| چهارشنبه، 10 آذر 1400
نگاه ایران: «فیاض زاهد» تحلیلگر مسائل اروپا در تشریح ابعاد و پیامدهای تنش اقتصادی آمریکا و اروپا در گفت وگو با ایلنا اظهار کرد: قبل از هر چیز باید دانست که از منظر تاریخی، اروپا نقش کلیدی در اقتصاد ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم داشته و با عملیاتی کردن طرح مارشال وارد فاز توسعه اقتصادی شدند. در آن زمان آمریکا در آلمان غربی سرمایه گذاری کرده بود و حتی خسارت هایی که آلمان به دنیا تحمیل کرده بود را پرداخت می کرد و همین موضوع در مورد ژاپن هم صدق می کند. پس از جنگ سرد اروپا در اقتصاد جهانی نقش خوبی را ایفا کرد اما فاصله زیادی میان اقتصاد، امنیت، ارتش و گردش مالی اروپا و آمریکا وجود داشت. لذا، اساساً جایگاه اقتصادی آمریکا و اروپا با یکدیگر قابل مقایسه نیست. وی ادامه داد: ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری بوش دوم، به سمت سیاست های فرامرزی گام برداشت و در اینجا بود که با استفاده از تفکرات نئوکانی، یک نقش آخرالزمانی را در روندهای جهانی برای خود ترسیم کرد که نتیجه آن جنگ افغانستان و عراق بود. در آن مقطع، جنگ لفظی میان ایالات متحده و اروپا بالا گفت و اختلافات میان این دو قطب افزایش یافت تا زمانی که اوباما وارد کاخ سفید شد. باراک اوباما «سیاست هم گیرانه» را بنا کرد و اروپا را در کنار سیاست های خارجی خود نگه داشت که برجام یکی از محورهای شراکت اروپا و آمریکا بود. این وضعیت دقیقاً با ورود دونالد ترامپ به عرصه سیاسی ایالات متحده به هم ریخت. این استاد دانشگاه با اشاره به نقطه ضعف دولت های حاکم بر قاره سبز در عرصه مقابله تجاری و اقتصادی با آمریکا، گفت: اقتصاد ایالات متحده بسیار بزرگ است و دولت های اروپایی به دلیل عدم نفوذشان بر روی شرکت های بزرگ دولتی، نمی توانند آنگونه که مد نظر دارند بر این رابطه تجاری تاثیرگذار باشند. از سوی دیگر، روسیه برای اروپا یک تهدید و خطر جدی به شمار می رود و مجبور است برای مقابله با مسکو به سمت آمریکا متمایل شود. مجموع این مولفه ها نشان می دهد که اروپا نمی خواهد تحقیر شود ولی فاقد ابزار لازم و کافی برای مقابله با واشنگتن است. وی در پایان خاطرنشان کرد: اتحادیه اروپا در حالت کنونی از یک عدم اتحاد و واگرایی رنج می برد؛ به گونه ای که ایتالیا به تازگی از بحران بیرون آمده و بریتانیا هم درگیر پرونده برگزیت است و این نشان می دهد که اتحادیه اروپا در حالت فعلی یکپارچه و متحد نیست. این درحالی است که فضای انتقاد از آمریکا در محافل علمی و رسانه ای اروپا بسیار داغ است اما ابزار برای اعمال فشار محدود و ضعیف است. در این راستا ترامپ، شعار ریگان را برای احیای عظمت آمریکا انتخاب کرد و تا به امروز شاهد هستیم که اوضاع و احوال به این روال پیش رفته است. به نظر می رسد که اروپا در وضعیت فعلی به دنبال اتلاف وقت است تا زمانی که نتیجه انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا مشخص شود؛ آنها معتقدند که اگر دموکرات ها در سال آینده وارد قوای مقنن ایالات متحده شوند، احتمال سقوط ترامپ وجود دارد اما واقعیت این است که ترامپ مانند ریگان دور دوم ریاست جمهوری را شروع می کند و در آن موقع فاجعه هایی به بار می آورد. چراکه رونق اقتصادی نسبی در آمریکا وجود دارد و شانس پیروزی دوباره وی بالاست.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code