| جمعه، 03 بهمن 1399
یادداشتی بر مجموعه شعر "دوست داشتن اتفاقی نیست"
       کد خبر: 113077
نگاه ایران/سحر یحیی پور مجموعه شعر "دوست داشتن اتفاقی نیست" اثر "مزدک پنجه ای" به تازگی توسط انتشارات "دوات معاصر" با شمارگان ۵۰۰ نسخه به چاپ رسید. این کتاب ۹۰ صفحه ای سی شعر از تازه ترین آثار شاعر را در خود جای داده است. روی کرد متفاوت اشعار مزدک پنجه ای استفاده از تکنیک "چندصدایی" ست، که به واسطه ی آن صدا و لحن های گوناگونی را بر اساس شخصیت های مختلف وارد اثر می کند. در استفاده از این شیوه دیگر راوی متکلم وحده ی روایت نیست. شعر مجموعه ی صداها و دیدگاه هایی ست که در حال روایت یک ماجرا، هر یک از زاویه ی دید خودشان اند و مجموعه ی این صداهاست که شعر را می سازد. برخلاف آن چه ممکن است از نام کتاب برداشت شود، شاعر در سرایش بیشتر شعرها رویکردی اجتماعی دارد. این نگاه اجتماعی آن جا که پای چند صدایی به شعر باز می شود، با فرهنگ و گویش گیلکی در هم می آمیزد. مثلا در " آواز های شبانه ی کورقوقو" وجود کاراکتری گیلک زبان، که به عنوان یک تیپ شخصیتی اصطلاحات و کنایه های روزمره ی مردم گیلان را بیان می کند، رنگ و بویی بومی به شعر بخشیده است. "اون می فهمید، صداشو حق به جانب می کرد، می گفت: _ یالا، یالا بگو چیه ماجرا؟ _ ننم از کویا آیه آقاجان، خوراشه خورا آیه" (ص ۳۰) شاعر در خلق شعر های چند صدایی روایت را آن گونه پیش می برد که مخاطب با خواندن اشعار در حقیقت مخاطب یک نمایش است. نمایشی که در شعر به روی صحنه می رود. گاهی بازیگران این نمایش همگی نقشی به یک اندازه مهم دارند. گاهی یکی از بازیگران نقش اصلی و دیگران نقش های مکمل نمایش را به عهده دارند. صدا ها بر اساس تیپ های شخصیتی، لحن و فونت نوشتاری واژه ها از هم جدا می شوند. شاعر توانسته است با استفاده از چند صدایی پدید آورنده ی فرم های مختلفی در اشعار باشد. در اشعار پنجه ای کمتر شاهد سطرنویسی های شاعرانه هستیم. تصاویر و کارکرد تکنیک های بیانی اغلب در ساختار عمودی شعر ها دیده می شوند. شعر ها روایت هایی هستند که گاهی در آن ها شکست زمانی نیز اتفاق می افتد. "هیچ کس اما پرده بر چشم های متحیر نمی کشد/حرص نمی زنند/ بیهوده نمی کشند/در جنگل با منطقِ طبیعت سیر می کنند/ _غریزه نخستین زبان جست و جوست/ باید به اصل خود برگردیم" (ص ۱۱) رویکرد اجتماعی شاعر را می توان در شعر "کیف یک وکیل" جستجو کرد، که از زبان کیف وکیلی که هر روز شاهد گفت و گو ها و اتفاقات روزمره ی دادگستری ست نوشته شده است. "این همه که سر بالای سر رفت حوصله ام/ سری که درد نمی کند را بریدند گوشه ای از جنگل/ تا ایوان شود این خانه این ملک/ چنین که سر ها بریده بینی بی جرم و بی جنایت/ شده ام کیف آواره ای در دست های تو..." (ص۲۴) شاعر از امکانات دیداری نیز در شعرهای خود بهره می برد. "هیچ ذهن خسته ای از هم آغوشی چشم ها/ با نقطه های ممتد ... پر نمی شود" (ص34) پنجه ای در این مجموعه شاعر مکان ها و موقعیت هاست. ورزشگاه، دادگستری، خانه و... را به شعر می رساند. از این نظر می توان او را شاعری دانست که از به تصویر کشیدن موقعیت های گوناگون زندگی با زبان شاعرانه ی خود ابایی ندارد. از زاویه ای دیگر به اتفاقات روزمره می نگرد و زندگی ماشینی را به جهان شعر مرتبط می سازد. همانطور که در شعر "ورزش گاه" ، هیجانات یک مسابقه ی فوتبال را بدون این که اشعارش به توصیف نزدیک شوند تصویر می کند: "گاهی می گویم دفعه ی بعد که هیجان بالاگرفت/ تماس بگیرم با مجید آقا/ استکانش را بردارد/ ببیند قهوه خانه فقط مرکز جهان نیست. " (ص 87) نگاه ایران: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می شود.

به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code