یکشنبه، 04 اسفند 1398 | 2020 Sunday 23 ,February  
گزارش گیل نگاه در روز ملی اهدای عضو از چند مرگ زندگی بخش:
نگاه ایران / مریم صابری: یادآوری روزهای آخر زندگی دختری که مادرش او را «فوق العاده »توصیف می کند سخت است می توان درد جانکاه را از صدای لرزان و اشکایش فهمید. دختری که گام های پیشرفت را یکی بعد از دیگری طی کرد و وقتی با اهدای اعضا بدنش به سه نفر دیگر زندگی بخشید در مرحله انسانیت هم توانست رتبه ممتاز را کسب کند. ماجرای دختر نخبه رشتی که سه بیمار زندگی بخشید سهیلا علیزاده به ما از اسفند 95 می گوید از روزی که دخترش صفورا صفاری از سردرد گله می کند و همین سردرد در کمتر از یک ماه منجر به مرگ مغزی می شود. او به خاطر می آورد که کار اصلی شان در آن روزا حضور در مطب های پزشکان  و انجام سی تی اسکن و ام آر ای بود. تا اینکه بالاخره علت سردرد های ناگهانی مشخص شد؛ گرفتگی عروق مویرگی مغز و این باعث شد تا 9 روز آخرسال 95  در بیمارستان باشند.  در حالی که فکر می کردند عید در خانه هستند اما اتفاق دیگری افتاد: «سه روز آخر اسفند سردرد خوب شده بود تا در اولین روز سال 96 که سردرد شدید صفورا دوباره شروع شد. تزریقات و مسکن ها نتوانست کاری انجام دهد. از من پرسید مامان شاید من بمیرم و جواب دادم کی با سردرد مرده دخترجان. ولی صفورا همان روز دچار مرگ مغزی شد» مادر صفورا می گوید« باهوش و زرنگ بود در سراسر تحصیل  در مدرسه و دانشگاه شاگرد اول بود و حتی چند هفته بعد از رفتنش جواب قبولی آزمون دکتری او در مرحله اول هم آمد. وقتی رزومه او را می گوید متوجه می شوم که مبالغه ای در صحبت هایش نیست. صفورا کارشناس ارشد سلولی و تکوین (جنین شناسی) بود، در سال ٩٥ به عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه آزاد کرج و دانشجوی ممتاز معرفی شد. بیش از ٢٢ مقاله علمی و سخنرانی علمی در کنفرانس های بین المللی و داخلی داشت و مدرس انجمن پرستاری گیلان و نویسنده دو عنوان کتاب در حوزه بهداشت بوده است. خودش معلم بازنشسته است و می داند وقتی معلم و استادها در مورد دانشجویی بگویند زرنگ بود و مثل او کم پیدا می شود یعنی چه. روحیه گرم او و قدرت به یادسپاری اعداد هم سبب شده بود تا تمام فامیل از او خاطره خوبی داشته باشند «در روز تولد و سالگرد ازدواج منتظر بودند تا صفورا اولین نفری باشد که به آنها تبریک بگوید.» مهری که بعد از مرگ زندگی بخشید وقتی نماینده بخش اهدای عضو علوم پزشکی با خانواده صفورا برای رضایت در اهدای عضو صحبت می کنند هرچند اول با مخالفت روبرو می شوند اما خاطره ای باعث می شود خیلی زود تن به رضایت بدهند. مادرش تعرف می کند«یکسال قبل از این حادثه تلویزیون در مورد اهدای عضو صحبت می کرد و صفورا گفت گرفتن کارت اهدای عضو کار خوبی است و به خواهرش گفت که برای گرفتن کارت اقدام کنند» این خاطره باعث شد تا رضایت قلبی صفورا از اهدای عضو برای خانواده مشخص شود و با رضایتشان کبد و دو کلیه او به بیمارستان شیراز منتقل شد تا به سه نفر دیگر زندگی ببخشد. گویا بهترین بودن فقط در تحصیل نبود صفورا دوست داشت تا در  «زندگی» بهترین باشد. مادر می داند که اعضای بدن دخترش به یک مرد در آستانه مرگ و دو زن درد کشیده دیگر اهدا شده اما دوست دارد تا از نزدیک آنها ببیند هرچند علوم پزشکی چندان تمایلی به این کار ندارد و ترجیح می دهد تا خانواده ها دور از یکدیگر باشند. ادر صفرا با اندوه می گوید:«تنها چیزی  که کمی از اندوه ابدی قلبمان  کم می کند یادآوری این موضوع است که صفورا جان سه شهروند را نجات داد و باعث خوشحالی خانواده و عزیزانشان شد. مهری که آرزوی مرگ را به آرزوی زندگی تبدیل کرد داستان زندگی کسی که بین مرگ و زندگی دست و پا زده و هر روز آرزوی مرگ داشته هم شنیدنی است و خوشبختانه زندگی او از تلخی به شیرینی رسیده است. عباس شکوری به عنوان اولین گیرنده کبد در بیمارستان رازی شناخته می شود. او اهل روبار است در سال 83 وقتی که تنها ۲۱ سال داشت متوجه می شود که با بیماری کبد روبرو است. می گوید: تا ده سال بعد از آن با دارو درمانی مشکل خاصی نداشتم اما از سال 93 کبد من از کار افتاد. از آن سال عباس به عنوان کاندیدای دریافت کبد در نوبت بود و برای بیشتر از سه سال هر ماه در بیمارستان امام خمینی تهران حاضر بود. . عباس روزهایی را به یاد می آورد که نه روز توان کار داشت و نه شب از شدت درد می توانست بخوابد. می گوید« هر روز از خدا آرزوی مرگ می کردم. از مر گ هراسی نداشتم و تنهانگران فرزندان و همسرم بودم. روزای خیلی سختی بود تمام زندگی خانواده ما شده بود پیوند کبد و بیشتر روزای ما در بیمارستان می گذشت». بعد از سپری کردن بیش ازسه سال از دوره سخت بیماری کبد عباس٬ بخش پیوند کبد بیمارستان رازی رشت شروع به کار می کند. عباس می گوید خودم را برای مرگ آماده کرده بود اما با این وجود پرونده را به رشت منتقل کردیم . انتظار در بیمارستان رازی خیلی طول نمی کشد و یک ماه بعد خبر می رسد که با تأیید مرگ مغزی یک جوان 26 ساله و رضایت خانواده او یک مورد برای پیوند آماده است. 20 خرداد ۹۶ عباس به همراه دو بیمار دیگر در انتظار بود که بامعاینه شرایط عباس وخیم تر تشخیص داده شد و او ۲۱ خرداد برای پیوند راهی اتاق عمل شد. حالا او بعد از سپری کردن دوران نقاهت به زندگی برگشته و آرزوی مرگ به آرزوی زندگی بهتر کنارخانواده تغییر کرده است. به دنبال یک کسب و کار است و این سلامتی را مدیون لطف خدا و خانواده احمدی می داند که با اهدای عضو عزیزشان به او زندگی بخشیدند.. عباس برخلاف نمونه های دیگر ، خانواده اهدا کننده کبد خودش را می شناسد و با آنها در ارتباط است. او کبد پیام احمدی جوان ساکن رشت را در بدن خود دارد « من همیشه قدردان محبت و بزرگی آنها هستم. ارتباط ما باهم سبب شده تا انرژی مثبت از یکدیگر بگیریم. او البته فراموش نمی کند که از ریاست بیمارستان رازی و پرستارهای خودش در بخش خانم جهانگیری و سمیعی تشکر کند که نقش زیادی در سلامتی او داشتند. اینها فقط چند مورد از نمونه داستان خانواه هایی است که در انتظار پیوند یا رضایت برای پیوند اعضا هستند . آنطور که دکتر محمد رضا حسین زاده کارشناس مسئول بیماری های خاص علوم پزشکی دانشگاه گیلان به ما می گوید: در سال گذشته 31 مورد از مرگ مغزی های استان منجر به رضایت خانواده و اهدای عضو شدند. 5 کبد و 20 کلیه در رشت پیوند زده شد و بقیه موارد به تهران و شیراز ازسال شد. در سال ۹۷ نیز تاکنون 5 خانواده مرگ مغزی به اهدای عضو رضایت دادند. که 3 پیکر در رشت و 2 تا در تهران مورد استفاده قرار گرفت. اولین های زندگی بخش گیلان وقتی وارد اتاق دکتر حسین زاده می شوید دو عکس بر روی دیوار توجه ها را جلب می کند. هر دو لقب اولین اهداکننده را دارند. باربد چمن زیبایی پسر چهارساله که در سال ۸۷ اولین مرگ مغزی که خانواده اش به اهدا عضو رضایت دادند در آن سال بیمارستان رازی هنوز مجوز رسمی پیوند را کسب نکرده بود و این کار با رضایت دو خانواده گیرنده و دهنده انجام شد. و عکس دیگر هم فاطمه آقایی پور فطرتی است که در خرداد ۹۴ اولین اهداکننده اعضا در بیمارستان رازی بعد از دریافت مجوز رسمی انجام پیوند از فرد مرگ مغزی نام گرفته است. از کتک کاری تا پیشقدم شدن برای اهدای عضو حسین زاده می گوید «حالا با توجه به فرهنگ سازی های انجام شده خانواده ها راحتر همکاری می کنند و حتی برخی خودشان پیشنهاد می دهند.» او «شوکه شدن» خانواده از مرگ عزیزانشان را یکی از دلایل عدم پذیرش اهدا می داند و می گوید ۸۵ درصد مرگ مغزی ها به واسطه تصادف رخ می دهد و همین مرگ ناگهانی باعث می شود تا خانواده در شوک باشد و نتواند به راحتی مرگ فرزندش را بپذیرد. او سال هایی را به یاد می آورد که خودش مورد توهین قرار گرفته و یا خانواده های ناراحت با یک سیلی همکارش را بدرقه کرده اند. اما هیچ کدام باعث نشده تا کارشان تعطیل شود و حالا هم که همکاران واحد فراهم آوری اعضا» در بیمارستان رازی که از سال ۹۳ راه اندازی شده مسئول این کار هستند. دکتر حسین زاده می گوید: آنها هر روز از مراکز آی سی یو و اورژانس بیمارستان ها خبر می گیرند. وقتی سطح هوشیاری به ۶ برسد تقریباً امیدی برای برگشت وجود ندارد و وقتی به سطح هوشیاری به سه برسد تیم پزشکی تأیید کننده مرگ مغزی وارد عمل می شوند.» تا قبل از سال ۹۳ بعد از رضایت خانواده پیکر به تهران اعزام می شد اما حالا بیمارستان رازی رشت عمل پیوند کبد٬ کلیه و برداشت نسوج را انجام می دهد. ۴ هزار ثبت نام برای کارت اهدای عضو طبق آماری بالغ بر ۴ هزار نفر در استان گیلان برای دریافت کارت اهدای عضو ثبت نام کرده و رضایت خودشان را برای اهدای عضو در صورت مرگ مغزی اعلام کرده اند. هرچند این رضایت به تنهایی کافی نیست و اولیای بیمار هم باید تأیید کنند. داستان عباس ها و صفوراهای روزگارما هیچ وقت تمام نمی شود. داستان عباس هایی  که هر شب شان  با آرزوی مرگ به صبح می رسد و داستان صفوراهایی که با مهرشان بعد از مرگ هم باعث تداوم زندگی می شوند.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code