دیدم که هر برنامه ای با لهجه می ساختند یک سری اعتراض می کردند بعد به این نتیجه رسیدند که خب کلا صامت برنامه بسازند ولی این دفعه افراد لال دست به اعتراض زدند. خب اگر این گونه بخواهیم با همه چیز برخورد کنیم که اصلا نباید فیلم و سریال بسازیم. اینکه مردی به همسرش که باردار است حرف عاشقانه می زند نقطه عطف «شهرزاد» است، این همان چیزی است که باعث می شود مردم با یک اثر داخلی احساس نزدیکی کنند. ولی آیا عاشقانه حرف زدن مرد با همسر خود معنی اش خروج از ارزش های نظام و انقلاب است؟ هیچ جای شرع و قانون جمهوری اسلامی نگفته که مردی در فیلم یا سریال نباید به زنش بگوید «قربونت بشم». متاسفانه ما ظرفیت های بالای جمهوری اسلامی را نمی شناسیم. اگر بشناسیم خیلی خوب می توانیم در چارچوب های آن تولید محتوا کنیم. اینکه مردی به زنش جمله عاشقانه بگوید می شود نفوذ فرهنگی یا اینکه شبکه هایی مثل جم بیاید با سوء استفاده از ناموس من و شما از یک بازیگر ایرانی با آن پوشش و حرکات در فیلم و سریال هایش استفاده کند و مردم را ترغیب کند که به تماشای آن بنشیند؟ بعضی معتقدند امثال اصغر فرهادی فیلم سازان خوبی هستند که برای خوشایند بیگانگان فیلم می سازند، خب شما در جبهه انقلاب فرهنگی آدم هایی با توانایی اصغر فرهادی رو کنید تا آثار مخاطب پسند، قوی و در عین حال به زعم خودتان همسو با نظام بسازند. من حتی می گویم شما آدمی با استعداد و توانایی آقای فرهادی دارید خب چرا با رفتار هایتان او را دو دستی تقدیم به آن طرف می کنید؟ یا چرا نمی توانیم چند تا مثل حاتمی کیا در این مملکت تربیت کنیم. هنوز هم دیدن «از کرخه تا راین» و «آژانس شیشه ای» این کارگردان تن و بدن آدم را می لرزاند. ولی چرا از یکی مثل حاتمی کیا فقط یکی داریم؟ چرا حاتمی کیا ها تربیت نکردیم؟ خب رفتار ها با همین «شهرزاد» را ببینید. به من که مدعی ام بچه مذهبی و هیاتی ام و شناسنامه مشخصی دارم وقتی کاری می سازم و با رعایت حداقل استانداردهای نظام مخاطب وسیع جذب می کند این گونه انتقاد می شود خب چه انگیزه ای برای بقیه می ماند. این را به عنوان یک درد دل کاملا شخصی و فقط از طرف خودم می گویم، اینقدر تلاش نکنیم همه را بزنیم، اگر کسی در چارچوب نظام کاری می سازد که حتی کمی از نظر دوستان ضعف هایی هم دارد سعی کنیم مهربانانه ضعف ها را گوشزد کنیم که رغبت ادامه کار و فعالیت در این زمینه برای امثال ما باقی بماند. باور کنید خیلی راحت است بودجه ای که صرف «شهرزاد» کرده ام را صرف کارهای دیگر کنم و چند برابر سود ببرم ولی حالا که آمده ایم کار فرهنگی انجام دهیم بقیه کمی سعه صدر داشته باشند که بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم. یک چیزی را در آخر صحبت هایم بگویم و تمام. در دفتر با آقای امامی تهیه کننده «شهرزاد» بودیم و آقای امامی با آقای فتحی در خصوص سریال صحبت می کردند که ناگهان به من گفتند آقای رضوی شما نمی خواهید به کار فرهنگی ورود کنید؟ رفتم استخاره کردم. استخاره بسیار خوب آمد، همراه با منافع مالی. معتقدم آنچه می خواهم را باید از ائمه اطهار بخواهم. در اربعین رو به امام حسین (ع) گفتم یا امام حسین این کار را آبروی من بکن، کاری کن مردم استقبال کنند و نتیجه اش این شد. اگر باز هم این سریال ایراداتی در چشم برخی خواص دارد امیدوارم ببخشند و باز هم می گویم اگر کارگردان و تهیه کننده بودم قطعا نتیجه چیز دیگری می شد.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code