| شنبه، 22 مرداد 1401
نگاه متفاوت به گروه‌بندی ایران در جام جهانی 2018
       کد خبر: 156416
نگاه ایران:سیامک رحمانی روزنامه نگار در "فرهنگستان فوتبال"نوشت: قرعه کشی که تمام شد و معلوم شد ایران در گروه B مسابقات جام جهانی در کنار پرتغال و اسپانیا و مراکش قرار گرفته است انگار در ثانیه ای امیدها ته کشید. همه خیال و آرزوی ما برای این که برای اولین بار از گروه مقدماتی صعود کنم و تاریخ را کج کنیم انگار در فاصله بالا گرفتن نام کوچک ایران تا پایین آوردنش بخار شد و در تاریکی یخ زده شب مسکو به هیچ پیوست. بی تردید امید و آرزو هیچ وقت تا امروز این همه قدرتمند نبوده است. نه در جام جهانی ۱۹۷۸ که رابطه گنگی با فوتبال جهان داشتیم و وقتی به هلندی ها و به کوبیلاس پرویی رسیدیم انگار با مریخی ها طرفیم و نه در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه که وقتی ایویچ از تیم رفت همه خیال و انگیزه ما را با خود برد. تیم طالبی که همه می دانستند برای سه بازی به میدان رفته و با گل میهاییلوویچ یوگسلاو، بلیت های برگشتمان را ری کانفرم کردیم. جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان را هم از پیش باخته بودیم. برانکو می دانست که آخرین روزها را با تیم ملی ایران سپری می کند و انگار برای اتمام قراردادش بی قرار بود. برای همین هم بازی بزرگ تدارکاتی نداشتیم و دستپاچه رفتیم تا یک جام برایمان در لگد علی کریمی به ساک و ضربه معوج میرزاپور و فحاشی به دایی در فضای مجازی خلاصه شود. فوتبال ایران را باید به قبل از بازی مقابل آرژانتین در جام جهانی برزیل و پس از این بازی تقسیم کرد. تنها وقتی بازی تمام شد و ما از شوک دیدار با مسی و همبازی هایش خارج شدیم، وقتی دیدیم روی یک اشتباه گل خورده ایم و باخته ایم، در حالی که اگر سوت بی رحمانه داور نبود می توانستیم برنده بازی باشیم، متوجه شدیم که کی روش با تیم ایران چه کرده است. تازه آنوقت بود که فهمیدیم آمدن او برای تیم ملی چه معنایی داشته. وقتی که دیگر دیر شده بود. همین بیدار شدن ناگهانی برای این که دو بازی دیگر را در منگی تمام به باد بدهیم کافی بود. برای این که فرصت را به باد بدهیم. اما همه چهار سال بعد را با ایمان به او سپری کردیم و حتی لحظه ای بدگمان نشدیم. که او می تواند نیروهای پنهان در ساق های بازیکنان ما را آزاد کند و از آنها نمایشی بگیرد که کسی ندیده است. آنوقت بود که توانستیم مقتدرتر از همیشه به ۲۰۱۸ روسیه برسیم. آنوقت بود که فهمیدیم بهترین تیم قاره ایم و می توانیم شب ها با رویای پیروزی و صعود در جام سر بر بالین بگذاریم. با او چنان آبدیده شده بودیم که نگران بازیکنان اندک مان در لیگ های حرفه ای اروپا نشدیم و دل به حضور در سید سوم بستیم. جایی که می توانست ما را تا دورترین قله ها پرتاب کند. اما جمعه شب اول دسامبر، نام مراکش که از گوی سفیر درآمد و کنار نام ما قرار گرفت انگار همه چیز برایمان تمام شده بود. انگار جام برایمان تمام شده بود. تنها باری که بیشترین امیدها را جلوی چشم داشتیم در طرفه العینی همه انگیزه مان را گذاشتیم برای تمسخر رؤیاهایمان. برای لطفه ساختن و تمجید از حریفان. در این دقایق، شاید تنها کسی که هنوز شراره ها را در دل داشت، کارلوس بود. او که گفت سه بازی برای عزت و احترام ایران باید به میدان برویم. او که انگار همه ترسی که در دل دیگران افتاده در سینه اش می تواند چون گلوله بزرگی انباشته شود و او را به جلو براند. کی روش است که امروز می تواند به ما بگوید ما سه مسابقه فوتبال در پیش داریم و نه چیز دیگر. که ما هم یازده نفریم و غیرممکنی در کار نیست. من به او و توانایی هایش باور دارم و نمی خواهم با امیدهایم وداع کنم. من به تیم ملی ایران و ستاره های در حال رشدش باور دارم. می دانم همه به روسیه خواهند آمد تا بهترین باشند و با همه وجود خود را عرضه کنند. کسی این فرصت را از ما ندزدیده است. نه اسپانیا و پرتغال را دست کم می گیریم و نه رو به قبله دراز می شویم. پرتغال در یورو نشان داد تیم شکننده ای است. حتی اسپانیا هم بزرگتر از آرژانتین ۲۰۱۴ نیست. امشب دوباره باید بروم دیدار بلوهوریزنته را پلی کنم و باور کنم که جام جهانی محل بروز اراده هاست. ما در کنار کی روش سرشار از امید و سودای موفقیت ایم. چرا باید پیش از سوت مسابقه همه چیز را ببازیم. چرا باید شش ماه مانده، جنین آرزوهایمان را سقط کنیم؟ این نقطه شروع ماراتن بزرگ است، خط پایان آن نیست. تپانچه تازه شلیک کرده است.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code