دوشنبه، 12 خرداد 1399 | 2020 Monday 01 ,June  
اصولگرایان معتدل بر مدار اعتدال:
نگاه ایران:  جریان اصولگرایی روزهای سختی را سپری می کند و هر یک از طیف های آن به سمتی برای خود در حرکت هستند. برای آنها تفاوتی نمی کند که حامیانشان در انتظار وحدتی هستند که از آن دم می زنند و برایشان تنها نه غلبه بر رقیب سنتی یعنی اصلاح طلبان بلکه پیروزی بر رقیب درون طیفی اولویت دارد. اکنون اصولگرایی علیه اصولگرایی در جریان است و سه طیف در رقابت با یکدیگر هستند. طیف سنتی که شامل لاریجانی و ناطق نوری و امثالهم است. طیف نیمه سنتی که موتلفه و ایثارگران و احزابی در این رده را دربرمی گیرد، طیف دیگر جبهه پایداری است. اکنون طیف سوم که روزی مغضوب اصولگرایان دو طیف دیگر بود تحت حمایت آیت ا... مصباح یزدی درصدد فراخواندن طیف نیمه سنتی است که در این مسیر هم ظاهرا موفقیت هایی کسب کرده است چنانکه روز پنجشنبه مرتضی آقاتهرانی در قامت دبیرکل جبهه پایداری از پیوستن محمدرضا باهنر و غلامعلی حدادعادل به جلسات این جبهه خبر داد؛ جلساتی که موتلفه و جمعیت ایثارگران هم در آن حضور دارند. دو طیفی که به نظر می رسید تا چندی دیگر در جمع سنتی های اصیل می توانستند به ایفای نقش بپردازند اما به طرف پایداری پیچیدند و از جاده سنتی ها منحرف شدند. باهنر هم دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین است و از او بعید بود با مخالفان لاریجانی همسفره شود چرا که روابط خوبی با رئیس مجلس دارد و در همه مراحل در نقش مدافع لاریجانی به ایفای نقش پرداخته است. جمعیت ایثارگران اما از همان ابتدا ترجیح داد در مواجهه با جبهه پایداری موضع سفت و سختی نگیرد و آنها را جدا از اصولگرایی تعریف نکند. فصل مشترک این احزاب و افراد که دور هم جمع شده و شورای هماهنگی اصولگرایان را تشکیل داده اند مخالف بودن با علی لاریجانی است.  چرا با لاریجانی مخالفند؟ اکنون باید بررسی شود که چرا جریان اصولگرایی به چند بخش تقسیم شده است. پر واضح است اصلی ترین دلیل این انشقاق ها نبود لیدر سیاسی واحد است و هر یک از آنها به دور یکی از قدیمی های جریان اصولگرایی جمع شده اند که بعضا دارای دیدگاه های یکسان با هم نیستند. به عنوان مثال زمانی که مرحوم حبیب ا... عسگر اولادی در قید حیات بود نقش محوری در تصمیم گیری ها را بر عهده داشت هر چند خودش به طور مستقیم دخالت نمی کرد اما سایه اش به عنوان بزرگ تر اهل اعتدال سبب می شد که اصولگرایان از تندروی پرهیز کرده و با گروه هایی که به این صفت معروف هستند همسفره نشوند. با رحلت عسگراولادی فضا برای خودنمایی دیگران باز شد و سعی کردند خود و آنهایی که به دورشان جمع شده اند را به عنوان محور برنامه ریزی و تصمیم سازی معرفی کنند و طبیعی است که در این مسیر مانع پررنگ شدن بزرگانی شوند که می توانند محور وحدت شوند. برخی از اعضای جبهه پایداری در مجلس وظیفه هجمه به لاریجانی را بر عهده گرفتند و برخی دیگر مسئول رایزنی و وعده دادن به دیگر اصولگرایان شدند که در طی آن البته سیاه نمایی علیه رئیس مجلس را فراموش نکردند. خط قرمز لاریجانی تندروی است و هیچگاه نمی پذیرد که ائتلافی با تندروها داشته باشد حتی اگر گفته باشند وحدت اصولگرایان در گرو همراهی با طیف تندرو است. شاید او در قامت رئیس مجلس بیش از سایر اصولگرایان به تفکرات و ذهنیت تندروها به واسطه عملکردشان در مجلس آشنا باشد و می داند که اگر بار دیگر روی کرسی های بهارستان بنشینند چه تبعاتی می تواند داشته باشد که همین آگاهی او سبب هراس پایداری ها شده است.  لاریجانی و ولایتی چه می کنند؟ اما لاریجانی با تجربه ای که دارد زمین بازی را به تندروها نسپرده است بلکه راهکار جدیدی در نظر دارد که در این مسیر علی اکبر ولایتی هم با او همراه است. لاریجانی از حمایت فراکسیون رهروان ولایت به عنوان اصلی ترین فراکسیون مجلس برخوردار است و می داند بیشتر اعضای این فراکسیون با او همراه هستند. از سویی نیز حمایت علما و مراجع قم را دارد که سرمایه ای بزرگ است پس می تواند با اتکا به این داشته ها برنامه های خوبی برای مجلس دهم داشته باشد. از سوی دیگر مشخص است که ولایتی از چندی قبل فعالیت های خود را برای برگزاری انتخاباتی خوب با مشارکت حداکثری آغاز کرده است و در این مسیر همانند لاریجانی یک هدف را دنبال می کند که آن هم مسدود کردن مسیر ورود تندروها به مجلس است. تندروها دل زیاد خوشی از ولایتی ندارند و نباید فراموش کرد آنها سعید جلیلی را به عنوان لیدرسیاسی خود قبول دارند. نمونه های ناسازگاری پایداری ها با ولایتی فراوان است مثلا جلیلی بعد از دوسال در یک همایش دانشجویی پاسخ ولایتی را آن هم بدون آوردن نامش و فقط با ذکر عنوان«آن آقا» می دهد و گلایه از اینکه او مساله را به شکل دیگری مطرح کرد و البته ولایتی هم نحوه مذاکره کردن جلیلی را زیرسوال برده و آن را به «کلاس فلسفه» تشبیه کرده بود و نهایتا در برابر چشم میلیون ها بیننده خطاب به جلیلی گفته بود کاری کردند که نشان دادند نمی خواهند کار پیش برود: «دیپلماسی، بیانیه پشت میزخواندن نیست. اگر این طور نبود، وضع ما به اینجا نمی رسید. مردم می بینند شما چند سال مسئول بودید و وضع بدتر شده است. هنر دیپلمات این است که نگذارد کار رزمنده ها هدر برود.» برخلاف امثال جلیلی اما ولایتی از حمایت آیت ا... هاشمی بر خوردار است و در برهه های مختلف این حمایت مشخص می شود به عنوان نمونه؛ آیت ا... هاشمی بر نقش ولایتی در مذاکرات قطعنامه 598 و تراز آن با مذاکرات هسته ای اشاره و تاکید می کند و می گوید: «کار آقای ولایتی در آن زمان و در مقطع پذیرش قطعنامه 598 از کار آقای روحانی و ظریف در مذاکرات هسته ای دشوارتر، مهم تر و حساس تر بود.» یک نمونه دیگر از تلاش های ولایتی برای تشکیل مجلسی خوب این بود که اعتدال طلبان را به سمت خود فراخواند تا در این مسیر او را همراهی کنند. در این راستا جلساتی هم برگزار شده که نمی توان نام ائتلاف بر آن گذاشت بلکه هم اندیشی بزرگان است و دیروز آیت ا... مرتضی مقتدایی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، با اشاره به خبر برخی رسانه ها درباره جلسه چهارجانبه حجت الاسلام ناطق نوری، علی لاریجانی، آیت ا... مقتدایی و علی اکبر ولایتی، حضور خود در این جلسه را تایید کرد. وی گفت که فقط یک جلسه برگزار شده است.  رقابت اعتدال با تندروها  با توجه به این مقولات باید اذعان داشت که برنامه جدیدی بین اصولگرایان شکل گرفته که لاریجانی و ولایتی در صدر آن هستند و میانه روها هم به آن ملحق خواهند شد. با توجه به ویژگی های شخصیتی این دو، انتظار می رود با تشویق آنها افراد صالحی به مجلس راه پیدا کنند و سایه اعتدال بر ساختمان هرمی شکل بهارستان بیفتد. همراهی لاریجانی و ولایتی می تواند متضمن ادامه حماسه 24 خرداد 92 باشد.  
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code