| یکشنبه، 28 شهریور 1400
گزارش گیل نگاه از افتتاحیه دومین نمایشگاه گروه عکاسی "زی"؛
       کد خبر: 200202
نگاه ایران / امیرحسین کریمی: زی روایت دومش را آغاز کرده است. پس از تجریه روایت اول که مجموعه زی تلاش کرد تا قصه ای از حیرانی آدمی را در قاب هایی کوچک و بزرگ ارائه کند، این بار عکاسان این مجموعه به سراغ ادبیات رفته اند تا با الگو گرفتن از بندهایی از شعر «شکاف» احمد شاملو، شعر را در قالب تصویر ارائه و یا به اصطلاح شعرنگاری کنند. اتفاقی که شعر و عکاسی را مستقیماً در هم دخیل می کند تا هر کدام روایت گر دیگری باشند. خارج از قرار _ پیش از افتتاحیه پوستر نمایشگاه از یک هفته قبل منتشر شده است. مقایسه ای میان پوستر روایت اول که در فصل زمستان برگزار شد و روایت دوم که در میانه های تابستان بر قاب تصاویر آن ها نقش بست، نشان از درک آن ها از شرایط محیطی و استفاده از آن در طراحی کارشان دارد. پوستر روایت اول، چیزی شبیه نقش بستن مفهوم حیرانی در زمستان دارد. فضای مسکون آن و پخش شدن بی قاعده نام هایشان در زمینه ای با رنگ های سرد خود به نوعی روایت گر حیرانی در سرما بود. و حال در طراحی پوستر دوم تلاش شده است تا از رنگ هایی گرم بر قاعده ای منظم استفاده شود. نام عکاسان به صورت عمودی بر انعکاس تصویری از پس زمینه نشسته است و گویی روایت گر بی چراییِ زندگی آدمی است که در جهان سایه ها و انعکاس ها معنا می یابد. در بسیاری از خیابان های شهر پوسترهای این نمایشگاه نصب شده اند. پوسترهایی که اگر با بیننده ای طرف باشند که بتواند به جزئیات آن دقیق شود، او را به محل این قرار می رساند. نگارخانه الهی در غروب پنجشنبه، 25 مردادماه 97 میزبان افتتاحیه این نمایشگاه شده است. نمایش حروفی که در عکس پیدا و پنهانند درون نگارخانه الهی پر از جمعیتی است که همگی برای دیدن اتفاقی که کمتر مثالش دیده شده است، دور هم جمع شده اند. در قاب ابتدایی نمایشگاه مقدمه ای از محمد علی برنو، سرپرست گروه و عکاس باسابقه گیلانی قرار گرفته است. مقدمه ای که در آن از گروه زی و اعضای آن گفته است. صدای دکلمه شعر «شکاف» با خوانش احمد شاملو فضای نمایشگاه را فراگرفته است. چینش عکس ها بر اساس ترتیب بندهای این شعر تنظیم شده اند و زیر هر دو یا چند عکسی که کنار هم قرار گرفته اند، بندی از شعر شکاف هم بر دیوار نگارخانه نوشته است. در قسمتی که شعر از سِفرِ یگانه فرصت می گوید، عکس ها نیز تلاش کرده اند تا این ِسفرِ یگانه را در قاب هایی که نشان از رفتن و گذشتن و آدمی دارند معنا دهند. و در جایی که شعر از نصیب بردن بردگان سخن می گوید، عکس ها نیز به سمتی رفته اند که تصویرگر بردگی آدمی در عصر آهن و فولاد باشند. همه نمایشگاه بدین صورت شکل گرفته است تا آخرین عکس ها بر بند پایانی شعر شاملو تطبیق پیدا کنند. جایی که شاملو از بی چرا زندگانیِ زندگان و آگاهی مردگان از مرگ خود سخن می گوید، قاب های عکاس بر سنگ قبر خسرو گلسرخی دقیق شده اند تا روایتی آنی و عینی، چه در مفهوم و چه در علت سرودن این شعر، عکس را فرابگیرد. شعر شکاف احمد شاملو، در رثای مرگ خسرو گلسرخی سروده شده است. تلاشی برای یگانگی نام عکاسان در کنار هیچ کدام از عکس ها ذکر نشده است و برنو دلیل این اتفاق را اینگونه بیان می کند. او معتقد است: «ما با این کار تلاش کردیم تا نشان دهیم می توان بدون استناد به شخص عکاس، با درکی مشترک از مفهوم یک سوژه، قاب هایی درخور و منطبق با آن را خلق کرد. جایی که دیگر نام عکاس و سابقه فعالیت او جایی ندارد و همه عکس ها در کنار هم دیده می شوند و یکدیگر را تکمیل می کنند.» برنو معتقد است: «فعالیت زی در واقع ادای دینی است که او به زادگاه و محل اولین تجربه های عکاسی اش دارد و این عکاسان تنها عده ای از جوانان با استعداد گیلانی هستند که می توانند در سایه حمایت فرهنگی رشد کنند و اتفاقات این چنینی را رقم بزنند.» زی از جستن حیرانی شروع کرد و با یافتن مفهوم زندگانی و مرگ کارش را ادامه داد. حال روزهای دیگری در انتظار این گروه است تا بتوانند با تیم منسجم خود به روایات دیگری که انسان امروز با آن مواجه است، بپردازد. روایاتی که می توانند همچنان ادامه داشته باشند و با قرض گرفتن مفاهیم گوناگون از آن ها بخوانند و بر قاب عکس ها ثبتشان کنند.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code