| یکشنبه، 06 آذر 1401
گزارش گیل نگاه از کمپین دانشگاه گیلان برای کمک به مناطق زلزله‌زده‌ی کرمانشاه در قلب رشت؛
       کد خبر: 154516
نگاه ایران/ مهدیه عطایی: بیش از یک هفته از زلزله ی شامگاهِ یکشنبه که دلِ میلیون ها ایرانی را در سرتاسر کشور لرزاند گذشته است. موجی از کمک ها روانه ی بخش های آسیب دیده ی غرب کشور شدند. کمک های خالصانه ای از لباس و آب معدنی گرفته تا پتو، چادر و وسایل گرمایشی. کمک هایی حتی بیش از نیاز شهروندانِ سیاه پوش کرمانشاه. بحران ها همیشه خالق صحنه های بدیع انسانی بودند. صحنه هایی از جنسِ احساسات ناب. کمک هایی برای بازسازی خانه هایی که در چند لحظه ویران شدند در میدان شهرداری رشت که این روزها بانام پیاده راه فرهنگی معروف است قدم می زنیم. میدانی که هیچ گاه خالی نیست. روی زمین کاغذهایی چسبیده « فقط هزار تومن» دنباله اش را که می گیریم و می رسیم به یک چادرِ برپاشده. جلویش جوان هایی نشسته اند با چهره های آشنا و میز جلوی شان هی پر و خالی می شود از عابران. چشم که بچرخانی نوشته «گروه اعزامی دانشجویان دانشگاه گیلان به مناطق زلزله زده کرمانشاه». آن ها کمپین زده اند که با هزارتومنی های اهالی رشت کمکی برای بازسازی خانه هایی که در چند لحظه ویران شدند بفرستند. بعد از چند روز از زلزله، با هسته ی مرکزی 10 نفره، گروه را تشکیل دادند و مجوز گرفتند برای ایجاد کمپینشان در قلب شهر. از یکی شان می پرسم چرا «فقط هزار تومن؟» می گوید: هزار تومن، در جیب همه هست و به راحتی هدیه می کنند. امروز چهار روز از برپایی این کمپین توسط دانشجوهای دانشگاه گیلان می گذشت و در دو روز اول یک کامیون و یک اتوبوس از اقلام به همراه تعدادی از آن ها روانه ی بخش های آسیب دیده ی سرپل ذهاب شدند. با ارزیابی های خودِ این فعالین دانشجویی قرار است بخش بعدی کمک ها به افراد شناسایی شده برسد. صدای «شهرام ناظری» را پخش می کنند کنار میز. آقایی که روزنامه دستش دارد می آید و می گوید: «بازهم ناظری بذارید؛ برای زلزله هم چیزی خوانده؟» کمکش را روی میز می گذارد و شکلاتی برمی دارد. خانمی با دست پر از وسایل باعجله رد می شود. چند قدمِ رفته را برمی گردد و از کیفش مبلغی می گذارد روی میز و می گوید «خدا خیرتان بده». کودکی حدوداً پنج ساله هم آمده تا مبلغ اهدایی مادرش را، خودش درون جعبه بی اندازد. دانشجوها با او خوش وبش می کنند و شکلاتی تعارفش می کنند. انگار که یاد می گیرد درازای محبتش چیزی دریافت خواهد کرد. خانم دیگری می آید سوال می کند: «تا عصر هستید؟ می خوام پتوهام رو بیارم» یکی از بچه ها می گوید:« بعضی ها نمی دانستند کمک های خود را به کجا بدهند برای همین به اینجا می آورند» مصداق قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود نگاه مردمی که رد می شوند فرق دارد. بچه های خودشان نشسته اند پشت این میز و خواهان کمک اند، دست رد نمی زنند. بعضی ها هم معلوم است اعتمادشان معطوف به دانشگاه و دانشگاهیان است. این هزارتومن ها تا ظهرِ روز چهارم از مرز 34 میلیون تومان گذشته است. این دانشجوها انگار که بخواهند نمونه ای باشند برای مثل «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود». پایان هر شب مبالغِ دریافتی بیش از شب گذشته است و این روحیه برای دانشجویانِ در مواجهه ی مستقیم تا حدی غیرمنتظره است. به آن ها می گویم از هفته پیش تا حالا نیازهای مردم منطقه تغییر کرده است. می گویند شماره ی افرادی را که قرار است کمک شود گرفته شده و بیشتر مردم هنوز در بحث گرمایش با مشکل مواجه اند. از انجمن اسلامی تا بسیج و دانشجوهای فعال؛ دست در دست هم تشکل های دانشجویی، از انجمن اسلامی تا بسیج و دانشجوهای فعال همه دررفت و آمد به این چادراند. فضای همدلی دانشگاهیان را می شود کاملاً احساس کرد. می گویند این کار را تمام دانشگاهیان دانشگاه گیلان شکل دادند و به اسم فرد یا گروه خاصی نیست. از کارمندان و اساتید تا دانشجویان دانشکده های مختلف و این یک کار خودجوش دانشجویی بوده است. دانشجوهایی که همیشه پیشرو بوده اند. قرار است تا آخرین ساعات روز چهارشنبه این کمپین دریافت کننده ی هدایای مردم به هم وطنان کُردِ آسیب دیده باشد. مردمی که همیشه چیزی برای شگفت زده کردن دارند   یکی شان می گوید دیروز خانمی آمده دو هزار تومان داده و گفته هزارتومانش را پس بدهید پول کرایه ماشین بدهم. وقتی این را می گوید لبخند می زند. انگار که امیدشان به همدلی و همراهی مردم زنده شده باشد. همراهی مردمی که همواره شگفتی سازند.