| پنجشنبه، 02 بهمن 1399
نگاهی به سکوت بزرگان اصلاح طلب گیلان در قبال اتفاقات شورای شهر رشت؛
       کد خبر: 135971
وحید احمدی آرا   18 سالمان بود.رییس ستاد جوانان بودیم .در روزهایی که از او فقط خاطره ای دور در وزارت ارشاد در اذهان بود و یک کتاب: از شهردنیا تا دنیای شهر انتخابات تمام شد و ما که سنمان نمیرسید... تماشا کردیم و تشویق کردیم و هورا کشیدیم و زنده باد مخالف من سردادیم و دلمان به " جامعه " و " راه نو " و "عصر آزادگان " خوش بود . به اینکه مخملباف برای شمس الواعظین نوشت: روزنامه ی تو روزنامه زندگی است.... چهار سال گذشت ...رییس ستاد جوانان بودیم .با سرو صورتی زخمی از کوی دانشگاه ، با کوله باری از اندوه که در چشمهایش بود و با اشکهایش بیعت کردیم...چون سنمان نمی رسید ...به چه نمی دانم....فقط می دانم سنمان نمی رسید...تماشا کردیم.برایمان سازمان ملی جوانان ساختند و جوان ستیزترینها را بر مدیریتش گماردند، سازمان جوانان را منحل کردند....خانه جوانان ساختند ...منحل کردند...و ما همچنان سنمان نمی رسید ...فقط می توانستیم رییس ستاد جوانان باشیم ! سالها گذشت ...و ما سنمان نمی رسید ...موهامان سفید شد ...کله هامان تاس شد ...کمرمان خمید ...اما باز هم سنمان نمی رسید ... شعار جوانگرایی دادند، دولت جوان تشکیل دادند، اقازاده های جوان دکلها را بلعیدند و نفت را بشکه بشکه قورت دادند و ما ...سنمان به هیچ چیز نمیرسید... سال 92 شد و ما که جوان بودیم و سنمان نمیرسید ، اما خواهرزاده ها و برادرزاده ها که قطعا سنشان می رسید چنین شدند و چنان شدند و البته ما چون حامی جوانگرایی بودیم تشویق کردیم و هورا کشیدیم ! سال 96 شد و ما رییس ستاد جوانان شدیم...خواهرزاده ها و برادرزاده ها پیدایشان نبود ...مثل همه ی این سالها.... شورای فلان اصلاح طلبان تشکیل شد و صدو چهل و هشت جلسه کاری برگزار کرد، شورای بهمان شماره دوی اصلاحات تشکیل شد و دویست و شصت و پنج جلسه برگزار کرد...با همانهایی که صدو پنجاه سال است رییسند و ما هم که سنمان نمیرسید سکوت کردیم . لیستی در انتخابات شورای شهر رشت منتشر شد که احتمالا خود اعضای شورای بهمان و فلان نیز به این لیست کامل رای ندادند و ما چون سنمان نمیرسید سکوت کردیم ... گفتند در ستاد انتخابات روحانی این لیست تبلیغ نشود و ما سکوت کردیم ... این نماینده و ان چهره سیاسی و ان بولدزر انتخاباتی سهم خود را درلیست طلبیدند و دادندو ندادند و ما سکوت کردیم .... حق خود دانستند که لیستی جداگانه ببندند و رییس دفتر و برادرزن و عمه جان پسر را در آن بگنجانند و به موازات لیست اصلاح طلبان منتشر کنند و ما سکوت کردیم... انتخابات تمام شد و یک مرد وحتی یک نامرد پیدا نشد مسوولیت این باخت را بر عهده بگیرد و بگوید: بله چهار درصد تقصیر ماست که سی سال است عنوان رییس و نایب رییس و شورا و حزب و دسته و گروه را به دوش می کشیم و ببخشید اندازه چهار درصد ما مقصریم...و ما چون سنمان نمیرسید سکوت کردیم ... از تمام این نسل سکوت کرده یک نفر راهی شورا شد و یک نفر هم در صف انتظار به عنوان عضو علی البدل ماند و باقی نیز به ترتیب.... حال که فرصتی فراهم شده تا دیگر جوان اصلاح طلب وارد شورا شود باز هم بزرگترهای ما سکوت کرده اند، استاندار ، معاونینش ، فرماندار، چهره های سیاسی که همه روی دوش همین" همیشه جوانان" ایستاده اند سکوت کرده اند... حق دارند لابد ...عضوی که تخلف کرده و باید از شورا خداحافظی کند ، فلان است و بهمان، عضو حزب اعتدال و توسعه و تنها کاندیدای مورد حمایت قطعی این حزب بوده، دکتر ناراحت می شوند، بعد باید تمام این چهره ها مصاحبه کنند و از دکتر عذر بخواهند ...اما این جوانی که مطابق حق و قانون و انصاف پشت در شورا مانده که پزشک است، دکتر که نیست ! رییس اینجا و نایب رییس انجا و معاون فلانجا نیست ...تازه سنش هم نمیرسد! این جایگاهها چه انتخابی چه انتصابی قطعا مال جاافتاده ترهاست...ما شعار جوانگرایی را دوست داریم ، جوانان را برای ستاد و انتخابات و هوراکشیدن دوست داریم، بعضی جوانها علی الخصوص خواهرزاده ها و برادرزاده ها را بیشتر دوست داریم ...شما سکوت کنید ... مثل جوانانی که این همه سال سکوت کردند...اما این سکوت ...تا آن سکوت ....هیس ...عیب است...شما سنتان نمیرسد...ما هم تا بازنشستگی سیصد سال دیگر راه داریم.... نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code