| دوشنبه، 06 بهمن 1399
نگاه ایران/مختار جباری شهرداری می تواند موتور توسعه شهر باشد و البته نسل دوم و سوم شهرداری ها که ویژگی های آن در یادداشت پیشین به آن اشاره شد.(اینجا بخوانید) همین وظیفه را به عهده دارند اما شهرداری رشت در حال حاضر امکان انجام این وظیفه را ندارد . در این یادداشت تلاش بر آن است که به آسیب شناسی سازمان شهرداری پرداخته شود . این آسیب شناسی عمدتا معطوف به دوره دو سال گذشته است اما هر محوری که در این موضوع به آن اشاره می شود یک عقبه تاریخی دارد . منابع انسانی نامتوازن: بدنه کارشناسی و مدیریتی سازمان شهرداری را به چند دسته میتوان تقسیم بندی نمود: ١- مدیران و کارشناسانی که تعلق ذهنی و عملی به نسل اول شهرداری ها( شهرداری که صرفا مجموعه ای از وظایف خدماتی در قبال شهر بعهده دارد) دارند و خیلی باورمند به نسل سوم شهرداری ها و نسل چهارم شهرداری ها( شهرداری بعنوان یک نهاد اجتماعی و شهرداری بعنوان راهبر توسعه) نیستند. ٢- مدیران و کارشناسانی که با رانت خویشان خود در شهرداری در سال های گذشته جذب شهرداری شده اند. ٣- مدیران و کارشناسانی که که از زمان شورای اول تا شورای چهارم با رانت اعضای شورا وارد سیستم شهرداری شده اند. ٤- مدیران و کارشناسانی که با استفاده از سهمیه های ویژه وارد شهرداری شده اند. این چهاره گروه بخش مهمی ای از بدنه مدیریتی و کارشناسی سازمان شهرداری را تشکیل میدهند و بخشی که با آزمون و صلاحیت فردی خویش وارد شهرداری شده اند بخش زیادی نیستند از قضا این دسته از کارآمدی بهتری در سازمان برخوردار هستند. فرهنگ سازمانی آسیب دیده: فرهنگ سازمانی نقش مهمی در تنظیم رفتارهای سازمانی دارد و موجب کارآمدی یا ناکارآمدی سازمان میشود. متاسفانه فرهنگ سازمانی در شهرداری بطور جدی آسیب دیدن است و ویژگی های خاصی دارند. قبل از اشاره به این ویژگی ها باید تصریح کنم بخش عمده ای از کارشناسان و پرسنل شهرداری مبرا از این موضوع هستند. تضعیف وفاداری به سازمان: هر سازمانی زمانی میتواند به بیانیه ماموریتی خود وفادار باشد که بدنه سازمان به سازمان وفادار باشند. در شهرداری به دلیل اعمال نفوذ اعضای شورا در جابجایی ها ، بسیاری از مدیران و کارشناسان خودشان را به اعضای شورا بیشتر وابسته میدانند تا سازمان . روابط نامتعارف با کانون های برون محیطی : کانون های برون محیطی که بدنبال منافع اقتصادی خود هستند و بعضا امکانات رسانه ای نیز دارند در طول سال های گذشته مجموعه ای از روابط مبتنی بر بده و بستان اطلاعات و... با بدنه شهرداری برقرار کرده اند این روابط بیش از اینکه در جهت تقویت سازمان شهرداری باشد در جهت تامین منافع فرد و گروه های خاص است. منابع درآمدی ناپایدار: شهرداری بعنوان نهاد عمومی می بایست منابع درآمدی خود را ایجاد و تثبیت و پایدار کنند اما متاسفانه در طول سنوات گذشته منابع درآمدی از وضعیت ناپایدار برخوردار بوده است. مجموعه کارکردهای سیستمی شهرداری که مطابق با نیازهای امروزین شهر مدرن تعریف شده از این سازمان در کنار وظایف خدماتی و کارکرد اجتماعی یک بنگاه اقتصادی نیز ساخته است . بنابر این شهرداری به مثابه یک بنگاه اقتصادی باید بتواند در فرایند هزینه _فایده مدیریت شهری به نحوی عمل کند که منابع مالی برای نگهداری و راهبری توسعه شهر تولید کند. تولید این منابع امروزه از وظایف جدی شهرداری ها است. مکانیزم تولید این منابع در یک نوع عمده اش در سرمایه گذاری تعریف شده است ، هر چه بیشتر چتر سرمایه گذاری گسترانیده شود به همان نسبت سهم شهرداری در پروژه های سرمایه گذاری افزون میشود و این یعنی درآمد پایدار اما واقعیت موجود در شهر رشت نشان میدهد که فرایند سرمایه گذاری در رشت با سه مخاطره جدی مواجه است. ١- اغتشاش ساختارمدیریتی ٢-تقلیل سرمایه اجتماعی ٣-نامطلوب بودن زیستی شهر وقتی در ساختار بالادستی شهرداری نوعی اغتشاش رفتاری وجود دارد برای سرمایه گذاری که آمادگی سرمایه گذاری سه هزار میلیارد تومانی وجود داشت قطعا رفتارهای مدیریتی شهر توجیه ناپذیر خواهد بود. سرمایه گذار وارد شهری نمی شود که شورا در کمتر از دو ماه انتخاب سرپرست برای شهرداری و در روزهای آخر عمرش مجددا تصمیم به تعویض سرپرست می گیرد ، آقایان نمیدانند ولو اینکه تصمیم شان عملی نشد اما چهره شهر را مخدوش کرد یا سرمایه گذار وارد شهری نمیشود که بدنه سازمان شهرداری از رفتار شهردار رنجیده باشد ولو اینکه کارآمدی او محرز شده باشد. همه اینها یعنی اغتشاش ساختار مدیریتی! نرخ سرمایه اجتماعی شهر ما برای توجیه پذیر مردن امر سرمایه گذاری کلان نرخ مناسبی نیست؛ رتبه های دوم و سوم در ضرب وجرح و توهین و یا داشتن ٦٤ درصد سرمایه اجتماعی پایین و.... تصویر مخدوشی است برای اتفاق بزرگ اقتصادی! شهر باید به لحاظ مولفه های زیباشناختی و مولفه های مطلوبیت زیستی وضعیت مناسبی داشته باشد اما رشت هنوز از مطلوبیت زیستی مناسبی برخوردار نیست. اقتدارگرایی خود کاهنده: شیوه اقتدارگرایی موجب کاهش اعتماد بنفس مدیران و تضعیف خلاقیت آنان میشود . شاید اقتدارگرایی برای عبور از یک مرحله آشفتگی سازمانی به مرحله سامان یافتگی سازمانی مناسب باشد اما این مرحله نباید طولانی باشد و در عین حال میتوان شیوه اقتدارگرایی انسان محوری را به نحوی اعمال نمود اما اگر شیوه اقتدارگرایی در برش زمانی طولانی شود و یا اصالت های انسانی در آن نادیده گرفته شود منجر به وازدگی میشود و کم کم ناراحتی تبدیل به نفرت میشود که این موضوع یکی از آسیب های سازمانی بوده است.   نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تائید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code