| دوشنبه، 26 مهر 1400
نگاه ایران/گروه اجتماعی: بازآفرینی شهری، یک نگرش جدید در شهرسازی ایران و گامی هوشمندانه در جهت ایجاد تغییرات مثبت و و عملکردی است. این نگرش خارج از چهارچوب متداول طرح های توسعه شهرهای ایران که سعی در ارائه فرمول های کمی و مطلق برای حل مشکلات شهرها دارند، به توسعه ای کیفی، منعطف، درون زا، یکپارچه و زمینه گرا می اندیشد. بازآفرینی چیزی فراتر از پروژه های صرفاً عمرانی است و غالبا به همین دلیل درک آن برای کسانی که از توسعه تنها خیابان های عریض و برج های سر به فلک کشیده را در ذهن دارند، دشوار است. یکی از مهم ترین کارکردهای بازآفرینی، توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محلات کم برخوردار و جدا افتاده شهر است. با اجرای بازآفرینی شهری این محلات بر اساس ظرفیت هایشان توانمندسازی شده، نشاط شهری، امید به آینده و پیشرفت در شهروندان ایجاد شده، فضاهای عمومی شهر تقویت شده و تبدیل به مکان هایی برای گذران اوقات فراغت شهروندان و گردشگران و بستری برای خلق خاطرات جمعی شده اند. از نمونه های موفق این تجربه می توان به شهر مدلین کلمبیا اشاره کرد که دومین شهر بزرگ این کشور واقع در آمریکای جنوبی است. این شهر با فاصله ی عمیق طبقاتی بین غنی و فقیر، میزان بالای جرم و جنایت و محرومیت های اجتماعی که بیشتر شهرهای آمریکای لاتین با آن مواجه هستند، برای مقابله با این مسائل در دهه ی گذشته، طرح بازآفرینی شهری و توسعه اجتماعی را در برنامه کاری خود قرار داد. قبل از آغاز این طرح ها، مدلین درگیر مسائل اقتصادی ـ اجتماعی ناشی از تجارت مواد مخدر بود. درگیری گروه های غیرنظامی خرید و فروش مواد مخدر در سال ۱۹۹۲ این شهر را به عنوان یکی از خطرناک ترین شهرهای جهان در رده ی بین المللی قرار داده بود. اما امروزه تحولات بسیاری در شهر مدلین رخ داده است. توسعه کالبدی و اجتماعی شهر قابل توجه است؛ شمار اتفاقات خشونت آمیز کاهش یافته، نرخ بیکاری کم شده و سهم احساس امنیت افراد مثبت است؛ این همه به وسیله ی همکاری یکپارچه برنامه ریزان، طراحان، سیاست گذاران و مردم در بهسازی محلات برجسته ی شهر رخ داده که بیش از این همه تکذیبش می کردند. در پروژه های قبلی توسعه کلمبیا، روی پیدا کردن راه حل های موضعی برای مشکلات کالبدی تمرکز می شد. اما طرح بازآفرینی شهر مدلین با یک استراتژی متفاوت وارد عمل شد. این طرح از معماری و شهرسازی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به توسعه اجتماعی استفاده کرد. پس از اجرایی شدن این برنامه ها تغییرات مثبت اجتماعی، عملکردی و کالبدی و بیش از همه تغییراتی که در نحوه ی نگرش ساکنین محلات و غرور و حس تعلق در فضاهای شهری جدید را ایجاد می کرد، ملموس و محسوس کرد. توسعه شهری اراضی پیرامون ایستگاه های مترو و ایجاد کاربری هایی در این اراضی همچون کتابخانه را می توان از اقدامات صورت گرفته در این پروژه به شمار آورد. این شهر از این لحاظ نمونه است که اثبات می کند جرایم شهری به واسطه توسعه کالبدی، فرهنگی و ظرفیت سازی اجتماعی قابل کنترل خواهد بود. مدلین در دهه های گذشته تنها به یک دلیل معروف بود؛ خرید و فروش کوکائین. اما در حال حاضر 80 درصد نرخ کشتار و جنایت (نسبت به زمان اوج درگیریها) در این شهر کاهش یافته و به عنوان شهری با یک مدل جهانی برای تحول موفق دیده شده است. این شهر به خاطر بازآفرینی توانست جایزه بین المللی«خلاق ترین شهرستان در جهان» را به دست بیاورد. بر اساس این نمونه، طرح های بازآفرینی شهری را می توان مشتمل بر چهار اصل کلی دانست: توجه به سرمایه های اجتماعی شهر، شهری نگری، پیاده مداری و زمینه گرایی. با توجه به اینکه پروژه های بازآفرینی، ساده، سریع و ارزان بوده است و دلیل سهولت اجرا تغییرات سریع در شهر را موجب می شود، این جنبش از مقاومت های ناشی از تغییرات کاسته و به استفاده بیشتر از مشارکت مردمی کمک می کند. همچنین بازیابی هویت شهری ارتقای حس تعلق شهروندی، احیای عملکرد مراکز محله ای و ارتقای وضعیت اقتصادی محلات شهر با رویکرد شهرنگر و زمینه محور را می توان از مهم ترین دغدغه های طرح بازآفرینی به شمار آورد. الگوی طراحی، در طرح های بازآفرینی شهری، مبتنی بر نقش مشارکت مردم و اجتماعات مردمی است. این طرح ها برای تکامل نیازمند همراهی بخش خصوصی و مشارکت در امور عمرانی شهری هستند؛ جذب سرمایه گذار در فرآیند اجرایی چنین طرحی نیز مستلزم بسترسازی غنی و همه جانبه است. ضرورت تعریف پروژه هایی با عنوان محرک توسعه در این فرآیند غیر قابل اغماض بوده و می توان یقین داشت که این پروژه ها می بایست دربرگیرنده ویژگی های LQCE (سبک، ارزان، کوتاه مدت و تاثیرگذار) باشند. بهسازی، نوسازی و بازسازی نواحی تاریخی در سالهای آغاز طرح، بسترسازی مناسبی برای جذب سرمایه گذار خواهد بود. تجربه موفق عقلانیت و توسعه در مدلین نشان می دهد که بازآفرینی تنها راه برون رفت شهرهای ایران از بن بست توسعه نیافتگی است. شاید به همین دلیل است که بالاخره مقامات وزارت راه و شهرسازی متقاعد شدند بازآفرینی را جایگزین طرح جامع شهری کنند. با توجه به وجود محلات کم برخوردار رشت در مسیر بازآفرینی می توان امیدوار بود که با اجرای این پروژه تحولی شگرف در توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این محلات اتفاق بیفتد، به شرطی که تصمیم سازان در پارلمان شهری عطای روش های اعانه محور را به لقایش ببخشند و به ضرورت عقلانیت و توسعه باور داشته باشند.
به اشتراک بگذارید:

نگاه شما:

security code