سه شنبه، 06 آبان 1399 | 2020 Tuesday 27 ,October  
نگاه ایران/گروه اجتماعی: مانند جلسات انجمن معتادان گمنام (NA) شروع می کند: بهنام هستم و۷ سال و ۲ ماه و ۲۰ روز است که پاکم. بهنام بلگوری متولد ۱۳۶۱ است و ۱۸ سال از عمرش را درگیر انواع مواد مخدر بود. هنوز زمان صحبت هایمان دو رقمی نشده که متوجه زندگی عجیب اش می شویم. مردی که نیمی از سال های زندگی اش با مواد مخدر پیوند داشت و به دلیل شرارت و درگیری، به عنوان یکی از اراذل و اوباشی که بار ها قانون شکنی کرده بود در رشت گردانده شده بود. این جوان دو بار هم دست به خودکشی نافرجام زد اما ناگهان تصمیم به بازگشت گرفت آنهم زمانی که دیگر در بدنش رگی برای تزریق مواد مخدر پیدا نمی شد. حالا حدود ۸ سال است که به یکی از سخت ترین مشاغل یعنی آهنگری مشغول است، ازدواج کرده، صاحب فرزند است و مهم ترین آرزوی زندگی اش را موافقت با مجوز مرکز ترک اعتیاد معرفی می کند. مرکزی که مدتهاست منتظر اعلام نظر بهزیستی است. بهنام که به خواست خودش در تحریریه نگاه ایران حضور پیدا کرده می گوید بعد از سال ها ضربه زدن به جامعه حالا می خواهم به مردم و کشورم کمک کنم و دست معتادان خیابانی را بگیرم و آن ها را بعد از پاک سازی با یک شغل پایدار به جامعه تحویل دهم. بهنام از نوجوانی اش می گوید و از ایام مصرف مواد مخدر با عنوان دوران «سیاه مصرف» یاد می کند و تعریف خود از اعتیاد را اینگونه شرح می دهد: اعتیاد یک افسردگی درون ذهنی مزمن و مادرزادی است و از جنین با کودک است و رشد می کند. آغاز اعتیاد از 13 سالگی این جوان تاکید می کند که خانواده ای آرام داشته و دارم و هیچ یک از اعضای خانواده ام درگیر مساله اعتیاد نبوده اند و بار ها تلاش کردند من را از وضعیت بد نجات دهند اما نوعی شرارت و سرکشی ذاتی در من وجود داشت به همین دلیل خیلی زود یعنی از کلاس پنجم قید مدرسه را زدم و از سن ۱۳ سالگی هم شروع به مصرف مشروبات الکی کردم. کمی بعد هم پاتوق من به همراه تعدادی دیگر از نوجوانان و جوانان پارک کشاورز رشت و تجربه استفاده از انواع مواد مخدر بود. او توضیح داد که به دلیل شرایط خاص حاکم بر آن منطقه حدود دو دهه پیش بسیاری از نوجوانان برای تایید شدن نزد دوستانشان به مصرف هر نوع مواد نه نمی گفتند. 180 بخیه، یادگار درگیری های خیابانی آلوده شدن به مصرف مواد مخدر او را از خانواده اش دور و دور تر کرد: ترجیح می دادم در خیابان ها و پارک ها بخوابم و بار ها به صورت انفرادی و گروهی با افراد مختلف در خیابان درگیر شدم. درگیری هایی که تا سال ها بعد ادامه داشت به طوری که ضربات مختلف چاقو و کا تر و دیگر تیزی ها حدود ۱۸۰ بخیه بر جای جای بدنش یادگار گذاشته است و بار ها او را تا پای مرگ پیش برد. ضرباتی که امروز توان کار کردن را از او گرفته و می گوید به جز عارضه های مواد مخدر، ضربات چاقو و کتک ها توان جسمی ام را در اوج جوانی بسیار کم کرده و امکان کار دایمی ندارم. 3/5 سال پشت میله های زندان بهنام از اوج شرارت ها، درگیری های خیابانی و توزیع مواد مخدر می گوید که یک بار در بندرعباس و بار دیگر در رشت او را روانه زندان کرد و او 3/5 سال را در این دو شهر پشت میله های زندان گذراند. گرداندن «بهنام» در رشت 4 هفته بعد از عقد هرچند میزان تحصیلات بهنام بالا نیست اما هنگام صحبت و اظهار نظر نشانی از کم سوادی در صحبت هایش دیده نمی شود و درباره مسایل مختلف با اطلاعات و کلمات مناسب به اظهار نظر می پردازد.او می گوید از وقتی تصمیم به تغییر گرفتم فهمیدم که باید با گذشته ام مواجه شوم برای همین فراموش نکرده ام که سال ۸۵ در ایامی که بعضی از فرماندهان پلیس برای تنبیه افراد مجرم آن ها را سوار بر ماشین یا پیاده در شهر ها می چرخاندند تا هم آینه عبرت شهروندان باشند و هم غرور مجرم شکسته شود من را هم به عنوان یکی از مجرمان غیر قابل اصلاح در خیابان های اصلی رشت گرداندند. کاری که اندک روزنه های تغییر و بازگشت به اجتماع را از بسیاری از مجرمان می گیرد. روزهایی که کمتر کسی نام فامیلش را می دانست و اطرافیانش که عموما مجرمان بودند با صفت «بهنام سیاه» او را صدا می کردند. این اتفاق زمانی روی داد که مصرف موادش کمتر شده بود و تنها ۴ هفته از عقد او با دختر مورد علاقه اش می گذشت. بهنام در ادامه گفت و گو با نگاه ایران از آن ایام چنین گفت:در این دوره تلاش می کردم به قول معتادان «مصرف موفق» داشته باشم به همین دلیل تلاش می کردم به جای پاسخ مناسب به اعتماد همسرم در خفا به کارهای نادرست گذشته بپردازم. او در این رابطه از نقش بسیار پررنگ و مثبت همسرش می گوید که با وجود مشکلات زیاد و غیر قابل تحمل، او را ترک تکرد و برای تغییر به او انگیزه داد تا چند ماه بعد یعنی در سال ۸۶ مصرف خود را قطع کند. ۲۸ مرداد ۸۸همین سال او و همسرش با کمک های کوچکی که از اطرافیان گرفته بودند زندگی مشترکشان را آغاز کردند و در حال حاضر هم یک فرزند پسر ۵ ساله دارند. مواد در جیب،رگ ناپیدا می گوید حالا که بیش از ۷ سال از آن روز ها می گذرد این کار آسان به نظر می رسد اما من در شرایطی که پیش از این چند بار با روش هایی مختلف ترک در خانه، کلینیک، متادون و... اعتیاد به هروئین و کراک را کنار گذاشته بودم اما بعد از مدتی دوباره بازگشتم هر چند که مدتی واقعا رگی برای تزریق نداشتم و در حالی که مواد در جیبم بود اما قدرت مصرف و در واقع رگ سالم برای تزریق در بدنم نداشتم. نتیجه چند سال زندگی خیابانی با مواد به نظر می رسد بهنام با یادآوری هر خاطره اش بخشی از گذشته اش را مچاله می کند و دور می اندازد: یادم می آید که من با آن سوابق سرکشی و رفتارهای نادرست بعد از آن که تصمیم به تغییر و ترک اعتیاد گرفتم و واقعا بر سر حرفم مانده بودم مردم جامعه به من اعتماد نمی کردند. البته حق داشتند چون من علاوه بر اعتیاد به نوعی شرور هم بودم و در شهر هم گردانده شده بودم و انگشت نمای بسیاری از مردم بودم. در جلسات گروهی ترک اعتیاد بسیار گفته می شود که برای پذیرش یک معتاد ترک کرده در جامعه به زمان زیادی نیاز است من هم ابتدا از محل اولیه زندگیمان دور شدم تا افراد فراموشم کنند. بعد به در مراکز حمایتی رفتم اما آن ها هم من را نمی پذیرفتند و حتی معتادان ترک کرده هم به دلیل شرارت ها و سابقه ذهنی منفی حاضر به کمک و پذیرفتن من نبودند. اما من پذیرفتم که نگاه منفی آن ها به دلیل سابقه ام است و باید خودم را تغییر بدهم. بهنام-بلگوری2ضربات پتک بر سر آهن بهنام به خاطر آورد که بعد از ۷ ماه و ۱۵ روز که هنوز به دلیل استفاده از مواد مخدر بدن و بوِیژه دست و پا هایش درد می کرد از انجام کار در داخل شهر ناامید شد و به اطراف رشت رفت و با دستمزد پایین و صرفا گذراندن روز و فکر نکردن به مواد مخدر کار کرد:بعد تلاش کردم مهارتم را در آهنگری که از گذشته سررشته ای در آن داشتم را افزایش دهم و الان چند سال است که به صورت سیار به این کار مشغولم. حالا هم تلاشم این است که با انجام اصولی کار مشتری هایم را داشته باشم. اما اگر روزی تلفنم نباشد سفارش کار هم ندارم. وقتی نگاهها مثبت می شود او حالا از شکسته شدن باور ها می گوید و اینکه باز تحمل می کند تا نگاه ها به او تغییرات بیشتری بکند:چون من تنها یک اشتباه و درگیری نداشتم که انتظار داشته باشم مردم و اطرافیان فراموش کنند بلکه سال ها رفتار اشتباه و ضد اجتماعی داشتم به همین دلیل می دانم باید لاشم را برای پذیرش از سوی مردم ادامه دهم. از بهنام سوال می کنیم که چرا برای آغاز یک زندگی با حاشیه های کمتر از رشت خارج نشد: اول اینکه من در ۱۸ سال گذشته به بسیاری از شهرهای ایران رفته ام و دیده ام که برای افراد معتاد و سابقه دار آسمان همین رنگ است. و دلیل دوم هم علاقه من به این شهر است و من به خودم قول داده ام که باید بتوانم اعتماد مردم رشت را به خودم جلب کنم و تا آخرین لحظه کنار مردم این دیار باشم. هیات محرم و متلک ها او می گوید تغییر کرده است و اخیرا هم تصمیم گرفت با تعدادی از بچه هایی که اعتیاد خود را ترک کرده بودند هیات عزاداری محرم برپا کند. بهنام می گوید:بچه ها با خلوص نیت در تمام ۱۰ شب محرم در هیات حضور داشتند. اما تعدادی از مردم وقتی از کنار هیات ما می گذشتند  با جملاتی مانند «لات محل ما رو، معتاد را چه به محرم و... » فکر می کردند که ما تغییر نکرده ایم. اما باز هم دوستان ما به کار خود ادامه دادند و شب آخر گریه می کردند و می گفتند که در محرم بعدی باز هم در هیات حاضر می شوند. چون این کارها از نظر روحی خیلی به آن ها کمک می کند. طرحی رویایی برای معتادان خیابانی حالا بیشترین دغدغه بهنام بلگوری طرحی است که می گوید ۶ سال و ۱۱ ماه است با هدف بهبود وضعیت معتادان خیابانی بروی آن کار انجام داده است؛حتی در روزهایی که فرصت نداشتم و بیمار هم بودم دست کم بروی طرحم وقت گذاشتم و کارهای مرتبط با آن را انجام داده ام. او ترجیح می دهد جزییات طرحش منتشر نشود اما کلیات مد نظر او این است که با تاسیس یک مرکز، معتادان خیابانی را به مدت ۲۱ تا ۴۲ روز به صورت رایگان از سایه شوم اعتیاد پاک کند اما این افراد مرکز را ترک نکنند و تا ۶ ماه در همان جا بمانند و مشغول یادگیری یک حرفه شوند. بهنام در این ارتباط از ۱۸ شغل در نظر گرفته شده در این مرکز صحبت می کند که فرد معتاد می تواند یکی از آن ها را انتخاب کند. البته ۷ شغل دیگر هم مد نظر او است. مشاغلی که به گفته این جوان خود از آن ها سرشته دارد؛ مثلا چند ماه کنار یک خیاط رایگان کار کرده ام تا بتوانم بخش های مهم کار را یاد بگیرم و مشاغل دیگر هم به همین صورت که از سوی من و تعداد دیگری از گروه مد نظر فراگرفته شده است. مدرس بعضی از مشاغل مرکز مد نظر این فرد هم تعدادی از معتادانی هستند که مانند بهنام موفق شده اند از سایه شوم اعتیاد نجات پیدا کنند. او با ارایه آماری می گوید که از ۱۰۰۰معتادی که در مراکز فعلی و با روش های موجود اعتیاد خود را ترک می کند کمتر از یک ماه بعد ۵۰۰ نفر دوباره به چرخه اعتیاد بازمی گردند و بعد از دو ماه ۲۰۰ نفر دیگر هم به آن ها می پیوندند. در حالی که به گفته او اگر فردی با رضایت خاطر خودش و با هدف ترک و حرفه آموزی۶ ماه در مرکز نگه داری شود قطعا ریسک بازگشت به مواد بسیار کمتر می شود. البته در حال حاضر هم مراکزی هستند که ۶ ماه افراد ترک کرده را با دارودرمانی نزد خود نگه می دارند اما باز هم تعدادی از این افراد به جمع دوستان دارای اعتیاد خود باز می گردند. کمک به ترک اعتیاد264 معتاد بلگوری می گوید علی رغم در اختیار نداشتن مرکز و امکانات خاص تنها با تلاش شخصی و هدف کمک به پاکسازی جامعه چندین نفر از معتادان را به جلسات معتادان گمنام وارد کرده و یا به کلینیک های ترک اعتیاد معرفی کرده : تلاش کرده ام از نظر انگیزه و قدرت روحی و روانی به این افراد کمک کنم. افرادی که در این مدت بهنام را به عنوان همیار کنار خود دیده اند. او می گوید ۲۶۴ معتاد در این مدت با کمک او دست از مصرف مواد مخدر کشیده اند. براساس ایده این جوان بعد از گذشت ۶ ماه فرد معتاد به صورت رایگان هم اعتیاد را ترک کرده و هم بدون پرداخت وجه در مرکز حرفه ای آموخته و روزی هم که با تایید پزشک از مرکز می رود مبلغی را دریافت می کند. او می گوید به دلیل آنکه در بازار حضور داشته افراد زیادی را می شناسد که هم با نگاه خیرخواهانه و هم به صورت روابط کارگر و کارفرمایی حاضرند مانند چند سال گذشته به او سفارش کار دهند که این سفارش ها می تواند در کارگاه یا مرکز ترک اعتیاد او انجام شود. انتظار برای دریافت مجوز با توجه به اینکه برای تاسیس مرکز ترک اعتیاد فرد متقاضی باید سابقه کیفری و محکومیت نداشته باشد و همچنین از مدرک لیسانس هم بهرمنده باشد بهنام بلگوری نتوانسته است نام خود را به عنوان اعضای هیات موسس شرکت ثبت کند و مدارک خواسته شده بهزیستی برای تاسیس «ندای آرامش پاکان» را با نام و مشخصات ۷ نفر دیگر از معتمدانش مانند مددکار اجتماعی،پزشک،فرهنگی به این ارگان ارایه داده که پاسخ استعلام های آن ها هم مثبت بود. اما توضیحاتی که در بهزیستی گیلان به او ارایه شده این است کشانده است که فعلا با هیچگونه درخواست تازه ای برای تاسیس مراکز ترک اعتیاد در کشور موافقت نمی شود. بلگوری تاکید می کند که در طرح او نیازی به دریافت وام و اخذ کمک از دستگاههای دولتی نیست : من به همراه افراد مدنظرم توانایی اجاره یک مکان را داریم و بخشی از تجهیزات کار هم دراختیارمان هست. تمام تلاشم این است که با این درخواست موافقت شود تا من بتوانم به آرزویم یعنی کمک به معتادان خیابانی برسم. معتادانی که به گفته او به معنی واقعی کلمه در حال زجرکش شدن هستند و کمتر کسی می تواند به آن ها کمک کند. کدام روش ترک مناسب است؟ می گوید من تمام روش های ترک را امتحان کرده ام. از ترک در خانه که از سوی معتادان «مامان درمانی» نامیده می شود تا بستری شدن در کلینیک، متادون و توسل اماکن مذهبی. اما بیشتر از همه جلسات گروه درمانی و انجمن معتادان NA را مفید می دانم. او با ذکر خاطره ای می گوید که در دوران اعتیاد بعد از چند سال خانواده اش او را به یک مکان زیارتی برده بودند تا انگیزه اش برای ترک اعتیاد بیشتر شود اما من دستم را که با طنابی به ضریح بسته شده بود باز کردم و خانواده ام در ترمینال متوجه شدند که باز هم مواد مصرف کرده ام و در حال چرت زدن هستم؛یعنی می خواهم بگویم تا خود فرد اراده نکند اتفاق مثبتی برایش نمی افتد. این فرد تغییر کرده می گوید: در حال حاضر عموما نیروهای انتظامی بعد از جمع آوری افراد معتاد آن ها را تحویل مراکز ترک اعتیاد می دهند و چند روزی در آن مراکز می مانند اما چون بسیاری از معتادان خیابانی خانواده ندارند باز هم چرخه برایشان از اول آغاز می شود. بلگوری تاکید می کند که روش ترک اعتیاد با مواد جایگزین امکان ترک را برای معتاد دشوار تر از همیشه می کند و فقط درد معتاد را عقب می اندازد و آتش اعتیاد را دو برابر می کند. او که سابقه حدود ۱۸ سال مصرف انواع مختلف مواد را داشته می گوید: بعضی از مراکز داروهای جایگزین به معتادان برای ترک می دهند که در واقع اعتیاد دیگری را شکل می دهد. او انکار نمی کند که این کار برایش درآمد مناسب هم خواهد داشت اما می گوید هدف اصلی اش بعد از سال ها کار کردن و فروختن مواد به مردم و خسارت وارد کردن به جامعه جبران اشتباهات است تا از نظر روحی بر خود هم تسلط بیشتری داشته باشد. ماجرای شبی که باران رشت تمام دارایی های یک معتاد را از او گرفت او می گوید می خواهم به معتادان خیابانی در گیلان کمک کنم چون من شب های زیادی را در پارک ها و خیابان های رشت خوابیده ام. یک شب زمستانی که هوا خیلی سرد بود از غروب مقدار زیادی کارتن و تکه های چوب برای گرم ماندن در شب جایی مخفی کرده بودم. اما ناگهان باران شدیدی گرفت و تمام کارتن ها و چوب ها خیس شد و من هم که سرپناهی نداشتم زیر باران کاملا خیس شدم طوری که کبریت در جیبم هم خیس شد. تا ۴ صبح من در کوچه و خیابان ها دنبال کبریت یا فندک بودم که بالاخره یک نفر یک فندک به من داد اما من دیگر کاغذ یا چوب خشک برای آتش زدن پیدا نمی کردم. بالاخره تا صبح و در حالی که احساس می کردم در حال مرگ هستم نگهبان پارک محله مان من را در حالت بسیار بدی پیدا کرد:او ۱۰ چای داغ به من داد اما یخم بدنم باز نمی شدو مدتها طول کشید تا بتوانم وضعیت به نسبت عادی پیدا کنم. خاطره خودکشی او ادامه می دهد من می خواهم به همنوعانم کمک کنم و انتظار دارم مدیران بهزیستی هم به کمکم بیایند چون اعتیاد آنقدر من را به خط پایان رساند که دوبار دست به خودکشی زدم. یک بار در باغ متروکه ای در نزدیک پارک کشاورز رشت خودم را حلق آویز کردم که به طور اتفاقی تعدادی از بچه های محل من را دیدند و طنابم را پاره کردند و بار دوم هم در خانه ای نیمه تمام می خواستم به زندگی ام خاتمه دهم که باز هم اتفاقی نجات پیدا کردم. امید،انگیزه و انتظار کمک بهنام بلگوری در حالی دفتر نگاه ایران را ترک کرد که امید و انگیزه در نگاه و رفتارش موج می زد. او می گوید حالا که به کمک خانواده و با اعتماد جامعه دست بر زانوهایش بلند شده است انتظار دارد نهاد حمایتی مانند بهزیستی و دیگر مراکز هم به کمکش بیایند تا بتواند دینش را به مردم و جامعه اش ادا کند. می گوید اگر هنوز نیاز به اعتمادسازی داشته باشم ارگانهای صدور مجوز می توانند نظارت بیشتری روی کار مرکز ما داشته باشند تا متوجه حسن نیتم بشوند.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code