سه شنبه، 11 آذر 1399 | 2020 Tuesday 01 ,December  
شهر ما بیمار و افسرده است؛
امین-مشهودکاریامین مشهودکاری مدتهاست که هر شهروند رشتی وقتی از مسیر های ورودی شهر وارد رشت می شود، افسوس ِ عقب ماندگی شهر در قیاس با حتی کوچک ترین مراکز استان های همجوار قلبش را می رنجاند. بیش از یکصد سال است که از نام گذاری شهرمان به «دروازه اروپا» و «شهر اولین ها» می گذرد، اما هنوز هم که هنوز است یک رشت است و یک میدان شهرداری و شهری که قارچ مانند و بدون اصول شهرسازی از هر سو گسترش یافته و هنوز کسبه ای که فکر می کنند نان ِ دلواپسیشان در جیب شهروند رنجدیده است! اولویت هر تغییری شناخت کامل از زمان حال است؛ آیا دید کاملی از وضعیت کلی شهر داریم؟ چرا وقتی «شهردار  جوان» عبارت «من برای شهرم هیچ کاری نمی کنم» را بر روی بیلبورد های بزرگ شهر می برد، بهمان برمی خورد؟ مگر ما برای شهرمان چکار می کنیم؟ این چه نوع خیرخواهی است که در برابر هر گونه تغییر  سیمای شهر اینگونه مقابله می کنیم؟ «زیر ساختی» که مدعیان و دلواپسان حفظ هویت شهر از آن دم می زنند مهم ترین رکن شناخت از وضعیت کنونی شهرمان است. باید قبول کنیم شهر  ما از لحاظ زیر ساخت در حد ابتدایی ترین شهر های کشور است. شهری که زمانی شهر اولین ها بود اکنون باید برای آخر نبودن هزینه کند. شهر از کمبود فضای سبز و فضای ورزشی عمومی، تک بعدی بودن حمل و نقل – فقط تاکسی محور-، عقب ماندگی از لحاظ طراحی شهری، نبود سیمای ظاهری مناسب برای یک کلانشهر، معضل روز افزون دستفروشی، کمبود فضای فرهنگی، نبود حتی یک پردیس سینمایی، ترافیک سنگین، نبود سیستم کار آمد تاکسیرانی در هنگام شب و ساعت شلوغ و ده ها مشکل دیگر رنج می برد؛ اما راه حل، تن دادن به تغییر است. دکتر ثابت قدم به درستی شناخت کاملی از وضعیت فعلی شهر کسب کرده است؛ اما آیا عادلانه است که در این بین فقط یک نفر هزینه کند؟ یا دوستان شورانشین تنها به تمام شدن  دوره مسوولیت خویش فکر می کنند و انداختن  مسوولیت آن به گردن ِ شورای قبل و شورای بعد و نبود امکانات و یا حتی تغییر دادن شهردار به شهرداری کم خطر تر و محافظه کار ؟ تبدیل فاز اول  خیابان امام خمینی(ره) به پیاده راه و احداث «BRT» در فاز دوم این خیابان، دو پروژه  همزمانی است که شهرداری را به تیتر ِ یک بنگاه های خبر رسانی درون استانی تبدیل کرده است، اما سوال اینجاست که مخالفینی که بدون استدلال علمی این دو پروژه را می کوبند تا حال از خود پرسیده اند؛ برای مثال چرا شهروندان رشتی برای انتقال از میدان مصلی به میدان شهرداری باید مبلغ حدود ۷۰۰ تومان را به اضافه تحمل ترافیک سرسام آور و شرایط بد بعضی از تاکسی ها بپردازند در حالی که برای مثال در شهری مانند تهران که همگان از هزینه های سر به فلک کشیده آن می نالند می توان با مبلغ ۶۰۰ تومان از شهر کرج با مترو به شمالی ترین منطقه تهران سفر کرد؟ آیا برای کسب رضایت کسبه بافت مرکزی شهر، باید آرامش هزاران هزار شهروند را به مخاطره انداخت؟ دلیل این همه مخالفت در برابر تغییر چیست؟ چرا شهری که مدت ها لقب اولین را به دوش می کشید اکنون حتی توانایی استفاده از تجارب دسته چندم شهرهای دیگر را هم ندارد؟ کسانی که از پروژه  در دست ساخت «BRT» انتقاد می کنند تنها کلید حل معضل ترافیک و حمل و نقل درون شهری را در استفاده از تاکسی می بینند؟ یا میدان شهرداری رشت را پربازدید تر از حرم مطهر رضوی می دانند که حتی مسیر های منتهی به حرم مطهر هم دارای خطوط ویژه اتوبوس است. اگر راه حل کلیدی در دو دهه پیش اندیشیده می شد، آیا اکنون با صف های طویل تاکسی که گاه خود باعث چند برابر شدن ترافیک در میدان های اصلی شهر می شوند مواجه می شدیم؟ پروژه هایی که شهردار رشت در سر دارد پروژه های بلند مدتی است که شاید فرزندان ما شاهد نتایج و تاثیرات آن باشد. شهری مبتنی بر صنعت گردشگری و دارای بافت علمی و اصولی شهرسازی و دارای فرهنگ شهرنشینی به روز و کار آمد. شهر رشت، مدت ها منتظر سر  کار آمدن شهرداری بود که از هزینه کردن  سرمایه آبروی خود نهراسد و بی پروا سیمای شهر را به شهری قابل سکونت تبدیل کند. گاه باید بپذیریم که هر تغییری هم بد نیست. باید قبول کنیم حتی اگر دکتر ثابت قدم بدترین ایده ها را هم برای شهرمان داشته باشد -مانند انتقاد ها به سیمای پیاده راه اعلم الهدی یا عدم اطلاع رسانی صحیح درباره قطع درختان خیابان امام و ... - باز هم بهترین درمان شهرمان همین ایده هاست! زیرا شهرمان آنقدر به سکون و رکود عادت کرده که مانند بیمار  افسرده ای شده است که درمان را در ترک دارو و تن دادن به مرگ می بیند.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code