جمعه، 16 خرداد 1399 | 2020 Friday 05 ,June  
در ادامه بررسی وضعیت کتاب و کتابخوانی، گفتگوی گیل‌نگاه با یکی از اعضای هیات مدیره کتابفروشی «ماه‌نو»؛
نگاه ایران / امیرحسین کریمی: کتابفروشی ماه نو چند سالی می شود که در زمینه برگزاری فعالیت های فرهنگی و نشست نویسندگان با مخاطبان فعالیت های خوبی را به انجام رسانده است و با وجود دوری آن از بافت مرکزی شهر و استقرار در خیابان معلم رشت، توانسته با اقدامات به جای خود نقش بسزایی در ایجاد فضای فرهنگی ایفا کند. جدای از این، صحبت با قشری که با کتاب مواجه و با کتابخوان دمخور است، جذابیت ویژه ای دارد. شنیدن دغدغه ها، طرح ها، پیشنهادها و در نهایت شکایت های آن ها در این حوزه اهمیت زیادی دارد و در همین راستا در این گزارش با نیما ساده یکی از اعضای هیات مدیره سه نفره کتابفروشی ماه نو به صحبت نشسته ام تا او از کتاب و کتابخوان بگوید. کتاب های صدرنشین در ابتدا از او می خواهم که با ارائه آماری از میزان فروش طرح عیدانه کتاب از این طرح بگوید و او عنوان می کند: با توجه به آمار فروش استقبال مردم در وهله اول در حوزه کتاب های کودک و نوجوان بود، در وهله دوم ادبیات خارجی اقبال بیشتری داشت و در انتها ادبیات ایرانی بیشترین کشش را به سمت خود ایجاد کرد. جغرافیای سیاسی اجتماعی و دست های بسته داستانویس ایرانی برشمردن ادبیات خارجی در لیست سه مضمون کتابی که او به عنوان پر فروش ترین کتاب ها نام می برد من را به صرافت این پرسش می اندارد که از او بپرسم به نظرش "دلیل این اقبال از کجای این معادله سرچشمه می گیرد؟" و او عنوان می کند: تحلیل و برداشت شخصی خود من این است چون از طرفی در ادبیات خارجی با جهان و ساختار پیچیده تر و گسترده تری روبه رو هستیم و در مقابل ادبیات ایران هنوز به سطح استاندارد و قابل اتکایی نرسیده است پس دلیل این اقبال تا این جا طبیعی است. این فعال فرهنگی در ادامه عنوان می کند که حتی ادبیات عامه پسند خارجی حتی اگر از لحاظ محتوایی حرفی برای گفتن نداشته باشد به دلیل رعایت چارچوب های نویسندگی قابل نقد است اما در مقابل ما می بینیم که ادبیات عامه پسند ایرانی گاهی حتی تنه به تنه ابتذال هم می زند. به بیان نیما ساده، این قالب را به فضای گسترده تری هم می توان تسری داد و گفت: چون نویسنده خارجی فضا و مجال بیشتری برای تجربه گری دارد پس خلاقیت او در نوشتن هم بالا خواهد رفت اما نویسندگان ایرانی به دلیل جغرافیای سیاسی اجتماعی خاصی که در معرض آن هستند کمتر می توانند این فضای تجربه گری را تجربه کنند و لذا نتیجه اش رکود در نوشتن است. طرح های کتابخوانی؛ مشوق یا بازدارنده؟ مدیر کتابفروشی ماه نو در ادامه عنوان می کند: این قبیل از طرح ها که به وسیله وزارت فرهنگ و ارشاد پایه ریزی می شود شاید در نگاه اول تسهیل گر کتابخوانی باشند اما از نظر من هدفگذاری درازمدت آن با آسیب روبه رو است. او در توضیح این ادعای خود مسئله جالبی را مطرح می کند. به اعتقاد او طرح های تخفیفی به جای آن که کل فرایند تولید و چاپ کتاب را نشانه بگیرد با تمرکز بر حلقه نهایی داستان یعنی جامعه کتابخوان، این را به صورت تلویحی به مخاطب انتقال می دهد که کتاب نباید اولیت اصلی شما باشد و فقط وقتی باید برای "خرید" کتاب وقت و هزینه صرف کنید که تخفیفی در میان باشد. آیا طرح های تخفیفی کتابخوان تولید می کنند؟ این فعال حوزه کتاب مبحث طرح شده را پی می گیرد و اضافه می کند: چون که هدفگذاری این طرح مقطعی و کوتاه مدت است پس با تمرکز بر بحث "قیمت" این آسیب برطرف نخواهد شد. او در ادامه عنوان می کند: اتفاقاً مشاهدات و تجربه ما نشان داده قشر و جامعه کتابخوان همیشه برای کتاب هزینه می کند و این طرح ها آنچنان که باید آن ها را به سمت کتابفروشی ها نمی کشد. اما اگر هدفگذاری این طرح ترغیب کردن افراد به کتابخوانی باشد طبیعتاً نباید فقط حوزه فروش را نشانه بگیرد و با تمرکز بر کل چرخه تولید اولاً هزینه تولید کتاب را کاهش دهد و سپس با تعامل و فرهنگ سازی بیشتر زمینه حضور افراد در محیط کتابفروشی ها را فراهم کنند. جامعهٔ کتابخوان؛ تنها در آمار نیما ساده همچنین به نگاه ایران توضیح می دهد: این اتفاق یعنی طرح هایی مشابه عیدانه در بازه کلی خیلی به نفع کتابفروش ها نیست زیرا ما به جای آنکه یک توزیع متوازن از حضور مردم در سراسر طول سال داشته باشیم این توزیع را در بازه های کوتاهی در سال خلاصه می کنیم و عملاً درحال سوق دادن مردم به این سمت هستیم که فقط در بازه های معینی در کتابفروشی ها تجمع کنند. و قطعاً اثر این سیاستگذاری منجر به این نخواهد شد که ما به صورت مداوم جامعه کتابخوانی داشته باشیم و آمار فروش ما بالاتر باشد، بلکه این اتفاق فقط به صورت مقطعی جامعه ما را کتابخوان و آمار فروش را بالا نشان می دهد. او همچنین اشاره می کند: اساساً این حجم از مانور بر روی "قیمت فروش" کالای نحیفی مانند کتاب چندان پسندیده نیست و نمی توان انتظار تغییر قابل ملاحظه ای از این فرآیند داشت. کتابفروشی؛ عرصه تولید فرهنگی یا عرضه مقطعی جنس؟ از او می پرسم که دریافت من از صحبت هایش این است که کتابفروشی های ما باید به جای آن که فقط محلی شوند برای عرضه کتاب، باید به عرصه ای برای تبادل نظر، گفتگو و پاتوق هایی فرهنگی تبدیل شوند، آیا دریافت من درست است؟ صحبت هایم را تأیید می کند و در ادامه توضیح می دهد: طبیعتاً همین طور است. یعنی ما باید به این سمت حرکت کنیم که کتابفروشی را محلی تلقی کنیم که مدام در معرض علوم مختلف است و جامعه می تواند در ارتباط خود با کتابفروشی از آن تأثیر مثبت بگیرد و نگاهی تا به این حد منحصر به فروش، کتابفروشی را تا حد فروشگاهی برای عرضه مقطعی کالا پایین می آورد. از نظر این فعال فرهنگی، مشابه چنین اتفاقی که در سطوح کوچک تر برای فروشگاه های کتاب درحال رخ دادن است، در سطح کلان برای نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هم رخ می دهد و عملاً نمایشگاه کتاب به جای آن که محلی برای رونمایی دستاوردهای فرهنگی حوزه چاپ و نشر و تبادل اطلاعات فرهنگی باشد به محلی برای عرضه ارزان کتاب تبدیل شده است. او به رابطهٔ این اتفاق با تأثیر بر کار کتابفروشی ها هم می پردازد و اضافه می کند: طبیعتاً این فروشگاه مقطعی بزرگ تأثیر بسیار شدیدی بر کار کتابفروش ها حتی در تهران می گذارد و این اثر مخرب در شهرستان ها حتی بیشتر هم احساس می شود چرا که چاپ های اول تولیدات فرهنگی در نمایشگاه به اتمام می رسد و این مسئله حیات کتابخوانی خواننده ای که نمایشگاه نمی رود را با اخلال روبه رو می کند. تخفیف بهتر است یا گفتمان؟ نیما ساده ادامه می دهد: کتابفروشی در وضعیت اقتصادی فعلی بسیار کار سختی است و به نظر من این افتخاری نیست که بتوانیم با تخفیف های فرآوان در کتابفروشی ها صف طویل ایجاد کنیم. چراکه اتفاقاً اگر شما بتوانید با شیوه های ورای شیوه تخفیفی، کتابفروشی ها به مکانی تبدیل کنید که افراد در آن گفتگو کنند جای افتخار دارد زیرا مسئله و آسیب اصلی ما ایجاد گفتمان مداوم است. نسلی که از توسعه پایدار چیزی نمی داند! باز هم به میان صحبتش اضافه می شوم و این سؤال را مطرح می کنم که به نظر او اگر جامعه ما، جامعه کتابخوانی نیست، پس این اتفاق نباید فقط منشأ اقتصادی داشته باشد، آیا این استدلال درست است؟ او ضمن تأیید این استدلال معتقد است: بدون شک مسئله بحران اقتصادی بسیار مهم است و وقتی مردم برای تأمین مایحتاج اصلی خود با مشکل روبه رو باشند طبیعتاً کمتر برای کتاب هزینه می کنند ولی همه داستان این نیست. او در ادامه با ارائه مثالی از عدم اقبال نسل جوان به مطالعه گفت: ببینید وقتی که نسل جوان ما که قرار است به تحصیل کرده های این جامعه تبدیل شود با بسیاری از مفاهیم آشنا نیست و ترکیبی مانند "توسعه پایدار" را تا به حال نشنیده است پس دلیل این حجم از بی مطالعه بودن نمی تواند تنها عدم توانایی مالی باشد و بخش زیادی از آن به این دلیل است که ما خودمان را در معرض تبادل اطلاعات و فضای فرهنگی قرار نداده ایم و بی شک این آسیب با ظهور نسل های تازه عمیق تر هم خواهد شد. صحبت هایمان در مسیر جالبی قرار گرفته است و من، نیما ساده را با این سؤال به ادامه بحث فرامی خوانم. از او می پرسم که به نظر او اگر مشکل مطالعه و کتابخوانی تنها مباحث اقتصادی نیست پس او چه عاملی را برای سطح پایین مطالعه از همه بیشتر اثرگذار می داند و راهکار او برای این آسیب چیست؟ عضو تیم اتاق فکر ماه نو عنوان می کند: به نظر من مهمترین نقش را در این عرصه آموزش ایفا می کند. یعنی از جایی که یک انسان به مرحله فهم ابتدایی در این مقوله می رسد، باید برای آموزش اهمیت کتاب خوانی برنامه مدونی تعریف شود تا بر این اساس فرهنگ مطالعه و خود را در معرض اطلاعات قرار دادن آرام آرام در فرد پا بگیرد. از او می خواهم تا نگاهش به آموزش را جزئی تر بیان کند و او عنوان می کند: مثلاً در سایر کشورها این عرصه که از روی داستان ها موسیقی و فیلم هایی برای کودکان تهیه شود بسیار رونق دارد و این باعث می شود که خواننده یا شنونده به دنبال داستان برود و سعی کند تا منبع اثری که می بیند یا می شنود را پیدا کند. کتاب نباید یک کالای عجیب باشد این فعال فرهنگی در ادامه سخنانش بر این بخش تاکید کرد و گفت: ما نباید به این سمت حرکت کنیم که کتاب خواندن و کتابخوان را امر و فردی غیرعادی جلوه دهیم و کتاب به عنوان نمادی از فرهنگ مطالعه باید در جامعه فراگیر شود. ساده، معتقد است اگر ما چنین کاری را انجام دادیم و دغدغه اصلی را بر رفتن به سمت مطالعه متمرکز کردیم، فارغ از همه مسائل اقتصادی که حتماً تاثیرگذار خواهند بود رونق فرهنگ اجتماعی اتفاق خواهد افتاد. جایگاه همفکری دولت و وزارت ارشاد با کتابفروشان کجاست؟ نماینده تیم سه نفره کتابفروشی ماه نو در ادامه پیشنهادی هم برای دولت و وزارت فرهنگ ارشاد داشت. او معتقد است اگر که قرار است نهادهای متولی این امر سرمایه گذاری کلانی را در این سطح انجام دهند، چه بهتر این سرمایه گذاری با همفکری و مشارکت متخصصان این حوزه، کتابفروشان و حتی جمعیت کتاب خوان صورت بگیرد تا اثرات این سرمایه به کل چرخه ذکر شده کمک کند، نه فقط حلقه آخر آن یعنی مصرف کننده یا جامعه کتابخوان. اثر هنری، از طرح تا جذابیت در ادامه او را متوجه آسیب های این حوزه کردم و او بر مسئله خوبی دست گذاشت. به اعتقاد نیما ساده یک اثر هنری تا بخش قابل توجهی وابسته به ویژگی های بصری ست و برای این که بتوان کالایی فرهنگی را عرضه کرد باید به میزان قابل توجهی بر فاخر بودن ظاهر و طرح آن تمرکز کرد. نه آنقدر که تبدیل به کالایی لوکس شود اما به حدی که بتوان با طرح و ظاهر آن مخاطب را در ابتدا جذب کرد. عدم گفتگو، آسیبی تلخ برای متولیان فرهنگ از او می خواهم تا به عنوان پایان گفتگو اگر حرف گفته نشده ای باقی مانده است آن را بیان کند و او ادامه می دهد: شاید اگر بتوان یک شکایت عمومی را در حوزه فرهنگ و کتابخوانی مطرح کرد این باشد که متاسفانه مانند سایر حوزه های جامعه فضای همدلی و همفکری که محصول آن باید نتیجه ای باشد برای بهبود وضعیت مردم، در این صنف وجود ندارد. به گفته این فعال فرهنگی: رابطه محترمانه ای میان ما و هم صنفان ما وجود دارد اما به این دلیل که گفتگویی میان اجزای این حلقه که منافع آن ها همه در گرو هم است صورت نمی گیرد عموماً مجموعه فعالیت ها به نتیجه قابل قبولی منجر نمی شود. او در توصیف این حالت مثال خوبی را مطرح می کند. به اعتقاد او اگرچه شاید هدف و منافع همه ما یکسان باشد اما هیچ وقت به درک درستی از فضای کاری ای که درگیر آن هستیم نمی رسیم و عملاً شبیه جزیره هایی شده ایم که در یک قلمرو مشخص درحال فعالیت هستند. کتابفروشی در جامعه ای پر ریسک عضو گروه سیاستگذاری ماه نو در انتهای امر گفت: امیدوارم روزی فرهنگ عمومی به سطح و جایگاهی برسد که ما هر روز بتوانیم با هم تبادل نظر کنیم چرا که کتابفروشی یکی از آسیب پذیرترین شغل هایی است که در هر مناسبت و به دلیل هر اتفاقی می تواند دچار آسیب شود. او در ادامه عنوان کرد: حالا که چنین آدم هایی در فضای پر ریسک حال حاضر درحال انجام هدف واحدی هستند اتفاقاً باید جامعه منسجم تری بسازند چرا که احتمالاً می توانند مشترکا به اهدافی برسند که این خطرات را کمتر کنند. و در پایان اگر بخواهم به ابتدای بحث برگردم و به این سؤال پاسخ دهم که "شما اگر تخفیف نمی دهید پس برای این فضا چه کاری انجام می دهید؟" خواهم گفت: تلاش ما این است که بخش زیادی از این سرمایه را صرف ایجاد گفتگو کنیم تا میان حلقه آخر این زنجیر یعنی جامعه کتابخوان و سر این اتفاق یعنی تولید کننده فضایی ایجاد شود که در آن گفتگو و تبادل نظر حرف اول را بزند چرا که با این اتفاق هم جامعه کتابخوان می فهمد که نویسنده با چه موانعی روبه رو است و هم نویسندگان می فهمند که دغدغه های جامعه هدف آن ها کدام است و این سرمایه گذاری فرهنگی به نظر من بسیار سرمایه گذاری منطقی تر و پایدارتری است.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code