| شنبه، 04 بهمن 1399
نگاه ایران/سیدمجتبی نعیمی وقتی خودم را جای مردم عادی شهرم رشت می گذارم که اکثرا بطور تصادفی با اخبار و تحلیل های سایت ها، کانالهای تلگرامی و صفحات اینستاگرامی در خصوص انتخاب شهردار روبه رو می شوند، به آنها حق می دهم که نه برای این موضوع مهم کمپین راه بیاندازند و نه حتی از کمپین ها و دعوت های اخیر فعالان سیاسی و فرهنگی استقبال کنند. به آنها حق می دهم از کنار این اخبار و تحلیل ها همانطور عبور کنند که از کنار صدها خبر دیگر، هر روز رد می شوند. بدون توجهی و دل مشغولی. بدون دغدغه ای و حسرتی. چون در کمتر این اخبار و تحلیل ها، خودشان را می بینند. حرف از شایسته سالاری زیاد است. اما مگر اولین بار است؟ و اصلا، آن هزاران بار پیش که حرف از شایسته سالاری بود، چه گلی به سر این مردم زده شد که قرار است این بار، و با تکرار مجدد آن، مردم شهر من رشت، از گذر شنیدن شعار شایسته سالاری، به وجد آمده و بگویند: نه این دفعه فرق می کند. قرار است اتفاق جدیدی بیفتد. راستش را بخواهید، برای من و امثال منی که نزدیک به ۱۵ سال است درگیر علم و عمل وادی سیاست هستیم، اکثر این اخبار و تحلیل ها بو می دهد. بوی منفعت طلبی. اینکه گزینه فلان لابی را بزنیم زمین تا گزینه لابی ما بالا بیاید. البته نه به همین رک و راستی. می گوییم فلانی شایسته نیست و بساری شایسته است. تا ظاهر داستان که باید حفظ شود، حفظ شود. خدا حفظش کند. استادمان بود و هست. یک روز، بدون هیچ حرفی وارد کلاس شد و یک راست رفت سراغ تخته سیاه. رویش نوشت: «این کلی گویی ها و مبهم گویی ها دارد پدر مردم ما و مملکت ما را در می آورد.» راست می گفت. هنوز هم این حرف، حرف راست است. یک مشت خبر و تحلیل کلی و مبهم. فلان حضرت آقا گفته که شهردار باید شایسته باشد. عجب! ما تا حالا فکر می کردیم شهردار باید ناشایست باشد. حرف از شایسته سالاری می زنند بدون اینکه خود، شایسته این کار باشند. چون مبتلا به کلی گویی هستند و دارند پدر این مردم را با کلی گویی های شان در می آورند. یا در فلان تحلیل می خوانی که صحبت از دست های پنهان برای روی کار آمدن شیادترین انسان ها می کند. در حالی که نه معلوم است آن دست های پنهان، مال کیست و آن شیاد، کجاست؟ بعد انتظار دارد جمعیتی، سرگردان وی شده و به شیطنت ش بپیوندند. ای کاش چهارتا آدم دلسوز پیدا می شدند که برای گزینه شهردار رشت، چهارتا ملاک درست و حسابی تعریف می کردند. ملاک هایی که بشود با چهارتا متر و معیار، اندازه شان گرفت. تا این طوری، اگر نشد که شهردار انتخاب کنیم، حداقل برای ارزیابی شهردار انتخاب شده، دچار کلی گویی و مبهم گویی نشویم. که اگر نشویم، می بینیم چطور مردم، خودشان برای ما کمپین راه می اندازند. در غیر این صورت، خداییش چندان فرقی نمی کند که کی شهردار شود. یعنی برای من و هزاران رشتوند دیگر فرقی پیدا نمی کند. شاید چهارتا حرکت نسبتا خوب هم زده شود، اما آن حرکتی که باید مشکلات شهری را مات کند، زده نمی شود. به همین دلیل است که با رفتن و آمدن این همه شهردار گونه گون، هنوز شهر ما رشت، مشکل آسفالت و ترافیک و تمیزی و تراکم و غیره دارد. ای کاش چهارتا آدم پیدا می شدند ای کاش بالایی را محقق می کردند. و البته در پایان، ذکر این تلنگر خالی از لطف نیست که ما باید به وضعیتی بیاندیشیم که در آن وضعیت، شخص شهردار چندان اهمیت نداشته باشد. بلکه این ساز و کارهای منفک از شهردار باشند که تعیین کننده بوده و امورات شهری به دست آنها باشند. در اینجاست که دعواهای شهردار شدن خیلی کمتر شده و از طمع ورزی خالی می شود. چیزی شبیه تفکیک قوای مونتسکیو که دعوای «چه کسی حاکم باشد؟» را با تعیین ساز و کاری، تقریباً حل کرد. نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.

به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code