| شنبه، 27 دی 1399
[caption id="attachment_12844" align="alignnone" width="217"]حسین آب برین * حسین آب برین *[/caption] تعداد تماشاگران فوتبال در کشور هر روز کم و کمتر میشود هر فصل نسبت به فصل پیش و هر سال نسبت به سال گذشته. کارشناسان و تماشاگران فوتبال دلایل مختلفی را برمی شمرند؛ یکی از گرانی بلیط می گوید، دیگری از برگزاری بازیها در وسط هفته یاد می کنند، برخی ها معتقدند کیفیت بازیها پایین است، دیگری نبودن امکانات رفاهی در استادیوم ها را عامل اصلی می داندو اخیرا هم فروش بلیط بصورت الکترونیک. مسئولان ورزشی در کشورمان نگران کاهش حضور تماشاچیان در استادیوم ها هستند و می گویند نکند بلایی که بر سر سینما آمد بر سر استادیوم هایمان بیاید، همین چند سال پیش بود که اعلام شد میانگین تماشاگر در هر مسابقه به ۹۷۰۰ نفر رسیده و در واقع به زیر ۱۰ هزار نفر سقوط کرده است. زنگ خطر به صدا درآمد و از آن سال یعنی سال ۹۲ هر سال این آمار کمتر و کمتر شد به طوری که دلسوزان این ورزش پرطرفدار به دنبال حل این معضل رفتدند و اما در استان گیلان ... دوباره بازی دیگری در ورزشگاه شهید عضدی رشت، تراژدی تکراری مشکلات داماش،  تکرار صحنه های نه چندان زیبا در ورزشگاه پیر رشت،تغییر نام داماش گیلان ،انتقاد از مسئولان استان و تیم داماش،پیدا کردن خریدار برای داماش ،شکستن دل هواداران ، دوباره و دوباره و... مشکلات مالی ترجیع بند این سالهای فوتبال رشت بوده است .کابوسی که همواره خواب را بر دوستداران فوتبال در رشت حرام کرده و باعث تغییر چندباره نام «داماش گیلان» و سرافکندگی هواداران وفادار فوتبال رشت شده است. این بار اما حادثه ای عجیب طرفداران خسته داماش را دل آزرده کرد؛ حادثه ای که شاید اگر برای یکی از دو تیم محبوب پایتخت اتفاق می افتاد چه بسا هم اکنون تیتر اول روزنامه ها بود و پس از گذشت چند روز همچنان خوراک خبری رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری کشور می شد تا مسببان حادثه سرزنش شوند. اما شرح حادثه: پس از پایان دیدار تیم های داماش گیلان و نساجی مازندران در استادیوم شهید عضدی رشت تعدادی از هواداران داماش در اعتراض به وضعیت این تیم و عملکرد برخی از مسوولین این باشگاه در پشت رختکن تجمع کردند که در این بین یکی از مسوولین داماش در اقدامی عجیب با تماشاگری درگیر شد و سیلی محکمی به صورت این هوادار زد که این موضوع باعث عصبانیت سایر هواداران داماش شد و اعتراض آنان را در پی داشت که در نهایت این درگیری با مداخله نیروی انتظامی خاتمه یافت. در اینکه این مسوول محترم نیز مانند سایر داماشی ها نگران تیم و در صدد حل مشکلات داماش است شکی نیست و اینکه ایشان در آن لحظه تحت فشار روحی و عصبی بوده هم درست اما ای کاش ایشان با این داماشی جوان اینگونه برخورد نمی کرد و لحظه ای خود را به جای او می گذاشت تا به این هوادار حق بدهد که عصبانی باشد. او همین چند سال پیش به ورزشگاه آمده بود و شعار «داماش آسیایی» را سر می داد و هم اکنون تیمش نه تنها لیگ برتر را از دست داده بلکه در آستانه انحلال قرار دارد. البته او دیگر آنقدر پر توقع نیست و از مسوولین تیمش انتظارات آنچنانی ندارد. او دیگر دست از آرمان های خود کشیده و شرایط را پذیرفته است؛ با لیگ دسته یک هم کنار آمده؛ با فروختن ستارگان تیمش هم مشکلی ندارد. حالا او فقط از مسوولین تیم و استانش دو چیز می خواهد؛ یکی حفظ داماش در رشت و دیگر حفظ نام داماش گیلان. به راستی همه هواداران داماش اینگونه اند و  بی اغراق باید آنان را کم توقع ترین و وفادارترین هواداران فوتبال ایران لقب داد؛زیرا با وجود ناکامی ها و بی ثباتی های مالی تیمشان همچنان پای این تیم ایستاده اند. وقتی از آنان دلیل این مقدار وفاداری را سوال می کنید به اتفاق می گویند: داماش برایشان فقط یک تیم نیست بلکه هویت است. هویت مردمان یک استان؛ پس طبیعی است که دست از هویت خود برندارند. *کارشناس ارشد ارتباطات اجتماعی

به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code