پنجشنبه، 06 آذر 1399 | 2020 Thursday 26 ,November  
پیچ و خم‌های عبور از جاده تالش به آستارا:
نگاه ایران/طاها عبدالهی: وضعیت نامناسب ترافیک و جاده تالش به آستارا شرایط سختی را برای رانندگان و مسافران این مسیر ایجاد کرده است. قطعه کوچکی در این مسیر که طولی چند صد متری دارد یک چالش برای رانندگان محلی و غیر محلی به شمار می رود. این قطعه کوچک از میدان تازه تاسیس در شمال شهر تالش (پمپ بنزین ) شروع شده و در مقابل زیارتگاهی پایان می یابد. وضعیت نامعلوم و پلکانی آن که به صورت یک بانده در بین مسیری چند بانده، رقابت رانندگان برای پیشی گرفتن از یکدیگر و برش های آزار دهنده سطح آسفالت، تابلوهای متعدد هشدار دهنده و چراغ احتیاط که جای خطرناک تری را نشان می دهد از جمله مواردی است که برای طی این مسیر باید تجربه کرد. ساختمان جدید دادگستری تالش نیز در این قطعه قرار دارد که در هفته دولت افتتاح شد. امید آن می رفت که بزودی مسیر یاد شده آسفالت شود ولی چنین اقدامی صورت نگرفت. با افتتاح این ساختمان بار ترافیکی زیادی به این حوزه از حاشیه شهر منتقل شد. با شروع کار دادگستری در ساختمان جدید، انبوهی از خودروها در طرفین این جاده پارک کرده و در حال حرکت، تاکسی های متوقف شده که نیمی از جاده را اشغال کرده و مردمی که با عجله قصد عبور از خیابان را دارند به چشم می خورد. به این تراکم باید استقرار عریضه نویس ها با چهارپایه های چوبی و کلاسورهایی پر از اوراق قضایی در حاشیه جاده و مردمی که منتظر تمام شدن متن عریضه هستند ازجمله مناظری است که در لحظات عبور از این قطعه قابل مشاهده است. بدون شک انتقال دادگستری به حاشیه شهر تالش بار ترافیکی چهارراه خیابان های شهید بهشتی و طالقانی را بهبود بخشید ولی همین ترافیک همانند کلونی زنبوری که به دنبال یافتن غذایی شیرین است به نقطه یاد شده منتقل شد. IMG_8427 منطقه پر درد سر موضوع این گزارش «تره طول» نامیده می شود و به خاطر سابقه مذهبی و تاریخی- اجتماعی اش همواره معروف بوده است. وجود زیارتگاه و زندگی یکی از خاندان سادات منطقه و خاستگاه حرکتهایی همچون مشروطه در منطقه، وجهه ای به آن بخشیده ولی این موقعیت به دلیل آمایش غلط در حال فراموشی است. مسوولیت اداره مسیر تالش به آستارا از خروجی شمال شهر تحت اختیار اداره راه و شهرسازی آستارا قرار دارد و هرگونه عملیاتی باید به تایید این اداره برسد.  این قطعه پر دردسر در محور پونل – آستارا واقع شده که بیشترین تلفات جاده ای ایران در آن ثبت شده است. اما این تمام ماجرا نیست. ادامه مسیر با بلوک های بزرگ بتنی موسوم به نیوجرسی از یکدیگر جدا شده است. این مسیر خطرناک که از ناحیه ای مسکونی و کشاورزی عبور می کند با گذر عابران، احشام و ماشین آلات کشاورزی همراه است. اعتراض به نصب این بلوک ها تا جایی پیش رفته که تعدادی از آنها توسط تعدادی از افراد واژگون و تخریب شده است. نبود مسیرهای برگشت(دور برگردان) مشکل دیگر این مسیر است. بازار روستای جوکندان و مجاورت پلی که چندین سال قبل تیتر یک خبرگزاری ها شده بود بحرانی دیگر است. عرض کم چند صد متری مسیر نرسیده به پل از سمت تالش و رویدادهای مشابه مقابل دادگستری در این نقطه به مراتب بیشتر است. عقب نشینی مغازه های کنار جاده گویا اینجا انجام نمی شود. اما داستان به همین راحتی پایان نمی یابد و با رسیدن به لیسار برگی دیگر از ماجرا رو می شود.دقیقا در ورودی شهر با یک خیابان پر از چاله و ترک خوردگی آسفالت روبرو می شویم. طبق نقشه ترسیمی این شهر کوچک باید کمربندی داشته باشد و مسیر آن کاملا مشخص شده است. عدم اجرای این پروژه مشکلات زیادی را برای شهروندان ایجاد کرده است. عبور یک جاده ترانزیتی از داخل یک شهر هیچ گاه مطلوب نیست و در دوره های مختلف همیشه شهرداری مسوول مستقیم اداره این مسیر معرفی شده است. قسمت شمال این شهر در اواخر سال گذشته با وجود سرمای هوا و ریزش باران آسفالت شد که چندان مطلوب نبود و معایب کار پس از مدتی خود را نشان داد. اجرای عملیات قطعه جنوبی نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد. پیوند دهنده این قطعات پل های جدید و قدیم شهر هستند که پل جدید دو سال پیش به افتتاح رسید. انحنای مسیر و نیاز تملک و تخریب تعدادی از واحدهای تجاری را می طلبد که تا به امروز بلاتکلیف رها شده است. همین انحنا محل خرید فروش محصولات کشاورزی مردم روستاهای منطقه و هر دو لاین آن مسدود است. نصب تابلوهای پارک ممنوع هم راه به جایی نمی برد و دخالت پلیس با این وضعیت بی نتیجه است. با طی 10 کیلومتر به سمت آستارا به خطبه سرا می رسیم که زمزمه های شهر شدن آن به بخش گوش می رسد. پل های باریک به جا مانده از جنگ جهانی دوم تنها مسیر تردد در این جاده است و در روزهای تردد انبوه خودروها همیشه ترافیک سنگینی بر آن حاکم است. عبور جاده از داخل بازار و قصه تلخ تصادفات رانندگی چیزی نیست که کسی بتواند سرپوش برآن بگذارد. البته کمربندی این روستا در حال اجراست و بیشتر ساختمان پل تکمیل شده است. تملک مزارع مسیر حدیثی دیگر است که تا صورت نگیرد هیچ جاده ای ساخته نمی شود. کندی مسیر و قول های مسوولین شهرستان برای تکمیل آن تا پایان سال 1394 همچنان بدون نتیجه مانده و کمبود اعتبار مسأله اصلی ذکر می شود. شاید در ذهن خوانندگان این گزارش تمام معظل همین کلمات جلوه کند ولی این به اصطلاح اتوبان، فاقد روشنایی، زیر گذر و روگذر، پل های عابر پیاده و خط کشی نیز هست. این طرح ملی تا این جای کار از رودخانه ها تغذیه کرده و برداشت مصالح برای عملیات ساختمانی جزیی جدایی ناپذیر از قضیه است. رودخانه هره دشت که از وسط شهر لیسار می گذرد به خاطر برداشت بی رویه پیمانکاران با وضعیت اسفناکی روبرو شده و حیات رودخانه ای آن تقریبا از میان رفته است. از دست رفتن منابع، کشته های انسانی و خسارات ناشی از سوانح رانندگی را نمی توان با معیار ریالی و مالی سنجید ولی به هر روی یک زیان بزرگ در این حوزه متوجه منافع عمومی است که گویی پایانی ندارد. تغییر دولت نیز نتوانسته این رکود را بشکند و همین روند همچنان طی می شود؛با طلسمی که تا این جای کار شکسته نشده و اقدامی بزرگ می طلبد. جاده های شمال با تمام سحر انگیزی، مناظر زیبا و دلپذیر، این مصایب را هم دارد. مسیری که می تواند جایگاه حضور گردشگر به معنی واقعی کلمه باشد و درآمدی هنگفت را نصیب ساکنان، واحدهای خدماتی و دولت کند به یک قتلگاه بزرگ با آماری وحشتناک، تبدیل شده است.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code