سه شنبه، 29 مهر 1399 | 2020 Tuesday 20 ,October  

 مختار جباری شاید براى همه ما پیش آمده باشد که با صحنه اى روبرو مى شویم و حس مى کنیم قبلا در همان جا بوده ایم و اون صحنه را دیده ایم به این لحظات و تجربه دژاوو گفته مى شود. همه حالات فردى در واحد کلان تر براى جامعه هم قابل تصور است . کسانى که سال هاى ٥٨ و ٥٩ و ٦٠ را تجربه کرده اند خوب به یاد دارند که پس از یک انقلابى که متکى به تجربه تاریخى بیش از یکصد ساله بود و تجربه اى که حاکى از تلاش هاى تاریخى ایرانیان براى ورود به دوره مدرن بود ، در تمام این تجربه ها "عقل ایرانى" ساختارگرایانه این زایمان یکصد ساله را تجربه کرد. از آغازین تلاش ها گویى یک جاى کار ایراد داشت که سید جمال الدین اسد آبادى در پایان تلاش هاى نافرجامش اعتراف کرد که "...فکر میکرد راه از میان حاکمان میگذرد و اشتباه کرده ، به جاى وقت گذاشتن بر حاکمان باید به جامعه مى رسید!" ناصرالملک که نایب السلطنه احمد شاه قاجار بود و عمر طولانى در دربار چند شاه گذرانده بود و در مکتوبه اى به بهبهانى به اسماء الهى قسم مى خورد که مخالف مشروطه نیست بلکه تا زمانى که آدم مشروطه ساخته نشود ، مجلس مشروطه فایده اى نخواهد داشت! انقلاب ٥٧ که حاصل تکیه بر تجربه طولانى بود با تلاش همه جریانات سیاسى و اجتماعى به نقطه ٢٢ بهمن ٥٧ رسید ، اما دیرى نپایید که همین مبارزان قبل ٢٢ بهمن در سال هاى ٥٨ و ٥٩ و ٦٠ به روى هم تیغ کشیدند و سهم خواهى هریک مبدل به تولید شعار مرگ بر .... همدیگر شد. انقلابیون دیروز فراموش کردند که از گردو غبار برخاسته براى سهم خواهى تنها و تنها سهم مردم فراموش خواهد شد. سهم تاریخى مردم ایران براى داشتن جامعه اى مدرن و توسعه یافته. این روزها گویى همان صحنه ها باز تولید مى شود البته دیگر نه به شکل تیغ کشیدن به روى هم و سر دادن شعار مرگ بر ... بلکه با فراموشى سهم مردمان مان با سهم خواهى خودمان! اندکى به مناسبات نمایندگان مجلس به مدیران اجرایى بنگرید بى تردید متوجه این آشفته بازار خواهى شد. شاید فکر کنیم دغدغه اصلى مدیران رفع و رجوع موانع کارى سازمان تحت مدیریت شان است و در این اوضاع بى پولى تامین منابع درآمدى است ، اما به واقع دغدغه اصلى مدیران رفع و رجوع درخواست هاى نمایندگان است ، درخواست هایى که در آن تنها چیزى که لحاظ نمیشود منافع عمومى است. همین مناسبات در حدو اندازه خودش در شوراى شهر و شهردارى حاکم است . عمده دغدغه شهرداران رفع و رجوع درخواست هاى ١٥ عضو شورا بود ، درخواست هایى که عمدتا تامین کننده منافع خاص بود نه منافع عمومى! تاکنون مناسبات این چنینى در سطح نمایندگان مجلس و شورا بود اما متاسفانه گویى اپیدمى این رفتار به جریانات سیاسى هم رسید! دولت مى خواهد استاندارى براى استان بگذارد ، یک گروه لیست چهارنفره میدهد ، گروه دیگر لیست سه نفره و گروه بعد لیست دو نفره و چند روز بعد گروهى که لیست چهار نفره داده بود اعلام مى کند یک نفر از لیست خط خورده است! یک از بزرگان سیاسى از نماینده ولى فقیه میخواهد غیرت دینى خود را پاى کار بیاورد براى تعیین استاندار! بزرگ دیگرى مى گوید استاندارى که فرق گالش و تالش را نداند بدرد نمیخورد و باز بزرگ دیگرى مى گوید شهردار غیر بومى فرق بین ماسال و ماسوله را نخواهد دانست! در این جمعه بازار راه افتاده استاندار استان به استان دیگرى میرود و با تکریم و تجلیل هم میرود و جالب اینکه گروه هاى سیاسى به جاى اینکه آدم معرفى کنند مى بایست نقد کنند و در این اوضاع تجلیل و تکریم استاندار رفته نقدى نمى شود کسى در این شهر نیست بگوید آقاى استاندار تو در این سال ها چه کردى و چه نکردى! استاندار هم که پیشاپیش مطابق آمارهایى که داده بود بسیار موفق بود ، خرسند و شادان در استان دیگر بر صندلى استاندارى خود تکیه خواهد زد! مردم هم که زندگى شان را مى کنند ! دیروز همسرم مى گفت یکى از دانش آموزانش که از دانشگاه تهران در رشته ژنتیک درس خوانده بود آمده پیشش و مى گوید چند سال است که بیکار است و مى خواهد دوباره در کنکور شرکت کند براى رشته دیگر. راستى شما چند فوق لیسانس و دکترا مى شناسید که بیکار هستند؟! راستى شما چند زوج مى شناسید که طلاق گرفته اند؟! کسى آمارى از معتادین دارد! حال کارخانه ها چطور است؟ کسى از آمار زنانى که براى پول تن فروشى مى کنند دارد؟ استاندار ما حالش خوب است! گروهاى سیاسى لیست استانداران خود را مى بندند! دژاووى اجتماعى ما همین است و بس!

نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code