جمعه، 09 خرداد 1399 | 2020 Friday 29 ,May  
در ستایش سیاست با نگاهی به شورای شهر آینده رشت؛
نگاه ایران/بابک مهدی زاده اینکه می گویند شورای شهر ، نهادی سیاسی نیست و سیاستمداران نباید در آن جایی داشته باشند یا از سر فریب می گویند یا از سر ناآگاهی. شورای شهر در هر نقطه ای از دنیا، نهادی صد در صد سیاسی است. ۱- نهادی که با انتخابات و رای مردم شکل بگیرد کارکردی سیاسی دارد. ۲-نهادی که باید برای توسعه یک شهر لایحه و طرح تصویب کند یک نهاد صرفا سیاسی است. زیرا قانونگذاری امری بالذات سیاسی است. در عین حال توسعه بیش از آنکه به مباحث اقتصادی کار داشته باشد مفهومی سیاسی است و تحققش جزو وظایف ذاتی سیاستمدار است و نه اقتصاددان.اینکه می گویند شهر برای توسعه به روشنفکر و معمار و شهرساز و مهندس نیاز دارد در درجه دوم اهمیت است. هرکشور و شهری برای توسعه در درجه اول به سیاستمدار و دولت خوب نیاز دارد. همان شهریار ماکیاول. همان لویاتان هابز. ونیز با معمارها و معماری ها و نقاشی ها و کلیساهایش ونیز نشد بلکه با فرمانرواهایی که به معماران و نقاشان پول و ایده می دادند ونیز شد. درواقع این سیاستمدار خوب است که باید بهترین ایده ها را با کمک بهترین اجراکنندگان به بهترین شیوه ممکن عملی کند. شهر رشت هم برای توسعه باید در وهله اول شورای شهر و شهردار مدیر داشته باشد مانند صفایی فراهانی که بهترین رئیس فدراسیون ایران بود اما ورزشکار نبود. شورای شهر به مدیران سیاستگذاری چون صفایی فراهانی که برآمده از کار جمعی و تشکیلاتی هستند نیاز دارد و نه امثال عباس جدیدی. ۳_تصمیم گیری برای مردمان یک شهر یک کنش سیاسی است. شاعر و نویسنده و حقوقدان و ورزشکار و پزشک و هر صنف دیگری شاید برای آینده مردمان یک شهر رویاپردازی کند اما این سیاستمدار است که باید رویاها را به واقعیت تبدیل کند. ۴_ طرح ها و لوایح و مصوبه ها بدون داشتن بودجه ارزشی ندارند. گرفتن بودجه ، رایزنی و لابی هم جزو وظایف سیاستمدار است. ۵_انتخاب شهردار هم یک فعل سیاسی محسوب می شود. اینکه شهردار چه ایده و مرامی داشته باشد و حق انتخاب بین چندین شهردار با ایده ها و برنامه های مختلف و گرفتن تائیدیه وزارت کشور یک عمل سیاسی است. این ها دلایلی بود برای اثبات این امر که شورای شهر یک نهاد سیاسی است. اما یک نهاد سیاسی را نمی توان با ۱۱ فرد با ۱۱ دیدگاه متفاوت و بعضا نامشخص اداره کرد. احزاب در دنیای مدرن آمده اند تا به انسان ها در امر تصمیم گیری و انتخاب خط و ربط دهند. به همین دلیل تفاوت یک شورا با اعضای حزبی و یک شورا با افراد غیر حزبی از زمین تا آسمان است. با عضویت افراد در احزاب آن ها قابل پیش بینی و عملکردشان قابل اندازه گیری است. یعنی می توان حدس زد که شهردار یک جریان سیاسی چه کسی است یا یک جریان سیاسی درباره فرهنگ و اقتصاد چه نظری دارد. مثلا اگر شورای شهر رشت دارای دو فراکسیون اصلاح طلب و اصولگرا بود از هم اکنون می شد باتوجه به اقلیت یا اکثریت بودن این دو جریان در شورا حدس زد که چه کسی شهردار خواهد بود ، یا شورا چه نظری درباره مراسم و جشن های فرهنگی و هنری دارد یا تز اقتصادی اش چیست یا رویکردش نسبت به گردشگری و مسائلی از این قبیل چه خواهد بود. اما با شورایی متشکل از افراد غیر حزبی که به هیچ کس جز منافعشان پاسخگو نیستند هیچ تحلیلی از عملکردشان وجود نخواهد داشت. به ضرس قاطع معتقدم که شورای شهر جدید با اعضای نامدار و مقتدر و کاردان و کاربلدش باز هم شورایی ناکارا، سیال، غیرقابل پیش بینی، معامله گر، وقت گیر، پرچالش و ناامیدکننده خواهدبود. نه به این خاطر که اعضایش انسان هایی ضعیف هستند که از قضا شاید این شورا یکی از قوی ترین شوراها به لحاظ سابقه مدیریتی و سیاسی و حسن شهرت اعضایش باشد اما چون اکثریت این اعضا برآمده از احزاب نیستند و شخصیت های مستقل محسوب می شوند نمی توان بینشان نقاط اشتراک زیادی پیدا کرد. در نتیجه به خاطر نداشتن دو فراکسیون قوی سیاسی در شورای شهر رشت بازهم شاهد به وجود آمدن فراکسیون های کوچک مقطعی خواهیم بود. فراکسیون هایی که نه به خاطر مرامنامه سیاسی که به خاطر اعتقادات شخصی افراد بر سر لوایح و پروژه های مختلف شکل می گیرند. در چنین شرایطی تصمیمات عقلانی گروهی براساس مرامنامه عقیدتی جای خود را به لابی های پشت پرده و بازی امتیاز بده، امتیاز بگیر می دهد. تمام وقت شورا صرف یارگیری های مقطعی و موردی می شود و منابع مالی یک شهر هدر می رود و تصمیمات مهم زمان بر می شود و دعواهای زرگری زیاد می شود و در نتیجه مردم خسته از این ناکارآمدی همیشگی سرخورده تر و خشمگین تر می شوند. اینکه می گویند سیاستمداران و احزاب امتحانشان را پس داده اند هم حرف نادرستی است. اولا اینکه احزاب در ایران آنقدر نوپا و بی تجربه هستند که به مرحله امتحان نرسیده اند چه برسد که در آن قبول یا رفوزه شوند. این درست که جریانات سیاسی در ایران اندازه موهای سر اعضایشان اشتباه کرده اند اما حزب گرایی یکی از ارکان اصلی توسعه حتی توسعه شهری است. اینکه می گویند حزب گرایی مختص به کشورهای توسعه یافته است و ما فاصله بسیار زیادی با آن ها داریم پس باید بی خیال آن شویم و فقط به حسن شهرت افراد برای رای دادن بسنده کنیم هم حرف بی پایه و اساس و عوامانه ای است. نمی شود که کشورهای توسعه یافته را الگوی پیشرف کشور و شهر کنی و رشت را بخواهی به پاریس تبدیل کنی اما اصول اولیه و تجربه پاریس شدن را نادیده بگیری. در پاریس هم به خاطر اشتباهات خونین احزاب در گذشته های دور مردم از آن ها ناامید می شدند اما آنقدر در این کشورها به لوازم دموکراسی که انتخابات و احزاب و جامعه مدنی باشد اطمینان کردند که پس از گذشت قرن ها به جایی رسیده اند که یا فریب شعارهای احساسی امثال لوپن در فرانسه را نمی خورند یا اگر به اشتباه در آمریکا به کسی مثل ترامپ رای دادند او را با قواعد و لوازم دموکراسی و جامعه مدنی به مهار خود در می آورند. این ها همه گفتم تا وضعیت نامعلوم و غیرقابل پیشبینی و احتمالا غیرقابل اطمینان شورای آینده را محصول عوامل زیر بدانید: ۱_اشتباه استراتژیک و خودخواهانه اصلاح طلبان در بستن یک لیست ضعیف و عدم حمایت آن ها از همان لیست پرحرف و حدیث که منجر به سلب اطمینان مردم رشت برخلاف شهرهای بزرگ دیگر از اصلاح طلبان شد. ۲_وجود لیست های متعدد و عجیب غریب برپایه شعارهای ناسوسیونالیستی جهان سومی که در کشورهای پیشرفته مانند فرانسه هیچ خریداری ندارد و یا لیست هایی که براساس منافع فردی تهیه کنندگان بسته می شود همه و همه اطمینان مردم را از رای به لیست های اینچنینی نیز سلب کرد. چون مردم با فرهنگ رشت_ به جز یک عده جوان رادیکال احساسی_ آگاه هستند که در دنیای مدرن امروزی جایی برای طرح شعارهای قومیتی نیست. این مردم در عین حال به لیست هایی که توسط یک عده آدم سودجو و دلال به منطور کنترل منابع شهر تهیه می شود هم اعتماد نمی کنند. به همین دلیل مجبور می شوند به آدم ها فارغ از تعلقات گروهی و حزبی شان رای دهند که نتیجه اش همان شورای سیال و غیرقابل پیش بینی و کند می شود. تکمله: ایران در این صدسال بعد از مشروطه که گام در راه توسعه نهاد اندازه تمام دنیا هم شاعر داشت هم دکتر و هم مهندس اما سیاستمدار نداشت. آنکس که پایه گذار توسعه در ایران بود یک سیاستمدار به نام امیرکبیر بود که قدرتش در مدیریت و اجرایش بود نه ایده پردازی و خطابه و شعارهایش. نفت را سیاستورزی مصدق ملی کرد نه اشعار به رنگ خون شاعران آن دوره. تهران ، تحول و دگردیسی اش را مدیون سیاستمداری چون کرباسچی است نه ده ها دکتر و مهندس و نظامی ای که شهردارش بودند. شهر رشت هم بیش از هرچیز به سیاستمداران خوب نیاز دارد. سیاستمدارانی که برای شهر کار سیاسی نکنند اما با سیاست ، کار کنند. نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.