نسبت ما با عادل فروسی‌پور شبیه نسبتمان با حسن روحانی است؛
چاپ
نگاه ایران: سیامک رحمانی روزنامه نگار ورزشی در فرهنگستان فوتبال نوشت؛نسبت ما با عادل فروسی پور شبیه نسبتمان با حسن روحانی است. عبور از عادل، تلاش برای ناکار کردن و آرزوی نابودی برنامه نود حاصلی نخواهد داشت و حتی یک قدم هم ما را به جلو نخواهد برد. انتقادات متنوع بینندگان نود از او و برنامه اش سر جای خود هست و در مقاطع مختلف ممکن است اوج و فرود پیدا کند، اما اگر کسی ادعا کند که برنامه نود و کارگردان و همه کاره آن به فوتبال بد می کنند یا فایده ای به حال فوتبال ندارند، در مشاعر یا نیت اش باید شک کرد. پس از برنامه هفته گذشته نود و کلنجار عادل فردوسی پور با علی اکبر طاهری، مدیرعامل سابق پرسپولیس، هجوم به برنامه نود شدت گرفته است. بخشی از این انتقادات قابل درک است. اینکه عادل تاکتیک مناسبی برای مقابله با حریف اتخاذ نکرده و در مقابل او آچمز شده است. طاهری –احتمالا یا ظاهرا- یکی از دوستان رسانه ای را کنار خود نشانده و از شناخت او روی عادل استفاده کرده تا برنامه نود را به نفع خود تمام کند. در مجموع همه امتیازات برنامه به حساب طاهری واریز نشده اما طبیعی است که عده ای ضعف و دستپاچگی عادل را شماتت کنند. برخی به درستی او را به خاطر دست و پا زدن و لابه اش برای آوردن طارمی به برنامه مورد عنایت قرار داده اند، که باز هم نکته قابل تأملی است. اما بسیاری از توقعات و حملات غیرمنصفانه یا ساده دلانه است. اینکه برنامه نود باید همه داشته هایش را خرج کند تا فوتبال و باشگاه ها در گرفتن حق پخش تلویزیونی برنده شوند، از درایت و آشنایی منتقدان حکایت نمی کند. نود زیر بلیت صدا و سیما فعالیت می کند و نمی تواند علیه مالک خود شورش کند. فایده اش چیست. عادل فردوسی پور همیشه تلاش کرده تا از کوچک ترین منافذ استفاده کند و حرفش را بزند و ایده هایش را روی آنتن ببرد. حرف ها و ایده هایی که در بسیاری از موارد خوشایند مدیران سازمان متبوع او نبوده اند. او کم هزینه نداده. گاهی تا پای تعطیلی برنامه رفته و بعضا مدت ها به محاق رانده شده. اما کج دار و مریز کارش را جلو برده و می برد. انتظار اینکه خودکشی رسانه ای کند و بزند به سیم آخر، چه فایده ای خواهد داشت؟ چه تضمینی وجود دارد که چنین رفتاری حاصل قابل قبولی داشته باشد و اگر عادل نباشد چه نصیب ما و فوتبال خواهد شد. بخشی از انتقادات به عادل فردوسی پور هم از طرفداران پرسپولیس می آید که بی ارزش ترین وجه ماجراست. طرفداران متعصب ممکن است از هر خطا و فسادی در باشگاه، دانسته یا ندانسته، دفاع کنند و این دلیل نمی شود که رسانه هم، راه و نگاه آن ها را دنبال کند. طرفداری که اغلب روشن بینی لازم را ندارد، هیجان زده و مطیع لیدرهای حقوق بگیر تیم است، یا اساسا از روی افراط و خودخواهی نظر می دهد، دلش می خواهد برنامه در مقابل مشکلات باشگاه و مدیران به ظاهر موفق اش سکوت کند. این هوادار از هر انتقادی بوی رقابت و دسیسه می شنود و فکر می کند اگر طرح مشکلات باشگاه، یک شب پیش از بازی در جام حذفی بوده، لابد فتنه ای در کار است. رفتن به راه این هوادار که مشکلی را از فوتبال حل نمی کند و به اصلاح و توسعه منجر نخواهد شد. اما مشکل هم او نیست؛ هوادار پس فردا همه چیز یادش خواهد رفت و به شعار دادن به نفع تیمش مشغول خواهد شد. مشکل کسانی هستند که حرفی برای گفتن دارند اما انتقادات و انتظاراتشان ممکن است کارا ترین دستگاه رسانه ای فوتبال کشور را از نفس بیاندازد. انتقاد جدی به عادل فردوسی پور اگر هست، بیشتر در حوزه هایی است که او سکوت کرده، نه جایی که دارد، به درست یا غلط، با لکنت یا فصاحت، حرفش را می زند. ایراد بزرگ عادل جایی است که او به دلیل روابط شخصی، ترس، دلبستگی یا هر عامل دیگر در مقابل تصمیمات و ایرادات رییس فدراسیون فوتبال و سرمربی تیم ملی سکوت و تازیانه اش را غلاف می کند. عادل به یک یا همه دلایل بالا حاضر نیست تاج را به سؤال بگیرد و این ضربه به فوتبال مملکت است. او حاضر نیست ایده ها و رفتار کی روش را با دیده انتقادی نگاه و به تحلیل آن همت کند و این بی رحمی به تیم ملی و فوتبال ملی است. برنامه نود برای چنین کارهایی نه محدودیت دارد و نه عاجز است. عادل را برای این چیز ها باید نکوهش کرد. باید به باد انتقاد گرفت و به جلو راند. نه به خاطر اشتباهات لحظه ای اش یا جاهایی که دست او بسته است. موضع ما با عادل بی شباهت به نسبتمان به روحانی نیست. گزینه ای بهتر از او نداشته ایم و توقعات منطقی و شدنیمان از او بالاست.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code