| یکشنبه، 07 آذر 1400
نیما محمدی نگاه ایران/ علیرضا محمدی گرفمی *  شهرها کارگاه تمدن بشری هستند و  فضای تجلی قدرت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و بازوی حرکتی دولت ها محسوب میشوند که در روند تحول خود پیوسته از کارکردهای خود تأثیر مستقیم پذیرفته اند و به تبع این تأثیرپذیری تغییراتی نیز در آنها در زمینه های فضایی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بوجود آمده است.  از جمله کارکردهای مهم شهری گردشگری بوده که بر فضاهای شهری تأثیرات شگرفی می گذارد. امروزه گردشگری را به عنوان یکی از مهمترین صنایع توسعه پایدار در هر جامعه ای می دانند که نقش مهمی  از نظر فرهنگی در جریان های شهری و انطباق این شهرها با جهانی شدن و به روز شدن شهرها ایفاء میکند. از این رو بسیاری از کلانشهرها و مادر شهرهای جهانی از جمله کلانشهرهای ایران تلاش میکنند از این فرصت به نحو مطلوبی بهره جسته و با مدیریت و برنامه ریزی نظام یافته و پویا فضاهای شهری خود را در این راستا سازمان دهند. گردشگری شهری به آن بخشی از گذران اوقات فراغت گفته می شود، که در محدوده سکونت شهری شهروندان و فضاهای باز درون شهری از جمله پارک ها- شهربازی ها- مراکز خرید- مراکز فرهنگی و تاریخی و... شکل می گیرد و رشد آن می تواند بخشی از نیازها و فعالیت های فراغتی مستمر شهروندان را نیز ارضاء کند. قابل توجه است که در زندگی های انسان قرن 21 اوقات فراغت و گردشگری به عنوان حق و نه پاداش، محسوب می شود و به کالایی اساسی در سبد خانوار و زندگی روزمره افراد بدل گشته است. امروزه گردشگری شهری برای مدیران شهری جوامع پیشرو به یک رقابت سنگین میان کلانشهرهای آن جامعه تبدیل شده تا آنجا که که مدیران شهری با ارائه تعاریف، تعیین اهداف، داوری میان گزینه های گوناگون در زمینه سرمایه گذاری، آمایش و ایجاد ساختار مدیریت مناسب و تجاری کردن فرآورده های گردشگری شهری سعی میکنند در جهت توسعه پایدار محلی گام های موثرتری بردارند.اما منطق بهره برداری از امکانات شهری برای گردشگری شهری در ایران تا کنون نه تنها در مقایسه با کشورهای منطقه  و در حال توسعه کمتر بوده بلکه این ویژگی متاسفانه در سالیان گذشته در رشت نسبت به سایر کلانشهر های ایران به مراتب بیشتر مورد غفلت واقع شده است. در سالیان اخیر مدیران شهری کلانشهرهای بزرگ ایران با درک اهمیت و نقش بسیار موثر گردشگری شهری در ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان در ابعاد مختلف، اقدام به تغییرات فضایی و مکانی گوناگونی در شهرهای خود کرده اند و خیز مناسبی جهت جذب توریسم شهری برداشته اند، برخی از کلانشهرهای کشور بر این اساس طرح های فراوانی از جمله: مرمت و بازسازی اماکن و فضاهای تاریخی و فرهنگی، ایجاد مراکز خرید مدرن، مراکز اطلاع رسانی، کمپ های تفریحی و استراحتگاهی در حاشیه نقاط ورودی شهر،  مراکز درمانی مجهز در نقاط پرتردد گردشگری شهری، تسهیلات ویژه رفت و آمد به نقاط فرهنگی، زیارتی، تفریحی و ییلاقی پیرامون شهر، احداث بزرگراه های عبور و مرور ترافیکی، تلاش برای راه اندازی مترو، ساخت پایانه های مسافربری مدرن در حاشیه ورودی شهر، و... را آغاز کرده و نمونه ای از تغییرات فضایی مکانی را در جهت پایداری توسعه محلی گردشگری شهری خود بوجود آورده اند. بدیهی است شهر رشت  و مناطق مرکزی آن جزو مطلوب ترین مناطق شهری شمال کشور به جهت دارا بودن توامان منابع طبیعی و میراث فرهنگی و حتی تاریخی به شمار می آید. علاوه بر این شهر رشت از دیر باز تا کنون محل تولد و زیست  بسیاری از بزرگان علم و ادب و فرهنگ این سرزمین بوده و هست. بزرگانی که خدمات شایانی در عرصه ملی و بین المللی داشته اند و دارند و هرکدام به تنهایی میتوانند مایه افتخار یک کشور باشند و به نوبه خود پتانسیل قابل توجهی برای جذب گردشگر می باشند همه این شواهد و قراین کارشناسان را به این باور رسانده که گردشگری شهری میتواند موتور محرک اقتصاد شهری ما باشد بنابراین برای بهره مندی از این پتانسیل راهی نداریم جز اینکه با برنامه ریزی های قابل سنجش در بازه های زمانی کوتاه مدت و میان مدت، رشت را در مسیر رسیدن به شهرهای برتر ایران به لحاظ کسب منفعت از توریسم شهری قرار دهیم. اما با وجود همه این توانهای بالقوه به نظر می رسد در سالیان گذشته عدم توجه به برنامه ریزی های کلان و استراتژیک سبب شده از ظرفیت های شهر رشت به ویژه ظرفیتهای گردشگری آن در جهت توسعه اقتصادی و افزایش رفاه شهروندان استفاده بهینه و مطلوب صورت نپذیرفته باشد. از طرفی کمبود  منابع مالی پایدار و فشار های اقتصادی ناشی از آن بر مدیریت شهری سبب اتکاء بیش از اندازه به ساخت و سازهای بی رویه در سالیان اخیر گردیده است و این تک پایه ای بودن اقتصاد شهری ما در سالیان ماضی سبب شده در حال حاضر برخی از ویژگی های منحصر به فرد بر شمرده در بالا با مخاطرات جدی روبرو بوده و تهدید از دست رفتن هویت بومی شهر روز به روز پر رنگ تر و حفظ و احیای  آنها ضرورتی حیاتی به نظر رسد. با توجه به اقبال مردم و ساکنان شهر رشت نسبت به این توانمندی ها و واکنش آنها نسبت به تغییر و تحولات مداوم محیطی حاکم بر شهر، به نظر می رسد باید کلیه نقش افرینان را ناگزیر ساخت تا به منظور بهره مندی از پتانسیل های شهر، افقی مطلوب جهت استفاده بهینه از این امکانات با هدف احیاء هویت شهر ترسیم کنند. تا ضمن نظارت هوشمندانه بر جریان تغییرات،  بتوانیم در راستای تشویق و ترغیب سرمایه گذاران و کلیه افراد مشارکت کننده به سرمایه گذاری های برنامه ریزی شده  گام های موثری برداریم. از آنجاکه تجارت و فرهنگ همواره دو عامل و انگیزه اصلی گردشگران برای سفر به شهرهاست و این دو هدف در واقع مهمترین پارامترهای تحقق گردشگری شهری هستند باید تاکید کرد که رشت با توجه به پیشینه تاریخی و موقعیت جغرافیایی در هر دو مقوله از مزیت نسبی و پتانسیل قابل توجه برخوردار است. اما آنچه امروز در واقعیت شهر رخ می نماید اینکه با وجود تمام این پتانسیل ها ما به ندرت در لیست شهرهای منتخب یک ایرانی به عنوان یکی از اولین مقاصد گردشگری داخلی قرار میگیریم و باید با تلاش و برنامه ریزی دقیق مسیر قابل توجهی را طی کنیم تا به چنین جایگاهی نایل آییم. پر واضح است که شهر های رقیب ما در سطح ملی نه تنها بیکار ننشسته اند بلکه بسیار منظم و با برنامه در حال گسترش حوزه نفوذ گردشگری شهری خود هستند. نگاهی اجمالی به طرح های در دست اجرای کلانشهرها و حتی مراکز استانهای مجاور در زمینه گردشگری مبین این تلاش است. در این راستا و پس از تغییرات جدید مدیریتی در کلانشهر رشت و بر سرکار آمدن شهردار جدید مدتی است مدیران شهری رشت با تکاپو و تلاش بیشتری سعی در رفع نواقص موجود شهر دارند و آنچه از شواهد پیداست شتاب پروژه های شهری نسبت به گذشته افزایش قابل ملاحظه تری داشته است که قابل تقدیر است. همچنین مدتی است در بسیاری از مصاحبه ها و جلسات متعدد توسط این مدیران، گردشگری  موتور محرکه اقتصاد و توسعه شهر رشت معرفی میشود که به نوبه خود نشان از تغییر رویکرد در اندیشه مدیران برای به حرکت در آوردن چرخ توسعه این شهر است که از نظر نگارنده اتفاق مبارکی است. اما علی رغم تمام این تاکیدات به نظر میرسد مشغله های ذهنی و حجم درگیری های این مدیران برای رفع مشکلات اولیه شهر هنوز این فرصت را فراهم نکرده تا با علم براینکه گردشگری بخشهای گوناگونی از جامعه و اقتصاد را شامل می شود برنامه و طرح نظام مندی در جهت بهره برداری بهینه از این صنعت تهیه کنند و یا در بازنگری برنامه های پیشین اساس برنامه های شهر را بر محور گردشگری بنا گذارند. آنچه از نظر نگارنده در حال حاضر قابل تامل است جایگاه نازل گردشگری در حد پروژه باقی ماندن است و فاصله گردشگری تا رسیدن به جایگاه مورد نظر در راهبردها و سیاستگذاری های کلان شهری قابل ملاحظه به نظر می آید و آنچه اکنون تحت عنوان توسعه گردشگری از آن سخن به میان می آوریم غالبا پروژه هایی عمرانی است که اگرچه میتوانند کارکردهای گردشگری داشته باشند اما درصورت نداشتن برنامه صرفا در حد حرف باقی می مانند و تنها سیمای ظاهری شهر را تغییر خواهند داد اگرچه همان تغییر سیما و منظر شهر هم میتواند برای شهروندان مطلوبیت داشته باشد و قابل تقدیر ولی برای بهره بردن چنین پروژه هایی در راستای گردشگری نیاز به طرح های بالادستی کلان تری داریم که حداقل از آن در ارایه برنامه ها سخنی به میان نیامده تا کارشناسان از افق های آن در آینده مطلع شده و در مشارکتی فعال برای بهبود شرایط شهر فرصت ها و تهدیدهای آن را مورد ارزیابی قرار دهند. در پایان تاکید دارم هرچند به نظر می رسد مدیران شهری با جان و دل ضرورت استراتژیک گردشگری را باور نکرده اند  با این حال هنوز در ابتدای راه توسعه گردشگری شهر هستیم و حجم کارهای در حال انجام قابل توجه و نیازمند همراهی است و می توان امیدوار بود که با درایت از این فرصت برای شهر رشت بهترین بهره ها را آنگونه که شایسته است ببریم. "آینده مکانی نیست که به آنجا می رویم، جاییست که آن را به وجود می آوریم. راه هایی که به آینده ختم می شوند یافتنی نیستند، بلکه ساختنی اند و ساختن آن؛ هم سازنده را و هم مقصد را دگرگون می کند" *مدرس دانشگاه ،  رییس کارگروه گردشگری مجمع متخصصین گیلان

به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code