| چهارشنبه، 01 بهمن 1399
گزارش گیل نگاه از وضعیت صنعت چاپ و نشر استان در گفتگو با مدیر انتشارات دوات معاصر؛
       کد خبر: 199087
نگاه ایران / امیرحسین کریمی: ناشر! این کلمه شاید یکی از پررنگ ترین مفاهیمی باشد که خوانندگان حرفه ای کتاب با آن دمخورهستند. کیفیتی که جدای از آوازه نویسنده زمینه های راحت­ خوانی و اطمینان به حفظ امانت مؤلف را برای خواننده تثبیت می کند. ناشران جایگاه مهمی در چرخه­ ی تولید کتاب دارند. آسیب های این روزهای حوزه نشر اعم از تیراژهای کمتر از پانصد نسخه ، انتشار نسخه های زیرزمینی آثار و گاه بدل شدن انتشارات ها به بنگاه های مافیایی چاپ وعرضه کتاب، این حوزه را با آسیب و امتحانی مهم رو ­به­ رو کرده است. در همین راستا با مزدک پنجه ای، مدیر انتشارات دوات معاصر و از شاعران و روزنامه ­نگاران استان به گفت­وگو نشسته ام تا با کمک او به تحلیلی نسبی از عرصه ­ی چاپ و نشر استان برسم. کتاب، یک کالای فرهنگی _ تجاری مزدک پنجه ای بحث را با ارائه­ ی نقشه ای از فرآیند تولید کتاب آغاز می کند. او معتقد است: «در بحث کتاب ما با مربع نشر مواجه هستیم. مؤلف، ناشر، مرکز پخش و کتابفروش که اضلاع این چرخه هستند و من آن را مربع نشر می­نامم. ما باید بپذیریم که کتاب درحال حاضر یک کالای فرهنگی _ تجاری است و بنابراین سیاست های دولت هم باید به سمتی حرکت کند که زمینه­ ی اقتصادی این کالای فرهنگی را مهیا کند.» او ادامه می دهد: «درحال حاضر وضعیت چاپ و نشر ما وضعیتی اسفناک تر از وضعیت نشریات دارد. اما چرا بنده چنین ادعایی دارم؟ چراکه اغلب نشریات فعال این روزها عموماً یارانه ای را به عنوان هزینه های چاپ و جمع آوری دریافت می کنند اما این موضوع در حوزه چاپ و نشر برقرار نیست و تمام هزینه های دوره چاپ بر عهده ناشر است که این شرایط، انتشارت ها را بدل به یک بنگاه تجاری کرده است.» دکه های سیگارنامه فروشی پنجه ای ادامه می دهد: «همان­طور که اکنون کتابفروشی­ ها درحال تبدیل به رستوران هستند و از طرفی با پایین آمدن تیراژ روزنامه ها دکه های روزنامه فروشی به محلی برای عرضه سایر اجناس مانند سیگار تبدیل شده اند، صنعت چاپ نیز درحال حرکت به این سمت است.» اوهمچنین می گوید: «در زمانه­ ی نه چندان دور، سطح استان گیلان و شهر رشت پر از دکه های روزنامه فروشی بود که عمده درآمدشان از راه فروش روزنامه و نشریه تأمین می شد. اما امروزه با گردشی در شهر متوجه می شوید که این دکه ها و صاحبان­شان عملاً به صنفی تبدیل شده اند که شاید پنج الی ده درصد درآمدشان را روزنامه ها تأمین کنند.» فرهنگ ما جدای از اقتصاد و سیاست نیست به بیان مدیر انتشارات دوات معاصر: «سیاست های کلی دولت نمی تواند از مقوله فرهنگ، کتاب و چاپ و نشر جدا باشد. برای مثال سیاست دولت ­ها در حوزه سیاست خارجی می تواند موجب وقوع تحریم های اقتصادی یا برداشتن آن شود و این موضوع به صورت مسقیم بر قیمت کاغذ و در نهایت قیمت تمام شده­ی کتاب تاثیرگذار است. این موضوع همان­طور که اشاره کردم بر کار نشریات هم اثرگذار است و ما می بینیم که بسیاری از روزنامه های محلی در همین استان گیلان روزانه 80 نسخه از هر شماره را منتشر می کنند که آن هم تنها به سبب وظیفه­ ای است که در قبال انتشار آگهی های دولتی دارند و این موضوع در نوع خود نوعی فاجعه فرهنگی به شمار می رود.» صحبت های پنجه ای را قطع می کنم و از او درباره راهکارش در این مورد می پرسم و او این­گونه جوابم را می دهد: «از نظر من در چنین شرایطی دولت ها باید دست به توزیع بسته های فرهنگی بزنند تا شاید بدین­وسیله میزان مطالعه نشریات و کتاب ها اندکی بهتر شود.» او اضافه می کند: «سیاست های فرهنگی دولت در بخش حمایت از ناشرین بسیار ناچیز است. حال اگر ما یک ضلع مربع یاد شده را مؤلف در نظر گرفته باشیم، حق هر مؤلف ایرانی است که ناشر بتواند برای اثرش سرمایه گذاری کند. اما در شرایط کنونی این معادله تغییر کرده است و مؤلف ناچار است برای چاپ اثرش، در قبال کار ناشر هزینه هایی پرداخت کند. این اتفاق تنها در صورتی رخ نمی دهد که آن مؤلف، شناخته شده یا به عبارتی برند باشد. و بر این اساس هرچه مؤلف شناخته تر شده باشد کار ناشر هم برای چاپ کتاب بسیار آسان تر است.» پل شکسته ای میان ناشر و کتابفروش این روزنامه نگار گیلانی اذعان دارد: «در ضلع دیگر این مربع، کتابفروشی و مرکز پخش وجود دارند. حال اگر فرض بگیریم که یک کتاب با بهترین کیفیت و با وجود هزینه های سرسام­ آور، چاپ و تولید شود باید در نهایت به دست خواننده برسد. در چنین شرایطی برای ناشرین شهرستانی یک مشکل بسیارعمده وجود دارد؛ آن هم قطع ارتباط میان ناشر و کتابفروش است چرا که عرصه نشر ما در شهرستان­ها از فقدان سیستم پخش کتاب رنج می­برد. ما پس از همه این سالیان هنوز نتوانسته ایم مسئله عرضه و پخش کتاب در ایران را سامان دهیم. این آسیب عللی دارد که از میان آن ها می توان به تغییر ذائقه مردم و همچنین فرهنگ­ سازی و تبلیغ غلط رسانه ها اشاره کرد.» پنجه ای در تبیین این بخش از سخنان خود اضافه می کند: «مثلاً در رسانه های ما کتاب ها و آثاری تبلیغ می شوند که اکثراً جنبه محتوایی قابل ملاحظه ای ندارند و صرفاً جنبه سرگرمی آن ها مورد نظر است. در این شرایط ناشر با کتابی آماده انتشار طرف است که ممکن است محتوایی غنی داشته باشد؛ اما به دلیل عدم فراهم بودن شروط بالا، جریان پخش آن با خلل رو­ به­ رو می شود. در حال حاضر اگر ناشر شهرستانی _ که کتابی به لحاظ کیفی با استانداردهای لازم منتشر می­کند _ بخواهد کتابش را از طریق مراکر پخش پایتخت وارد عرصه پخش کشور کند، باید این شرط مراکز پخش را «که بر اساس آن 45 درصد کار، حق مرکز پخش است و در ازای باقیمانده مبلغ نیز به ناشر برای 10 ماه بعد چک تحویل داده می شود» بپذیرد. پس از آن اگر ناشر این شروط را پذیرفت، با اکراه مرکز پخش کتابش به چرخه فروش کشوری وارد می شود. البته این درحالی است که عموماً مراکز پخش در تهران، ناشرین شهرستانی را وارد چرخه خود نمی کنند.» او ادامه می دهد: «حاکم شدن وضع فعلی سبب شده تا ناشر شهرستانی مستقیماً با کتابفروش وارد مذاکره شود. این موضوع را می توان کم و بیش در کتابفروشی­ های رشت مشاهده کرد. اما حتی با این وجود هم حمایت چندانی از ناشرین گیلانی صورت نمی گیرد. حال این موضوع، یعنی عدم حمایت از ناشران بومی می تواند دو دلیل اصلی داشته باشد؛ اول آن که کیفیت کتاب های ناشر بومی از لحاظ طراحی جلد، صفحه­ آرایی و ویراستاری بسیار پایین است و عموماً قواعد استاندارد چاپ یک کتاب را ندارند و دوم آن که کتابفروش ترجیح می دهد به اقتصاد خود بیشتر توجه کند. در این شرایط است که کتابفروشی­ ها دست به عرضه ­ی کتاب هایی می زنند که بیشتر مورد اقبال عمومی باشند و بتوانند میزان فروش­شان را افزایش دهند. بر اساس این گزاره معمولاً کتاب های ناشران بومی جایی در ویترین اصلی کتابفروشی­ ها نخواهد داشت و معمولاً قفسه های کوچک و کم بازدید به آن ها اختصاص پیدا می کند. البته بدیهی است که نمی توان بر کتاب­فروش به خاطر این رویکرد خرده گرفت و او را بازخواست کرد.» مزدک پنجه ای که سابقه قلم زدن در بسیاری از نشریات برجسته کشور را دارد بحث را با ذکر مفاد مقاله ای از خود خطاب به مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان ادامه می دهد. به گفته او: «من سال پیش در سرمقاله دوهفته نامه «دوات» پیشنهادی را مطرح کردم که بر اساس آن خواستار ارائه تسهیلاتی به کتابفروشی­ ها شدم تا آن ها بتوانند با قراردادن ویترینی محصولات ناشران گیلانی را به صورت مداوم عرضه کنند که متاسفانه این مهم تاکنون محقق نشده است. پنجه ای معتقد است بعضاً کتاب های بسیار خوبی در گیلان تولید می شود که هم از لحاظ محتوایی و هم از لحاظ کیفیت بصری حرفی برای گفتن دارند، اما متاسفانه به دلیل عدم تبلیغ و مانور رسانه ای هدفمند، آن چنان که باید و شاید مورد توجه قرار نمی گیرند.» کتابفروشان ما کتاب ­شناس نیستند این نویسنده گیلانی در ادامه به مبحث قابل توجهی ورود می کند. به اعتقاد پنجه ای بخش زیادی از کتابفروشان ما، کتاب شناس نیستند و فقط به اهرمی برای عرضه و پخش کتاب تبدیل شده اند. پنجه ای در تبیین سخنان خود اضافه می کند: «من بارها با این مورد رو به­ رو شده ام که خریدار کتاب از کتابفروش سوالی پرسیده است اما کتابفروش به آن موضوع اشراف نداشته و نتوانسته خواننده را در یافتن عنوان کتاب موردنظر یا ژانر مورد علاقه یاری کنند. همه این ها به دلیل آن است که هیچ آموزشی به کتابفروشان داده نشده تا بداند با خوانندگان مختلف، چگونه بر اساس سطح مطالعه شان برخورد کنند.» سوهان نمایشگاه کتاب بر روح صنعت نشر پنجه ای عنوان می کند: «درحال حاضر شیوه برگزاری نمایشگاه کتاب در ایران آن را بیشتر به فروشگاه کتاب تبدیل کرده است. در واقع شیوه ای که کشور ایران در برگزاری نمایشگاه کتاب در پیش گرفته است کاملاً برخلاف استانداردهای جهانی در این عرصه است. پنجه ای با اشاره به شیوه ­نامه جهانی برگزاری نمایشگاه کتاب، جزئیات آن را شرح می دهد. به بیان او: «در تمام نمایشگاه های خارجی، ناشران از تمام کتاب های خود یک یا چند نسخه را به صورت اورجینال در غرفه قرار می دهند و مخاطب ضمن مشاهده کتاب با تورق آن و بررسی کیفیت چاپ تصمیم می گیرد کتاب را بخرد یا نخرد. حال اگر تصمیم به خرید کتاب بگیرد می تواند آن را یا به صورت حضوری و یا اینترنتی سفارش دهد. سپس ناشر موظف است نسخه ای ازکتاب را ظرف مدت چند روز چاپ کند و به مخاطب برساند. در رویکرد کاری ناشران خارجی انبارداری کتاب مفهومی ندارد و چاپ و تیراژ کتاب ها بر اساس میزان استقبال صورت گرفته تنظیم می شود.» این ناشر گیلانی مبحث نمایشگاه کتاب را پی می گیرد و عنوان می کند: «از نظر من ما هنوز نتوانسته ایم حتی در بعد مکان هم زمینه های لازم برای برگزاری نمایشگاه کتاب را فراهم کنیم. نمایشگاه های ما یا در مصلی­ ها برگزار می شود یا مانند گیلان سوله یک کارخانه ورشکسته به این مهم تعلق گرفته است.» پنجه ای اضافه می کند: «جالب است بدانید که هر ناشر برای شرکت در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران باید 45 عنوان کتاب منتشر کرده باشد. شما در نظر بگیرد که ناشر برای این تعداد عنوان ظرف مدت یک تا دو سال علاوه بر هزینه های چاپ، دفتر و پرسنل باید به مؤلف حق­ التحریر هم بپردازد. در شرایط فعلی 45 عنوان کتاب یعنی چیزی حدود صد تا 150 میلیون تومان سرمایه راکد که مشخص نیست آیا می تواند به چرخه اقتصادی ناشر بازگردد یا نه!» نمایشگاه های استانی، میزبانی برای ناشران تهرانی مدیر انتشارات دوات معاصر در ادامه می گوید: «یکی از انتقاداتی که من همیشه متوجه اداره­ ی فرهنگ و ارشاد گیلان کرده ام این است که هرساله در نمایشگاه بین المللی کتاب گیلان، بزرگ ترین غرفه ها به همراه بهترین امکانات به ناشران تهرانی داده می شود و عملاً برای ناشران گیلانی حتی در این عرصه هم جایی برای عرض اندام نیست. چراکه تجربه نشان داده است غرفه های ناشرین گیلانی معمولاً غرفه هایی کوچک با موقعیت جغرافیایی بسیار نامناسب اند.» نمایشگاه دائمی خاتم به چه کار جامعه کتابخوان می آید؟! او ادامه می دهد: «مدت هاست که اداره فرهنگ و ارشاد گیلان، بخشی از فضای مجتمع فرهنگی هنری خاتم الانبیا را به نمایشگاه کتاب همیشه تخفیف اختصاص داده است. حال باید از متولیان امر بپرسیم که آیا این بستر فرهنگی سهم ناشرین گیلانی شده است یا ناشری از استان قم آمده است و با تخفیف 50 درصدی سال هاست مشغول فعالیت است؟ حال حتی اگر کتاب ها را دیده باشید متوجه می شوید بسیاری از عناوین کتاب هایی که در این نمایشگاه عرضه می شوند در واقع کتاب نیستند بلکه سرهم کردن کاغذها و کتاب­سازی برای سود بیشتر است. آیا این نوع عرضه و نمایشگاه بیشتر به توسعه کتابخوانی استان کمک می کند یا حمایت از ناشرین و مؤلف بومی که بسیار بهتر از این دست ناشران کار می کنند؟ چرا اعتماد فعالین فرهنگی استان جلب نمی شود تا در این فضا سرمایه گذاری فرهنگی کنند؟ و این ها همه سوالاتی اند که سال هاست بی پاسخ باقی مانده اند.» سیاست نهاد کتابخانه های استان؛ تشویقی یا تلقینی؟! پنجه ­ای در ادامه آسیب دیگری را که متوجه کسب و کار فرهنگی خود است بسط می دهد. او معتقد است: «ما در استان و کشور مجموعه هایی به نام نهاد کتابخانه­ ی استانی داریم و با کمی جست­ و جو درباره­ ی نحوه کارکرد آن ها شاید به جرات بتوان گفت؛ مفیدترین عمل یک ساله­ ی اخیرشان برای اشاعه فرهنگ مطالعه، برگزاری مسابقات کتابخوانی بین کارمندان ادارات و دانش آموزان در سطح مدارس بوده است.» او ادامه می دهد: «بخشی از بودجه عوارضی که من و امثال من موظفیم به شهرداری پرداخت کنیم در اختیار این نهاد قرار می گیرد. این موضوع چندی پیش در جلسات فرمانداری رشت هم مطرح شده بود و فرماندار اذعان داشت که عوارضی که مردم به شهرداری می پردازند باید در خود شهر رشت بماند و  این بودجه نباید برای شهرستان های دیگر هزینه شود.» از صحبت های پنجه ای مطلبی برداشت می کنم. به نظر می رسد رسیدن به پاسخ این سؤال چندان کار مشکلی نباشد اما متولیان امر باید پاسخ دهند که آیا رویکرد نهاد کتابخانه های استان توانسته برای اشاعه فرهنگ مطالعه شیوه تشویقی در پیش بگیرد _ و موجب بالا رفتن سطح کتابخوانی شود _ یا همه فعالیت ها _ تنها برای مسئولان این نهاد _ جنبه تلقینی داشته است و تغییری در وضعیت کتابخوانی صورت نداده است؟ ماجرای خریدهای حمایتی و فیلترهای ایدئولوژِیک این فعال رسانه ای می گوید: «در نهاد کتابخانه های استان موضوعی به نام خرید حمایتی کتاب مطرح است که بر اساس آن نهاد چندین جلد از یک کتاب را خریداری می کند و در اختیار کتابخانه­ های استان قرار می ­دهند. اما روند انتخاب این کتاب ها با سخت­گیری های بسیاری رو به ­رو است. ما از سال پیش تا کنون چند جلد کتاب را به این نهاد عرضه کرده ایم اما متاسفانه علی­ رغم عبور کتاب ها از فیلترهای سفت و سخت وزارت ارشاد، نهاد کتابخانه­ های استان تنها کتاب هایی را خریداری می­کند که یا مضمونی مذهبی داشته باشند و یا مطالبی در جهت ترویج گفتمان اصلی حکومت _ مثل ستایش قهرمانی های جنگ هشت ساله_ دارند. این موضوع به خودی خود ناپسند نیست و گمان نمی کنم کسی به خرید این کتاب ها معترض باشد چون به هرحال مخاطبان خودش را دارد. اما مسئله این جاست که ما نباید در را به روی یک نوع رویکرد کاملاً باز کنیم و برای دیگر رویکردها حتی روزنه ای هم قائل نشویم. کتابی را که وزارت ارشاد مجوز داده چرا مجدداً توسط نهاد کتابخانه­ ها مورد بازبینی قرار می­گیرد؟! مگر چند مرجع باید محتویات یک کتاب را بررسی کنند؟!» نظر پنجه ­ای را به موضوعی جلب می کنم که خود او در ابتدای گفت­ و­ گو به آن اشاره کرد. از او می پرسم آیا تخصیص یارانه از طرف دولت به نشریات و ناشران موجب آن نمی شود که استقلال کاری این دو با خلل رو به رو شود؟ و آیا بهتر نیست به جای حمایت مستقیم دولت، دولت ها از بخش خصوصی فعال در این عرصه حمایت کنند؟ او جواب سوالم را این­گونه می دهد: «از نظر من با حکم فرما شدن این شیوه حمایتی تنها مراحل بروکراسی بیشتر می شود و توفیقی از لحاظ حمایت از ناشران و نشریات به دست نخواهیم آورد. زیرا بخش خصوصی که شما می فرمایید و در قالب یک کارگروه یا نهاد ممکن است فعالیت کند، به هر ترتیب از جایی فراتر از خود درحال دریافت خطوط فکری و عملی است. بنابراین اصل، سیاست حمایتی است که باید بهینه باشد و بتواند نقش خود را مؤثر کند.» تیغ سانسور بر گلوی ذائقه مخاطب این فعال فرهنگی در ادامه عنوان می کند: «امروز مسئله ای که بسیار مورد توجه ناشران قرار می گیرد آن است که سانسور در ادبیات داستانی ایران به محبوب شدن ادبیات داستانی خارجی کمک کرده است. این موضوع سبب شده که تولیدات نویسندگان ایرانی تا حد قابل ملاحظه ای پایین بیاید و نویسنده ایرانی عملاً در معرض ورشکستگی قرار بگیرد. او اضافه می کند: من به عنوان ناشر بسیارعلاقه دارم که شعر و داستان فارسی چاپ کنم اما چون قریب به اتفاق مراکز پخش در تهران معتقدند مخاطب، رمان خارجی می خواند و هرچه که در این حوزه چاپ کنید را می خرد؛ پس من هم مجبور می شوم که آن بخش را کاملاً ببندم و تمرکزم را بر روی ترجمه رمان خارجی بگذارم.» سرنوشت یکسان ادبیات و سینمای ایرانی پنجه ای معتقد است: «سانسور و خودسانسوری نویسنده سبب شده تا بخش زیادی از خلاقیت، قربانی مصلحت شود و همین موضوع است که زمینه شباهت ساختاری اکثر داستان ها به هم و رفتن به سمت آپارتمان­ نویسی را فراهم کرده است. اتفاقی که چند سالی است در سینمای ما هم درحال رخ دادن است و اکثر فیلم ها رونوشتی از یک طرح اولیه اند که تلاش می کنند متفاوت جلوه کنند.» سایه استراتژی سیاسی بر کارکرد فرهنگی او اضافه می کند: «برای همین است که معتقدم یک گفتمان و استراتژی سیاسی می تواند بر تمام جنبه های کار فرهنگی اثر بگذارد و این حقیقتاً یک آسیب جدی است؛ بنابراین اکنون سیاست های کلی ناشران ما بازتاب واقعیت و خواسته های جامعه است. پس اگر مخاطبان کتاب بیش از حد به سمت آثاری با چاپ های متعدد می روند تنها ناشی از ضعف ادبیات داستانی ما و حضور سانسور به عنوان تیغی بر گلوی ذائقه مردم است وگرنه بسیاری از کتاب های پرفروش خارجی، کتاب هایی با محتوی ارزشمند و انسان ساز نیستند.» ناشران و کتابفروشانِ عاشق مزدک پنجه ای از سختی های عرصه ای می گوید که ماندن و فعالیت در آن منوط به عاشق آن کار بودن است. او در این باره می گوید: «در چنین فضایی که وضعیت اقتصادی حال خوبی ندارد و روند حمایتی از ناشران و کتابفروشان هم بیشتر به بازی شبیه است، علت ماندن آن هایی که با لجاجت خود باقی می مانند و فعالیت می کنند نمی تواند چیزی به جز عاشق بودن باشد.» او اضافه می کند: «در همین شهر رشت، کتابفروشی­ هایی مانند بدر، طاعتی و نصرت عاشق این کارند چون اولاً درد و دغدغه­ ی فرهنگی دارند و دوماً نمی توانند کاری غیر از این انجام دهند. قطعاً صاحبان آن ها می توانند کتابفروشی­ ها را به بوتیک تبدیل کنند که یقیناً صرفه مالی بیشتری هم دارد اما عدم انتفاع مالی از این کار هیچ گاه باعث تعطیلی آن ها نشده است. یا مثلاً کتابفروشی­ هایی مثل فرازمند وابسته به خلاقیت خود هستند چراکه توانسته­ اند با کارهایی که در حوزه کتاب انجام می دهد به تنهایی میزان استقبال از کتاب را تا حد قابل توجهی افزایش دهد.» او در انتهای این مطلب، نکته قابل توجهی را ذکر می کند. به گواه پنجه ای: «تا زمانی که سیاست های فرهنگی ما توسعه­ گرا و امید بخش نباشد اوضاع مطالعه و احوال متولیان مستقل حوزه کتاب همین است که امروز شاهد آن هستیم.» کسی از «ان جی او» های فرهنگی خبر ندارد! در هر بخشی از سیاستگذاری کلی کشور همیشه به جای خالی تشکل های مردم نهاد یا «ان­ جی ­او»­ها اشاره می شود. مزدک پنجه ای نیز به عنوان عضوی از جامعه­ ی فرهنگی استان از جای خالی حضور «ان­ جی­ او»­های فرهنگی می گوید. به اعتقاد او: «ما بسیار کم می بینیم که از ظرفیت «ان­ جی­ او»­های فرهنگی که دغدغه­ ی اصلی شان کار فرهنگی کردن است، استفاده شود. مثلاً شهرداری رشت به عنوان نهادی که سازمان فرهنگی آن چندین برابر اداره­ ی کل فرهنگ و ارشاد استان بودجه دریافت می کند و یا حوزه­ ی هنری که در سالیان اخیرعمده فعالیت ­اش در انتشار کتاب منحصر شده، هیچ کدام نتوانسته اند از ظرفیت «ان­ جی ­او» ها در جهت آفرینش فرهنگی استفاده کنند.» او اضافه می کند: «ما در شهر رشت هنوز که هنوز است یک فرهنگسرا نداریم. شهرداری به جای تمرکز بر ساخت چنین بستری، دست به تأسیس «سرای محله» در محلات مختلف زد. اما در این بستر نقدهای جدی به عملکرد شهرداری رشت وارد است تا مشخص شود محصول سراهای محله چه بوده است و چه­ قدر توانستند گفتمان فرهنگی در شهر را بهبود ببخشند؟» این بخش از سخنان او برایم یادآور تعطیلی جلسات هفتگی ترانه می شود که در یکی از همین سراها برگزار می شدند و بنا به گواه فعالان آن به دلایل نامعلومی تعطیل شد. پنجه ای می گوید: «ان­ جی­ او ها چون در دل جامعه جای دارند، بهتر می توانند مردم را به سوی خود جلب کنند؛ و در تحقق مفهوم همکاری عمومی بسیار موفق تر از نهادهای دولتی هستند.» گلستان و بوستان کمیسیون فرهنگی او ادامه می دهد: «وقتی کارهای فرهنگی به صورت کامل در اختیار نهادها قرار می گیرد نتیجه اش به یک مسئله کلی منتهی خواهد شد. مثلاً کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر رشت در چند ساله اخیر فعالیتش چه کارکرد مثبتی در زمینه کتابخوانی به جز تأسیس بوستان کتاب داشته است؟ آیا بوستان کتاب مکانی در جهت ترویج فرهنگ مطالعه است و برای فعالیت آن زیرساخت ها و ایده هایی تدوین شده است یا هدف صرفاً تأسیس مکانی به نام کتاب و به کام رزومه­ سازی و آمار بوده است؟ آیا کمیسیون فرهنگی شورای شهر در تمام مراحل ایده تا ساخت بوستان کتاب از کسانی که دغدغه­ ی کار فرهنگی داشته اند مشورت گرفته است یا خیر؟» به راستی آیا بوستان کتاب رشت، گلستان هم خواهد شد؟! فعال فرهنگی در باتلاق بروکراسی مزدک پنجه ای به نگاه ایران می گوید: «در چنین فضایی فعال و ایده­ پرداز فرهنگی، وقتی را که باید بر سر اجرای ایده صرف کند میان مراحل طاقت فرسای کاغذبازی های اداری تحلیل می دهد و عملاً در باتلاق بروکراسی فرو می رود. بنابراین فعالین فرهنگی ترجیح می دهند تا از گود بسته ای که نهادهای دولتی برای فعالیت های فرهنگی ایجاد کرده اند، خارج شوند و ایده هایشان را در سطوح کوچک تری عملی کنند.» او ادامه می دهد: «اگرچه از ابتدای فعالیت دولت تدبیر و امید قول های بسیاری به فعالین فرهنگی، اهالی رسانه و جامعه ناشران داده شد اما بدون تعارف فضای فعالیت هنوز امید بخش نیست و من به عنوان کسی که به این دولت رأی دادم ازخدماتش در حوزه چاپ و نشر راضی نیستم و شاید اصلی ترین و ابتدایی ترین نگرانی ما این است که هیچ گاه درباره­ی قیمت و عرضه­ ی کاغذ آرامش خاطر نداریم.» حرف های پنجه ای به پایان می رسد و با خودم می گویم با وجود تمام نقدها و راهکارهایی که فعالین فرهنگی استان برای پیشبرد فضای فرهنگی در چنته خود دارند آیا مسئولین شهری و استانی برای شنیدن و عملی کردنشان حوصله و وقت کافی دارند یا خیر؟ امید است که داشته باشند.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code